فعالیتهای ورزشی و در مرتبه دوم با 9/57 درصد معاشرت با دوستان و امور مذهبی بوده است اما دانشجویان قهرمان ایران با 8/64 درصد به امر ورزش و در وهله بعد با 5/44 درصد به مطالعه می پردازند. در دانشجویان ایران با 7/72 درصد به منظور ورزش کردن پیشرفت و کسب قهرمانی و کشورهای آسیای میانه با 1/49 درصد کسب قهرمانی و 1/42 درصد به منزله رفع خستگی و کسب آرامش بیان نمودند و از جنبه سطح گرایش و انگیزه دانشجویان به امر فوق برنامه و ورزش توسط مربیان و مسئولین دانشگاه در ایران با 3/69 درصد در سطح خیلی کم و در کشورهای آسیای میانه با 5/63 درصد خیلی کم قرار گرفته است که آمار نشان می دهد که ایجاد انگیزه در هر دو کشور در حد یکسان و در سطح پایینی بوده و گرایش دانشجویان به امر فوق برنامه و ورزش دانشگاهها بسیار ضعیف بوده است (60).
زارعی و تندنویس (1380) در پژوهشی نحوه فعالیت دانشجویان علوم پزشکی؛ غیر پزشکی و دانشجویان دانشگاه آزاد اوقات فراغت؛ میزان اوقات فراغت؛ جایگاه ورزش و فعالیتهای بدنی؛ میزان پرداختن به ورزش و…مورد مقایسه قرار گرفت و نتایج زیر بدست آمد که هر سه گروه دانشجویان، مشغله تحصیلی را مهمترین عامل بازدارنده ورزش کردن اعلام کردند. کسب نشاط و احساس لذت؛ حفظ تندرستی و احساس قدرت؛ و تناسب اندام سه عامل مهم برای ورزش نمودن هر سه گروه دانشجویی بوده است. استفاده از نیروی متعهد و متخصص در بین دانشجویان دانشگاه آزاد و دولتی غیر پزشکی اولین موردی بود که به آن اشاره نموده اند. دانشجویان پزشکی نیز فراهم نمودن بودجه و امکانات بیشتر را به عنوان مهمترین عامل برای فعال تر کردن فوق برنامه اعلام نمودند. درنتیجه کمبود امکانات و تأسیسات، عمده ترین عامل بازدارنده توسعه فعالیتهای فوق برنامه ورزشی درهر سه نوع دانشگاه اعلام شده است (28).
تندنویس (1380) در بررسی “جایگاه ورزش در اوقات فراغت زنان ایرانی” در مورد هدف میزان پرداختن به فعالیتهای بدنی در اوقات فراغت به این نتیجه رسید که سه علت عمده نپرداختن به ورزش به ترتیب کمبود وقت، عادت نداشتن و نبود امکانات می باشد. البته بیش از 92 درصد زنان به مفید بودن ورزش اذعان داشتند و پرداختن به ورزش با بیش از 27 درصد، در صدر فعالیتهای مورد علاقه زنان قرار داشت. به هر حال مشکلات دیگری مثل کمبود وقت نیز درسر راه زنان به ورزش قرار داشت که نمی توان آن را نادیده گرفت (15).
بهرام فر و تندنویس (1380) در تحقیق نحوه گذراندن اوقات فراغت دانشجویان دختر نشان داد که 9/35 درصد از دانشجویان با انگیزه حفظ تناسب اندام، 5/25 درصد آنها برای سلامتی و تندرستی و 6/36 درصد آنها برای لذت بردن و تفریح ورزش می کنند. مسایل و مشکلات فرهنگی موجود با 7/27 درصد از مهمترین موانع موجود در گذران اوقات فراغت ذکر شده است. مشکلات اقتصادی و مالی، بی تفاوتی مسئولان و کمبود وسایل مورد نیاز به ترتیب به عنوان موانع بعدی ذکر شده است (11).
