، رقابت، شرکت¬های، مزیّت، تقلید، RBV

می توانند خریداری شده و از سازمانی به سازمانی دیگر منتقل شوند. هر چند منابع دیگری هم هستند که متحرک نبوده و خاص هستند. بارنی در سال 1991 پنج خصوصیت برای غیرقابل تقلید بودن منابع مطرح کرد که از قرار زیرند:
ابهام علی : برای شرکت¬هایی که سعی می¬کنند از منابع شرکت¬های موفق کپی برداری کنند، ابهام علی ممکن است درک آن ها را محدود کند که دقیقا چه چیزی باعث موفقیت آن شرکت¬ها شده است. به عبارت دیگر، ابهام علی زمانی وجود دارد که ارتباط بین منابع کنترل شده توسط شرکت و مزیّت رقابتی-اش توسط رقبا به خوبی درک نشود.
پیشینه : غیرقابل تقلید بودن منابع می¬تواند نتیجه وابستگی مسیری باشد مثل حوادث تاریخی یا مقتضیات تاریخی منحصربه فرد. بعنوان مثال، برخی سازمان¬ها ممکن است مزیّت¬های غیرقابل تقلیدی را از طریق اکتساب تاریخی یک مکان جغرافیایی کسب کنند.
حقوق مالکیت قانونی : در برخی موارد، یک منبع ممکن است بطور واضحی توسط رقبا شناسایی شود. اگرچه کپی برداری از منابع ممکن است از طریق حق مالکیت ممنوع شود. دارایی¬های ناملموس قانونی مثل حق امتیاز، برند و کپی رایت بوسیله قوانین مالکیت معنوی محافظت شده¬اند.
پیچیدگی اجتماعی : این ویژگی وقتی وجود دارد که منابع بر اساس پدیده¬های اجتماعی پیچیده بنا شده باشند. منابعی چون فرهنگ سازمانی نمی¬توانند توسط رقبا کپی برداری شوند تا همان منافع را به آن ها هم بدهند. رقبا ممکن است زمان و هزینه زیادی را صرف کنند تا از این قسم منابع کپی برداری کنند در حالی که به منافع مشابه حاصل از آن نمی¬رسند.
عامل فشردگی زمان : به مدت زمانی اشاره دارد که منابع از طریق یادگیری، تجربه، دانش ویژه سازمان یا تبحر کسب شده در یک مهارت، ایجاد می¬شوند. منابع در این حالت غیرقابل تقلید هستند – حداقل در یک دوره زمانی – به خاطر زمان موردنیاز، تلاش و سرمایه گذاری رقبا در جهت کپی برداری از این منابع .
آخرین ویژگی یک منبع برای حفظ مزیّت رقابتی، غیرقابل جایگزین بودن آن است. به عبارت دیگر، برای این که یک منبع منشا مزیّت رقابتی پایدار باشد نباید هیچ مشابه و معادلی داشته باشد. اگر دو منبع جایگزین¬های مشابهی باشند و منافع استراتژیک مشابهی هم فراهم کنند ولی هر دو کمیاب باشند، این منابع می¬توانند همچنان به هر دو شرکت منافع ویژه¬ای برسانند. به عنوان مثال، فرض کنید شرکت «الف» سیستم پشتیبانی تصمیم بسیار پیچیده ای دارد، یک سیستم یکپارچه که در فرایندهای تصمیم گیری رسمی و غیر رسمی شرکت دخیل است. این فناوری پیچیده اجتماعی به شرکت این اجازه را می¬دهد که از رقبای خود عملکرد بهتری داشته باشد. از سوی دیگر، شرکت «ب» بر تیم مدیریت باتجربه و هماهنگ خود متکی است. شرکت «ب» هم در بین رقبا سرآمد است. در این مثال، سیستم پشتیبانی تصمیم پیچیده و تیم مدیریت ممکن است جایگزین هم باشند اما چون هر دو کمیابند پس می¬توانند همچنان به هر دو شرکت مزیّت رقابتی پایدار ارزانی کنند. (پورجهانی، 1388، ص ص 22-21)
مطالعات بارنی در سال 1991 اساس نظری درک تفاوت در عملکرد سازمان¬ها – از چشم انداز منابع – را یکپارچه کرد. این مفاهیم کلیدی خمیرمایه اصلی رویکرد RBV را تشکیل داد. پتراف در سال 1993 دو حالت دیگر به درک ظرفیت ایجاد منافع منابع اضافه کرد:
حدود پیش بینی شده در رقابت
2) حدود واقعی در رقابت
او می¬گوید برای این که یک شرکت به مزیّت رقابتی دست یابد، حدود پیش بینی شده در رقابت باید وجود داشته باشند. وی این مفهوم را بدین صورت تعریف می کند: پیش از این که هر شرکتی یک جایگاه منابع برتر ایجاد کند، باید یک رقابت محدود وجود داشته باشد. بعنوان مثال، اگر دو یا چند شرکت رقیب در یک صنعت قبل از کسب یک منبع بدانند آن منبع به آن ها یک جایگاه منابع بی-رقیب در برابر رقبای فعلی و آتی خواهد داد، آن شرکت¬ها برای بدست آوردن آن منبع رقابت خواهند کرد به طوری که هر بازده پیش بینی شده¬ای بی چون و چرا خواهد بود. روملت در سال 1987 می¬گوید که اگر هیچ تفاوتی بین ارزش (ارزش واقعی) یک ریسک و هزینه¬هایش (هزینه¬های پیش بینی شده) وجود نداشته باشد، منافع صفر خواهد بود. به عبارت دیگر، منابع باید برای ایجاد منافع، پایین تر از ارزش فعلی خالص تنزیل شده¬شان جذب شوند در غیر این صورت منافع آتی بطور کامل جذب قیمت پرداخت شده برای منابع خواهند شد. ( p304، 2003، Foss)
برای این که یک شرکت منافع اقتصادی¬اش را حفظ کند، حدود واقعی در رقابت باید وجود داشته باشند. حدود واقعی در رقابت نیروهایی هستند که رقابت را محدود کرده و منافعی را پس از این که شرکت به مزیّت رقابتی رسید عاید شرکت می¬کند. پتراف می¬گوید که توانایی حفظ منافع کاهش می-یابد وقتی که رقابت عرضه منابع کمیاب را افزایش می¬دهد. هم چنین، رقابت ممکن است توانایی انحصارگر را برای محدود کردن خروجی از طریق افزایش حساسیت منحنی تقاضا، تحلیل برد. اگرچه، پتراف هم مثل بارنی می¬گوید که از چشم انداز منابع، دو عامل حیاتی هستند که رقابت واقعی را محدود می¬کنند:
قابلیت تقلید ناقص
غیر قابل جایگزین بودن

