که سازمان ها باید دانش را به عنوان یک منبع با ارزش بشناسند و مکانیزمی برای افزایش مهارت ها و هوشمندی کارکنانشان ایجاد کنند تا از این طریق سازمان خود را تبدیل به یک سازمان دانش محور کرده و آن را قوی تر سازند. مدیران متخصص باید محیط در حال تغییر و ظهور اقتصاد دانش محور را درک کنند.همچنین آن ها باید بدانند سرمایه فکری چیست و چگونه باید آن را مدیریت و مهار کرد تا از طریق توان رقابت پذیری سازمان افزایش یابد.بونتیس ( 1998 ) با انجام یک مطالعه تجربی دریافت که بین عناصر سرمایه فکری و عملکرد تجاری ، روابط مهم ، قابل اعتماد ، اساسی و علی وجود دارد. ژن و دیگران ( 1999 ) با مطالعه ای که در زمینه سرمایه فکری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که شرکت هایی که در آن ها کارکنان به نوآوری می پردازند محصول جدید بیشتری تولید می کنند و از شرکت هایی که بر تکنولوژی قدیمی متکی هستند ، رقابت پذیری بیشتری دارند. آن ها گفتند اگر در شرکت اختراع و نوآوری صورت پذیرد شرکت دارای نرخ برگشت سرمایه بیشتر و نسبت بازار به دفتر بالاتری است. کارنیرو ( 2000 ) اثر مدیریت دانش بر نوآوری و رقابت پذیری شرکت ها را بررسی کرد. او گفت مدیریت دانش یک ابزار استراتژیک و یک منبع کلیدی برای تصمیم گیری است.وقتی برای تدوین استراتژی از دانش کمک گرفته شود شرکت می تواند استراتژی های رقابتی خود را تدوین کند که این کار باعث ایجاد محصولات نوآورانه و فناوری های جدید می شود که به این وسیله شرکت می تواند با رقبا به رقابت بپردازد و از آن ها جلو بیفتد. آنل و ویلسون ( 2002 ) نیز بیان می دارند در آینده ، شرکت های برنده آ ن هایی نیستند که فقط یادگیرنده باشند ، بلکه آن شرکت هایی برنده خواهد بود که بتوانند دانش را استخراج و آن را به صورت آئین نامه تدوین کنند و نه اینکه فقط آن را در کارکنان یا ماشین ها ذخیره نمایند. هورویتز و دیگران ( 2002 ) از روش بررسی لو و فنگ ( 2001 ) برای تعیین ارتباط میان اقدامات مدیریت، عملکرد منابع نامشهود و بازگشت سرمایه استفاده کردند.یافته اصلی مطالعه آن ها این بود که ایجاد ارزش از طریق عملکرد منابع نامشهود ، مهم ترین عامل بازگشت سرمایه است. تحلیل ها نشان داد که شرکت ها باید سرمایه فکریشان را مدیریت کنند تا بتوانند بازگشت سرمایه بیشتری داشته باشند. ریلاندر و پپارد ( 2002 ) نیز یک چهارچوب مفهومی پیشنهاد کردند که استراتژی رقابتی ، هویت و سرمایه فکری را به هم متصل می کند و به نظر می رسد برای شرکت های دانش محوری که در محیط هایی با عدم اطمینان زیاد ، به رقابت می پردازند ، مناسب است.این مفهوم ، دیدگاه و استراتژی مبتنی بر ارزش ( که نشان می دهد شرکت می خواهد در آینده چگونه و در کجا باشد) و مفهوم هویت (هویت شرکت چیست) را به منابع سرمایه فکری شرکت متصل می کند. از جمله مهم ترین و بیشترین منابع در یک شرکت دانش محور ، منابع سرمایه فکری هستند که شامل ساختارها ، فرآیندها ، سیستم ها ، فرهنگ ، عنوان تجاری ، شایستگی ها و روابط با مشتریان است. منابع مالی و فیزیکی ، از منابع سرمایه فکری حمایت می کنند و بخش تکمیلی استراتژی شرکت هستند. این مدل ارتباط بین استراتژی و منابع را از دیدگاه سرمایه فکری شرح می دهد و در شکل (2-12) نشان داده شده است.