الهام پور (1380) در تحقیق تحت عنوان “بررسی الگوی گذران اوقات فراغت دانشجویان دانشگاه شهید چمران” به این نتیجه رسید که در بحث ورزش 5/91 درصد از دانشجویان در گذران اوقات فراغت خود به ورزش کردن علاقه مند بودند ولی عملاً فقط نیمی از آنان ورزش می کردند. به عبارت دیگر 5/41 درصد دانشجویان علیرغم میل خود ورزش نمی کردند. و از گروهی که ورزش می کردند 29 درصد فقط هفته ای یک ساعت به فعالیتهای ورزش می پرداختند. بطور متوسط دانشجویان روزانه 52 دقیقه صرف ورزش می کردند. مردان به طور معنی داری بیشتر از زنان ورزش می کردند(68 در برابر 37 دقیقه در روز) (6).
رحمانی و همکاران (1384) با هدف بررسی و مقایسه نحوه گذران اوقات فراغت دانشجویان دختر دانشگاههای زنجان با تأکید بر نقش تربیت بدنی و ورزش به این نتایج رسیدند که از بین فعالیتهای اوقات فراغت ورز ش کردن با 3/3 درصد در اولویت یازدهم قرار داشت. در بررسی علل تفاوت موجود در جایگاه ورزش در فعالیتهای اوقات فراغت جاری و مورد علاقه دانشجویان نشان داد که تنبلی و بی حوصلگی، نبود امکانات لازم و عادت نداشتن، از جمله موانع موجود در پرداختن دانشجویان به ورزش بوده است. مسئولین فوق برنامه دانشگاهها، عوامل بازدارنده توسعه فعالیتهای اوقات فراغت مربوط به کمبود امکانات وتأسیسات، کمبود بودجه و کمبود نیروی انسانی متخصص می باشد. در نظر سنجی از دانشجویان در مورد برنامه هایی که در خوابگاه و دانشگاه اجرا می شوند، فعالیتهای ورزشی با 7/25 درصد در جایگاه ششم قرار داشت و 6/61 درصد درفعالیتهای فوق برنامه تربیت بدنی خوابگاه و دانشگاه شرکت نمی کنند. نقایص موجود در برنامه ریزی این فعالیتها در دانشگاه در نظر نگرفتن علایق دانشجویان (2/42%)، ضعف بودجه (4/43%)، زمان نامناسب و نبود امکانات کافی (1/35%)، ضعف تشکیلات اداری (5/32%)، ضعف روابط عمومی (6/30%) و مربیان غیر متخصص (9/16%) ذکر شده است. میزان رضایتمندی از برنامه های تربیت بدنی 3/35 درصد به میزان زیاد و خیلی زیاد، 3/42 درصد تا حدودی و 5/52 درصد به میزان کم و بسیار کم بوده است (26).
خواجه نوری و مقدس (1387) تحقیقی با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی بر میزان گذران اوقات فراغت را انجام دادند که در این تحقیق 500 آزمودنی 14-17 سال دبیرستانی پرسشنامه را تکمیل کردند. یافته ها نشان داند که در کل آزمودنی ها ورزشهای چون پیاده روی، والیبال و مانند آنها بیشترین میانگین را در بین دانش آموزان داشته و حرکات موزون و ایروبیک کمترین فعالیت گزارش شده می باشند. پسرها زمان بیشتری صرف ورزش و دختران بیشترین وقت خود را صرف کارهای هنری و ورزش البته بجز بدنسازی می کنند. افرادی که بیشتر عمر خود را در شهر گذرانده اند دارای میانگین بیشتری در انجام فعالیت اوقات فراغت نسبت به کسانی که بیشتر در روستا بوده اند، دارند. متغیرهای دلبستگی به مدرسه و دوستان، میزان مذهبی بودن و میزان استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی با متغیر گذران اوقات فراغت رابطه معناداری دارد (22).
وحیدا و همکاران (1387) تحقیقی را با هدف بررسی تأثیر حمایت اجتماعی بر مشارکت زنان در فعالیتهای ورزشی را انجام دادند. در این تحقیق 360 زن 25 تا 40 سال سیزده شهر استان مازندران انتخاب شد و پرسشنامه اطلاح شده مشارکت ورزشی در اختیار آنها قرار گرفت. نتایج نشان داد که سه متغیر تأهل، ورزش کردن اعضای خانواده، ورزش کردن دوستان با متغیر تحت مطالعه مشارکت زنان در فعالیت ورزشی ارتباط دارند. زنان با حمایت اجتماعی بالا با گروههای زنان با حمایت اجتماعی پایین و متوسط اختلاف معناداری وجود دارند. نتایج تحلیل رگرسیون مراتبی چندگانه نیز نشان داده است که چهار متغیر ورزش کردن اعضای خانواده، ورزش کردن بهترین دوست، درآمد و سودمندی ورزش در مرحله اول و حمایت اجتماعی در مرحله دوم به ترتیب 9/15 و 1/2 درصد از واریانس متغیر تحت مطالعه مشارکت زنان در فعالیتهای ورزشی را تبیین نمایند (55).
