، زنان، بازدارنده، تحقیقی، مردان،

ترجیح می دهند، ضمناً فعالیت فراغتی آنها جزء ساده ترین و کم هزینه ترین انواع آن، مانند پیاده روی، نرمش، آمادگی جسمانی و گذران وقت با رادیو تلویزیون می باشد (7).
نظری (1382) در بررسی نحوه اوقات فراغت جوانان شهر خوراسگان مهمترین اولویت فعالیتهای اوقات فراغت جوانان فعالیتهای ورزشی می باشد. جوانان مهمترین علل انتخاب فعالیتهای غیر صحیح گذراندن اوقات فراغت به ترتیب: عدم وجود امکانات برای تفریح سالم، علاقه مندی، نداشتن برنامه مناسب، مشکلات فرهنگی و اجتماعی، مسائل روحی و روانی بیان کردند. سه مورد از اولویتهای علل ورزش کردن را به ترتیب: کسی نشاط و احساس لذت، حفظ سلامتی و احساس قدرت، تناسب اندام می باشد و مهمترین علل تجمع جوانان در ساعات ابتدایی شب بر سر گذرها: کمبود امکانات، نداشتن برنامه، برطرف کردن خستگی روزانه می باشد (52).
خلیل آبادی (1372) در تحقیقی با “عنوان بررسی انگیزه های افراد شرکت کننده در ورزشهای همگانی شهر تهران” هدف اصلی این پژوهش را شناسایی، دسته بندی و مقایسه انگیزه های افراد شرکت کننده در ورزشهای همگانی شهر تهران در گرایش به فعالیتهای بدنی می داند که برروی 500 نفر از افراد جامعه تحقیق در 5 منطقه شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز شهر تهران با استفاده از پرسشنامه اجرا گردید. نتایج حاصل نشان داد که کسب نشاط، آثار مثبت ورزش، ایجاد مصونیت از ابتلا به بیماریها، تخلیه انرژی و دفع سموم بدن، انگیزه به کاهش وزن (لاغر شدن)، کم هزینه بودن، گریز از مشکلات زندگی، کاهش فشارهای روحی، پر کردن اوقات فراغت، دریافت جایزه و … از مهمترین عوامل انگیزه های افراد در انجام ورزش همگانی بود (21).
در طرح تحقیقی که نیک نژاد ( 1375) تحت عنوان نظرخواهی از زنان تهران در مورد ورزش بانوان انجام داد به نظر افراد مورد بررسی عوامل بازدارنده ورزش همگانی عبارتند از: عوامل فرهنگی- اجتماعی 42% ، عوامل اقتصادی- امکاناتی 80% ، عوامل اطلاعاتی- تبلیغاتی و مدیریتی 19% می باشند. در کل 62% زنان ورزش نمی کنند و 38% بقیه هم بیشتر بین سنین 15 تا 19 سال هستند.
پارسا مهر(1387) در بررسی سنجش گرایش بانوان جوان به مشارکت در فعالیتهای بدنی شهر یزد که بانوان 25-15 سال به تعداد 485 نفر نمونه گیری کرد و در سه بعد عاطفی، شناختی و رفتاری مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که بعد شناختی تأثیر معنی داری بر سوق بانوان به سوی فعالیتهای نداشته است. تفاوت معنی داری بین بانوان جوان با تمایل رفتاری متفاوت در زمینه مشارکت آنها در فعالیتهای بدنی وجود دارد و تفاوت معنی داری بین بانوان جوان با گرایش عاطفی متفاوت در زمینه مشارکت آنها در فعالیتهای بدنی وجود دارد و در کل می توان گفت بانوان جوان یزدی تمایل معنی داری برای مشارکت در فعالیتهای بدنی از خود نشان دادند.
نیک پور و همکاران (1384) در پژوهشی با هدف تعیین فعالیتهای فیزیکی زنان در دو حیطه شغلی و اوقات فراغت به روی 300 زن شاغل در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی ایران انجام گرفت نتایج بدست آمده را چنین بیان کردند که در خصوص عوامل مرتب با مدت فعالیت فیزیکی زنان شاغل در اوقات فراغت نشان دادند که میانگین مدت زمان فعالیت فیزیکی زنان شاغل در اوقات فراغت در گروههای سنی و سطح درآمد خانواده مختلف، متفاوت است. میزان فعالیت در زنانی با سطح درآمد خانواده خوب نسبت به سایر زنان بیشتر بود و مدت فعالیت اوقات فراغت زنان شاغل از مدت فعالیتهای شغلی کمتر بوده و همچنین فعالیتهای فیزیکی اوقات فراغت نیز بسیار اندک بوده است (12).