شکل (2ـ12) اتصال استراتژی رقابتی به سرمایه فکری ( رفیعی ، 1390 ، ص165 )

موریدایز ( 2004 ) از مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری پولیک برای تحلیل اطلاعات بانک های ژاپن استفاده کرد. با تحلیل سرمایه های انسانی و فیزیکی بخش بانکداری ژاپن و اثر آن ها بر عملکرد ارزشی بانک ها ، مطالعه آن ها به این نتیجه دست یافت که توجه به سرمایه انسانی باعث عملکرد بهتر بخش بانکداری ژاپن است.لازم به ذکر است که مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری ، ابزاری برای اندازه گیری و سنجش میزان سرمایه فکری سازمان است .همچنین چن و دیگران ( 2005 ) از مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری در شرکت های تایوانی استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه فکری اثر مثبتی بر ارزش بازار و عملکرد مالی شرکت دارد و شاخصی است که میزان درآمد شرکت در آینده را معین می کند. تن و دیگران ( 2007 ) مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری را در شرکت های سنگاپور به کار بردند و نتیجه گرفتند که سرمایه فکری و عملکرد شرکت به صورت مثبتی با یکدیگر مرتبط هستند، سرمایه فکری با عملکرد آینده شرکت ارتباط دارد ، نرخ رشد سرمایه فکری شرکت با عملکرد شرکت رابطه مثبتی دارد، و سهم سرمایه فکری در عملکرد شرکت ها در صنایع مختلف ، متفاوت است.همین طور کاماس ( 2007) مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری را برای بانک های هندی به کار گرفت و وجود تفاوت های عمده ای در عملکرد بخش های مختلف بانک های هندی با توجه به به کارگیری سرمایه فکری را بیان کرد.وانگ و چانگ ( 2005 ) اثر عناصر سرمایه فکری بر عملکرد شرکت و همچنین رابطه بین عناصر سرمایه فکری را از دیدگاه علت و معلولی در صنعت فناوری اطلاعات تایوان مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان دهنده این است که عناصر سرمایه فکری ، مستقیما بر عملکرد تجاری اثر گذارند. هدف از تاسیس شرکت ها و سازمان های تجاری ، تحصیل سود است یعنی همه آن ها در تلاشند تا از طریق انجام عملیات تجاری منتفع شوند و همچنین همه آن ها می خواهند میزان درآمد و سود خود را مرتبا افزایش دهند.بنابراین اگر شرکت ها بخواهند درآمد و سود خود را افزایش دهند چاره ای جز تقویت سرمایه فکری خود ندارند .پس بنابراین شرکت ها باید در پی انتخاب و استخدام کارکنان خوب و شایسته و پس از آن توانمندسازی آن ها باشند تا اینکه به این مهم دست یابند ( رفیعی ،1390،صص166-163).

مطلب مشابه : 

2ـ 2ـ 8) درجه بندی سرمایه فکری
مدل درجه بندی سرمایه فکری توسط یک شرکت کوچک مشاوره مدیریت و تحت رهبری لیف ادوینسون در سوئد به وجود آمد که سرمایه فکری سوئد نامیده شد.مدل درجه بندی سرمایه فکری در بیش از 150 پروژه در چندین کشور مانند سوئد ، آلمان ، فنلاند ، کره جنوبی ، استرالیا و سنگاپور به کار گرفته شد.چهارچوب مفهومی مدل درجه بندی سرمایه فکری بر مبنای مدل اندازه گیری سرمایه فکری اسویبی (1997) و مدل اسکاندیا نویگیتور ادوینسون است.مدل درجه بندی سرمایه فکری ، دارای سه جز اصلی است که عبارتند از : سرمایه ساختاری سازمانی ، سرمایه انسانی و سرمایه رابطه ای. این طبقه بندی همراه با زیر مجموعه آن ها در شکل(2-13) نشان داده شده است.