نادریان و همکاران (1386) تحقیقی را با هدف رابطه موانع مشارکت ورزشی زنان، با انگیزه درونی، بیرونی و بی انگیزگی انجام دادند. جامعه آماری 214 زن بالای 18 سال ساکن شهر اصفهان می باشند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه انگیزه ورزشی، پرسشنامه موانع و پرسشنامه مشارکت ورزشی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که مشکلات فردی/ روانی و نداشتن دسترسی به امکانات مسئول 21 درصد واریانس بی انگیزگی بودند. نداشتن علاقه، ناآگاهی و نداشتن دسترسی مسئول 17 درصد واریانس انگیزه درونی، انگیزه بیرونی و بی انگیزگی افراد با چهار سطح مشارکت ( روزانه، هفتگی، ماهانه و گهگاهی) تفاوت معنی داری مشاهده گردید. موانع درونی فردی ( نداشتن علاقه، نا آگاهی، مشکلات فردی/ روانی) با انگیزه فرد رابطه دارند و از آن طریق می توانند بر میزان مشارکت فرد در ورزش اثر بگذارند (50).
اتقیاء (1386) هدف از انجام پژوهش خویش را شناسایی نیازهای اقشار مختلف جامعه زنان ایرانی نسبت به ورزش همگانی عنوان کرد. در این پژوهش 1000 زن ایرانی شاغل و غیر شاغل از 10 استان کشور انتخاب شدند برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته ای که بر اساس مطالعه پرسشنامه های استاندارد نیازسنجی در زمینه مختلف فرهنگی، آموزشی و اجتماعی طراحی شده بود، استفاده شد. در مورد علت احتمالی ورزش نکردن بانوان نداشتن وقت کافی، نداشتن امکانات مناسب و در دسترس، نداشتن علاقه و حوصله و نداشتن مربیان مجرب و آگاه از مهمترین دلایل بانوان مورد بررسی است. ورزش جایگاه آخر در گذران اوقات فراغت آنها دارد. مشکلات اساسی در زمینه همگانی کردن ورزش در سطح بانوان مورد بررسی به ترتیب عبارتند از: کمبود فضاهای ورزشی استاندارد ویژه بانوان، محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی، کمبود برنامه های خاص برای گسترش ورزش همگانی، عدم اطلاع رسانی گسترده و مفید و کمبود مربیان کار آزموده در زمینه ورزش همگانی (3).
رحمانی و همکاران (1385) در تحقیقی تحت عنوان ” نقش ورزش در گذران اوقات فراغت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تاکستان” به این نتیجه رسیدند که میانگین مدت فراغت دانشجویان 4 ساعت در روز بود که 7/7 درصد در اماکن ورزشی بوده است. بررسی فعالیتهای فراغتی مورد علاقه دانشجویان نشان داد که ورزش از جمله فعالیتهای فراغتی مورد علاقه آنان است که در جایگاه دوم علایق فراغتی قرار دارد. بررسی موانع ورزش دانشجویان نشان می دهد که مشغله زیاد، تنبلی و بی حوصلگی و عادت نداشتن از جمله موانع موجود می باشد. در میان فعالیتهای فوق برنامه خوابگاه و دانشگاه ورزش در جایگاه دوم قرار دارد. و از طرفی دیگر نبود امکانات و تأسیسات، مسائل و مشکلات اجتماعی، نداشتن برنامه در زندگی، نداشتن تفکر تفریحی و مشغله زیاد از جمله مهمترین علل عدم استفاده مطلوب دانشجویان از اوقات فراغت بود (25).
