، دفتری، حسابداری، دارائی، سهامداران،

نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)19
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام یکی از نسبت های مالی است که از طریق تقسیم سود قبل از مالیات به حقوق صاحبان سهام بدست می آید، بنابراین همه ایرادهایی که به سود حسابداری وارد  شد، به این معیار نیز وارد می باشد. سود حسابداری با توجه به روش های گوناگون حسابداری و همچنین برآورد های حسابداری تحت تاثیر قرار می گیرد. بعبارتی مدیریت می تواند با توجه به اهداف خود، سود حسابداری و در نتیجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) را تغییر دهد.
نرخ بازده دارائی ها (ROA)20
نرخ بازده دارائی ها یکی از نسبت های مالی است که از طریق تقسیم سود خالص بعلاوه هزینه بهره به مجموع دارائی ها بدست می آید. ROA به مهارت های تولید و  فروش شرکت مربوط می شود و بوسیله ساختار مالی شرکت تحت تاثیر قرار نمی گیرد. بدلیل استفاده از سود حسابداری در محاسبه نرخ بازده دارائی ها، ایرادهایی که بر سود حسابداری وارد است، بر این معیار نیز وارد می باشد. با توجه به اینکه دارائی ها در تراز نامه به خالص ارزش دفتری نشان داده می شوند، بنابراین ارزش واقعی دارائی ها ممکن است بسیار پائین تر یا بالاتر از ارزش های دفتری آنها باشد، بنابراین ROA پایین ضروتاً به این مفهوم نیست که دارائی ها باید در جای دیگری بکار گرفته شوند. همچنین ROA بالا به این مفهوم نیست که شرکت می بایست نسبت به خرید همان دارائی ها و کسب بازده بیشتر اقدام نماید.
معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری و اطلاعات بازار
این معیارها علاوه بر استفاده از اطلاعات موجود در صورت های مالی اساسی و یادداشت های همراه، اغلب از اطلاعات بازاز نیز برای اندازه گیری عملکرد شرکت استفاده می نمایند. بهمین دلیل این معیارها علاوه بر حفظ مزایای معیارهای قبلی، برخی از معایب آنها را نیز برطرف می کنند. بعبارتی چون از اطلاعات بازار نیز استفاده می کنیم، معیارها تا حدودی مربوط تر هستند و بیشتر با واقعیت همخوانی دارند ولی از قابلیت اتکاﺀ کمتری برخوردارند و بدلیل اینکه اطلاعات بازا دائماً در حال تغییر می باشند این معیارها نسبتا بی ثبات هستند. در حالت کلی این معیارها نسبت به معیارهای مبتنی بر اطلاعات تاریخی ارجحیت دارند و عملکرد شرکت را دقیق تر اندازه گیری می کنند. این معیارها شامل نسبت قیمت به سود (P/E)، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام و نسبت Q توبین می باشد.
نسبت قیمت به سود21
نسبت P/E ابزاری رایج برای تحلیل وضعیت شرکتها، صنایع و بازار است که از طریق تقسیم قیمت بازار یک سهم به سود همان سهم بدست می آید و بیانگر مبلغی است که سرمایه گذاران بایستی برای هر ریال سود پرداخت نمایند. نسبت P/E از عایدی شرکت بعنوان بمبنای ارزش سرمایه گذاری سهام استفاده می کند و به روش های مختلف به ارزیابی سهم و شاخص بازار می پردازند. این نسبت مظنه زیر ارزش یا بالای ارزش بودن قیمت سهام است.
نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام22
این نسبت از طریق تقسیم ارزش بازار هر سهم به ارزش دفتری همان سهم بدست می آید. ارزش دفتری هر سهم نشان دهنده ارزش های تاریخی است. از طرفی ارزش بازار هر سهم انعکاسی از جریان های نقدی آتی می باشد که عاید شرکت خواهد شد، بنابراین اگر شرکتی دارای مدیریت و سازماندهی باشد که با کارآیی کامل به وظایف و نقش های خود عمل کند دراین صورت ارزش بازار، بزرگتر از ارزش های تاریخی و دفتری خواهد بود و این نسبت افزایش پیدا می کند. نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری هر سهم طرز تفکر سرمایه گذاران نسبت به عملکرد گذشته و دورنمای آتی شرکت را بیان می کند.
نسبت Q توبین
نسبت Q توبین یکی دیگر از ابزارهای اندازه گیری عملکرد شرکت ها می باشد که از طریق تقسیم ارزش بازار شرکت به ارزش دفتری یا ارزش جایگزینی دارائی های شرکت بدست می آید.

