، نقدی، موجودی‌های، حسابداری، شرکت،، سهامداران

بدست آمده از تحقیق پیشنهاداتی ارائه می گردد.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش

2-1- مقدمه
اندیشه بشری در طول تاریخ به دنبال درک حقیقت و کشف علل و چگونگی وقوع رویدادها از طریق مشاهده، تجزیه و تحلیل و ثبت آن ها بوده که ارمغان آن رشد شاخه های گوناگون دانش در جریان تحولات خروشان علمی و فرهنگی بوده است. بی شک دست یابی به این امر در سایه پژوهش و تحقیقات تجربی مجال رشد و ظهور یافته است.
نقدینگی و موجودی های نقدی از اموری می باشند که همواره مورد توجه محققین بوده و تحقیقات گوناگونی نیز در مورد آن ها انجام شده است. بنابراین بررسی تاثیر سطح نقدینگی بر عناصر کلیدی مورد توجه بازار سرمایه، سهامداران، سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان، از قبیل بازده سهام، ارزش شرکت و عملکرد شرکت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا که با روشن شدن این مطلب که بین سطح نگهداری موجودی های نقدی با ارزش شرکت، عملکرد شرکت و بازده سهام رابطه ی معناداری وجود دارد. با توجه به این که این رابطه مثبت باشد یا منفی، می توان با کاهش یا افزایش سطح نگهداری موجودی های نقدی بتوان ارزش شرکت، عملکرد شرکت و بازده سهام را افزایش داد.
در این فصل، ابتدا مطالب مختصری در مورد انگیزه نگهداری موجودی های نقدی و سطح بهینه نقدینگی در شرکت ها بیان می شود، سپس مطالب مختصری در مورد ارزش شرکت، عملکرد شرکت، بازده سهام و معیار های سنجش متداول آنها ارائه خواهد شد. در ادامه نیز بطور خلاصه، تحقیقات انجام شده مرتبط با ارزش شرکت، عملکرد شرکت و بازده سهام، مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

