ویژگی های رهبران بزرگ وموفق ریشه در هوش هیجانی آنها دارد نه در هوش منطقی آنها. بارون، بایرن در تحقیقی در سال 1997 به نتایج زیر جهت صفات رهبری دست یافتند. این صفات را می توان مرتبط باخصوصیات هوش هیجانی که به آن می پردازیم یافت (تونکه نژاد، 1388، 23).
الف ) جذب کننده: رهبر باید از ویژگیهای میل به پیشرفت، بلند پروازی، انرژی زیاد، پیگیری و اصرار بر امور و ابتکار عمل برخوردار باشد.
ب ) صداقت و درستی : رهبر باید از قابلیت اعتماد زیاد در اعمال مسئولیت ها و شخصیت باثبات برخوردار باشد و بصورت باز عمل نماید و صداقت و راستی در پندار، گفتار، و کردارش نمایان باشد.
ج) انگیزه ی رهبری : در وجود یک رهبر باید میل به تاثیر گذاری بر دیگران و اعضاء سازمان، برای نیل به اهداف مشترک وجود داشته باشد. به عبارت دیگر انگیزه درونی و بیرونی رهبر است که وی را به حرکت وا می دارد و با عشق و علاقه در جهت اهداف سازمان حرکت می کند و پافشاری می نماید.
د) اعتماد به نفس : رهبر باید از اعتماد به نفس بالایی برخوردارباشد تا بتواند در دیگران تاثیر بگذارد و با گامهایی بلند و استوار حرکت نماید. او باید نسبت به خود احساس ارزشمند بودن داشته باشد تا اعضاء سازمان برای وی ارزش قائل شوند. او زمانی می تواند با موقعیتهای اجتماعی کنار آید و در اظهار عقیده و نظرات خود آسوده خاطر باشد که از عزت نفس بالایی برخوردارباشد و اگر دارای عزت نفس پایینی باشد احساس بی ارزشی نموده و این امر را به سایر جریانها از جمله محیط کاری، زندگی، و مسائل اجتماعی تعمیم داده و در عملکرد خود تردید و دودلی از خود نشان میدهد و در نتیجه سازمان در تصمیم گیریها دچار مشکل خواهد شد (یعقوبی و همکاران، 1388، 55).
2-2-9) رهبری تحول گرا و اثربخشی تیمی
.هر چند رسیدن به سطح بالای عملکرد فردی به طور گسترده ای مورد پژوهش واقع شده است، پژوهش در خصوص دستیابی به سطح بالای عملکرد تیمی آنچنان گسترده و وسیع نیست. دگروت و همکارانش خاطرنشان کردند که وقتی رهبری و عملکرد بررسی می شود نتایج نشان می دهد که اندازه تاثیر در سطح گروه دو برابر اندازه تاثیر در سطح فردی است.با این حال شواهد نشان می دهد که رهبری تحول گرا و عملکرد گروه ممکن است عرصه ای پرثمر برای اکتشافت بیشتر باشد .تصورات و عقاید پیشین رهبری تحول گرا را با جنبه های مختلف عملکرد تیم پیوند داده اند.برای مثال، والدمن (1994) در خصوص بهبود فرایندهای چند وظیفه ای نوآوری تیمی از طریق رهبری تحول گرا بحث می کند، در حالی که باس (1994) از بهبود مهارت های تصمیم گیری تیمی از گذرگاه رهبری تیمی سخن می گوید. اخیراً کاهایی و همکارانش (2000) نشان دادند رهبران تحول گرا با فائق آمدن بر بیهوده گذرانی های اجتماعی در میان اعضای گروه، باعث ارتقای عملکرد گروه می شوند(Dionne et al, 2003) .

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب