استفاده می کنند. این مبنای پرداخت، باعث می شود مدیران در اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری، مانند سهامدار شرکت عمل کنند. استرن و استیوارت به صراحت اعلام می کنندکه «سود حسابداری را به عنوان معیار ارزیابی عملکرد، فراموش کنید».به طور کلی تئوری ارزش افزوده اقتصادی بر مبنای دو اصل موکدزیر بنا نهاده شده است:
1- شرکت به طور واقعی سودآور نیست مگر اینکه درآمدهایش بیش از هزینه فرصت از دست رفته آن باشد.
2- ثروت برای سهامداران زمانی ایجاد می شود که مدیران شرکت، تصمیمات سرمایه گذاری را طوری اتخاذ کنند که خالص ارزش فعلیNPV)) آن ها مثبت باشد (فتح اللهی، 1385، 54).
به لحاظ پیچیدگی محاسبه ارزش افزوده اقتصادی به ویژه پیچیدگی انجام تعدیل های حسابداری، این معیار در بازار سرمایه ایران کاملاً ناشناخته است. ارزش افزوده اقتصادی معیار اندازه گیری عملکردی است که راه های منجر به افزایش یا از بین رفتن ارزش شرکت را به درستی محاسبه می نماید، این معیار نشاندهنده سود باقیمانده1(RI) پس از کسر هزینه های سرمایه ای است2 (استوارت، 1997). نزدیک ترین مفهوم به ارزش افزوده اقتصادی، سود باقیمانده است این معیار یکی از مهم ترین معیارهای ارزیابی عملکرد است که تقریباً همزمان با نظام دوپونت مطرح شد و نشاندهنده سود پس ازکسر هزینه های سرمایه ای است که به شکل زیر محاسبه می شود:
(2-3) دارائی ها * (نرخ هزینه سرمایه ای – نرخ بازده دارائی ها) = Rl
فرمول پایه ای ارزش افزوده اقتصادی به قرار زیر است :
(2-4) ارزش پولی هزینه سرمایه بکار رفته برای پشتیبانی از تداوم فعالیت شرکت–NOPAT= EVA
(WACC ) ( سرمایه عملیاتی ) – ( نرخ مالیات بر سود شرکت ها– 1 )EBIT =EVA
سرمایه عملیاتی عبارتست از مجموع بدهیهائی که به آن ها هزینه بهره تعلق می گیرد . سهام ممتاز و سهام سرمایه عادی بکار رفته به منظور خرید دارائی های عملیاتی خالص یک شرکت که آن هم برابر است با سرمایه در گردش عملیاتی خالص شرکت بعلاوه دستگاه ها و تجهیزات خالص. طبق تعریف دارائی های عملیاتی برابر است با سرمایه بکار رفته برای خرید دارائی های عملیاتی . می توان EVA را بر حسب ROIC نیز حساب کرد .
(2-5) (WACC–ROIC) )سرمایه عملیاتی ) = EVA
همانطوری که این معدله نشان می دهد وقتی به ارزش یک شرکت افزوده می شود که آن شرکت EVA مثبت داشته باشد و این وقتی اتفاق می افتد که اگر ROIC شرکت بزرگ تر از WACC آن باشد ( اصلانی، 1388،53)
ارزش افزوده تخمینی از سود اقتصادی واقعی یک کسب و کار برای یک سال می باشد و تفاوت اساسی با سود حسابداری دارد. ارزش افزوده اقتصادی نشان دهنده درآْمد باقی مانده بعد از کسرکلیه هزینه های سرمایه است. این هزینه ها شامل هزینه سهام سرمایه نیز می گردد . در حالی که برای محاسبه سود حسابداری هزینه ای برای سهام سرمایه در نظر گرفته نمی شود. وقتی سهامدارن دست به سرمایه گذاری در شرکت دست می زنند فرصت سرمایه گذاری در جاهای دیگر را از دست می دهند . با سرمایه گذاری در هر جای دیگر با ریسک برابر با ریسک شرکت ، بازدهی که آنها می توانستند بدست بیاورند نشان دهنده هزینه سهام سرمایه است. این هزینه یک هزینه فرصت از دست رفته است بجای این که یک هزینه حسابداری باشد . باید توجه نمایید که در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی استهلاک را به آن ها اضافه نمی کنیم. هر چند استهلاک یک هزینه نقدی نیست. استهلاک یکی از هزینه هاست و در زمان محاسبه سود خالص و همچنین ارزش افزوده اقتصادی کسر می گردد (اصلانی، 1388)
ارزش افزوده اقتصادی به عنوان یک معیار ارزیابی، هزینه فرصت صاحبان سهام و ارزش زمانی پول را در نظر گرفته، تحریف های ناشی از به کارگیری اصول حسابداری را رفع می کند. از نظرریاضی، نتایج حاصل از ارزش افزوده اقتصادی دقیقاً برابر مقادیری است که از طریق جریانات نقدی تنــزیل شده (DCF) یا خالص ارزش فعلی (NPV) به دست می آید (نوروش، 1383، 14)
از دو طریق دیگر نیز می توان ارزش افزوده اقتصادی را تعریف نمود: رویکرد حسابداری یا عملیاتی، رویکرد مالی یا ارزش حال( جهانخوانی، 1375) .