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی میزان دلالت قاعده تلف مبیع قبل از قبض

شکل 2-20) رویکرد مبتنی بر منابع در گذر زمان(p125،2004، Wade & Hulland)

وضعیت¬ها و فرضیه ها ذکر شده در بالا، هسته اصلی رویکرد مبتنی بر منابع را تشکیل می¬دهند که در شکل (2-20) به آن ها اشاره شده است. بر خلاف IO که ساختار صنعت را تعیین کننده اصلی عملکرد شرکت می¬داند، شکل زیر این منطق را نشان می¬دهد که منابع داخلی و ویژه شرکت (حلقه داخلی) مزیّت¬های شرکت را تعیین کرده و بنابراین موفقیت شرکت در بازار (حلقه خارجی) را تضمین می¬کند. ( p125،2004، Wade & Hulland)

شکل 2-21) مدل از درون به بیرون RBV(p63،2004،Galbreath)

رویکرد RBV می¬گوید(p63،2004،Galbreath):
هدف اصلی شرکت کسب مزیّت رقابتی است که عملکرد بالاتر از میانگین را به شرکت ارزانی بدارد .
تفاوت¬های سیتماتیک در بین شرکت¬ها در این مقوله که آن ها چه طور منابع موردنیاز برای اجرای استراتژی¬ها را کنترل می کنند، وجود دارد .
این تفاوت¬ها می¬تواند در طول زمان حفظ شود.
این تفاوت¬ها محیطی را شکل می¬دهد که منابع نمی¬توانند بدون هزینه از شرکتی به شرکتی دیگر منتقل شوند .
تفاوت¬ها در منافع حاصل از منابع، تفاوت در عملکردها را توضیح می دهد.
در جستجو برای کسب چنین منابعی، باید بیشتر به دنبال منابع ناملموس بود تا منابع ملموس.
گرنت در سال 1991 یک چهارچوب برای تدوین استراتژی در پنج گام مطرح کرد که در شکل(2-22) به آن ها اشاره شده است.

شکل 2-22) تحلیل استراتژی با استفاده از رویکرد مبتنی بر منابع(p118،1991،Grant)

با توجه به اصول مطرح شده در بالا، این رویکرد بر عوامل سطح سازمان به منظور توضیح تفاوت در موفقیت سازمان¬ها، تمرکز می¬کند. اگرچه اساس تئوریکی RBV به چند دهه قبل بر می¬گردد ولی این رویکرد در دهه 90 میلادی توسعه پیدا کرده است. بدین لحاظ، RBV نسبتا یک رویکرد جدید در توضیح علت تفاوت در موفقیت سازمان¬هاست. اما جریان¬ها و مکاتب مختلفی هم در دو دهه قبل ایجاد شده¬اند که نقطه نظر مشترکی با RBV در مورد منابع سازمان به عنوان علت تفاوت در عملکرد سازمان¬ها، دارند. این جریان¬ها تقریبا از RBV منشعب شده¬اند که سه نمونه از این جریان¬ها به نام¬های، مکتب قابلیت¬ها، مفهوم شایستگی مرکزی و نظریه مبتنی بر دانش سازمان مشهورند.( p118، 1991، Grant)

2-4-4) تحقیقات انجام شده در رویکرد مبتنی بر منابع
هال اهمیت نسبی منابع ناملموس بر موفقیت سازمان¬ها را بررسی کرد. او از مدیران چند سازمان در انگلستان خواست که اهمیت نسبی سیزده منبع را رتبه بندی کنند. شهرت شرکت، شهرت محصول، دانش کارکنان، فرهنگ و شبکه¬ها، پنج تعیین کننده اصلی موفقیت شرکت¬ها از دید آن مدیران بودند. ( p140، 1992، Hall) ولبورن و رایت در مطالعه¬ای در سازمان¬های عمومی، ارزش نسبی منابعی چون فرهنگ، مدیریت منابع انسانی، مدیریت، بازاریابی و تکنولوژی در قیمت سهام شرکت در طول زمان را بررسی کردند. منبع مدیریت بیشترین سهم را در عملکرد شرکت¬ها بدست آورده و هم چنین مدیریت و فن آوری تاثیر مثبتی بر قیمت سهام داشته¬اند. (p32،1997 ،Welbourne & Wright)
کارملی در مطالعه¬ای تاثیر منابع ناملموس را در شرکت¬های با عملکرد بالا و پایین بررسی کرد. این مطالعه در شرکت¬های عمومی انجام شده و از مدیران آن ها خواسته شده 22 منبع ناملموس را با توجه به چهار خصوصیت ارزش، کمیابی، غیر قابل تقلید بودن و غیر قابل جایگزین بودن (VRIN) رتبه بندی کنند. در شرکت¬های با عملکرد بالا، استراتژی سازمانی مهم ترین منبع با ارزش، دانش سازمانی مهم ترین منبع کمیاب، توانایی در مدیریت تغییر مهم ترین منبع غیر قابل تقلید و غیر قابل جایگزین شناخته شدند. در شرکت¬های با عملکرد پایین، بازاریابی مهم ترین منبع با ارزش، شهرت محصول / خدمت مهم ترین منبع کمیاب و غیر قابل تقلید و دانش سازمانی مهم ترین منبع غیر قابل جایگزین شناخته شدند. (p662،2001 ،Carmeli)
کیل و دیگران نقش اتحاد ها را در موفقیت سازمان¬ها در صنایع مختلف، مطالعه کردند. با استفاده از آزمون¬های آماری مختلف، محققان دریافتند که در هنگام اعلام اتحاد، یک اتحاد اختصاصی بطور معناداری سود غیر عادی بدست آمده از بازار سهام را توضیح می¬دهد. آنچه این تحقیق را جالب می¬کند استفاده از یک سنجه مبتنی بر بازار یعنی قیمت سهام برای ارزیابی تاثیر منابع بر عملکرد مالی است. بر اساس نتایج به دست آمده، حضور سرمایه گذاران سازمانی، عاملی برای ایجاد ارزش است که می¬تواند از طریق اتحاد در تعیین کردن قیمت سهام یک شرکت، ایجاد شود. یافته¬ها نشان می¬دهد که مدیریت موثر روابط بین اجزای سازنده خارجی سازمان می¬تواند بر موفقیت کلی آن تاثیر بگذارد.( p55، 2002، Kale et. al)
فاهی تاثیر منابع ویژه شرکت و منابع ویژه کشور را بر مزیّت رقابتی پایدار در صنایع قطعه سازی اتومبیل بررسی کرد. او دریافت که منابع پیشرفته کشور تاثیر با معناتری نسبت به منابع اساسی کشور بر عملکرد شرکت می¬گذارد. بطور جالب توجهی، منابع ملموس تاثیر با معناتری نسبت به منابع ناملموس بر عملکرد سازمان¬ها گذاشته بود. اگرچه، بطور کلی منابع ویژه شرکت تاثیر معنادارتری نسبت به منابع ویژه کشور بر عملکرد شرکت¬ها گذاشته بود. فاهی هم چنین تاثیر منابع را بر شرکت¬های با عملکرد بالا در مقابل شرکت های با عملکرد پایین با استفاده از تحلیل افتراقی ، بررسی کرد. شرکت¬های با عملکرد بالا بطور معنادارتری اهمیت بیشتری به قابلیت¬ها (منابع ناملموس) نسبت به شرکت¬های با عملکرد پایین داده¬اند. ( p66، 2002، Fahy)
اگرچه این رویکرد رسما در سال 1984 توسط ورنرفلت وارد ادبیات مدیریت استراتژیک شد، فوس و نادسن می¬گویند که این رویکرد به چالش کشیده نشده و از تحقیقات در این زمینه انتقاد جدی¬ای نشده است. با این حال می توان سه دسته از انتقادات به این رویکرد را برشمرد:
ابهام در شرایط
2) ماهیت دارای حشو
3) منابع منفرد به عنوان واحد تحلیل
به این انتقادات در ادامه اشاره مختصری خواهد شد.
یکی از انتقادات وارده بر این رویکرد، ابهام یا عدم توافق نسبی بر سر تعریف شرایط و ضوابط آن است . به طور مثال، اجزای سازنده رویکرد RBV شامل مفاهیمی مانند منابع استراتژیک شرکت، شایستگی مرکزی ، قابلیت¬های پویا و موارد دیگر است. این رویکرد از یک چشم انداز منسجم دور است اما مفاهیم اساسی آن مشترک است مثل تمرکز بر منابع داخلی شرکت که نمی¬توان از آن ها کپی برداری و تقلید کرد. ( p98، 2000، Fahy)
دومین انتقاد وارده بر این رویکرد، ماهیت دارای حشو آن است. پورتر یکی از اولین کسانی بود که به این مساله اشاره کرد. او می¬گوید”رویکرد مبتنی بر منابع دارای خاصیت دوری است. شرکت¬های موفق، موفق اند چون منابع منحصربه فردی دارند. آن ها باید این منابع را پرورش دهند تا موفق باشند. اما این منابع منحصر به فرد چه هستند؟ چه چیزی آن ها را با ارزش می کند؟ چگونه یک شرکت می¬تواند آن را ایجاد کرده یا به دست آورد؟ چه چیزی به منبع اجازه می¬دهد ارزشش را در آینده حفظ کند؟ بنابراین در اینجا یک زنجیره علی وجود دارد که این رویکرد باید به دنبال حل آن باشد”. حل این مسئله یک چالش برای محققان RBV است که مستلزم تعریف نظری و آزمایش تجربی این مفهوم است که چه منابعی منحصربه فرداند و چه چیزی آن ها را باارزش می¬کند. چنین تلاشی مشکل است چون منحصربه فردی و ارزش غیر قابل مشاهده هستند. ( p99، 2000، Fahy)
سومین انتقاد وارده بر RBV، در مورد واحد تحلیل آن است. در این رویکرد واحد تحلیل، منابع هستند. بطور مثال، بارنی در سال 1991 و پتراف در سال 1993، منابع را بصورت منفرد مجزا کرده و آن ها را براساس شرایط ناهمگنی¬شان ارزیابی می کنند. اگرچه فوس در سال 1998 می-گوید که ممکن است در این رویکرد با در نظر گرفتن منابع منفرد به عنوان واحد تحلیل، مشکلاتی بوجود آید. عملکرد شرکت بیشتر ناشی از تعامل و ارتباط متقابل بین منابع است تا فقط از منابع منفرد. یعنی منابع وقتی با هم ترکیب می¬شوند نسبت به این که به صورت منفرد بررسی شوند، تاثیر بیشتری بر عملکرد شرکت می گذارند. ( p99، 2000، Fahy)
علیرغم

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی مفهوم انتزاعی مسئولیت کیفری

Author: 92