فعالیتهای اوقات فراغت اندک می باشد. در این جا سعی شده است از تحقیقات انجام شده استفاده شود که محقق به آنها دست یافته است:
کشکر (1386) به بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل بازدارنده مشارکت زنان شهر تهران در فعالیتهای ورزش تفریحی پرداخت. در این تحقیق از مدل سلسله مراتبی عوامل بازدارنده اوقات فراغت که به سه طبقه عوامل بازدارنده فردی، بین فردی و ساختاری تقسیم می شود، استفاده کرد. یاقته های تحقیق نشان داد که در بین زنان شهر تهران عوامل بازدارنده ساختاری مهمترین دسته ازعوامل اثزگذار بر مشارکت آنان در ورزش است وعوامل بازدارنده فردی و بین فردی به ترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. این نتیجه در تمام وجوه تحقیق ثابت بود(46).
همتی نژاد و همکاران (1386) در بررسی عوامل بازدارنده مشارکت زنان در فعالیتهای ورزشی شهر مازندران، 400 نفر از زنان پرسشنامه محقق ساخته که در 5 بعد مشکلات محیطی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و روانی- اجتماعی را تکمیل کردند و نتایج نشان داد که مشکلات محیطی بیشترین عامل بازدارندگی در مشارکت ورزشی زنان و پس از آن مشکلات اجتماعی – فرهنگی در رتبه بعدی قرار دارد و همچنین ارتباط معنی داری بین دیدگاه زنانی که ورزش همگانی انجام می دهند و مشکلات روانی- جسمانی و اقتصادی وجود ندارد(58).
هاشمی (1385) در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی عوامل بازدارنده مشارکت ورزشی زنان کارمند شهراصفهان” از پرسشنامه محقق ساخته با 23 سوال استفاده شد که دراین پرسشنامه عوامل بازدارنده را به شش حوزه: فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی- مالی، وجود نیروهای متخصص، نگرش خانواده ها، تجهیزات و امکانات، تبلیغات و رسانه تقسیم کرد و به این نتیجه رسید که میزان مشارکت درورزش بیشترین همبستگی را بعد از عوامل فرهنگی- اجتماعی با امکانات نشان داد ونیز عوامل اقتصادی و عوامل مربوط به امکانات و عوامل فرهنگی- اجتماعی بیشترین اثر بازدارندگی مشارکت ورزشی بانوان کارمند را داراست. بانوان مهمترین موانع عدم مشارکت خود را به ترتیب اولویت دادن کار نسبت به ورزش ، عدم وجود مکانهای ورزشی ایمن و اهمیت ندادن مسئولین به ورزش بانوان بر شمردند (57).
با توجه با این نتایج می توان گفت که عوامل بازدارنده ساختاری بیشترین عامل بازدارنده زنان کارمند از مشارکت در فعالیت ورزشی می باشد.
صدارتی (1385) در بررسی میزان استفاده زنان از امکانات ورزشی در تحقیق مشاهده شد که افراد شاغل بیشتر از امکانات خصوصی استفاده می کنند و این در حالی است که افراد غیر شاغل سعی در استفاده بیشتر از امکانات غیر خصوصی و دولتی دارند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که بیش از 78% زنان ایران در فعالیتهای ورزشی شرکت می کنند و عدم انگیزه مشارکت آنها در ورزش به ترتیب اولویت عبارتند از: عدم دسترسی به امکانات ورزشی، مناسب نبودن زمان برنامه ورزشی مختص به زنان، گرانی هزینه ثبت نام، نداشتن وقت و مخالفت اعضای خانواده. ضمناً این تحقیق نشان می دهد که افراد بالای سنین 45 سال نسبت به جوان ترهاو نیز زنان متأهل نسبت به زنان مجرد بیشتر در فعالیتهای ورزشی شرکت می نمایند (34).
داداشی و احسانی (1379) در پی شناخت عوامل بازدارنده از فعالیتهای ورزشی، مشخص گردید که عوامل نه گانه مورد نظر در پژوهش آنان، بطور یکسان مانع از فعالیتهای ورزشی دختران و پسران نمی باشد. ترتیب اهمیت عوامل بازدارنده عبارتند از: وقت، علاقه، پول، امکانات، ناآگاهی، مهارت، روابط اجتماعی، وسیله نقلیه و آمادگی جسمانی می باشد. پایین بودن بازدارندگی عوامل نه گانه از حد متوسط مقیاس بکار رفته در تحقیق، نشان می دهد که در محیط دانشگاهی مورد نظر هیچیک از عوامل مورد مطالعه بطور جدی مانع از فعالیتهای ورزشی دانشجویان نمی شوند. به هر حال تجزیه و تحلیل دقیق تر اطلاعات نشان می دهد که در این میان عوامل وقت و علاقه نقش بازدارندگی بیشتری دارند (23).
احسانی (1382) در تحقیق انجام داده در یکی از دانشگاههای ایران انجام داد، مشخص گردید که 40% از دانشجویان دختر در هیچ فعالیت ورزشی شرکت نمی کنند و علت عدم شرکت آنها به دلیل کمبود وقت، امکانات،علاقه، پول، وسیله نقلیه، روابط اجتماعی، ناآگاهی، مهارت و سلامتی تعیین گردید (46).
شجاع الدین (1383) در پژوهشی که بر نحوه گذران اوقات فراغت و فعالیتهای ورزشی کارمندان انجام داد، نشان می دهد که تفریح و گذران اوقات فراغت کمترین جایگاه را در میان آنان دارد. و 5/50 % از کارمندان اوقات فراغت خود را صرف رسیدگی به امور خانواده و 34% صرف انجام شغل دوم می کنند و نهایتاً 32% اوقات فراغت خود را برای تماشای تلویزیون صرف کرده اند. و در واقع زمانی را برای گذران اوقات فراغت فعال در قالب ورزش تفریحی نداشته اند (32).
سلامی و همکاران (1383) در تحقیقی که بر روی موانع مشارکت بانوان در فعالیتهای ورزشی در ایران انجام شد، مشخص گردید که عدم مشارکت بانوان در فعالیتهای ورزشی به دلیل عوامل جسمانی نظیر بیماریها، معلولیتها و چاقی، عوامل روانی که شامل بی حوصلگی، اضطراب، افسردگی، بی علاقگی و بی انگیزگی، عوامل مربوط به نگرش خانواده، وضعیت اقتصادی و شرایط فیزیولوژیک و دسترسی فضا و عوامل اجتماعی و فرهنگی می باشد (31).
احسانی و همکاران (1996) در تحقیق آنان مشخص شد که زنان برای فعالیت جسمانی، موانع بیشتری نسبت به مردان دارند. نتایج این تحقیق علل حضور نیافتن زنان را در فعالیتهای ورزشی چنین ذکر می کند: نداشتن یار کافی برای مشارکت در فعالیتهای ورزشی، تعهدات خانوادگی، کمی اطلاعات، خجالتی بودن، کمبود وسیله نقلیه و ناتوانی جسمی. همچنین بیان شده است که در زنان با تحصیلات بالاتر، موانع کمتری به عنوان مشکل وجود دارد. علاوه بر موارد فوق عدم اطلاع رسانی کافی نیز به عنوان عاملی بازدارنده مشخص شده است (77).
عبدلی ندیکی (1387) تحقیقی را با عنوان “بررسی علل کناره گیری جوانان از ورزش” انجام داد. در این تحقیق ذهنیات یک ورزشکار را نسبت به (فرهنگ ورزش در جامعه، رشته ورزشی، محیط ورزشی، نگرش افراد خانواده به او به عنوان یک ورزشکار، میزان انگیزه او در رشته ورزشی اش، علاقه و هدفمندی او و موانع و مشکلاتی که بر سر راهش جهت ادامه فعالیت ورزشی قرار دارد)، مورد ارزیابی قرار گرفت. علل احتمالی کناره گیری از ورزش 22 مورد در نظر گرفته شد که به سه گروه عوامل اجتماعی و خانوادگی، عوامل محیطی و عوامل درونی و فردی طبقه بندی گردید. آزمودنیها 150 مورد شامل کسانی که ورزش می کردند و کسانی که ورزش را ترک کرده بودند، می باشند. نتایج نشان داد که بطور کلی مجموعه عوامل محیطی در ترک از فعالیت ورزشی بیشترین تأثیر را دارد. در بین آقایان عوامل محیطی از قبیل استاندارد نبودن اماکن ورزشی و کمبود امکانات لازم، بکارگیری مربیان غیرمتخصص و علمی و نبودن تمرینات و در بانوان عوامل اجتماعی و خانوادگی از قبیل دید منفی جامعه نسبت به ورزش بانوان، نبودن امکانات کافی ویژه ورزش بانوان و عدم توجه مسئولان در جهت ایجاد زیر ساختهای فرهنگی لازم)، ترک فعالیتهای ورزشی را به دنبال می آورد. عوامل مربوط به انگیزشهای درونی علی الخصوص عدم دقت در انتخاب رشته ورزشی متناسب با شرایط جسمی و روحی، نداشتن هدف از ورزش و عدم برنامه ریزی از سوی شخص و خانواده می تواند مانعی بر سر راه ادامه فعالیتهای ورزشی بوجود آورد و در نهایت موجبات ترک ورزش را فراهم سازد (37).