شکل (2-13) چهارچوب مفهومی مدل درجه بندی شاخص سرمایه فکری ( رفیعی ، 1390 ، ص 264 )

سرمایه انسانی به دو رده مدیریت و کارکنان تقسیم می شود. عواملی که در رده مدیریت بر آن تاکید
می شود شامل کیفیت رهبری و مهارت های ارتبازاتی و استراتژیک است.کارکنان بر مبنای وفاداری ، تعهد ، شایستگی و تجربه ، ارزیابی می شوند. سرمایه سازمانی متشکل از مالکیت فکری و سرمایه فرآیندی است.مالکیت فکری به برخی دارایی های نامشهود تجاری مانند اختراعات ، لیسانس ها و مارک های تجاری اشاره دارد.سرمایه فرآیندی شامل تمام فرآیندها و رویه های داخلی سازمان است که شامل کارمندیابی ، بازاریابی ، فرهنگ و سیستم های تکنولوژی اطلاعات می باشد. سرمایه رابطه ای از سه جز تشکیل شده است که عبارتد از : شبکه ، عنوان تجاری و مشتری . شبکه ، رابطه ای است که شرکت با عرضه کنندگان مواد اولیه ، توزیع کنندگان و گروه فشار سازمانی برقرار می کند.گروه فشار سازمانی ، آن دسته از افرادی هستند که نظرات آن ها در تصمیم گیری سازمان دخیل است و مدیریت باید به پیشنهادات آن ها توجه کند.مثل مالک شرکت ، سهامداران عمده و دارای سهم زیاد ، عنوان تجاری ، همان تصویر شرکت در بین سهامداران است و سرمایه مشتری ، روابط مثبتی است که شرکت با مشتریان خود برقرار می کند. دستورالعمل تجاری ، به بافت استراتژیکی که شرکت در آن فعالیت می کند برمی گردد که در این مورد می توان به محیط جغرافیایی شرکت و بازار فروش محصولات شرکت اشاره کرد.بحث این مدل نیز همانند سازمان های دیگر این است که اندازه گیری و مدیریت سرمایه فکری ، وابستگی شدیدی به نوع شرکت ، دیدگاه و استراتژی آن دارد.دستورالعمل تجاری ، خوراکی برای اثربخش بودن مدیریت سرمایه فکری است.مدل درجه بندی سرمایه فکری ، هر جز دارایی های نامشهود را از سه منظر متفاوت مورد بررسی قرار می دهد که این سه منظر عبارتند از : اثربخشی ، ریسک و تجدید. عملکرد سرمایه فکری زمانی اثربخش خواهد بود که شرکت بتواند سرمایه فکریش را به نحو بهینه و مطلوبی مدیریت کند.ریسک نشان دهنده تهدیدات بالقوه در اثربخشی مدیریت سرمایه فکری است.تجدید به عواملی چون تلاش شرکت در جهت نوآوری ، توسعه محصول و آموزش کارکنان ارتباط دارد (رفیعی،1390،267-263).

2ـ 2ـ 9) ارزش پویای سرمایه فکری
ارزش پویای سرمایه فکری در فرانسه توسط احمد بانفور به وجود آمده است. این مدل بر مبنای دیدگاه اقتصاد خرد در مدیریت به وجود آمده و سرمایه فکری شرکت را به این جهت اندازه گیری می کند که بتواند آن را با سرمایه فکری سایر شرکت های اروپایی مقایسه کند و یک سیستم مقایسه با بهترین ها در شرکت های اروپایی ، ایجاد کند. بر طبق این مدل ایجاد مزیت رقابتی برای یک شرکت و یک ملت ، از طریق ترکیب چهار عامل اصلی رقابت پذیری امکان پذیر می شود که این چهار عامل اصلی عبارتند از : منابع ورودی و شایستگی ها ، سرمایه فکری ، فرآیندها و خروجی های سازمان.سرمایه فکری مهمترین مهمترین عامل رقابت پذیری یک سازمان است.منابع ، شامل ورودی ها و سرمایه گذاری در دارایی های نامشهود مانند سرمایه گذاری در زمینه تحقیق و توسعه است.فرآیندها شامل اقداماتی است که در سازمان برای دستیابی به اهداف صورت می گیرد.مثالی از این اقدامات ، ایجاد شبکه های دانش است که منجر به ایجاد دارایی های نامشهود می شود.خروجی نیز شامل اثر و نتیجه مدیریت سرمایه فکری است.که به طور مثال این خروجی و نتیجه می تواند دستیابی شرکت به درآمدهای بیشتر باشد. چهار عامل اصلی رقابت پذیری سازمان در شکل (2-14) آمده است.

مطلب مشابه :  هیجانی، هیجانات، احساسات، ، گلمن، می‌توانند

شکل(2-14) چهار بعد مدل ارزش پویای سرمایه فکری (رفیعی، 1390، ص 266).