2-2- نگهداری موجودی های نقدی
2-2-1- انگیزه های نگهداری موجودی های نقدی توسط شرکت ها
هر شرکتی میزانی از موجودی های نقدی را نگهداری می نماید که میزان آن تحت تاثیر ویژگی های آن شرکت و دوره های زمانی مختلف، متغیر می باشد. اما دلیل اصلی نگهداری موجودی های نقدی توسط شرکت ها چیست و شرکت ها برای انجام این کار چه انگیزه هایی دارند؟
کینز (1936)، سه انگیزه کلی برای نگهداری موجودی های نقدی توسط موسسات اقتصادی را بیان می کند، این انگیزه ها عبارتند از:
الف- نیاز به انجام معاملات
ب- اقدامات احتیاطی
ج- مقابله با شرایط دارای ریسک.
تحقیقات انجام شده در زمینه نگهداری موجودی های نقدی توسط شرکت ها، انگیزه انجام معاملات (وجود هزینه های معاملاتی) و انگیزه احتیاطی را بیشتر مورد تاکید قرار داده اند. انگیزه انجام معاملات بیشتر به دلیل هزینه بر بودن استفاده از سایر دارایی ها بجز وجه نقد در انجام معاملات تجاری می باشد. بر این اساس، می توان گفت شرکت هایی که با کمبود منابع داخلی روبه رو هستند، می توانند با فروش دارایی ها، با ایجاد بدهی های جدید یا انتشار سهام جدید، و یا با عدم پرداخت سود سهام نقدی منابع خود را افزایش دهند، اما تمام این راهکارها هزینه بر می باشند. بنابراین انتظار می رود شرکت هایی که با هزینه معاملات بیشتری روبه رو هستند مبالغ بیشتری از دارایی های نقدی را نگهداری نمایند. از طرف دیگر، انگیزه احتیاطی بیشتر در مورد مقابله با ریسک کمبود نقدینگی، استفاده از فرصت های تجاری و اجتناب از ورشکستگی می باشد. انگیزه احتیاطی، بیشتر بر افزایش هزینه های ناشی از هدر رفتن فرصت های سرمایه گذاری آتی تاکید می کند. بر این اساس، شرکت ها موجودی های نقدی را برای مواجهه با وقایع پیش بینی نشده نگهداری می نمایند و درصورتیکه هزینه سایر منابع تامین مالی بسیار زیاد باشد برای تامین مالی سرمایه گذاری های خود از موجودی های نقدی نگهداری شده استفاده می نمایند (ازکان، 2004).
بنابراین، می توان انتظار داشت که شرکت های کوچک تر جهت مقابله با مواردی از قبیل هزینه زیاد تامین مالی خارجی، موجودی های نقدی بیشتری را نگهداری نمایند. بعلاوه، انتظار می رود شرکت هایی که دارای فرصت های سرمایه گذاری بهتری هستند موجودی های نقدی بیشتری را نگهداری نمایند تا هزینه فرصت مرتبط با سرمایه گذاری های آتی را به حداقل برسانند. بطور مشابه، شرکت های دارای نوسانات بیشتر جریانات نقدی و شرکت هایی که بطور مکرر با کمبود نقدینگی مواجه می شوند، نیاز دارند نقدینگی بیشتری را انباشته نمایند (ازکان، 2004).
2-2-2 میزان بهینه موجودی های نقدی شرکت ها
در تاریخ 8/2/1996 توافق نامه ای بین مدیران شرکت های چریسلر 12 و یک سرمایه گذار امضاء شد که طبق این توافق نامه، این سرمایه گذار باید در یک دوره 5 ساله برای پیشرفت این شرکت تلاش می کرد. یکی از عناصر مهم این توافق، تعهدی بود که بر طبق آن چریسلر باید طی این مدت، دارایی های نقدی (موجودی های نقدی و اوراق بهادار سریع المعامله) به مبلغ 5/7 بیلیون دلار بین سهامداران تقسیم می کرد (اپلر و همکاران، 1999).
ماجرای چریسلر باعث مطرح شدن سوالاتی شد که در پیشینه و ادبیات مالیه سابقه نداشتند: آیا برای موجودی های نقدی موجود در ترازنامه یک شرکت میزان بهینه ای وجود دارد؟ و اگر وجود دارد آیا مانند شرکت چریسلر، موجودی های نقدی اضافی توسط شرکت ها نگهداری می شود؟
اکثر مدل ها از جمله مدل هزینه های معاملاتی13 موافق وجود نقطه بهینه در نگهداری موجودی های نقدی می باشند. کینز (1936) انگیزه معاملاتی نگهداری موجودی های نقدی را به دلیل هزینه بر بودن تبدیل جانشین های موجودی های نقدی به موجودی نقدی، می داند. طبق این دیدگاه خرید و فروش دارایی های مالی و حقیقی هزینه بر می باشد، همچنین هزینه افزایش سرمایه از طریق منابع خارجی از دو جزء هزینه ثابت و متغیر تشکیل شده است که قسمت متغیر متناسب با مبلغ افزایش سرمایه می باشد. شرکتی که کمبود موجودی های نقدی داشته باشد سرمایه خود را از طریق بازار سرمایه افزایش می دهد، دارایی های موجود خود را نقد می کند، تقسیم سودها و سرمایه گذاری های خود را کاهش می دهد، در مورد قراردادهای مالی خود مذاکره مجدد می کند و یا ترکیبی از موارد فوق را انجام می دهد (اپلر و همکاران، 1999).
افزایش سرمایه هزینه بر می باشد صرف نظر از اینکه شرکت آنرا از طریق فروش دارایی ها یا با استفاده از بازارهای سرمایه انجام دهد. هزینه ثابت دسترسی به بازارهای سرمایه خارجی، باعث می شود شرکت به ندرت سرمایه خود را افزایش دهد و معمولا از موجودی های نقدی و دارایی ها نقدی استفاده می کند، البته نگهداری موجودی های نقدی نیز دارای هزینه فرصت می باشد. از طرفی کمبود موجودی های نقدی نیز باعث وارد شدن ضررهای عمده به شرکت خواهد شد. در نتیجه برای مبلغ معینی از خالص دارایی ها، مبلغ بهینه ای از موجودی های نقدی وجود خواهد داشت. شکل 2-1 منحنی هزینه نهایی کمبود موجودی های نقدی و منحنی هزینه نهایی نگهداری موجودی های نقدی را نشان می دهد (اپلر و همکاران، 1999).