عزب دفتران و احسانی (1382) هدف کلی تحقیق خود را بررسی عاملهای بازدارنده مشارکت فعالیتهای ورزشی دختران دانشجو دانشگاه آزاد واحد خوراسگان عنوان کردند. به همین منظور 498 نفر از دانشجویان دختر به سوالات پرسشنامه پاسخ دادند و 9 عامل بازدارنده شامل وقت، پول، علاقه، وسیله نقلیه، امکانات، روابط اجتماعی، ناآگاهی، توانایی و مهارت، آمادگی و سلامتی را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که مهمترین عاملهای بازدارنده از نظر دانشجویان شرکت کننده و غیر شرکت کننده در فعالیتهای ورزشی، دو عامل امکانات و روابط اجتماعی بود. نداشتن وسیله نقلیه یا سرویسهای عمومی منظم برای رفت آمد بعد از ساعت درس (معمولاً بعد از ظهر و شبهای زمستان) یکی دیگر از محدودیت بانوان در فعالیتهای ورزشی مورد توجه بود. عامل علاقه و عامل ناآگاهی بطور مشخص در دانشجویان غیر شرکت کننده و نیز مهارت و سلامتی ازعوامل بازدارنده مؤثری بودند. همچنین پول و وقت عوامل بازدارنده مهمی برای دانشجویان نبود (38).
دارابی (1380) در تحقیقی تحت عنوان” بررسی عوامل فرهنگی گرایش زنان به ورزش در تهران” هدف اصلی خود را در بررسی عوامل فرهنگی اعم از امکانات و مشکلات و موانع فرهنگی می داند که سبب گرایش زنان به امر ورزش می شود. با تقسیم عوامل فرهنگی به دو دسته عوامل مادی و عوامل معنوی نتیجه گرفت که مهمترین علت روی آوردن زنان به ورزش اهمیت دادن به سلامت جسمی و روانی و توجه به داشتن تناسب اندام است. از سوی دیگر مهمترین مشکلات ورزش زنان شامل محدودیتهای فرهنگی واجتماعی زنان جهت شرکت در فعالیتهای ورزشی، کم توجهی زنان به سلامت جسم و روح خویش، تأثیر باورها و اعتقادات مذهبی و سنت های حاکم بر جامعه عنوان گردید. ازعلل دیگر می توان عدم آگاهی از نتایج وفواید ورزشی واطلاع رسانی ناکافی رسانه های گروهی نام برد (24).
محبی (1379) در تحقیقی تحت عنوان سنجش عوامل فرهنگی – اجتماعی مؤثر بر گرایش بانوان به ورزش و تعیین سهم هر یک از عوامل در تغییرات گرایش آنان به ورزش می پردازد. در مدل تحلیلی مدون شده تحلیل عاملی ابعاد گرایش به ورزش، وجود دو بعد از ابعاد گرایش یعنی آمادگی رفتاری و بعد شناختی گرایش را که در تحقیق حاضر مورد بررسی قرار گرفته است، تأکید می کند و از طرفی تحلیل رگرسیونی رابطه آمادگی رفتاری، گرایش به ورزش و تحلیل رگرسیونی رابطه بعد شناختی گرایش به ورزش با متغییرهای مستقل تحقیق نیز نشان داده شده است (46).
