.
سازمان تربیت بدنی در سال 1381 چنین بیان می کند که امروزه برای برنامه ریزی ورزش همگانی مردم خصوصاً زنان تحت پوشش قرار دادن آنها در این برنامه ها، باید فکر اساسی و اقدامی جدی و سریع به عمل آید، یعنی برنامه ریزی برای ورزش همگانی زنان باید به عنوان طرح ملی و یا بخش عمده ای از طرح جامعی که امروزه سازمان تربیت بدنی در حال تدوین و اجرای آن است، قرار گیرد تا برنامه ای مدون و همه گیر، منطبق با علایق زنان و منطبق با وضعیت اقتصادی کشور و همچنین منطبق با ارزشهای حاکم بر کشور تدوین و لازم الاجرا باشد. با توجه به اینکه برای هر نوع برنامه ریزی در درجه اول باید اطلاعات دقیق، جامع و کافی از همه موارد که در برنامه باید گنجانیده شود و در اختیار برنامه ریزان قرار گیرد، متأسفانه در کشور ما خلاء اطلاعاتی وجود دارد. هر چند که در ادوار گذشته و در سالیان اخیر بطور پراکنده هر سازمانی بدون همکاری و هماهنگی با سازمان دیگر اطلاعاتی را در مورد ورزش همگانی کشور جمع آوری نموده است، اما مطالعات تفضیلی توسعه ورزش همگانی و تفریحی مربوط به طرح جامع سازمان تربیت بدنی در اسفند ماه 1381 اعلام می دارد که : آماردقیقی از تعداد افرادی که در ایران ورزش می کنند در دسترس نیست .
به هر حال حتی اگر اطلاعات جامع و دقیقی هم در اختیار باشد، سرعت تولید علم و شرایط اطلاعاتی امروز جهان پیشرفت تکنولوژی خلاقیت و شیوه های جدید برنامه ریزی در جهان ایجاب می کند که ما از آخرین افکار، ایده ها، نوآوری در برنامه ها، نوع امکانات و نوع همکاری و نوع سیاست گذاریها در کشورهای پیشرفته جهان در زمینه همگانی شدن ورزش خصوصاً ورزش زنان اطلاع کامل داشته باشیم.
در راستای جمع آوری اطلاعات در مورد زنان جامعه ما تحقیقاتی صورت گرفته است و تحقیق حاضر نیز به بررسی عوامل بازدارنده و میزان مشارکت زنان شهرستان جهرم در فعالیتهای ورزش تفریحی می پردازد. هدف از بررسی عوامل بازدارنده فعالیتهای اوقات فراغت که فعالیتهای ورزش تفریحی یکی از مهمترین بخشهای آن است، مشخص نمودن عواملی است که محققان در تحقیقات خود آن را لحاظ نموده و یا افراد، خود آن را درک یا تجربه کرده اند و این عوامل باعث محدود شدن شکل ترجیح و انتخاب گزینه های مختلف مربوط به گذران اوقات فراغت می شود یا اینکه شرکت و لذت بردن در اوقات فراغت را در یکجا متوقف و یا در کل سد می کند. برای بررسی عوامل بازدارنده در این تحقیق به تحقیقات مختلفی که در کشور و در سطح جهان صورت گرفته است، مراجعه شد و عوامل مختلفی که در تحقیقات مذکور شناسایی شده اند، چنین عنوان می گردد: عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل شغلی، مسئولیتهای خانوادگی و شغلی، سیاست، عوامل جسمانی و روانی، امکانات و روش دسترسی به آنها، آگاهی، فرصتها، عوامل فرهنگی، مذهب و مشخصه های فردی نظیر تحصیلات، سن، تأهل و… از آنجا که بررسی این عوامل باید در تقسیم بندی و وظیفه بندی خاص صورت نگیرد، لذا ازمدل سلسله مراتبی عوامل بازدارنده اوقات فراغت (1991) استفاده می شود که در آن طبقه بندی این عوامل به شکل مناسبی ارائه شده است. در بحث بررسی میزان مشارکت عواملی نظیر سطح فعالیت، شدت و مدت فعالیت و … مورد بررسی قرار می گیرد. تحقیقات کرادفورد و همکارانش (1991) که در واقع صاحبان این مدل هستند، دو کمک عمده به تحقیقات مربوط به بررسی عوامل بازدارنده افراد از مشارکت در ورزش اوقات فراغت نمود، در تحقیقات مختلفی که قبل از ارائه مدل سلسله مراتبی عوامل بازدارنده اوقات فراغت به عمل آمده بود، بر عوامل بازدارنده و اثر آن بر مشارکت و یا عدم مشارکت افراد تمرکز داشت اما کرافورد و همکارانش (1991) نشان دادند که فقط مشارکت یا عدم مشارکت نیست که تحت تأثیر عوامل بازدارنده قرار می گیرند، بلکه نحوه انتخاب گزینه های مختلف و ارجحیت قائل شدن افراد در بین این گزینه ها نیز تحت تأثیر عوامل بازدارنده قرار دارند. مدل سلسله مراتبی عوامل بازدارنده اوقات فراغت موجب توسعه تعداد و سطح عوامل بازدارنده که می توانستند بر رفتارهای اوقات فراغت تأثیر بگذارند، گردید. بنابراین جکسون در سال 2002 در پژوهش خود چنین بیان می کند که عوامل بازدارنده نه تنها بر ارجحیت انتخاب و مشارکت افراد تأثیر می گذارند (کرافورد این دسته از عوامل را به نام عوامل بازدارنده ساختاری معرفی نمود) بلکه آنها بر نوع ارجحیت انتخاب افراد به چندین صورت مختلف و معنی دار نیز اثر گذارند و این عوامل را به طور قابل ملاحظه از طریق عملکرد دو نوع عوامل بازدارنده دیگر که کرافورد آنها را عوامل بازدارنده فردی و بین فردی نامیده است، صورت می گیرد.
همانطور که ذکر شد، کرافورد عوامل بازدارنده افراد از مشارکت در فعالیتهای ورزشی را در سه دسته فردی، بین فردی و ساختاری تقسیم نمود وعنوان کرد که افراد برای مشارکت در ورزش ابتدا باید به عوامل فردی تسلط یابند و سپس بر عوامل بین فردی و در نهایت بر عوامل ساختاری مسلط شوند تا بتوانند در فعالیتهای ورزشی شرکت کنند. به عبارت دیگر کرافورد به سلسله مراتبی از عوامل بازدارنده افراد از مشارکت در فعالیتهای اوقات فراغت و فعالیتهای ورزش تفریحی معتقد می باشد که فرد برای مشارکت یافتن در فعالیتهای ورزشی می باید به هریک از مراتب به نوبت تسلط یابد. عوامل فردی عواملی هستند که ارجحیت با علاقه به ورزش و فعالیتهای بدنی را سد می کنند و شامل حالات روانی، نگرشها و تصورات فردی می شوند. عوامل بین فردی عبارتند از نتیجه تعادل یا رابطه بین افراد و خصوصیات آنها و بالاخره عوامل ساختاری، عواملی هستند که بین علاقه به مشارکت و مشارکت واقعی مداخله می کنند. عواملی نظیر پول، وقت، فرصتها، امکانات، مسئولیتها، اشتغال و سلامت و سن در این طبقه قرار می گیرند (62).
جکسون در سال 2002 در پژوهش خود عنوان کرد که عوامل ساختاری که بطور جهانی ثابت هستند در کل به پنج طبقه تقسیم می شوند: 1- هزینه مشارکت 2- وقت و تعهدات 3- مشکلات مربوط به امکانات و تجهیزات 4- جداسازی و تفکیک ( مثل اقلیتهای اجتماعی و تفکیک جغرافیایی) 5- فقدان مهارت و توانایی. هیچیک از افراد این عوامل را به یک صورت و با یک شدت تجربه نمی کنند.
به عقیده کرافورد و همکارانش (2002) بیشتر تحقیقاتی که در مورد عوامل بازدارنده اوقات فراغت صورت گرفته است، برعوامل ساختاری تأکید دارند. در حالی که این عوامل دورترین و بعیدترین عوامل هستند و احتمالاً کمترین اهمیت را در شکل رفتارهای اوقات فراغت دارند. در حالیکه عوامل بین فردی و فردی نزدیکترین و احتمالاً مهمترین عوامل اثرگذار بر مشارکت در فعالیتهای اوقات فراغت هستند. آنچه در تحقیقات کرافورد و همکارانش اهمیت دارد این است که همواره وجود عوامل بازدارنده موجب عدم شرکت افراد در فعالیتها نمی شود، بلکه در بسیاری از مواقع عوامل بازدارنده حضوردارند اما افراد با استفاده از روشهای مختلف در فعالیتها شرکت می کنند و از مشارکت خود لذت می برند. هر چند که کیفیت مشارکت و لذت بردن آنها در مقایسه با زمانی که عوامل بازدارنده وجود ندارند، بسیار متفاوت است .