2-3-2-معیارهای اقتصادی عملکرد
معیارهای اقتصادی سعی می کنند با تبدیل اطلاعات حسابداری از طریق انجام برخی تعدیلات به اطلاعات اقتصادی، اطلاعات اقتصادی را مبنای ارزیابی عملکرد شرکت ها قرار دهند‏، بعبارت دیگر این معیارها عملکرد شرکت را با توجه به قدرت کسب سود دارائی های موجود و سرمایه گذاری بالقوه و با عنایت به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه، ارزیابی می کنند.
 مهمترین معیارهای که در زمینه ارزیابی عملکرد با استفاده از معیارهای اقتصادی وجود دارند عبارتند از:
ارزش افزوده بازار23
هدف اولیه بیشتر شرکت ها افزایش ثروت سهامداران است. بدیهی است که این هدف منافع سهامداران را تامین می کند. همچنین این هدف برای اطمینان از تخصیص منابع کمیاب به طور کارا کمک می کند. ثروت سهامداران از طریق به حداکثر نمودن تفاوت بین ارزش بازار سهام شرکت و مقدار سرمایه تامین شده توسط سهامداران به حداکثر می رسد. این تفاوت، ارزش افزوده بازار (MVA) نامیده می شود.
                                          
حقوق صاحبان سهام- (قیمت سهام)(تعداد سهام منتشره) = MVA
ارزش افزوده اقتصادی24
در حالی که MVA تاثیر اقدام های مدیریت را از زمان شروع فعالیت شرکت اندازه گیری می کند، ارزش افزوده اقتصادی بر اثربخشی مدیریت در یکسال معین تاکید دارد.EVA برآورد سود اقتصادی واقعی یک شرکت در یک سال می باشد و تفاوت زیادی با سود حسابداری دارد. EVA بیانگر باقیمانده سود پس از کسر هزینه سرمایه است. در حالی که سود حسابداری بدون در نظر گرفتن هزینه سرمایه تعیین می شود. تامین مالی از طریق سهامداران هزینه دارد، زیرا وجوه تهیه شده توسط سهامداران می توانست در جای دیگر با بازده مناسب سرمایه گذاری شود. با سرمایه گذاری در شرکت، سهامداران فرصت سرمایه گذاری در جای دیگر را از دست می دهند. بازده سرمایه از دست رفته با ریسک مشابه، هزینه فرصت نامیده می شود.EVA معیاری برای اندازه گیری توانایی مدیریت جهت افزایش عملکرد و ارزش افزوده  به سرمایه جدید است. باید توجه داشت که EVA می تواند هم برای کل شرکت و هم در بخش های  مختلف یک شرکت به کار رود. بنابراین  EVA مبنایی را برای تعیین عملکرد مدیریت در تمامی سطوح ارائه می دهد. هر چقدر EVA شرکت بیشتر باشد، وضعیت آن شرکت مطلوب تر است، غالباً EVA به عنوان مبنای اصلی برای  پاداش مدیران در نظر گرفته می شود. (احمد پور و یحیی زاده فر، ۱۳۸۳، صص۹۱-۸۹ )
ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA)25
همانطوری که گفته شد، EVA بصورت زیر محاسبه می گردد:
EVA = (r-c) × capital
در این فرمول برای محاسبه هزینه سرمایه بکار گرفته شده از خالص ارزش دفتری دارائی ها استفاده می شود. اگر بجای خالص ارزش دفتری دارائی ها، ارزش روز خالص دارائی ها بکار گرفته شود، مبلغ بدست آمده نشان دهنده ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده یا REVA می باشد.

