بررسی مسائل ، رهیافتهای مختلفی را مورد بررسی قرار می دهد.زمانی که ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد،بطور غیر محسوس شروع به کار می کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات،رهیافتی برای مسئله ارائه می کند (هایل مقدم،1382).
2-4) ویژگی های فردی کارکنان خلاق:
افراد از نظر خلاقیت متفاوت هستند.کسی که زندگی خلاقی دارد، احساس توانمندی را در خود پرورش می دهد، بدنبال جبران ناکامی ها بوده و نیروهایش را در راه تحقق اهدافی که دارد بسیج می کند.این افراد نیز همچنین دارای ویژگی های دیگری از جمله عدم دلبستگی به مادیات، عدم انفعالی زندگی کردن، مشتاق و شیفته بودن و غیره است.
اما سازمان ها و شرکت ها با این تغییرات گسترده و دگرگونی های شگرف جهانی نیز در انتخاب افرادی هستند که خلاق و نوآور بوده و رهیافت های بدیع و خلاق برای مسائل پیچیده ارائه کنند. مهمترین ویژگی این سازمان ها انعطاف پذیری آنها در رویارویی با بحران هایی است که غالبا˝ ناشی از رقابت های اقتصادی دامن گیر آنها می شود.آنان با مسائل و تنگناها برخورد منطقی و محققانه داشته،در صورت نیاز به تغییر و تحول،پس از بررسی دقیق و عالمانه،آن را اعمال می کنند.ساختار خلاق،نمایان گر روابط واحدهای آن و نشان دهنده میزان انعطاف پذیری آن است.سازمان هایی که دارای ساختار غیرقابل انعطاف باشند،برای ایجاد همکاری و وحدت در دوران بحران،دچار آشفتگی می شوند (آمابیل،1998).
نگرش جدید دیگری تحت عنوان نگرش مدیریت بر مبنای انتظارات مطرح شده است .که سعی در توسعه انتظارات والای انسانی دارد.این نگرش برتر و والاتر از سایر نگرش ها است، زیرا به جای تاکید بر عناصر عقلائی و عینی مدیریت، بر عنصر انسانی تکیه می کند. دلیل آن این است که با این نگرش مدیر تشویق می شود تا امر هدایت و رهبری را بر اساس انتظارات انجام دهد.چه این انتظارات بر مبنای مشتریان صورت پذیرد ، چه بر اساس کارکنان کلیه طرح های سازنده ،اقدامات و عملیات از انتظارات سرچشمه می گیرند.
همچین مرور ادبیات خلاقیت در سازمان بیانگر این مطلب است که رفتار خلاق اغلب به عنوان نتیجه خصوصیات فردی در نظر گرفته شده است.(آمابیل،1996) . محققین دریافته اند که خلاقیت فردی زمانی به اوج خود می رسد که افراد توسط تعهد درونی،چالش پذیری،رضایت شغلی، و مکانیزم های خود کنترلی و خود نظمی تحریک شوند (همان، ص 67) .در این جا به بیان دیدگاها در مورد افراد خلاق پرداخته می شود.
2-5) دیدگاها در مورد افراد خلاق:
دو دیدگاه در مورد افراد خلاق وجود دارد . یکی دیدگاه « خلاقیت به عنوان نبوغ » و دیگری دیدگاه « خلاقیت استعداد همگانی».
الف) خلاقیت به عنوان نبوغ:
از دیدگاه نبوغ ، خلاقیت فرایندهای استثناعی تفکر(ضمیر ناخودآگاه) ظهور می کند ، فرایندهایی که تا اندازه ای با تفکر عادی در فعالیت های روزانه خود بکار می بریم، متفاوت اند . به عبارت دیگر از این دیدگاه نمونه های استثناعی در مورد خلاقیت وجود دارد که ظاهرا˝ می شود آنها را دخالت نیروهای مافوق طبیعی نسبت داد(ویزبرگ ،1999، ص 230).از این حیث اولا˝ خلاقیت مربوط و محدود به افراد استثنایی است که نابغه بدنیا آمده اند که خلاقیت اکتسابی نبوده و نمی توان برای آن بسترسازی نموده ،ثانیا˝ تنها آثار و محصولات ویژه و برجسته، خلاق می باشند، ثالثا˝ عمدتا˝ به حوزه هنر محدود شده است.(مال امیری،1386، ص 116).
