نهادینه می شود. همچنین گذراندن این مرحله برای افراد، آفرینش دانش ضمنی جدید شخصی را نیز در پی دارد (کسب دانش پنهان جدید از دانش آشکار موجود(
گذراندن مراحل چهارگانه بالا، باید به صورت پیاپی و حرکت حلزونی شکل، ادامه یابد، تا به این وسیله، هر مرحله‏ای، کامل کننده مرحله پیش از خود باشد و ضمن نهادینه شدن دانش در سازمان، باعث تولید و خلق دانش های جدید نیز شود.

لازم به یادآوری است که باید هر یک از دو نوع دانش یاد شده در سازمان، مدیریت شود و نیز نحوه تعامل، استفاده و تبدیل هر یک به دیگری، مورد شناسایی و استفاده قرار گیرد. این دو نوع دانش، هر کدام می تواند، منشاء ایجاد دیگری باشد و در سطوح فردی، گروهی و سازمانی تسریع و گسترش یابد.
در شکل شماره 2-7، نحوه و اجزای شکل گیری مراحل چهارگانه فوق نمایش داده شده است.

شکل 2-7 نمایی از فرآیند تبدیل دانش(Nonaka&Takeuchi,1983)

نکته مهم دیگر آن است،که هنگامی که افراد در این فرآیندها شرکت می کنند، آموزش سازمانی نیز رخ می دهد، زیرا در این مشارکت، دانش افراد با دیگران، به اشتراک گذارده می شود، توضیح داده می شود، برای دیگران قابل دسترسی می شود و همچنین خلق و تولید دانش جدید از طریق این فرآیندها رخ می دهد.
در جدول زیر، مثال هایی در رابطه با فرآیندهای تبدیل شکل های گوناگون دانش به یکدیگر آورده شده است.
نهان به نهان (جتماعی کردن)
مانند نسبت ها و مباحثات یک گروه نهان به آشکار (بیرونی سازی)
مانند گفتگوی درون گروه ها، پاسخ به پرسش ها
آشکار به نهان (درونی سازی)
مانند آموختن از طریق خواندن و شنیدن گزارش آشکار به آشکار (پیوند برقرار کردن)
مانند ارسال از طریق پست الکترونیکی

جدول 2-3 تبادل دانش بین شکل های نهان و آشکار آن(Nonaka&Takeuchi,1983)

البته باید توجه داشت که این فرآیندها در انزوا رخ نمی‏دهند، بلکه در ترکیبات مختلف و در موقعیت های کاری ما بین افرادی که با یکدیگر مشغول به کارند، به وقوع می‏پیوندد. خلق دانش، نتیجه تاثیر متقابل افراد و دانش آشکار و پنهان است. به واسطه تعامل فرد با دیگران، دانش نهان، برون سازی شده و به اشتراک گذارده می شود، همچنین افراد در این فرآیندها از راه مدیریت دانش با به دست آوردن بینش و تجربه سازمانی خود یا توسط کارکنان دیگر، دانش را خلق، منتشر و درونی می کنند.
از آن جا که همه فرآیندهای این مدل مهم اند، بنابراین لازم است آنها را در مدیریت دانش به صورت یکپارچه مورد توجه قرار داده با اندیشیدن تدابیر و برنامه ریزی های لازم و نیز با عنایت به موقعیت سازمان مورد نظر، توازن بین این فرایندها را برقرار کرد.

بخش دوم
پیشینه تحقیق

2-2- پیشینه تحقیق در سطح بین الملل وایران
با توجه به اهمیت مدیریت دانش در سازمان¬های¬امروزی و این¬که به عنوان یک ضرورت برای این سازمان-ها شناخته می¬شود. مطالعات پژوهشی اندکی در زمینه بررسی زیرساخت¬های مدیریت دانش در سازمان¬ها به ویژه در دانشگاه¬ها صورت گرفته است.