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
بیشتر تحقیقات انجام شده بر اوقات فراغت زنان چارچوبی مشخص از عوامل بازدارنده را مورد توجه قرار نداده است. اکثریت محققان زن به جای اینکه به انواع خاصی از عوامل بازدارنده ای که بیشتر تحقیقات انجام شده بر اوقات فراغت معین در تحقیقاتشان مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که در واقع زنان نسبت به مردان در اوقات فراغتشان با موانع بیشتری مواجهند این عوامل بازدارنده مربوط به نقش جنسیتی است که جامعه از زنان انتظار دارد (جکسون و هندرسون،1995). در سالهای اخیر تحقیق بر جنسیت و اوقات فراغت نشان داده است که زنان در دستیابی به اوقات فراغت و عدم داشتن قدرت در اجتماع نسبت به مردان از موقعیت ضعیفتری برخوردارند (ایچسون،2001). گرچه برخی از تحقیقات انجام شده بر روی اوقات فراغت دیدی تازه و نگرشی نو را نسبت به عوامل بازدارنده ساختاری ایجاد کرده اند، اما بطور قابل ملاحظه ای بیشتر تحقیقات انجام شده توسط زنان محقق، بر موضوع کمبود زمان در بین زنان توجه دارد. استرس زمان و کمبود وقت خود را عوامل بازدارنده بزرگی از زندگی زنان هستند. برای زنان، نه تنها مسئولیتهای ساعات کار اداری بلکه مسئولیتهای آنها در خانه هر دو با هم وقت ناچیزی را برای زنان باقی می گذارند تا به استراحت شخصی، آرامش یافتن، یا توسعه فعالیتهای اوقات فراغت بپردازند (گرین و همکاران1990). تحقیقات نشان می دهند که دوستان زنان در مشارکت آنها در فعالیتهای اوقات فراغت نقش بسیار مهمی دارند (گرین،1998). عدم تأیید اجتماعی که می تواند از طریق دوستان، اعضای خانواده یا افراد دیگر صادر شود یا عدم تشویق و ترغیب شوهران زنانی که در ورزش مشارکت می کنند می تواند از این نوع عوامل به شمار رود ( گرین و هبرون 1988 و گرین و هبرون و وودوارد1987). در تحقیقی مشخص شد که زنان روستایی استرالیا بسیار بیش از مردان روستایی در اوقات فراغتشان دچار دلتنگی و بی حوصلگی می شوند. چون مفهوم پسران و شرکت در فعالیتهای ورزشی امری بدیهی در بین اهالی روستا بود، ولی برای دختران این امر بسیار نا مأنوس بود (دابسون،پترسون2000).
گراتون و تایس (1991) با تجزیه و تحلیل داده های آماری مرکز آمار انگلیس به این نتیجه رسیدند که هر چه تحصیلات بالاتر می رود، نسبت به افراد دارای تحصیلات پایین، بیشتر در فعالیتهای ورزشی شرکت می کنند. این نتایج با تحقیقات تورکیلدسن (1992) که نشان داد نوع و مدت زمان تحصیل بطور معنی داری با شرکت در فعالیتهای ورزشی رابطه دارد، تأیید شد.
در تحقیقی که بر اثرات و نحوه تعامل عوامل بازدارنده، روش غلبه وانگیزه مشارکت کارکنان تمام وقت چهار شرکت در فعالیتهای ورزشی و اوقات فراغت انجام شد، مشخص گردید که اگرچه عوامل بازدارنده، سطح مشارکت در ورزش تفریحی را کاهش می دهد اما موجب بهره گرفتن از منابع بزرگی از روش غلبه می شوند که موجب خنثی ساختن اثرات منفی عوامل بازدارنده می گردند. انگیزه کسب سلامت و شادی و لذت بیشتر از فعالیت نیز موجب می شد تا افراد از روش غلبه بیشتر استفاده کنند تا بتوانند در فعالیتهای ورزشی اوقات فراغت شرکت کنند. نتایج این تحقیق تأیید کننده مدل سلسله مراتبی عوامل بازدارنده مدل کرافورد، گادبی و جکسون (1991) است ( هوبارد و منل 2001).
