et.al)
2-4-2) انواع منابع
منابع به دو دسته اساسی تقسیم شده¬اند: منابع ملموس و منابع ناملموس. منابع ملموس شامل عواملی است که ارزش مالی و فیزیکی دارند و در صورت¬های مالی سازمان منظور می¬¬شوند. منابع ناملموس شامل عواملی هستند که غیر فیزیکی¬ یا غیر مالی¬اند.( p98، 2000، Fahy)
2-4-2-1) منابع ملموس ـ منابع ملموس به صورت عواملی که می¬توانند مشاهده شوند، ماهیتا مالی هستند، خصوصیات فیزیکی دارند، در تملک و کنترل سازمانند و دارای ارزش حسابداری هستند که در صورت¬های مالی سازمان ثبت شده¬اند، تعریف شده¬اند. بر اساس ماهیتشان، این منابع تجسم ملموس دارند (می¬توانند مشاهده شوند، لمس شده و توسط استانداردهای حسابداری محاسبه شوند). منابع ملموس شامل موارد زیرند:
2-4-2-1-1) منابع مالی شرکت
پول نقد: شامل پول رایج (در دست یا بانک) بدست آمده از کسب و کار.
سرمایه¬های مالی: مثل وام¬های بانکی و اوراق بهادار و سهام.
سرمایه گذاری¬های مالی: سرمایه گذاری¬هایی مثل وجوه بازار سهام، اوراق بهادار قابل معامله و مشارکت-های سازمانی ( p99، 2000، Fahy)درواقع مربوط به ابعادمالی می باشد مثل جریان مالی،بهره وری ،کار و قدرت بازسازی و احیا،که در به دست آوردن ثبات و موفقیت استراتژی های بازاریابی مهم و اساسی هستند . (p98،2013،Leonidou et.al)
2-4-2-1-2) منابع فیزیکی شرکت
ساختمان¬ها: شامل کارخانه¬ها، ادارات، انبارها، فروشگاه¬ها همرا با محل آن ها.
تجهیزات: هر نوع ابزار، ماشین یا عامل فیزیکی که برای انجام یک وظیفه خاص کسب وکار استفاده می-شود.
زمین: املاک و مستغلات همراه با موقعیت آن ها.( p99، 2000، Fahy)
منابع فیزیکی به منابعی گفته می شوندکه مربوط به تجهیزات مدرن و فن آوری جدید و قابلیت دسترسی به ظرفیت عملیاتی یا زیر ساخت های مورد نیاز دیگری به منظور تسهیل کارایی و اثربخشی محصول یا خدمات می باشد. (p98،2013،Leonidou et.al)
2-4-2-1-3) منابع تجربی شرکت ـ منبعی با یک ماهیت تجربی است که درواقع دانش و اطلاعات به دست آمده از تجارب عملکردی سازمان است که به تشخیص و شناسایی و تامین نیازهای مشتریان و فراهم کردن تمایلات وگرایش های بازار کمک می کند. (p98،2013،Leonidou et.al)
2-4-2-2) منابع ناملموس ـ مفهوم ناملموس به این معنی است که چیزی نمی¬تواند مشاهده شده یا اندازه گیری شود. با توجه به ماهیتشان، تعریف منابع ناملموس بر خلاف منابع ملموس مشکل تر است. منابع ملموس از لحاظ تاریخی قابل اندازه گیری هستند (ارزش مالی دارند) و به قصد شفافیت حسابداری در صورت¬های مالی سازمان منعکس می¬شوند. از سوی دیگر، اندازه گیری منابع ناملموس مشکل تر است، در صورت¬های مالی سازمان منعکس نمی¬شوند و بنابراین نمی¬توان بطور مستقیم نقش آن ها را در موفقیت سازمان اندازه گیری کرد. اگرچه، اغلب محققان تایید کرده¬اند که منابع ناملموس بیشتر از منابع ملموس در موفقیت سازمان نقش دارند. بنابراین تعریف دقیق منابع ناملموس برای آزمایش دستورالعمل اصلی RBV امری لازم است.(پورجهانی، 1388، ص 36)
بلیر و والمن در سال 2001 منابع ناملموس را به عنوان عوامل غیر فیزیکی تعریف کرده¬اند که در تولید کالاها یا خدمات نقش دارند و به سازمان مالک این منابع، منفعت می¬رسانند. در این تحقیق منابع ناملموس به عنوان عواملی تعریف شده¬اند که به منظور ایجاد ارزش در کوتاه مدت و بلند مدت نگاه داشته شده و غیر فیزیکی هستند. منابع ناملموس را می¬توان به دو دسته تقسیم کرد:
1) دارایی¬ها
2) مهارت¬ها
اگر منبع ناملموس چیزی باشد که سازمان آن را دارد، این منبع یک دارایی است. اگر منبع ناملموس چیزی باشد که سازمان آن را انجام می¬دهد، آن منبع یک مهارت یا قابلیت است. منابع ناملموس از قرار زیرند:
2-4-2-2-1) منابع ناملموسی که دارایی هستند عبارتند از:
2-4-2-2-1-1) دارایی¬های مالکیت معنوی
دارایی¬های مالکیت معنوی، دارایی¬های ناملموسی هستند که توسط قانون محافظت شده یا اختراعات و سیستم¬هایی سری هستند که از قرار زیرند(پورجهانی، 1388، ص36):
کپی رایت: کپی رایت از ایده¬های ابتکاری محافظت نمی¬کند ولی از تبدیل آن ها به حالت فیزیکی بطور قانونی محافظت می¬کند. کارهای ادبی، موسیقی، تجسمی، فیلم، نرم افزارها و … توسط قانون کپی رایت محافظت می¬شوند.
حق ثبت اختراع : این حق و امتیاز از طرف دولت به کسی داده می¬شود که محصولات و فرایندهای جدید، مفید و خلاقانه¬ای را ارایه کرده باشد.
فن¬آوری اختصاصی یا سری: هر گونه اطلاعات، تولید و نرم افزارهای اختصاصی یا سری تولید شده توسط شرکت برای انجام عملیاتش را در بر می¬گیرد.
برند : شامل تولیدات، خدمات و برند ثبت شده و قانونی شرکت می¬باشد.
2-4-2-2-1-2) دارایی¬های سازمانی
دامنه وسیعی از دارایی¬ها را در بر می¬گیرد. بدون دارایی¬های سازمانی قوی، سازمان فرصت¬های کسب درآمد در بازار را از دست می¬دهد، بهره¬¬وری¬اش کاهش می¬یابد و محصولات و خدمات بی¬کیفیتی ارایه می¬دهد. این دارایی¬ها از قرار زیرند (پورجهانی، 1388، ص 37):
قراردادها: توافقی بین دو یا چند طرف است که تعهدی قانونی بین آن ها ایجاد می¬کند و توسط قانون قابل اجراست مثل توافق توزیع کالاها، توافق فرانشیز و … .
فرهنگ: الگوی پیچیده¬ای از اعتقادات، انتظارات، ارزش¬ها، نگرش¬ها و رفتارهای مشترک در سازمان را در بر می¬گیرد که الگوهای تصمیم گیری را در سازمان شکل داده و آن را از سازمان¬های دیگر متمایز می¬سازد.
سیاست¬های مدیریت منابع انسانی: شامل استخدام، حقوق، آموزش، انگیزش و پاداش¬ها است.
ساختار سازمانی: شامل ساختار عملیاتی و گزارش دهی شرکت است.
دارایی¬های شهرت
دارایی های شهرت را می توان در عوامل زیر خلاصه نمود(پورجهانی، 1388، ص 37):
شهرت برند شرکت: برند شامل محصولات، خدمات و نمادهای شرکت است که آن را از شرکت¬های دیگر در بازار متمایز می¬سازد.
شهرت شرکت: شامل ادارک عمومی از عواملی چون اعتماد، اعتبار سرمایه گذار، تنوع در محل کار، اعتبار مدیریتی، مسئولیت پذیری اجتماعی و پاسخگویی است.
شهرت خدمات به مشتریان: شامل درک عمومی از کیفیت و قابلیت اطمینان خدمات پس از فروش به مشتریان است.
شهرت محصولات/ خدمات: شامل درک عمومی از کیفیت، قابلیت اطمینان و نوآوری در محصولات و خدمات شرکت است .
2-4-2-2-2) منابع ناملموسی که مهارتند عبارتند از:
2-4-2-2-2-1) قابلیت¬ها
در بین همه منابع و اجزای سازنده RBV، تعریف دقیق قابلیت¬ها مشکل است و به طرق مختلف تعریف و عملیاتی شده است. (p891،2003،Hoopes et.al) قابلیت¬ها را می¬توان همه عواملی نامید که بر اساس دانش فنی، هم صریح و هم ضمنی، که افراد و تیم¬های سازمانی آن را داشته و بکار می¬برند، بنا شده است.در برخی موارد این دانش فردی است و در برخی موارد تیمی و در کل سازمان وجود دارد. قابلیت¬ها از قرار زیرند ( p65، 2002، Grant):
دانش فنی کارکنان: شامل دانش، تفکر خلاق، مهارت¬های حل مسئله و تصمیم گیری و تجارب کارکنان است.
دانش فنی مدیران: شامل مهارت¬های برنامه ریزی، سازمانی، ارتباطی و … مدیران سازمان است .
توانایی¬های ارتباطی: شامل ارتباطات ایجاد شده با مولفه¬هایی خارج از سازمان مثل مشتریان، توزیع کنندگان، متحدان استراتژیک، تامین کنندگان و … است .
امور روزمره سازمان: در بر گیرنده مجموعه¬ای از روش¬ها، عملیات و وظایف تکراری و روزمره است که برای انجام وظایف و کسب و کار اصلی سازمان مورد نیاز است .
2-4-3) رویکرد مبتنی بر منابع
تقریبا در دهه های 70 و 80 میلادی، نظریه IO بطور وسیعی حوزه مدیریت استراتژیک را دربرگرفته بود. با الهام از نظریه IO ولی با ایجاد یک نظریه مشخص، مطالعات پورتر بر انتخاب¬های استراتژیک تاکید داشت که بر تحلیل صنعت به عنوان نقطه شروع انگشت می¬گذاشت. استراتژی هم بر اساس تشخیص این که یک صنعت جذابیت دارد یا نه و شناسایی یک جایگاه رقابتی همراه با محدودیت¬های خارجی، توسط ساختار صنعت تحمیل می¬شود. اگرچه، چاکابورتی اظهار می¬دارد که پارادایم¬های ساختار صنعت نمی-توانند همه جواب ها را به این سئوال که چرا برخی از سازمان¬ها از دیگر سازمان¬ها موفق ترند، بدهند. با توجه به ضعف¬ها و عدم وجود شواهد تجربی محکم برای نظریه IO، محققان مدیریت استراتژیک شروع به جستجو برای یافتن عواملی درون سازمان – البته بدون چشم پوشی از عوامل خارجی- کردند تا دلیل تفاوت در عملکرد سازمان ها را بهتر متوجه شوند. یکی از این نظریه ¬ها، رویکرد مبتنی بر منابع است.
این رویکرد از مطالعات پنروس در سال 1959 نشات می¬گیرد. او سازمان¬ها را بصورت مجموعه¬ای از منابع توصیف می کند. او می¬گوید که پیشرفت سازمان در گرو استفاده هر چه بهتر مدیریت از منابع در دسترس است. اما رویکرد RBV بطور رسمی توسط ورنرفلت در سال 1984 وارد ادبیات مدیریت استراتژیک شد. اگرچه نقش ساختار صنعت در عملکرد موفق سازمان-ها نادیده گرفته نشده است. با این که تلاش های ورنرفلت در توسعه رویکرد RBV بسیار مورد تاکید قرار گرفته اما مینزبرگ و دیگران در سال 1998 اعلام کردند که در سال 1991، RBV به یک نظریه کامل تبدیل شد. در این سال، بارنی یک رویکرد نظری عمومی در مورد منابع و مزیّت رقابتی پایدار را در شماره مخصوص مجله مدیریت بیان کرد که بر ظهور رویکرد مبتنی بر منابع تاکید داشت.(پورجهانی ، 1388، ص20)
بارنی می¬گوید که از چشم انداز منابع، اقتصاد نئوکلاسیک و مطالعات پورتر در زمینه استراتژی، ذاتا منابع را همانند و یکسان می¬بینند. علاوه بر این، اقتصاد نئوکلاسیک می¬گوید که اگر منابع بطور ناهمگنی در یک صنعت ایجاد شوند، تفاوت¬ها کوتاه مدت بوده و منابع می¬توانند متحرک و قابل انتقال باشند. به عبارت دیگر، شرکت¬ها می¬توانند به آسانی منابعی را که برای اجرای استراتژی-هایشان نیاز دارند، بدست آورند. فرض شده که شرکت¬ها منابع مشابهی دارند یا می¬توانند آن ها را به راحتی به دست بیاورند. اما نظریه پردازان RBV چنین فرضی را رد می¬کنند. انگاره اصلی RBV می¬گوید که ناهمگنی منابع بین سازمان¬ها وجود داشته و منافع بدست آمده از چنین منابعی می¬تواند پایدار باشد.
منابع عموما به دو دسته ملموس و ناملموس تقسیم شده¬اند. منابع ملموس شامل دارایی¬های مالی مثل نقدینگی و دارایی¬های فیزیکی مثل زمین و ساختمان هستند. منابع ناملموس شامل دارایی¬های مالکیت معنوی مثل برند و حق امتیاز، دارایی های سازمانی مثل فرهنگ و ساختار سازمانی، دارایی شهرت مثل شهرت برند شرکت و قابلیت¬ها مثل دانش و فن و امور روزمره هستند.
نظریه پردازان RBV می¬گویند که اگرچه سازمان¬ها طیف گسترده¬ای از منابع را برای اجرای استراتژی¬هایشان به کار می گیرند، ولی همه منابع منشا مزیّت رقابتی برای سازمان نیستند. برای مثال، در حالیکه یک بازاریاب ممکن است به یک لپ تاپ – بعنوان یک دارایی فیزیکی – برای انجام سریع تر سفارشات مشتریان نیاز داشته باشد، بعید است که یک لپ تاپ سهم مهمی در ایجاد مزیّت رقابتی برای سازمان داشته باشد. برای فهم این که کدام منابع منشا ایجاد مزیّت رقابتی هستند، منطق RBV باید به کار گرفته شود.(پورجهانی، 1388، ص20)
2-4-3-1) ویژگی¬های مزیّت بخش منابع
بارنی می¬گوید که منابع برای این که ایجاد کننده مزیّت رقابتی باشند، باید ویژگی¬های زیر را داشته باشند ( p102، 1991، Barney):
1) باارزش
2) کمیاب
3) غیرقابل تقلید
4) غیرقابل جایگزین
منابعی که با ارزش اند به سازمان این اجازه را می¬دهند استراتژی¬هایی را بکار گیرند که کارایی و اثربخشی آن ها را بهبود دهد، نیازهای مشتریان را با هزینه کمتر نسبت به رقبا پاسخ دهد یا در بهره برداری کردن از فرصت¬ها و خنثی کردن تهدیدات در محیط به سازمان کمک کند.
منابعی که کمیاب هستند توسط تعداد کمی از رقبای فعلی یا بالقوه یا بطور ایده¬ال توسط یک رقیب تصاحب شده¬اند. کمیابی منابع، تابعی از تعداد شرکت¬هایی است که در یک ناحیه رقابتی منابع مشابهی دارند. اگر تعداد زیادی از شرکت¬ها در یک ناحیه رقابتی منابع مشابهی داشته باشند (حتی اگر با ارزش باشند)، در این صورت توانایی منابع برای ایجاد مزیّت رقابتی برای همه شرکت¬ها کاهش می¬یابد. بطور کلی، اگر تعداد شرکت¬های دارای منابع با ارزش خاص کم باشند، آن منابع کمیاب در نظر گرفته می¬شوند و قابلیت این را خواهند داشت که مزیّت رقابتی ایجاد کنند. منابعی که با ارزش و کمیابند، فرصت¬هایی را برای کسب مزیّت رقابتی ایجاد می¬کنند و برای این که شرکت از این منابع بهره برداری کند، باید موانعی موجود باشند تا از تقلید رقبا از آن منابع جلوگیری کنند. بنابراین از قابلیت پایداری منابع تحت عنوان قابلیت عدم تقلید یاد می¬شود. (p795،1986،Barney)
غیرقابل تقلید بودن منابع به این موضوع اشاره می¬کند که منابع تا چه اندازه¬ای می¬توانند توسط رقبا کپی برداری شوند. آسان ترین راه برای کسب مزیّت رقابتی بدست آوردن منابع با ویژگی¬هایی است که مشابه با منابع مطلوبی است که مزیّت رقابتی را به وجود آورده¬اند. اگر استراتژی سازمانی بر اساس منابعی باشد که رقبا به راحتی می¬توانند بخرند، توانایی آن سازمان برای حفظ مزیّت رقابتی بطور قابل ملاحظه¬ای کاهش یافته و کوتاه مدت می¬شود. توانایی برای خرید یک منبع به در دسترس بودن آن بستگی دارد. منابعی چون ساختمان¬ها، تجهیزات و حتی مهارت¬های استاندارد شده به راحتی در دسترس بوده و

مطلب مشابه :  ، مشتری، امتیازی، BSC، استراتژیک، مدیران