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی شناخت تحلیلی مبنای ضمان معاوضی

2-4- ارزش شرکت و معیار سنجش آن
اهمیت ارزش شرکت از آنجایی مشخص می شود که هدف اصلی مدیریت مالی حداکثر کردن ثروت سهامداران با به عبارتی ارزش شرکت است. بنابراین بررسی عواملی که می تواند ارزش شرکت را تحت تاثیر قرار دهد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چراکه با شناسایی عواملی که می توانند بر ارزش شرکت اثری مثبت یا منفی بگذارند، می توان به راهکارهایی برای بهبود ارزش شرکت اندیشید. به عبارتی دیگر می توان با انجام تحقیقاتی در مورد عوامل اثر گذار بر ارزش شرکت، عواملی که اثری مثبت یا منفی بر آن دارند را شناسایی کرد. و با تقویت عواملی که اثری مثبت بر ارزش شرکت دارند و تضعیف عواملی که اثری منفی بر ارزش شرکت دارند، ارزش شرکت را افزایش دهیم. در تحقیقاتی که تا کنون در رابطه با ارزش شرکت در ایران انجام شده است برای سنجش ارزش شرکت از شاخص Q توبین استفاده کرده اند، که نحوه ی محاسبه ی آن به شرح زیر می باشد:
Q توبین عبارتست از نسبت ارزش بازار شرکت بر ارزش دفتری یا ارزش جایگزینی دارایی های شرکت. از آنجایی که بدست آوردن ارزش جایگزینی دارایی های شرکت با توجه به اطلاعات موجود در صورتهای مالی و گزارشات بورس مشکل و اغلب موارد غیر ممکن است از ارزش دفتری دارایی های شرکت در مخرج کسر استفاده می گردد و در صورت کسر نیز ارزش بازار شرکت، مجموع ارزش بازار سهام شرکت و ارزش دفتری بدهی ها است. بدین ترتیب q توبین از فرمول زیر محاسبه می گردد:

 
که در آن:
(Market Value of Stock) M.V.S       = ارزش بازارسهام عادی
(Book Value of Debits) B.V.D        = ارزش دفتری بدهی ها
(Book Value of Assets) B.V.A         = ارزش دفتری دارایی ها

2-5- بازده سهام
بازده سهام عبارت است از نسبت میان کل عایدی (یا زیان) حاصل از سرمایه گذاری و میزان سرمایه ای که به منظور کسب عایدی در یک دوره معین مصرف گردیده است. این دوره می تواند یک روز، یک ماه، یک سال و… باشد. جهت ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری تاکنون معیارهای مختلفی ارائه شده است که از جمله معمولی ترین و مهمترین معیار ارزیابی عملکرد و سودآوری مؤسسات در حال حاضر نرخ بازده سهام است، که نقش کلیدی در سرمایه گذاری دارد. این معیار به تنهایی دارای محتوای اطلاعاتی برای سرمایه گذاران بوده است، و برای ارزیابی عملکرد و عملیات یک واحد تجاری مورداستفاده قرارمی گیرد. وقتی این معیار کاهش یابد زنگ خطری برای شرکت است و نشانه این است که عملکرد شرکت مناسب نیست. شاید این معیار دارای محتوای اطلاعاتی بیشتری در مقایسه با معیارهای عملکرد بر مبنای حسابداری باشد چون ارزیابی عملکرد بر مبنای بازار، اطلاعات سرمایه گذاران را به خوبی منعکس نمی سازد.