نتایج تحقیق (دیونیچی،2006) بر روی ارتباط پیری با شرکت در فعالیتهای ورزش تفریحی، مشخص نمود که مردان و زنان بین 60 تا 89 سال استرالیایی، با استفاده از روش غلبه، بر عامل بازدارنده سن قائل آمده و در فعالیتهای ورزشی شرکت می کنند و اصولاً این عامل را مانعی برای مشارکت آنها تأثیر می گذارد، در تحقیقی که بر زنان فعال و غیر فعال در فعالیتهای جسمانی انجام گرفت، مشخص شد که زنان فعال اضافه وزن کمتری دارند و کلسترل خون آنها پایین تر است و این افراد علیرغم اینکه عوامل بازدارنده زمان و هوا بر مشارکت آنها تأثیر می گذارد، اما این افراد با برنامه ریزی وقت و زمان، و نیز یافتن فعالیتهای ورزشی مناسب که در هوای بد بتوانند در آن شرکت کنند، بر این عوامل بازدارنده غلبه می کنند (93).
در تحقیقی که توسط زیبلند و همکاران در سال 1998 انجام شد، مشخص گردید که دو دلیل باعث می شد تا زنان در برنامه های ورزشی حفظ سلامت و لاغری شرکت نکنند و آن عبارت بود از موانع درونی ( نظیر عدم علاقمندی، تنبلی و عدم داشتن دقت کافی) و موانع بیرونی (نظیر عدم وسایل نقلیه، عدم شهریه کلاسها). نتایج این تحقیق نشان داد که افرادی که با موانع درونی مواجهند در مقایسه با افرادی که با موانع خارجی مواجهند کمتر در فعالیتهای ورزشی شرکت می کنند (104).
در مطالعه ای نشان داده شد که زنان استرالیایی بیشتر سعی می کنند تا فعالیتهای اوقات فراغت خود را در کنار خانواده بگذرانند در حالیکه مردان خود را به این امر محدود نمی سازند و فعالیتهای خود را بدون توجه به خانواده انتخاب می کنند. این امر باعث می شود که زنان اوقات فراغت کمتری را برای خود و به میل خود داشته باشند ( بلا، هانتر و ویتسون،1992).
در تحقیق کالپ (1998) مشخص شد که دختران و زنانی که مورد مصاحبه قرار گرفتند، بیان کردند که فقدان فرصت برای شرکت در فعالیتهای ورزشی در فضای باز بزرگترین مشکل آنهاست. همچنین عدم دسترسی به اماکن ورزشی نیز از دیگر مشکلات آنها بود. تحقیقات نشان می دهند که با تولد اولین فرزند، وقت زنان بطور قابل ملاحظه ای محدود می شود و زمان کافی برای شرکت در فعالیتهای اوقات فراغت نمی یابند و همین تحقیقات نشان می دهند که علاوه بر نگهداری از فرزند، عامل بازدارنده دیگر عبارتست از: اجبار در نگهداری از اعضای مسن خانواده که مسئولیت سنگینی بر دوش زنان می گذارد (105).
عرب مقدم و هندرسون (2007) در پژوهشی که بر اوقات فراغت زنان ایران انجام گرفت نشان داد که مهمترین عامل بازدارنده زنان ایرانی از شرکت در فعالیتهای ورزشی مربوط به فقدان ساختاری برای ایجاد فرصت و شانس استفاده از اوقات فراغت در جامعه است. عوامل بازدارنده خاص فرهنگی که بر نگرش های سنتی استوار است و مفهوم اجتماعی اوقات فراغت، نقش بسیار مهمی در بازدارندگی زنان از شرکت در فعالیتهای اوقات فراغت زنان ایرانی، درجه بندی شده اند (64).
در پژوهشی که توسط اسمیت (1987) بر روی توریسم ورزشی معلولین صورت گرفت سه نوع مانع که موجب کاهش مشارکت معلولین در توریسم ورزشی می شد، شناسایی گردید:
1- موانع درونی ( که حاصل عملکردهای شناختی، فیزیکی و روانی است)
2- موانع محیطی ( که بستگی به محدودیتهای محیطی دارد)
3- موانع تعادل ( که حاصل تعامل توریست با محیط پیرامون است)
مجموع این عوامل موجب کاهش لذت بخشی توریسم برای معلولین می گردد ( 46).