باقرزاده و همکاران (1380) در بررسی علل عدم شرکت دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان تربت حیدریه در فعالیتهای فوق برنامه با توجه به اهداف و سؤالات تحقیق نتایج حاصله، اهم محدودیتها و موانع شرکت آزمودنی ها در فعالیتهای ورزشی فوق برنامه را به ترتیب چنین بیان داشتنند: کمبود فضا و امکانات لازم، عدم توجه مسئولان، نامناسب بودن وقت فعالیت اماکن ورزشی، نداشتن وقت آزاد، زیاد بودن هزینه شرکت در فعالیتهای ورزشی فوق برنامه، ترس از افت تحصیلی، عدم تخصص مربیان اماکن ورزشی، مزاحمت از جانب دیگران در مسیر رفت و برگشت، نداشتن اطلاعات کافی در مورد ورزش، عدم علاقه به ورزش و مخالفت والدین (9).
فرج اللهی (1373) درتحقیقی با هدف بررسی و مطالعه چگونگی گذران اوقات فراغت دانشجویان دختر دانشگاه تهران و میزان گرایش آنان به ورزش در این زمان، همچنین شناخت نقاط قوت و ضعف و نارسایی های موجود تربیت بدنی و ورزش فوق برنامه نتایج حاصل بدست آمد: دانشجویان دختر دانشگاه تهران از نحوه گذران زمان فراغت خود رضایت متوسط یا کم داشته و یا اصلاً رضایت ندارند و تنها 4/21 درصد دانشجویان دختر مشارکت عملی متوسط، خوب و بسیار خوب در برنامه های ورزشی فوق برنامه دارند و مشکلات احتمالی دانشجویان دختر مبتنی بر ضعف حضور فعال در فعالیتهای ورزشی فوق برنامه به ترتیب عبارتند از کمبود امکانات مناسب ورزشی، ضعف برنامه ریزی مسئولان، ضعف کیفیت برنامه های تربیت بدنی فوق برنامه، کم توجهی مسئولان به مساًله ورزش فوق برنامه دانشگاه می باشد (41).
مهدی پور (1372) در تحقیقی با هدف بررسی جایگاه تربیت بدنی و ورزش در گذران اوقات فراغت دانشجویان پسر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی شهر تهران دلایل خود را درخصوص عدم پرداختن به فعالیتهای ورزشی در اوقات فراغت چنین اظهار داشتند:
1- کیفیت نامطلوب برنامه های ورزشی دانشگاه در ایام فراغت با اظهار نظر60 درصد دانشجویان.
2- عدم کفایت امکانات و تسهیلات ورزشی دانشگاه در گذران اوقات فراغت، که با توجه به آمار پرسشنامه ها حدود 20 درصد جامعه تحقیق ابراز رضایتمندی از امکانات موجود داشتند در حالیکه بیش از 70 درصد آنان خبر از کمبود و نارسایی امکانات و تجهیزات ورزشی دانشگاه دادند.
3- نهایتاً دانشجویان دلیل عدم مشارکت خود در فعالیتهای ورزشی و همین طور علل عدم موفقیت تربیت بدنی دانشگاهها را کم توجهی مسئولین به امر ورزش دانشگاه با 37 درصد که رتبه نخست را داراست و همچنین مشکلات مالی ورزش دانشگاهها با 28 درصد در رتبه دوم قرار می گیرد و سپس نسبت تراکم دانشجو به امکانات که ناشی از عدم توزیع عادلانه امکانات می باشد، با حدود 24 درصد در رتبه سوم از علل عدم موفقیت ورزشی دانشگاه قرار می گیرد. در رابطه با کفایت نیروی انسانی متخصص در ورزش و تربیت بدنی دانشگاه، جامعه تحقیق با ابراز رضایتمندی از کمیت نیروی انسانی با حدود 48 درصد از میزان کمیت مربیان تربیت بدنی اظهار رضایتمندی نمودند (49).
در نتیجه می توان گفت عوامل بازدارنده ساختاری بیشترین عامل بازدارنده دانشجویان در مشارکت ورزشی می باشد.
یزدانی فاروقی (1373) در تحقیقی به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت دانشجویان قهرمان کشورهای آسیای میانه و جمهوری اسلامی پرداخت و به این نتیجه رسید که گزینش الگوهای فراغت توسط دانشجویان قهرمان کشورهای آسیای میانه با 4/68 درصد در پرداختن به

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد : ارتباط ورشکستگی شرکت های تجاری در ورشکستگی شرکا