به نظر ورنون (1984)، خلاقیت شامل ظرفیت شخصی جهت تولید ایده های اصیل یا جدید،بینش ها،تجدید ساختارها ،اختراعات و آثار هنری است که توسط خبرگان از نظر علمی،زیباشناسی،اجتماعی یا تکنولوژیکی ارزشمند تلقی شود.

ب) خلاقیت بعنوان استعدادی همگانی:
تا قبل از سالهای 1950 تصور بر این بود که استعداد خلاقیت،ذاتی و غیر اکتسابی است.از اوایل دهه 1950 به بعد،این تصور و باور سنتی و غیر علمی از خلاقیت به عنوان نبوغ رو به افول گذاشت و جای خود را به دیدگاه جدیدی داد که حاصل تحقیقات و پژوهش های علمی و نظام مند صاحب نظران خلاقیت از جمله بارون ، هرینگتون ، تورنس ، برولین ، دیسی ، و … است. از این دیدگاه در مورد ویژگی های افراد خلاق می پردازیم. بارون و هرینگتون(1981) از طریق بررسی برخی تحقیقات انجام شده،نتیجه گیری می کنند که این افراد دارای صفات خاصی از جمله استقلال، پذیرش بالا، انرژی زیاد و تفکر شهودی می باشند.
برولین(1992) مهم ترین ویژگی های افراد خلاق را انگیزه قوی،صبر،حس کنجکاوی،تعهد عمیق،استقلال در تفکر و عمل ،میل قوی برای خودشکوفایی،اعتماد به نفس بالا،علاقه به پیچیدگی و ابهام،حساسیت بالا و ظرفیت بالا برای تعلق خاطر عاطفی عنوان می کند.
دیسی (2000) براین عقیده است که یک مجموعه مشخص و حائز اهمیتی از ویژگی ها در طول زندگی باعث سطح بالایی از موفقیت خلاق می شوند که عبارت اند از:خودکنترلی ، تحمل کار سخت و استقامت و پشتکار ( مال امیری ،1386).
2-6) عوامل موثر بر خلاقیت:
به طور کلی بر اساس تحقیقات صورت گرفته سه عامل فردی، گروهی و سازمانی را می توان موثر بر خلاقیت افراد دانست که در زیر به آنها اشاره شده است.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد : مطالعه تطبیقی محاربه در حقوق کیفری ایران و فقهای شافعی و حنفی

2-6-1) عوامل فردی:
آیزنگ (1997)، براین عقیده است که تحقیقات انجام گرفته در طی سال های مختلف در مورد افراد خلاق، عوامل مشترک شگفت انگیزی را نشان می دهد (کرفت ، 2001). در زیر مفصلا به مهم ترین متغییر های سطح فردی موثر بر خلاقیت شامل «توانمندی» ، «ویژگی های شخصیتی» ، «سبک شناختی» ، «هوش» ، «چالش پذیری» ، پرداخته می شود.
2-6-1-1) توانمندی :
موسسه معروف گالوپ در دو میلیون مصاحبه با موفق ترین افراد حوزه های مختلف نظیر پزشکان، فروشندگان، وکلا، ورزشکاران، خانه داران، رهبران، سازمان ها، پرستاران، کشیشان، مهندسین، دانشمندان، محققین و پژوهشگران، علت موفقیت و توانمندی آنها را طی بیش از دو دهه مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که: اولا˝ فعالیت این افراد در زمینه ی هوشمندی می باشد، ثانیا˝ از دانش مرتبط با فعالیت مربوطه برخوردار هستند، ثالثا˝ مهارت مرتبط با این فعالیت را دارا می باشند.
از این رو توانمندی متشکل از سه عنصر «هوشمندی » ،« دانش »، و «مهارت » است. هوشمندی هر فرد ذاتی و غیر اکتسابی است، اما دانش و مهارت اکتسابی هستند و از طریق تجربه و یادگیری قابل آموختن می باشند ( باکینگهام و کلیفتون،2001).در زیر به تک تک این متغییر ها و نقش آنها در خلاقیت پرداخته می شود.
الف) هوشمندی :
هوشمندی عبارت است از شایستگی طبیعی در یک زمینه خاص یا به عبارت واضح تر هر الگوی تکرار پذیری از اندیشیدن، احساس کردن و رفتار انسانی به صورتی بهره ور. برای مثال اگر شما بصورت غریزی کنجکاو باشید، این یک هوشمندی است. پس مهم ترین عنصر موفقیت و توانمندسازی، فعالیت در زمینه هوشمندی است ( باکینگهام و کلیفتون، 2001).
