، بازدارنده، کرافورد، زنان، بازدارنده ،

عواملی هستند که با حالت های روانی فرد سروکار دارند و بر ارجحیت اوقات فراغت او تأثیر می گذارند، ولی در رابطه بین ارجحیت و مشارکت دخالت ندارند، مانند استرس، افسردگی، اضطراب، تمایلات مذهبی، خویشاوندی و عدم خویشاوندی افرادی که نگرش خود را مطرح می کنند، اولویت های اجتماعی برای شرکت در فعالیت های خاص اوقات فراغت، درک میزان مهارت شخصی، ارزیابی فرد از مناسب بودن یا در دسترس بودن فعالیت های مختلف اوقات فراغت. همانطور که کرافورد و گادبی(1987) عنوان کرده اند، عوامل بازدارنده فردی نسبتاً ثابت هستند و اگرچه بعضی از آنها ( مثلاً دسترسی ) تحت تأثیر اجتماع هستند اما در سطح روانی – فردی تجربه می شوند (82).
عوامل بازدارنده بین فردی
عوامل بین فردی حاصل کنشهای بین فردی یا رابطه بین خصوصیات فردی افراد است. این عوامل یا حاصل عوامل فردی است که همسران با خود به رابطه زناشویی می آورند و در نتیجه بر مشارکت مشترک در فعالیتهای اوقات فراغت خاص اثر می گذارند یا موانعی هستند که به عنوان نتیجه روابط و تعامل همسران پیش می آیند. موانعی از این نوع ممکن است هم بر ارجحیت و هم بر مشارکت در فعالیتهای مشترک اوقات فراغت و همراهی کردن در فعالیتهای اوقات فراغت اثر بگذارند (82). این مدل را می توان در دو حالت زیر خلاصه کرد:
1- کرافورد و گادبی توضیح می دهند که عملکرد عوامل بازدارنده تنها می تواند با در نظر گرفتن مفهوم وسیع رابطه ارجحیت – مشارکت درک شود.
2- آنها بیان می کنند که علیرغم فرضیات متداول موانع در این رابطه نه تنها با مداخله بین یک ارجحیت در انتخاب و مشارکت در آن فعالیت عمل می کند ( موانع ساختاری)، بلکه به دو روش مهم دیگر نیز وارد عمل می شوند: با نفوذشان بر ارجحیت ها ( عوامل بازدارنده فردی) و با تأثیرشان بر ارجحیت ها و مشارکت (عوامل بازدارنده بین فردی) (کرافورد و گادبی،1987).
عوامل بازدارنده ساختاری
تحقیقات انجام شده در این رابطه بر سه محور فعالیتهای زنان، مهاجران و گروههای مختلف تقسیم شده اند. اشتغال زنان علاوه بر مزایایی که دارد، هزینه هایی مانند استرس زمان و کاهش وقت، انبوه وظایف شغلی و خانوادگی برای شرکت در فعالیتهای اوقات فراغت به همراه دارد. در تحقیقی که زیبلند و همکاران4 (1988) انجام شد مشخص گردید که دو دلیل باعث می شد تا زنان در برنامه های ورزشی حفظ سلامت و لاغری شرکت نکنند عبارت بود از موانع درونی (نظیر عدم علاقه، تنبلی و عدم داشتن وقت کافی) و موانع خارجی (نظیر عدم وسایل نقلیه ، نداشتن شهریه کلاسها). تحقیقات نشان داده اند که عوامل بازدارنده ساختاری از مهمترین عواملی هستند که به عنوان بازدارنده زنان از مشارکت در فعالیتهای اوقات فراغت مسخص شده اند (46).
پژوهشهای انجام شده بر اوقات فراغت زنان ایران نشان داد که عوامل بازدارنده ساختاری شرکت در فعالیتهای ورزشی است. عوامل بازدارنده فرهنگی که بر نگرشهای سنتی استوار است و مفهوم اجتماعی اوقات فراغت، نقش بسیار مهمی در بازدارندگی زنان از شرکت در فعالیتهای اوقات فراغت دارند اما سایر عوامل بازدارنده اقتصادی، اجتماعی و انتظارات خانوادگی به عنوان مهمترین عوامل بازدارنده زنان از شرکت در فعالیتهای اوقات فراغت زنان ایرانی درجه بندی شده اند (64).