در این تحقیق سعی شده است تا عوامل بازدارنده را کاهش داد و زمینه ای فراهم کرد که زنان کشور در فعالیت ورزشی مشارکت بیشتری در ورزش اوقات فراغت داشته باشند و به شناسایی تأثیر بیشتر هر یک از عوامل بازدارنده فردی و بین فردی و ساختاری بر میزان مشارکت بانوان در فعالیتهای ورزشی و اولویت بندی هر عامل پرداخت تا در روند توسعه ورزش بانوان و سوق دادن زنان به ورزش مؤثر واقع شود.
اهداف
اهداف کلی: بررسی عوامل بازدارنده و میزان مشارکت زنان شهرستان جهرم در فعالیت ورزش تفریحی؛ طبق مدل سلسله مراتبی عوامل بازدارنده اوقات فراغت.
اهداف ویژه:
1- تعیین ترکیب عوامل سه گانه مدل و ترکیب قرارگیری آنها در مشارکت بانوان شهرستان جهرم؛
2- تعیین اولویت عوامل فردی بازدارنده از مشارکت بانوان در فعالیتهای ورزش تفریحی شهرستان جهرم؛
3- تعیین اولویت عوامل بین فردی بازدارنده از مشارکت بانوان در فعالیتهای ورزش تفریحی شهرستان جهرم؛
4- تعیین اولویت عوامل ساختاری بازدارنده از مشارکت بانوان در فعالیتهای ورزش تفریحی شهرستان جهرم؛
5- تعیین ترکیب عوامل سه گانه مدل و مطابقت آن با وضعیت خصوصیات فردی بانوان (سن، تأهل، شغل، تعداد فرزند وتحصیلات) در شهرستان جهرم؛
6- تعیین میزان مشارکت بانوان شهرستان جهرم در فعالیتهای ورزش تفریحی برحسب خصوصیات فردی (سن، تأهل، شغل، تعداد فرزند وتحصیلات).
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
تاریخ بیانگر تمایلات درونی انسان به فعالیتهای جسمانی است. در جوامع بدوی و یا در فرهنگ باستانی ملل مشرق زمین برنامه های تربیت بدنی سازمان یافته ای وجود نداشته لیکن فعالیتهای بدنی بخش لاینفک زندگی روزمره را تشکیل می داد و بدنهای سالم و پرورش یافته از خصوصیات ظاهری مردم بود. فعالیتهای جسمانی آنها، به شکار، تلاش برای تهیه غذا، برپاکردن پناهگاه و محافظت خود از محیط مخاطره آمیز محدود می شود (آزاد 1374ص370و398). اختراع ماشینها و وسایل الکترونیکی، صرفه جویی در نیروی کار، مشاغل کم تحرک و غیرفعال وافزایش اوقات فراغت را تمدن نوین برای انسان به ارمغان آورد.
در تحقیقی که در کانادا انجام گرفته است مشخص شده است که مشارکت در ورزش می تواند موجب افزایش اعتماد به نفس زنان گردد. دختران دانش آموز ورزشکار 92% کمتر از دانش آموزان غیر ورزشکار به مواد مخدر روی آوردند و نیز 89% کمتر حامله می شوند و نسبت به دانش آموزان غیر ورزشکار سه برابر بیشتر از دبیرستان فارغ التحصیل می شوند. زنان ورزشکار 3/17% بیش از غیر ورزشکاران کاهش جرائم نشان می دهند (مرکز تندرستی و سبک زندگی کانادا،2002).