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی حاکميت مسلمانان بر فلسطين

2-5-1- مفهوم بازده سهام
نرخ بازده یک سرمایه گذاری، مفهومی است که از نظر سرمایه گذاران مختلف معنای متفاوتی دارد. برخی از شرکت ها در جستجوی بازده کوتاه مدت نقدی هستند و ارزش کمتری به بازده بلندمدت می دهند. چنین شرکت هایی ممکن است سهام شرکت هایی که سود سهام نقدی زیادی پرداخت می کنند، خریداری کنند. برخی دیگر از سرمایه گذاران در درجه اول به رشد و توسعه اهمیت میدهند. این قبیل سرمایه گذاران در شرکت هایی که بازده سهام یا ارزش ویژه آنها بسیار بالاست سرمایه گذاری می کنند. فرانسیس و همکاران26 معتقداند که سرمایه گذاری یک نوع واگذاری پول است که انتظار می رود پول اضافی به دنبال داشته باشد. هر سرمایه گذاری یک درجه از ریسک را دربردارد که مستلزم از دست دادن آن پول در زمان حال برای بدست آوردن منافع آن است.
در حقیقت بازده متغیر اصلی در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری است. بازده عاملی برای مقایسه منفعت واقعی که توسط سرمایه گذاری های مختلف ایجاد می گردد با بازده لازم جهت جبران ریسک سرمایه گذاری می باشد. از دیدگاه دیگر بازده سرمایه گذاری شامل بازده کمی و کیفی می باشد که به صورت زیر تشریح می گردد.(میرزایی1380)
* بازده کمی شامل:
الف) سود حسابداری
ب) منفعت سرمایه
* بازده کیفی:
الف) اعتبار شرکت
ب) امتیازات اجتماعی
ج) توان تأثیرگذاری در جریانات اجتماعی – اقتصادی
از جهت دیگر می توان بازده را بر حسب زمان به صورت زیر تقسیم بندی کرد:
الف) بازده های گذشته
ب) بازده های آینده

اجزای بازده سهام:
نرخ بازده یک اوراق بهادار عامل اصلی در ارتباط و انتخاب یک سرمایه گذاری محسوب می شود. بازده یا پاداش سرمایه گذاری شامل دو قسمت است.
الف) درآمد جاری
ب) بازده ناشی از منفعت یا ضرر سرمایه
الف) درآمد جاری :
درآمد جاری ممکن است شامل سود نقدی، سود سهمی، بهره دریافتی از اوراق قرضه و … باشد. باید در نظر داشت که درآمد جاری معمولاً به شکل نقد یا شبه نقد است، که بابت سرمایه گذاری به صورت دوره ای دریافت می شود. نتایج نهایی عملیات واحدها و مؤسسات انتفاعی در سود ویا زیان آنها خلاصه می شود. اگر حاصل عملیات بیانگر سودآوری باشد شرکت ها ممکن است اقدام به تقسیم سود نمایند. در عین حال در بعضی موارد شرکت ها بنا به دلایل از تقسیم سود بین سهامداران خودداری می نمایند. از جمله علل عدم تقسیم سود در شرکت های سهامی مشکل نقدینگی یا قصد شرکت برای سرمایه گذاری در طرحهای آتی می باشد. سود سهام به سه نوع مختلف می باشد که شامل سود سهام نقدی، سود سهام غیرنقدی و سود سهمی یا سهام جایزه است.
ب) بازده ناشی از منفعت یا ضرر سرمایه:
منفعت یا ضرر سرمایه بخشی از بازده ای است که سرمایه گذار بر اثر سرمایه گذاری در سهام بدست می آورد که براساس تغییر در قیمت سهام محاسبه می شود. اخیراً توجه زیادی به جریان های نقدی ورودی و توان نقدینگی شرکت به عنوان مبنای قیمت گذاری سهام شرکت شده است. قیمت سهم به دلیل نشأت گرفتن از بسیاری عوامل درونی و عملکرد شرکت می تواند به عنوان معیاری نسبی در جهت حفظ ثروت سهامداران مطرح باشد. ولی تأثیرگذاشتن عوامل خارج از کنترل مدیریت مانند شرایط کلی حاکم بر بازار سرمایه و سهام اعتبار این معیار را به عنوان یک متغیر مستقل تحت شعاع قرارمی دهد. ضمن اینکه تغییرات قیمت سهام تا زمانی که سهامداران اقدام به فروش سهام خود نکنند امری ذهنی می باشد. به هرحال چنانچه قیمت سهام در پایان دوره بیشتر از قیمت سهام در اول دوره باشد اصطلاحاً آن را منفعت سرمایه و اگر نسبت سهام در پایان دوره کمتر از اول دوره باشد به آن ضرر سرمایه می گویند.(مومنی1380)

2-5-2- روشهای محاسبه بازده سهام:
الف) روش نسبت سود به قیمت
ب ) روش پیش بینی سودنقدی
ج)

Author: 92