عوامل بازدارنده که مهاجران با آن روبرو بودند شامل مشکلات زبان، عدم آشنایی با روشهای جدید زندگی در کشور میزبان و جداسازی اجتماعی، کمبود زمان و پول و نیز عدم وجود باشگاه یا سازمان ورزشی و عدم داشتن برنامه خاصی مختص مهاجران (64).
در پژوهشی که توسط اسمیت5 (1987) بر توریسم ورزشی معلولین انجام گرفت سه موانع درونی (حاصل عملکردهای شناختی، فیزیکی و روانی)، موانع محیطی (محدودیتهای محیطی) و موانع تعامل (تعامل توریسم با محیط پیرامون) موجب کاهش لذت بخشی توریسم برای معلولین می گردد (46). نتایج حاصل از تحقیقات نشان می دهند که عوامل بازدارنده بطور جهانی دارای یک طبقه بندی ثابت است که شامل هزینه مشارکت، وقت و سایر تعهدات، مشکلات تأسیسات، جداسازی (اجتماعی و جغرافیایی)، فقدان مهارت و توانایی. تجزیه عوامل بازدارنده بین افراد و گروهها متفاوت است و هیچیک از مجموعه ها و یا افراد جامعه از تجربه عوامل بازدارنده بی نصیب نمی مانند و به نوعی آن را تجربه می کنند (82).
مدل سلسله مراتبی عوامل بازدارنده اوقات فراغت
جکسون، کرافورد و گادبی6 (1991) اعتقاد دارند که تأکید اکثر تحقیقات بر عوامل بازدارنده ساختاری متمرکز شده است و عوامل بازدارنده فردی و بین فردی کمترین اهمیت را دارند. اما اخیراً این دو عامل در مشارکت اهمیت بسیار بیشتری یافته است (82). آنها مدلی را طراحی کردند که فرد این عوامل را در یک سلسله مراتب تجربه می کند. ارجحیت های اوقات فراغت وقتی شکل می گیرد که عوامل بازدارنده فردی نباشد یا اثر آنها با مجموعه ای از امتیازات و اعمال تمایلات و خواسته های انسانی در تقابل قرار گیرند. افراد ممکن است با عوامل بازدارنده بین فردی هم مواجه شوند و این زمانی است که این نوع عوامل بازدارنده برطرف شده اند و عوامل بازدارنده ساختاری ظاهر شوند. در بحث عوامل بازدارنده ساختاری شرکت در فعالیت زمانی اتفاق می افتد که عوامل بازدارنده ساختاری حضور نداشته باشند و یا فرد بر آنها غلبه کرده باشد ( کرافورد، گادبی و جکسون،1991). دراین مدل مورد بحث نشان می دهد که این مراحل چگونه بر نحوه شرکت یا عدم شرکت در فعالیتهای اوقات فراغت و نیز نحوه تأثیر عوامل بازدارنده بر شکل انتخاب فعالیت (تخصصی شدن فعالیت) در بین افرادی که در فعالیت شرکت می کنند می گردد و البته توجه بر انتخاب فعالیتهای تفریحی است.
مسیر عوامل بازدارنده
طبق نظر جکسون، کرافورد و گادبی (1991 ) مشارکت در فعالیت اوقات فراغت به تسلط بر مسیر عمل چندین عامل بستگی دارد، نحوه قرارگیری و ترتیب آنها، که باید از بین برود تا محرکی برای فرد از طریق این سطوح سیستماتیک شکل بگیرد (46).