فعالیت های بدنی و تحرک جسمی می تواند میزان سلامتی، قدرت دفاعی و توان جسمی زنان را چند برابر کند و از بیماریهای گوناگون مانند سرطان رحم، فشار خون بالا، سکته قلبی، قند، پوکی استخوان و… جلوگیری کند. در حال حاضر، بیماریهای قلبی و عروقی علت مرگ 50 درصد زنان بالای 50 سال در کشورهای درحال توسعه شناخته شده است و بیش از 100 میلیون نفر از زنان جهان به بیماری دیابت که موجب کوری، صدمه دیدگی اعصاب، نارسایی کلیه، زخم پا یا قطع پا می شود، مبتلا هستند. در صورتی که می توان با فعالیت جسمی به میزان قابل توجهی از این بیماریها کاست. زنان و مخصوصاً آنها که قبل از سن یائسگی هستند، نسبت به مردان امکان بیشتری دارد که به پوکی استخوان مبتلا شوند و فعالیتهای جسمی مانند پیاده روی و دویدن آهسته در دوران کودکی و نوجوانی و جوانی موجب می شود که اسکلت بدن آنها سالم بماند و دچار پوکی استخوان نشوند (13).
فعالیت بدنی و تحرک جسمی برای همه سنین زندگی مفید است و زنان مسن از این قاعده مستثنی نیستند. مشارکت افراد در فعالیتهای ورزشی است که می تواند موجب کاهش و به تأخیر انداختن ناتواناییهای جسمی ناشی ازکهولت سن گردد. محققان می گویند: زندگی پرتحرک در افراد مسن (خصوصاً زنان) باعث می شود که آنها بتوانند زندگی اجتماعی بهتری داشته باشند و با افراد دیگر در هر سن و سال ارتباط داشته باشند و انعطاف پذیری و تعادل جسمی در افراد مسن می تواند از زمین خوردن آنها که یکی از بزرگترین ناتوانیها در افراد مسن است، جلوگیری کند. به گفته این محققان، فعالیت بدنی می تواند نقش بسیار مهمی در جلوگیری از بیماریهای روانی و جنون پیری ایفا کند و با توجه به اینکه 20 سال آینده تعداد زنان بالای 60سال کشور افزایش پیدا می کند، جلوگیری و به تعویق انداختن بیماریهایی که به سنین بالا تعلق دارد، باید در اولویت قرار گیرد و فعالیتهای بدنی می تواند نقش خیلی خوبی در این زمینه داشته باشد ( 13).
تحقیقات نشان داده اند درجوامعی که نارسایی های کمی و کیفی در ورزش وجود دارد، عقب افتادگی آن جامعه نیز چشمگیر است. این در حالی است که علما و بزرگان کشورمان ورزش کردن را برای مرد و زن مسلمان لازم می دانند و در اسلام پرورش بدن به معنی مراقبت و حفظ سلامت و بهداشت بسیار مورد تأکید قرار گرفته است که در این میان سازندگی و سلامت جسمانی- روانی و اخلاق و معنویت جامعه زنان می تواند کار ساز و مؤثر باشد که ایجاد انگیزه و علاقمندی به ورزش در بین زنان و دختران یکی از ضرورتهای اجتماعی و فرهنگی می باشد.
پایگاه اطلاع رسانی پزشکان در سال 1384 اظهار کردند که فعالیت بدنی منظم به پیشگیری از بیماریهای قلبی عروقی کمک می کند. این بیماریها که شامل بیماریهای قلبی، فشار خون بالا و سکته مغزی می باشد، باعث یک سوم مرگ و میر زنان در سراسر جهان هستند. بیماریهای قلبی عروقی باعث می شوند نیمی از مرگ های زنان بالای 50 سال در کشورهای در حال توسعه هستند. توام بودن فعالیتهای بدنی منظم و تغذیه کافی اصلی ترین و اثرگذارترین راه تنظیم چاقی خفیف تا متوسط و حفظ وزن ایده آل در زنان است. فعالیت بدنی می تواند تا حد زیادی به پیشگیری و درمان استئوپروز بیماری های خاصی است که در آن استخوان شکننده شده و در مقابل شکستن، مقاومت ضعیفی از خود نشان می دهند. زنان مخصوصاً دردوران یائسگی در معرض خطر ابتلای بالاتری نسبت به این بیماریها هستند.
فعالیتهایی که در آن وزن بدن را تحمل می کنیم مثل پیاده روی و آهسته دویدن، برای بلوغ طبیعی استخوان بندی در دوران کودکی و