2-2-1- درسطح ایران :
– فتح الهی و دیگران در سال 2009 در پژوهشی که با عنوان “امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در دانشگاه اصفهان از دیدگاه مجریان طرح های پژوهشی دانشگاه”، به صورت توصیفی پیمایشی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که دانشگاه اصفهان در بعد فرهنگ برای پیاده¬سازی مدیریت دانش از آمادگی نسبتاً مطلوبی برخوردار است، ولی در دو عامل ساختار و فرایند¬ها و زیرساخت فناوری اطلاعات این آمادگی دیده نمی¬شود.

– در پژوهش دیگری که توسط حسینی در محیط دانشگاهی تحت عنوان “بررسی زیرساخت مدیریت دانش در سطح دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان” صورت گرفته، محقق پس از ارزیابی سه عامل از زیرساخت¬های اساسی مدیریت دانش (عامل مدیریتی، فرهنگ سازمانی و عوامل فنی)، با استفاده از روش توصیفی پیمایشی، به این نتیجه رسیده که در میان زیر ساخت¬های اساسی مدیریت دانش در سطح دانشکده، زیر ساخت فنی وضعیت نسبتاً مناسبی دارد ولی دو عامل مدیریت و فرهنگ سازمانی در شرایط مناسبی قرار ندارند.

– قندالی،مریم در سال 1391 در پژوهشی که با عنوان ” طراحی ساختار مدیریت دانش در شهرداری ( مطالعه موردی شهرداری گرمسار) “،صورت گرفته که ابتدا به بررسی شاخص های مدیریت دانش شامل منابع انسانی،ساختار سازمانی ،فرهنگ سازمانی ، فناوری اطلاعات، رهبری و استراتژیک در شهرداری گرمسار پرداخته وسپس با بررسی تطبیقی مدلهای موجود مدیریت دانش ، مدل پیشنهادی در 7 مرحله شامل شناسایی و جمع آوری دانش، سازماندهی دانش، خلق دانش، تسهیم و تبادل دانش، بکارگیری و توسعه دانش، ذخیره دانش و به روزنمایی و ارزیابی دانش جهت شهرداری گرمسار ارائه و در پایان در 8 فاز به ارائه متدلوژی جهت پیاده سازی مدیریت دانش می پردازد.

مطلب مشابه :  پایان نامه تبیین و تحصیل نقاط و قوت و ضعف و محاسن و معایب آئین نامه اجرای سند رسمی

– عامری ،محمد نبی در سال1391 در پژوهشی که با عنوان ” امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش (مطالعه موردی سازمان آموزش و پرورش سمنان)، صورت گرفته که نامبرده پس از نمونه¬گیری، پرسشنامه¬های محقق ساخته بین 150 نفر از افراد جامعه توزیع کردید و داده¬های بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل گردید. برای این کار تک تک متغیرهای موجود در زیرساختارها و فرایندهای مدیریت دانش مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته¬ها نشان میدهند که اداره آموزش و پرورش سمنان از هر جهتی(زیرساختارها و فرآیندهای مدیریت دانش) آماده پیاده¬سازی مدیریت دانش است.

– نورا،فاطمه در سال 1392 در پژوهشی که با عنوان ” امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در دانشگاه پیام نور استان البرز” ، صورت گرفته است. بدین منظور پرسشنامه ای به منظور سنجش متغیرها طراحی شد که بخش اول آن سوالات عمومی و بخش دوم آن سوالات اختصاصی براساس طیف لیکرت بود. پس از اطمینان از پایایی این پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ 92.8 % و روایی ابزار اندازه گیری توسط تحلیل عاملی محتوایی و تاییدی در میان نمونه ای متشکل از 153 نفر با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی، متشکل از پرسنل فعال و هیئت علمی توزیع شد. داده ها با آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، آزمونtتک نمونه ای، همبستگی پیرسون و رگرسیون به وسیله نرم افزارهایLISREL و SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که زیرساخت ها (فرهنگ سازمانی، ساختارسازمانی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات) در دانشگاه پیام نور استان البرز جهت استقرار مدیریت دانش از شرایط مناسبی برخوردار هستند، این درحالیست که نظام فناوری اطلاعات در دانشگاه پیام نور استان البرز جهت استقرارمدیریت دانش از شرایط مناسبی برخوردار نیست. ازطرفی متغیرهای فرهنگ سازمانی، ساختارسازمانی و منابع انسانی بطور جداگانه هرکدام در دانشگاه پیام نور استان البرز جهت استقرار مدیریت دانش از شرایط مناسبی برخوردار هستند.