تحقیقی که توسط جامعه شناسان در سال 2001 انجام شد تا میزان توجه و علاقه مردم لیتوانی را به آموختن تربیت بدنی بررسی کنند، نشان داد که در میان موانع مشارکت در ورزش، عدم آگاهی کافی در رابطه با زندگی، همراه با سلامتی و ورزش، کاربرد ضعیف ورزش به عنوان نوعی از موانع تحصیل آموزشگاهی و فعالیتهای فوق برنامه، حمایت نسبتاً ضعیف شهرداریها از رویدادهای ورزشی، خدمات گران قیمت ورزش به عنوان وسیله ای برای گذران اوقات فراغت بیشترین اهمیت را داشتند (87).
وات کنیز و بورگن (1988) در تحقیقی که انگیزه شرکت در فعالیتهای حرکتی عده ای از آمریکایی ها و استرالیایی ها را مقایسه کرد. آزمودنیها شامل 667 زن و 666 مرد استرالیایی و261 زن و 330 مرد آمریکایی بودند. نتایج نشان داد که زنان استرالیایی و آمریکایی مهمترین دلیل شرکت در فعالیتهای حرکتی را افزایش مهارتهای بدنی ذکر کرده اند و ضمناً مردان و زنان آمریکایی عوامل زیباشناسی و موفقیت و هیجان را به عنوان دلایل شرکت در فعالیتها بیان کردند (102).
اسنایدر و اسپرتیزر (1976) در تحقیقی تحت عنوان وابسته های مربوط به مشارکت ورزشی دختران نوجوان بیان می کنند که زنان ورزشکار اغلب با تضاد نقش مواجه هستند. از سویی توقعات متناقض از نقش آنان ممکن است بر تجربه و مشارکت ورزشی آنان تأثیر بگذارد. از نظر این محققین، مشارکتهای ورزشی بطور سنتی امتیاز ویژه مردان تعریف می شود و مشارکتهای ورزشی از سوی زنان، لکه ننگ اجتماعی تلقی می گردد که تصویر زنانه آنان را مورد خطر قرار می دهد (96).
کاید و جورج ( 1995) در تحقیقی با عنوان جنس و گرایش به پیروزی در ورزش بیان کردند که نرخ گرایش به ورزش زنان مجرد، شبیه مردان متأهل است، درحالیکه زنان گرایش کمتری به ورزش نشان می دهند و مشارکت آنها اغلب برای ایجاد تناسب فیزیکی و فراهم کردن زمینه ای برای تفریح و خروج از یکنواختی زندگی است. التزام زنان به نقشهای سنتی و وجود هنجارها و خرده فرهنگ و ورزش و شناخت ارزش و سودمندی مشارکتهای ورزشی بر گرایش زنان به ورزش و انجام ورزش از سوی آنان تأثیر دارد (86).
اسد هان (2003) تحقیقی با عنوان اثرات فعالیتهای تفریحی بر روی جوانان را برروی دانش آموزانی که در سه مرکز تفریحی متفاوت در شهر ریاض فعالیت داشتند انجام داد. تعداد آزمودنیها در این پژوهش 1028 نفر را شامل می شد. نتایج نشان داد که مادران در راهنمایی کردن دختران و پسران بهتر از پدران بودند. در ماهیت فعالیتهای تفریحی بین دانش آموزانی که توسط اقوامشان راهنمایی شده بودند و سایر دانش آموزان ( که راهنمایی نشده بودند) اختلاف معنی داری وجود داشت. در مورد میزان فضای تأسیسات تفریحی بین دانش آموزانی که توسط مادرشان راهنمایی شده بودند و سایر دانش آموزان ( که راهنمایی نشده بودند) اختلاف معنی داری وجود داشت. در مورد میزان فضای تأسیسات تفریحی بین دانش آموزانی که توسط پدرشان راهنمایی شده بودند و سایر دانش آموزان ( که راهنمایی نشده بودند) اختلاف معنی داری

مطلب مشابه :  برند، اعتماد، ، وفاداری، اعتماد،، برند،

Author: 92