فعالیت در زمینه هوشمندی و علاقه یکی از عوامل موثر بر خلاقیت می باشند. استنبرگ و لابارت (1991)، معتقدند افراد زمانی در کار خلاق ترند که کاری را که انجام می دهن مورد علاقه آنها باشد و بی علاقگی نسبت به کار تقریبا تضمینی برای فقدان خلاقیت می باشد (مال امیری،1386).
آمابیل (1989) با دو دهه تحقیقات در زمینه خلاقیت که شاید بتوان گفت در زمره برجسته ترین صاحب نظران خلاقیت بوده که آثار وی به وفور به عنوان مرجع در مطالعات خلاقیت مورد استفاده قرار می گیرد، معتقد است که بدون فعالیت در زمینه مورد علاقه، ظهور و نمود خلاقیت امکان پذیر نمی باشد (مال امیری، 1386).
یک راه مطمئن و مناسب برای شناسایی هوشمندی نهفته در هر فرد وجود دارد. یک گام به عقب برگشته و تامل کنید که چه فعالیتی را مشتاقانه، آرزومندانه و بی دردسر انجام داده اید و گام های آن را بدون آموزش اولیه به آسانی برداشته اید یا یادگیری در آن زمینه بسرعت انجام شده است. اگر چنین فعالیتی را بخاطر دارید، تکرار آن، یا نمونه های آن را در ما های بعد بخاطر آورید، یا پیگیری نمایید. در گذر زمان به هوشمندی برتر خود آگاه می شوید و می توانید به پالایش آن به سوی توانمندی شایسته و نیرومند، اقدام کنید (باکینگهام و کلیفتون،2001).
ب) دانش :
برای ساختن توانمندی به دو گونه دانش مرتبط با زمینه هوشمندی(نه هر دانشی) نیاز داریم که هر دو اکتسابی و قابل یادگیری می باشند. یکی دانش بنیادی و دیگری دانش تجربی . قبل از هر چیز به دانش بنیادین نیاز داریم. برای آموختن یک زبان، بایستی واژه ها و معانی آن را آموخت وگرنه سخن گفتن بدان زبان شدنی نیست. در دیگر مشاغل و حرفه ها نیز چنین است. فروشندگان باید ویژگی های کالاها و خدمات را بدانند، خلبانان باید قراردادهای جهانی پیام دادن را یاد بگیرند. این نوع دانش، رسیدن به برتری را تضمین نمی کند، ولی بدون آن نیز نمی توان به برتری رسید. علاوه بر دانش بنیادی به دانش تجربی نیز نیاز داریم، دانشی را که نتوان از کلاس درس آموخت یا در کتاب های راهنما پیدا کرد. بلکه بایستی رفته رفته، خود را به نظم ویژه آن ها عادت داد. این نوع دانش عمدتا با تمرین حاصل می شود. هم دانش بنیادی و هم دانش تجربی بایستی مرتبط با زمینه هوشمندی فرد باشند وگرنه خطر آموزش های بی پایه و بدون ارتباط با زمینه هوشمندی، اینست که نیروی شگرفی را از انسان گرفته و مصرف می کنند که همچنان منابع مختلف را به هدر داده و نهایتا به استفاده از هوشمندی های طبیعی انسان صدمه می زند (باکینگهام و کلیفتون،2001).
افراد خلاق در حوزه فعالیت مربوطه از دانش لازم برخوردار می باشند. دانش مرتبط با حوزه مربوطه بیانگر آموزش ، کارآموزی ، تجربه است که فرد در زمینه فعالیت مربوطه دارد. آموزش، فرد را در معرض تنوعی از تجارب، نقطه نظرات و مبانی دانش قرار می دهد تا استفاده از آزمایشگری و مهارت های حل مسئله واگرا را تقویت کرده و افراد را در جهت استفاده از دیدگاه ها ی متنوع و متعدد و ایجاد طرح های پیچیده تر، آماده کند. کارآموزی می تواند کارکنان را جهت چگونگی تولید ایده های تازه بعنوان قسمتی از آنچه که آنها انجام می دهند، راهنمایی کند. علاوه بر این، داشتن تجربه در یک زمینه (فعالیت مربوطه) یک جزء لازم برای موفقیت خلاق می باشد، زیرا فرد سطوحی از آشنایی برای انجام دادن کار خلاق، نیاز دارد (مال امیری،1386).