– محمدی استانی،مرتضی.شعبانی ،احمد.رجایی پور،سعیددر سال (1390) در پژوهشی که با عنوان ” امکان پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان برپایه مدل بکوویتز و ویلیامز ” ،صورت گرفته است.روش انجام پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی، و جامعه آن کتابداران شاغل در1389 بود. به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول – کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1388نمونه گیری عمومی کوکران استفاده و تعداد 138 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگر ساخته با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی صوری پرسشنامه توسط استادان با تجربه تایید و به منظور پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ (80%) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار آماری 16 SPSS استفاده گردید. نتیجه پژوهش نشان داد که امکان پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان بر پایه مدل بکوویتز و ویلیامز پایین تر از اندازه متوسط ( 36/ 19 ) است و پیاده سازی آن نیز بطور یکسان وجود ندارد. افزون بر این، اختلاف دیده شده میان میانگین آزمودنی ها بر پایه عامل های جمعیت شناختی جنسیت، رشته تحصیلی، سابقه ،اشتغال، سطح تحصیلات، نوع کار، و نوع کتابخانه تفاوت معنی داری وجود ندارد ( P0.05) ولی، در متغیر سطح تحصیلات در مولفه تسهیم و ارزیابی دانش، تفاوت معناداری وجود دارد (P0.05) به سخنی دیگرکتابداران با سطح تحصیلات دیپلم امکان پیاده سازی تسهیم و ارزیابی دانش را نسبت به کتابداران با سطح تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد بیشتر می دانند.

– مهدی،ابزاری وکرمانی ،محمدرضا درسال (1384) در پژوهشی که با عنوان ” امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در صنعت فولاد کشور(مورد مطالعه: شرکت ذوب آهن اصفهان) ” ،صورت گرفته است. که روش تحقیق حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی و از شاخه میدانی بوده است . جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد که تعداد آنها 1200 نفر و نمونه محاسبه شده بنحو تصادفی ساده برابر 145 نفر در شرکت مورد مطالعه بوده است . ابزار اندازه گیری این تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته شامل 38 سوال بسته است ، که پایایی آن از فرمول آلفا ی 0 حاصل گردید . سوالات به شکلی طراحی شده ، که با حفظ رو ایی و پایایی کرونباخ برابر (93 %)قابل قبول بتواند هدف تحقیق حاضر را بطور کامل در کل مجموع ه شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان بسنجد.زمینه های استقرار مدیریت دانش در شرکت فوق از طریق متغیرهای جمع آوری اطلاعات ، ذخیره اطلاعات ، سازماندهی دانش ، توزیع دانش ، پالایش دائمی دانش موجود و استفاده از دانش از طریق شش سوال مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان در هر شش سوال تحقیق ، کلیه زمینه ها جهت استقرارمدیریت دانش کمتر از سطح متوسط وجود داشته است .

مطلب مشابه :  پایان نامه ماهيت فقهي و حقوقي تنزيل

– اسماعیلی و سرابی (1386 در پژوهشی ) در پژو هشی با عنوان ” مدیریت دانش تجربه ای جدیددر شرکت آب و فاضلاب خراسان رضوی ” . با مرور بر سوابق پیاده سازی مدیریت دانش و سیر تغییرات و تحولات آن تلاش نموده اندبا تکیه بر تجربیات شرکت و انطباق آن برمفاهیم و نظریات علمی به بررسی و اثرات بکارگیری مدیریت دانش بپردازند. با توجه به اینکه در ابتدای سال 85 با تغییر در ساختار شرکت آب و فاضلاب خراسان و جداشدن گروهی از کارکنان وبه تبع آن جابجایی و انتقال ایشان تهدیدی نمایانگر شدو آن هم انتقال تجربیات کارکنان با انتقال فیزیکی ایشان بود بدین جهت حرکت بسمت مدیریت دانش به منظور ذخیره آنچه درذهن پرسنل در طی سالها شکل گرفته وبرای سازمان هزینه های کلانی رادربرداشته آغاز گردید.

– معالی (1388) در پژوهشی باعنوان ” بررسی چگونگی پیاده سازی نظام مدیریت دانش و انتخاب مناسب ترین مدل به همراه تدوین استراتژی KM در شرکت پالایشگاه نفت تهران ” در دانشگاه پیام نور انجام داده و به این نتیجه رسیده است که وضعیت فرهنگ، فن آوری و فرایندهای دانش در سازمان جهت استقرار مدیریت دانش مناسب نیست.

– علیمردانی (1388) در پژو هشی با عنوان ” ارایه ی مدل پیش بینی استقرار مدیریت دانش در کمیته امدادامام خمینی(ره) “در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران انجام داده و به این نتایج رسیده :بین چشم اندازکمیته امدادو استقرار مدیریت دانش رابطه معنی داری وجود دارد؛بین کارتیمی و استقرار مدیریت دانش در کمیته ی امداد رابطه معنی داری وجود ندارد؛بین ارتباطات باز با استقرار مدیریت دانش در کمیته امدادرابطه ی معناداری وجود دارد؛بین تکنولوژی و استقرار مدیریت دانش در کمیته امدادرابطه معنی داری وجود ندارد.

– در پژو هشی با عنوان ” بررسی و مقایسه ای ابعاد مدیریت دانش بین سازمانهای دولتی و خصوصی ” توسط عزیزی و همکاران (1389) به نتایج زیر دست یافتند که بانک های خصوصی در زمینه فن آوری اطلاعات و فرایند مدیریت دانش در شرایط بهتری نسبت به بانکهای دولتی برخوردارندو این در حالی است که در زمینه راهبرد، ساختار و افراد و نقش ها تفاوت معناداری میان این دو گروه وجود ندارد.

2-2-2- درسطح بین الملل

– عبدالله و دیگران در سال 2008 پژوهشی با عنوان “مطالعه تجربی در مورد پیاده¬سازی سیستم مدیریت دانش در مؤسسات آموزش عالی دولتی” در کشور مالزی انجام داده¬اند. پژوهش به صورت پیمایشی و با توزیع پرسشنامه در شش دانشگاه دولتی منطقه کلانگ والی مالزی صورت¬گرفته است. تحلیل نتایج حاصل نشان داده است که پیاده¬سازی سیستم مدیریت دانش در مؤسسات آموزش عالی دولتی مالزی، پذیرفته شده است. هرچند هنوز فرهنگ اشتراک دانش در این مؤسسات در سطح مطلوب قرار ندارد. وضعیت ساختار سازمانی نیز در مؤسسات آموزش عالی دولتی منطقه کلانگ والی مالزی برای پیاده¬سازی این سامانه مناسب نبوده است. ولی نتایج در خصوص وضعیت آمادگی فناوری اطلاعات برای پیاده¬سازی مدیریت دانش در مؤسسات آموزش عالی یاد شده حاکی از آمادگی مناسب این زیرساخت بوده است.

– محی الدین و دیگران در سال 2007 در پژوهشی دیگر با عنوان “نقش مدیریت دانش در افزایش کارایی دانشگاه های مالزی” به بررسی میزان تأثیر به کار¬گیری مدیریت دانش درافزایش کارایی دانشگاه-های مالزی و همچنین بررسی عوامل مؤثر در پیشبرد اهداف مدیریت دانش پرداختند. به همین منظور