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد : بررسی استقلال قضات در حقوق ایران

سلسله مراتبی از عوامل مهم
جکسون، کرافورد و گادبی(1991) بیان کردند که سطوح عوامل بازدارنده از بالاترین عامل (عوامل فردی) تا پایین ترین عامل (عوامل ساختاری) مرتب شده است. در نتیجه عوامل بازدارنده فردی قوی ترین عامل می باشد. پس به این ترتیب سوگیری روانشناختی از این عامل حمایت می کند. این سوگیری دارای سه عامل ارزیابی است: 1- عقیده مبتنی بر آنچه یک شخص یا فرد دیگر انجام بدهد. 2- آنچه فرد دوست دارد یا می خواهد که انجام دهد. 3- میزانی از شایستگی یا توانایی که فرد برای انجام رفتاری خاص دارد. این عوامل روانشناختی اهمیت بسیاری دارند چون باعث می شود تا فرد نخواهد در فعالیت شرکت کنند و اگر این اتفاق بیافتد افرادی که تحت تأثیر عوامل بازدارنده فردی قرار دارند، احتمال کمی دارد که بخواهند در یک فعالیت اوقات فراغت خاص شرکت کنند و اگر این طور شود دیگر این فرد طبق سلسله مراتب عوامل بازدارنده پیش نخواهد رفت و نمی تواند سایر عوامل بازدارنده در این سلسله مراتب را تجربه کند و با آنها مواجه شود. برعکس افرادی که کمتر تحت تأثیر عوامل بازدارنده فردی قرار دارند، امکان تجربه این سلسله مراتب را می یابند و می توانند با سطوح مختلف این سلسله مراتب به عنوان موانع رفتاری مواجه شوند (46).
سلسله مراتبی از امتیازات اجتماعی
اعتقاد بر این است که تأثیر طبقه اجتماعی از طریق پراکندگی در روشهای مختلفی است که افراد عوامل بازدارنده را درک یا تجربه می کنند. درآمد و تحصیلات به نوبت تأثیر قوی بر نوع عوامل بازدارنده دارند و این امر بیان می کند که تأثیر عوامل بازدارنده ساختاری برفعالیت اوقات فراغت افراد تحت تأثیر درآمد و تحصیلات قرار دارد. یعنی وجود این دو عامل می تواند تأثیر عوامل ساختاری را کم که در نتیجه مشارکت به وقوع می پیوندد و یا افزایش دهد، که در نتیجه ممکن است منجر به عدم مشارکت گردد. پس همان طور که جکسون (1990) می گوید: “افراد تحصیل کرده و دارای در آمد بالاتر در مقایسه با بقیه کمتر احتمال دارد تا با عوامل بازدارنده فردی یا بین فردی مواجه شوند” (جکسون، کرافورد و گادبی،1991). اما هنوز تأییدات تجربی کافی برای این مدل وجود ندارد.
نظریه غلبه بر عوامل بازدارنده
جکسون، کرافورد و گادبی (1993) این نظریه را ارائه دادند که با چندین قضایا رشد کرد. برخی از آنها در زیر ذکر شده است (107):
قضیه غلبه بر عوامل بازدارنده
مشارکت وابسته به عوامل بازدارنده است نه اینکه غیبت عوامل بازدارنده به معنی مشارکت باشد. بلکه مشارکت در نتیجه غلبه بر این عوامل حاصل می شود چنین غلبه ای احتمالاً شکل مشارکت را تغییر می دهد ولی مانع آن نمی شود (107). این قضیه بیان می کند که عوامل بازدارنده همیشه منجر به عدم شرکت نمی شود بلکه ممکن است موجب شود با تعدیل همراه باشد. طبق نظر جکسون و همکارانش مشارکت حاصل از غلبه احتمالاً متفاوت از مشارکتی است که در غیاب عوامل بازدارنده ساختاری رخ می دهد. برای مثال فردی که می خواهد هر روز شنا کند ولی با کمبود وقت همراه است، مسئله کمبود وقت به عنوان یک عامل بازدارنده موجب توقف شرکت در فعالیت نشود بلکه، موجب تعدیل مشارکت گردد ( شنا کردن در دفعات کمتر). تنها تحقیقی که برای اثبات صحت قضیه غلبه بر عوامل بازدارنده، انجام شد، تحقیقی بود که توسط جکسون و راکز (1995) صورت گرفت. بر اساس یافته های ایشان، محققان ساختاریهای را به شناختی ( کاهش عدم توافق شخصی) و رفتاری ( تغییری مشهود در رفتار) تقسیم کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که اکثر مردمی که بر عوامل بازدارنده غلبه می کنند، این عمل را به شکل رفتاری انجام می دهند، که نمونه هایی از این ساختاریهای رفتاری شامل تعدیل زمان و تعهدات، کسب مهارتهای لازم، تغییر روابط بین فردی و تغییر تمایلات فرد به فعالیتهای اوقات فراغت می باشد و نیز یافته ها نشان می دهد که ساختاریهای غلبه به نحوه مواجهه با عوامل بازدارنده بستگی دارد. برای مثال، فقدان مهارت بیشتر اوقات با کسب این مهارتها و کمبود زمان همراه است.