در این مدل برای اندازه گیری عملکرد نسبی هر یک از ابعاد خرد یا کلان رقابت پذیری ، 25 شاخص وجود دارد.هزینه تحقیق و توسعه ، تولید ناخالص داخلی ، درصد شرکت های کوچک و متوسطی که دارای کارکنانی نوآور هستند و نرخ بیکاری نمونه ای از شاخص هایی است که در اندازه گیری میزان عملکرد چهار عامل اصلی منابع و شایستگی ها ، فرآیندها و خروجی مورد توجه قرار می گیرد.سپس این شاخص ها برای محاسبه میزان عملکرد کل مورد استفاده قرار می گیرد.این مدل اندازه گیری که برای اندازه گیری عملکرد سرمایه فکری در سطح شرکت یا در سطح ملی است، در شکل (2ـ15) نشان داده شده است( رفیعی،1390،صص267-266).

شکل (2ـ15) مدل اندازه گیری ارزش پویای سرمایه فکری (رفیعی، 1390، ص 267).

2ـ 2ـ 10) شاخص سرمایه فکری ملی
بر پایه چهارچوب مفهومی مدل اسکاندیا نویگیتور ، بونتیس ( 2004 ) شاخص سرمایه فکری ملی را به وجود آورد. هدف این مدل ، تشخیص و مدیریت دارایی نامشهود یک ملت است. بونتیس ، برای تحلیل سرمایه فکری از یک مدل که تغییر یافته مدل ادوینسون و مالون ( 1997 ) بود ، استفاده کرد. چهارچوب مفهومی این مدل در شکل(2-16) نشان داده شده است.

شکل( 2ـ16) مدل مفهومی شاخص سرمایه فکری ملی (رفیعی، 1390، ص 270).

سرمایه تجدید ، به دارایی فکری بالقوه و سرمایه گذاری هایی که در جهت ایجاد مزیت رقابتی بلند مدت انجام می گیرد ، اطلاق می گردد. سرمایه فرآیندی ، دانش ذخیره شده غیر انسانی در یک کشور است که در سیستم های تکنولوژیکی ، اطلاعاتی و ارتباطاتی آن کشور وارد شده است.البته عامل ایجاد این سرمایه نیز انسان است اما پس از ایجاد این سرمایه که نوعی فناوری محسوب می شود ، در سازمان و یا کشور باقی می ماند و نوعی سرمایه غیر انسانی به حساب خواهد آمد.سرمایه تجاری به توانایی ملت برای تجاری کردن سرمایه فکریشان برمی گردد.سرمایه تجاری مستلزم همکاری و اشتراک ایده های جدید و اطلاعات می باشد و ابزاری برای توسعه یک کشور است.نهایتا سرمایه انسانی ، به صورت دانش ، آموزش و شایستگی های کارکنان در ادراک اهداف ملی تعریف شده است.این مدل سرمایه های تجاری ، تجدید ، فرآیندی و انسانی را به عنوان ابزاری جهت کشف دارایی فکری یک ملت ، با یکدیگر مرتبط می کند( رفیعی،1390،صص271-269).

2- 3-1) مقدمه
بررسی اقتصاد کشورهای توسعه یافته بیانگر این واقعیت غیر قابل انکار است که عامل اساسی و بنیادی توسعه در این کشورها در مرحله اول وجود افراد کارآفرین و در امتداد آن ایجاد شرکت ها و سازمان های کارآفرین است.کارآفرینان با پذیرش خطر حرکت در مسیر ناشناخته به مانند یک ناخدا که در یک مسیر ناشناخته و در میان اقیانوس پر تلاطم حرکت می کند با قدرت تفکر و خلاقیت و مدیریت خود، به پیش می روند و برای جامعه خود پیشرفت و توسعه را به ارمغان می آورند ( روز بهان ، 1391،ص18). ضرورت و اهمیت کارآفرینان را می توان از توجهی که کشورهای توسعه یافته و هم چنین کشورهایی که ار آن ها به عنوان اقتصاد های نوظهور جهان، مانند : هند و برزیل نام می برند ، پی برد. در این کشورها مراکز رشد و پارک های علم و فناوری که محل پرورش و حمایت از کارآفرینان است به وفور یافت می