رویکرد حسابداری یا عملیاتی (EVA از دیدگاه حسابداری): از دید حسابداری ارزش افزوده اقتصادی عبارت است از تفاوت بین سود خالص عملیاتی بعد از مالیات و هزینه سرمایه. بنابراینEVA متفاوت از ابزارهای سنتی سنجش سود حسابداری مانند سود هر سهم1 و سود قبل از بهره و مالیات2 است زیرا کل هزینه های تامین سرمایه را درنظر می گیرد به تعبیری ارزش افزوده اقتصادی شاخص بنیادین برای اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت می باشد.
(2-6 )

رویکرد مالی (ارتباط EVA با MVA): از دیدگاه مالی ارزش افـزوده اقتصادی برای چگونگی ارتباط اش با ارزش افــزوده بازار (MVA) تعریف می شود. در این روشMVA برابر با ارزش فعلی EVA های آتی مورد انتظار شرکت می باشد از طرفی MVA عبارت است از تفاوت بین ارزش بازار شرکت و ارزش دفتری اقتصادی سرمایه به کارگرفته شده در شرکت . مطالب فوق در قالب فرمول های زیر قابل بیان است:
(2-7) ارزش بازار شرکت – (capital)کل سرمایه بکار گرفته شده در شرکت=MVA

ارزش افزوده بازار، اثرات ناشی از اقدام های مدیریت از زمان تاسیس شرکت را مورد ارزیابی قرار داده و نشان دهنده این موضوع است که چگونه یک شرکت به طور موفقیت آمیزی سرمایه اش را به کار گرفته و فرصت های سودآور آتی را پیش بینی کرده است. ولی در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی، بر اثربخشی مدیریت در یک سال مشخص تاکید می شود.
هدف اولیه و اساسی هر واحد انتفاعی باید حداکثر کردن MVA باشد ارزش افزوده اقتصادی ایجاد کننده ارزش افزوده بازار است زیرا ارزش فعلی EVA های آتی است که مبنای ارزیابی و ارزش گذاری شرکت در بازار می باشد بنابراین اگرچه ارزش افزوده اقتصادی یک معیار داخلی برای ارزیابی عملکرد است ولی همین معیار داخلی منجر به ایجاد یک معیار خارجی به نام ارزش افزوده بازار می شود که ارزش شرکت را در بازار تعیین می کند. اگر EVA های آتی مثبت باشد سهام شرکت در بازار به صرف فروخته می شود ولی اگر EVA های آتی منفی باشد سهام شرکت در بازار به کمتر از ارزش دفتری (کسر) فروخته می شود و چنین شرکت هایی در بازار از اقبال چندانی برخوردار نخواهند بود.MVA نشان دهنده ارزیابی جامعه سرمایه گذار از فعالیت شرکت است و متاثر از عملکرد یک سال شرکت نمی باشد بلکه متاثر از عملکرد سال های آتی شرکت است. ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازارمعیارهای داخلی و خارجی اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت می باشند.

2-4-4-1- مفهوم ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
حقوق صاحبان سهام یک منبع اقتصادی است و دارای هزینه فرصت می باشد این هزینه فرصت خارج از هزینه سایر عوامل تولید است، صورت های مالی هزینه فرصت حقوق صاحبان سهام را درنظر نمی گیرند. EVA با کم کردن هزینه فرصت حقوق صاحبان سهام از سود خالص به دست می آید، بنابراین معیاری است که هزینه فرصت همه منابع به کار گرفته شده در شرکت را مدنظر قرار می دهد.
اگر سود خالص شرکتی برابر با هزینه فرصت سرمایه به کار گرفته شده باشد، شرکت هیچ ارزشی ایجاد نکرده است حتی اگر مبلغ سود خالص خیلی درشت باشد زیرا سهامداران با سرمایه گذاری در پروژه های دیگری با ریسک مشابه، بازدهی معادل هزینه فرصت کسب خواهند کرد. اگر سود خالص شرکتی کمتر از هزینه فرصت سرمایه به کار گرفته شده باشد ارزش شرکت کاهش خواهد یافت و سهامداران فقیرتر خواهند شد، زیرا اگر سهامداران در پروژه های دیگری با ریسک مشابه در بازار سرمایه، سرمایه گذاری می کردند بازده بیشتری تحصیل می کردند. فقط زمانی که سود خالص شرکت از هزینه فرصت سرمایه به کار گرفته شده در شرکت بیشتر باشد، ارزش شرکت افزایش یافته و به تبع آن ثروت سهامداران افزایش یافته است.
یک شرکت می تواند به عنوان مجموعه ای از قراردادهای متنوع درنظر گرفته شود که با ذی نفعان زیادی سروکار دارد این ذنفعان شامل کارمندان، مشتریان، عرضه کنندگان، اعتباردهندگان، اجتماع وسهامداران می باشند ذینفعان به شرکت منابع اقتصادی و خدمات ارائه می دهند و درعوض انتظار دارند که پاداش (بازده) به دست آورند، از سوی دیگر سهامداران شرکت نیز ریسکی را می پذیرند که این ریسک در ارتباط با عملکرد شرکت و قابلیت اجرای قراردادها با سایر ذی نفعان می باشد، شرکت بعد از پرداخت به سایر ذینفعان می تواند مبلغ باقی مانده را بین سهامداران تقسیم کند.
سهامداران به عنوان حاملان ریسک شرکت ها درجهت افزایش کارایی عملکردشان باید در شرکت های مختلف سرمایه گذاری کنند بنابراین از طریق تنوع بخشیدن به پرتفوی خود، بخش اعظم ریسک خود را کاهش می دهند. در یک بازار رقابتی، قیمت ریسک بوسیله سهامدارانی که بهتر قادرند ریسک را تحمل کنند تعیین می شود .
تفکیک مالکیت سرمایه از کنترل سرمایه بوسیله مدیران حرفه ای، تضاد منافع را ایجاد می کند، مدیرانی که شرکت را هدایت می کنند الزاماً انگیزه ای برای افزایش ثروت مالکان (سهامداران) ندارند. لذا تنها عاملی که دو مشکل فوق را حل می کند معیاری به نام ارزش افزوده اقتصادی می باشد.مدیریت شرکت ها براساس ارزش افزوده اقتصادی، ثروت سهامداران را حداکثر خواهد کرد، برای رسیدن به این هدف (حداکثر کردن ثروت سهامداران) سهامداران باید براساس افزایشی که در EVA ایجاد شده است به مدیران پاداش دهند.این معیار، مدیران را نه تنها نسبت به نتایج حاصله بلکه نسبت به منابعی که برای رسیدن به آن نتایج به کار گرفته شده، پاسخ گو می کند. برای مثال بدون یک سیستم مبتنی بر ارزش افزوده اقتصادی مدیران شرکت منابع بیشتری برای فروش بیشتر و تحصیل پاداش بیشتر (براساس فروش) می خواهند در حالی که ممکن است در رابطه با فروش اضافی، سود نهایی شرکت کمتر از هزینه نهایی آن باشد.
تجزیه وتحلیل مبتنی بر ارزش افزوده اقتصادی، همیشه جوابی ارائه می دهد که با حداکثر کردن سود سهامداران هم سووسازگار می باشد. برای اینکه مدیران انگیزه داشته باشند تا درجهت افزایش سود سهامداران عمل کنند پاداش آن ها می بایست مبتنی بر افزایش در ارزش افزوده ای باشد که آن ها ایجاد کرده اند. اهداف مدیریتی مبتنی بر افزایش سود یا سهم بازار، افزایش بازده دارایی ها یا حقوق صاحبان سهام یا سایر معیارهای تجاری، می تواند انگیزه هایی ایجاد نماید که با حداکثر کردن ثروت سهامداران ناسازگار باشد حداکثر کردن EVA همواره انگیزه هایی درجهت حداکثر کردن ثروت سهامداران ایجاد می کند. کاربردهای ارزش افزوده اقتصادی را می توان به صورت زیر خلاصه کرد (رهنمای رودپشتی، 1386، 32)
کاربردهای داخلی: ابزار مدیریتی سنجش عملکرد ، معیار بهره وری جامع، ابزار تبیین رابطه مالکیت با مدیریت شرکت ، ابزارتطابق هزینه ها با درآمد
کاربردهای خارجی: ابزاری برای سرمایه گذاری، معیار پیش بینی قیمت سهام، ابزار سنجش خلق ارزش، چارچوبی برای مدیریت، تکنیک ارزشیابی وتعیین ارزش شرکت (،معیار بودجه بندی سرمایه

2-4-4-2- مزایای ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
ارزش افزوده اقتصادی دارای مزایای زیادی است که می توان مهم ترین آن ها را به شرح زیر خلاصه کرد:
1- رابطه نزدیکی با خالص ارزش فعلی دارد به عبارتی EVA ، با تئوری تامین مالی، که بیان می دارد ارزش یک شرکت افزایش خواهد یافت اگر پروژه هایی با NPV مثبت انتخاب شوند، هم سو و سازگار می باشد.
2- مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیاری که بیشتر تحت کنترل آن هاست، پاسخ گو می کند(نرخ بازده سرمایه و نرخ هزینه سرمایه بوسیله تصمیمات آن ها تحت تاثیر قرار می گیرد) نه نسبت به معیارهایی که مدیران نمی توانند آن ها را به خوبی کنترل نمایند (ارزش بازار سهام).
3- از طریق همه تصمیماتی که مدیران شرکت اتخاذ می کنند تحت تاثیر واقع می شود(تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری و تقسیم سود، نرخ بازده سرمایه و تصمیمات مربوط به تامین مالی، نرخ هزینه سرمایه را تحت تاثیر قرار می دهد).
4- معیار مناسبی جهت تعیین پاداش مدیران می باشد (می توان پاداش را به عنوان درصدی از ارزش افزوده اقتصادی که مدیران ایجاد کرده اند درنظرگرفت).
5- به عنوان معیار داخلی سنجش عملکرد، موفقیت شرکت در افزودن به سرمایه گذاری سهامدارانش را به بهترین نحو نشان می دهد.
6- نشان می دهد که ارزش شرکت مستقیماً به عملکرد مدیریت بستگی دارد.
7- با ارزش بازار شرکت در ارتباط است (ارزش سهام تابعی ازEVA های آتی پیش بینی شده می باشد).
8- معیاری است که نشان می دهد عملکرد واقعی شرکت نسبت به عملکرد پیش بینی شده، کاهش یا افزایش داشته است EVA مثبت به این معنی است که ارزش شرکت با درنظر گرفتن هزینه برای سرمایه به کار گرفته شده، افزایش یافته است.
9- روش مناسبی برای تعیین اهداف، اندازه گیری عملکرد، ارزیابی استراتژی ها، تخصیص بهینه سرمایه، طراحی سیستم پاداش، افزایش سرمایه و قیمت گذاری می باشد.
10- به عنوان معیار اندازه گیری عملکرد، کمتر در معرض تحریف های حسابداری قرار دارد به عبارتی از طریق انجام برخی تعدیلات، انحرافات ناشی از تغییر در روش ها و برآوردهای حسابداری به حداقل می رسد. (استوارت،1997 )

2-4-4-3- معایب ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
اهم معایب ارزش افزوده اقتصادی را می توان به