غلبه و گزارش عوامل بازدارنده
پراکندگی که رابطه با عوامل بازدارنده گزارش شده، می تواند نه تنها به عنوان پراکندگی در تجربه عوامل بازدارنده بلکه به عنوان پراکندگی در موفقیت در غلبه بر این عوامل در نظر گرفته شوند (107). این قضیه، بررسی پراکندگی عوامل بازدارنده ای را که گزارش نشده توصیه می کند. همانطور که جکسون و همکاران (1993) بیان کردند. چنین دستاوردی الزام بررسی های بیشتر را موجب می شود. آیا افرادی که گزارشی از مواجهه با عوامل بازدارنده ارائه نمی دهند، واقعاً هیچ عامل بازدارنده ای را تجربه نمی کنند؟ عدم گزارش عوامل بازدارنده شاید به دلیل غلبه افراد و تسلط موفق برآنهاست. در تأیید این قضیه بررسی های کمی انجام شده است.
تأثیر متقابل انواع مختلف عوامل بازدارنده
پیشی گرفتن یک یا تعداد بیشتری عوامل بازدارنده بین فردی و یا ساختاری ممکن است که تمایل به شرکت در فعالیتهای اوقات فراغت را کاهش دهد و می تواند عملکرد یک عامل بازدارنده فردی را موجب شود و این نیز بیان می کند که عوامل بازدارنده از طریق بازخوردها آشکار می شوند. انتظار تقابل عوامل بین فردی و ساختاری که به سختی غلبه بر آنها صورت می گیرد ممکن است که تمایل به شرکت در فعالیت را فرو نشاند (107). اسکات (1991) در تحقیقی توصیه می کند که عوامل بازدارنده فردی ممکن است با محدود کردن فرصتها، موجب به وجود آمدن عوامل بازدارنده ساختاری برای سایرین شود. علاوه بر آن تأهدات زمانی (بازدارنده ساختاری) که افراد آن را تجربه می کنند ممکن است در کل، به برنامه زمان بندی شده برای اعضای گروه منتج شود ( بازدارنده فردی).

مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوع محاربه در حقوق فقهای شافعی و حنفی

فراتر از شرکت در اوقات فراغت
در تداوم عمل عوامل بازدارنده، اکثر تحقیقات در مورد عوامل بازدارنده ای که باعث شود افراد در فعالیتها شرکت نکنند، تکیه دارد. ولی واقعیت این است که گاهی فرد در فعالیتها شرکت می کند اما بعضی از عوامل بازدارنده بر بعضی از جوانب مشارکت او مانند دفعات تکرار مشارکت در فعالیت، سطح تخصصی کردن فعالیت، سطح آگاهی درگیر شده در فعالیت و حتی تعریف او از موقعیت تأثیر می گذارند. طبیعت سلسله مراتب عوامل بازدارنده اوقات فراغت مراحل مشخصی است که به تخصص گرایی توجه دارد. چون این عامل فردی است که میزان ادراک تناسب تخصص گرایی را در یک فعالیت اوقات فراغت مشخص می کند. با مثالی بیان می کنیم که چگونه عوامل بازدارنده می توانند بر مشارکت فرد در فعالیت اوقات فراغت اثر گذارد. فردی که می خواهد رشته تنیس را شروع کند و در تلویزیون بازی گراف یا آغاسی را نگاه می کند و در این حالت ممکن است اصلاً به سمت این رشته نرود یا اینکه فکر کند که شرکت در مسابقات قهرمانی مناسب نیست به سمت این رشته هم نخواهد رفت (عوامل بازدارنده فردی). بعد نوبت به عوامل بازدارنده بین فردی می رسد مثل پیدا کردن فردی با علایق مشترک و مهارت مشابه و سپس نوبت به عوامل ساختاری می رسد مثل درآمد کافی، امکانات و وسایل، دسترسی به زمین های تنیس و… در بین شرکت کنندگان در فعالیتها، یک نوع از عوامل بازدارنده بسیار مهم باشد که به عنوان عامل بازدارنده ساختاری شناخته می شود و بین تمایل شرکت و مشارکت واقعی برای آنهایی که ورزش نمی کنند، مداخله می کند. و برای افرادی که شرکت می کنند، سطح مهارت یا

Author: 92