ج) مهارت فنی :
مهارت ها شکل ساختار یافته دانش کاری هستند که اکتسابی و قابل یادگیری می باشند. مهارت ها به آسانی بدست نیامده و بر اساس تکرار، تجربه و تمرین و بعبارتی بکار بستن دانسته ها بدست آمده و از درون می جوشند. مهارت ها، راه های مختلف اجرای یک نقش هستند. برای حسابداران، حساب کردن یک مهارت است. همچنین مهارت ها همراه هوشمندی طبیعی شما، ترکیبی بوجود می آورند که بسیار ارزشمند است (باکینگهام و کلیفتون،2001).
برخی از اندیشمندان از جمله آمابیل (1998)، دراکر (1991)، و فورد و گیویا (1995) داشتن مهارت فنی را برای خلاقیت مهم می دانند. برای مثال، آمابیل معتقد است مهارت فنی در زمینه فعالیت مربوطه یکی از مهم ترین عوامل موثر در خلاقیت می باشد. به این معنی که فرد توانایی بکارگیری دانش حاصل از آموزش و تجربه را در انجام وظایف مربوطه (از جمله استفاده از ابزارها و تجهیزات مرتبط با فعالیت مربوطه) داشته باشد (مال امیری،1386). این مهارت از طریق کاربرد دانش، به تولید ایده ها و محصولات خلاق کمک می کنند. هر چند این مهارت ها برای خلاقیت کافی نبوده، اما بدون آنها نیز خلاقیت امکان پذیر نمی باشد (فورد،گیویا،1995).
2-6-1-2) ویژگی های شخصیتی :
خلاقیت فرد تابع ویژگی های شخصیتی او است. بعضی از محققین دریافته اند که وجود بعضی از ویژگی های شخصیتی در افراد در مقایسه با دیگران باعث خلاقیت بیشتری می شود. تاکنون، ذاتی بودن چنین ویژگی هایی را تاکید نکرده است (لاری ،1995) و چنانچه این خصوصیات بطور طبیعی وجود نداشته باشند، می توان آنها را حتی در بزرگسالی نیز پرورش داد (آمابیل،1989). در زیر به مهم ترین صفات مشخصه افراد بسیار خلاق شامل: تصویر قوی از خلاق بودن خود، پشتکار و استقامت، ابهام پذیری، ریسک پذیری، استقلال، نیاز به موفقیت و اعتماد به نفس پرداخته می شود.
الف) تصور قوی از خلاق بودن خود :
اولین قدم جهت بهبود خلاقیت این است که این حقیقت را بفهمیم و قبول کنیم که فردی خلاق هستیم و می توانیم خلاقیت خود را افزایش دهیم. ذهن فقط می تواند چیزی را دریابد که برای دریافتن آن آماده شده باشد. چنانچه خود را خلاق بدانید، خلاقیت می تواند اتفاق بیافتد. از این رو افراد خلاق خود را خلاق می دانند. برای مثال، زمانی که از آنها سوال می شود خلاق هستند یا خیر؟ جواب مثبت می دهند (مال امیری،1386).
ب) پشتکار و استقامت :
پشتکار و استقامت باعث می شود که افراد خلاق بتوانند از فرآیندهای هوش و دانش خود بطور مکرر استفاده نمایند (استنبرگ،1998). در نتیجه برای رسیدن به خلقی مهم، فرد بایستی این پشتکار را داشته باشد که مدت ها روی یک مسئله کار کند. هنگامی که شخص زمان زیادی را صرف مسئله ای خاص می کند، احتمال زیادی وجود دارد که از درون آن کار، دستاوردی بدیع و ارزشمند پا به عرصه وجود بگذارد، زیرا اقدامات مختصری که طی زمان طولانی صورت گرفته، با هم ادغام شده و پیشرفتی تحول برانگیز را بوجود می آورد (ویزبرگ ،1992).

مطلب مشابه :  ، ایده، کارکنان، کارمند، بازخورد، خلاق

ج) ابهام پذیری :
یکی از برجسته ترین ویژگی های افراد با سطح خلاقیت بالا، داشتن ظرفیت تحمل ابهام است. این افراد در مواجهه با