تقوی (1385) با انجام پژوهشی تحت عنوان ” بررسی وضعیت اجتماعی، اقتصادی و انگیزه های شرکت کنندگان در ورزش همگانی” اظهار داشت که انگیزه کسب سلامتی و آمادگی جسمانی، لذت و نشاط از دیدگاه آزمودنی ها در اولویت اول قرار دارد. پس از آن نیز آزمودنی ها با انگیزه بهبود روابط شغلی و زندگی پیشگیری و درمان بیماریها، تعامل اجتماعی در فعالیتهای ورزش همگانی شرکت می کنند. مقایسه عناصر و عوامل مربوط به هر یک از انگیزه های اصلی شرکت نیز نشان داد که احساس سلامتی و جوانی، احساس شادی، بهبود روابط با دیگران، کاهش مصرف دارو و آشنایی با افراد در بالاترین اولویت قرار دارد. همچنین از بین دلایل اصلی شخصی، مفرح بودن فضای تمرین، کم هزینه بودن و تشویق اعضای خانواده و دوستان از دلایل اصلی شرکت در ورزش همگانی در نظر گرفته شده است.
صفانیا (1380) به منظور تعیین و بررسی نحوه گذران اوقات فراغت دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی کشور و نقش ورزش در گذران این اوقات به این نتیجه رسید که کسب نشاط و لذت مهمترین علت گرایش دانشجویان دختر در روی آوردن به ورزش است. حفظ تندرستی و احساس قدرت و همچنین تناسب اندام ازعوامل دیگری است که در ایجاد انگیزه جهت ورزش کردن، دانشجویان دارای اولویت انتخاباتی بیشتر است. وعلت نپرداختن به ورزش شامل مشغله تحصیلی، نبود امکانات و وسایل، اولویت داشتن مسائل دیگر، عادت داشتن به تنبلی و بی حوصلگی می باشد (35).
امیرتاش (1383) نگرش مدیران، اعضای هیأت علمی و کارمندان زن و مرد دانشگاه تربیت معلم را در مورد فعالیتهای فوق برنامه و اوقات فراغت با تأکید بر ورزش مورد بررسی قرار داد. برای این کار از پرسشنامه 18 سوالی که به بررسی برنامه، امکانات مالی و نیروی انسانی، اوقات فراغت و فوق برنامه دانشگاه و پرسشنامه دوم با سه بخش اطلاعات عمومی، نظر وگرایش افراد نسبت به فعالیتهای فوق برنامه دانشگاه و وضعیت ورزشی، نظر و نگرش کارکنان دانشگاه در مورد فعالیتهای جسمانی در اوقات فراغت استفاده شد و این نتایج دست یافت که 75 درصد از امکانات و اعتبارات فوق برنامه دانشگاه، به دانشجویان اختصاص دارد و برای کارکنان دانشگاه حدود یک چهارم آن هزینه می شود. آزمودنیها بیشتر وقت فراغتی خود را به آموزشهای ورزشی اختصاص داده اند. لازم به ذکر است که شرایط و امکانات موجود این انتخابها را باعث می شوند و خواسته افراد نقش نخستین را در انتخاب نداشته است. برای فعالیتهای فراغتی در دانشگاه برنامه ریزی ثابت صورت نمی گیرد و برای اجرای این برنامه ها، از امکانات و تأسیسات محدود دانشگاه استفاده بهینه ای نمی شود. و میزان وقت و سرمایه ای که مدیران، اعضای هیأت علمی و کارمندان دانشگاه، برای تفریحات سالم در اوقات فراغت خود اختصاص داده، کمترین درصد را در گزینه خیلی زیاد با معدل حدود کمتر از یک درصد داشت و در دانشجویان نیزمشاهده شد. در یک جمع بندی کلی می توان گفت :
1- امکانات فراغتی و تفریحی در دانشگاه تربیت معلم نا کافی است.
2- دانشگاه نسبت به رشد و توسعه فعالیتهای فراغتی کارکنان خود توجه کافی ندارد.
3- کارکنان دانشگاه درهیچ رده شغلی از زن و مرد، به طور کلی برای تفریحات سالم در اوقات فراغت خود وقت و هزینه کافی صرف نمی کنند.
4- بر اساس یافته های پژوهش حاضر فرهنگ استفاده بهینه از اوقات فراغت برای تفریح و رفع خستگی، جایگاه اصلی خود را در دانشگاه تربیت معلم به طور خاص و در سایر دانشگاهها به طورعام پیدا نکرده است. بیشتر افراد کار و درآمد را به آن

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی تقسیم بندی عقد از حیث ترتب اثر مقصود