مطلب مشابه :  ، دانش:، حافظه، نوناکا، تاکوچی، تسهیم

شکل 2-1- میزان بهینه نگهداری موجودی های نقدی: میزان بهینه موجودی های نقدی از طریق تقاطع منحنی های هزینه نهایی نگهداری موجودی های نقدی و هزینه نهایی کمبود موجودی های نقدی تعیین می شود.
منحنی هزینه نهایی کمبود موجودی های نقدی بصورت نزولی می باشد و فرض می شود منحنی هزینه نهایی نگهداری موجودی های نقدی بصورت افقی می باشد14 زیرا دلیلی وجود ندارد فکر کنیم که این هزینه (هزینه نهایی) برای نگهداری مبالغ گوناگونی از موجودی های نقدی متفاوت می باشد. اگر شرکت با کمبود موجودی های نقدی مواجه شود می تواند با کاهش سرمایه گذاری یا کاهش تقسیم سود با آن مقابله نماید یا اینکه باید از طریق منابع خارجی (انتشار اوراق بهادار) یا فروش دارایی های خود آن ها را جبران نماید. هر چه کمبود موجودی های نقدی بیشتر باشد هزینه تامین آن نیز بیشتر خواهد بود زیرا باید به میزان بیشتری از سرمایه گذاری ها کاست یا اینکه مبالغ بیشتری را از طریق منابع خارجی تامین مالی کرد. برای مبلغ معینی از موجودی های نقدی، یک واحد افزایش در هزینه کمبود موجودی های نقدی (یا یک واحد افزایش در احتمال مواجهه با کمبود موجودی های نقدی)، باعث انتقال منحنی هزینه نهایی کمبود دارایی های نقدی به سمت راست می شود و در نتیجه باعث می شود شرکت میزان موجودی های نقدی نگهداری شده خود را افزایش دهد (اپلر و همکاران، 1999).
بطور خلاصه، بر طبق مدل هزنیه های معاملاتی، نگهداری موجودی های نقدی در اثر افزایش مواردی از قبیل نوسان جریانات وجوه نقد و طول چرخه تبدیل وجه نقد افزایش خواهد یافت. همچنین نگهداری موجودی های نقدی در اثر افزایش مواردی از قبیل نرخ بهره، هزینه تامین مالی، سهولت فروش دارایی ها و هزینه کاهش ریسک (اقدامات احتیاطی) کاهش خواهد یافت (اپلر و همکاران، 1999).
به عبارت دیگر حد بهینه و مطلوبی برای موجودی های نقدی وجود دارد بگونه ای که نه بیش از حد نیاز باشد و شرکت از راکد ماندن سرمایه متضرر شود و نه کمتر از حداقل مورد نیاز باشد که شرکت با کمبود نقدینگی مواجه شود (طالبی، 1377).
گیلمر (1985) نتیجه گرفت که بین صنایع و شرکت های مختلف از لحاظ سطح بهینه نقدینگی تفاوت وجود دارد. بنظر وی، سطح بهینه ای برای نقدینگی وجود دارد که شرکت ها به دنبال آن هستند، این سطح بهینه نقدینگی بر اساس خصوصیات شرکت ها، متفاوت می باشد.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد : وضعیت جهانی کار کودک و ضرورت بررسی حقوقی

2-3 – عملکرد شرکت و معیارهای سنجش آن
کلیدی ترین فاکتوری از شرکت که مورد توجه خاص سهامداران و سرمایه گذاران می باشد، عملکرد شرکت است. چراکه در صورتی که سهامداران و سرمایه گذاران عملکرد شرکت را خوب ارزیابی کنند، بر سرمایه گذاری های آتی آنها در شرکت اثری مثبت می گذارد. اما در صورتی که معیار های سنجش عملکرد، نتایج خوبی را در مورد فعالیت های شرکت ارائه ندهد، چه بسا سهامداران به فروش سهام خود تمایل پیدا کنند و سرمایه گذاران نیز سعی در خروج سرمایه گذاری خود از شرکت نمایند.
معیارهای اندازه گیری عملکرد را با توجه به مفاهیم حسابداری و مفاهیم اقتصادی می توان به دو دسته حسابداری و اقتصادی تقسیم کرد. در معیارهای حسابداری، عملکرد شرکت با توجه به داده های حسابداری ارزیابی می شود در حالی که در معیارهای اقتصادی، عملکرد شرکت با توجه به قدرت کسب سود دارائی های موجود و سرمایه گذاری بالقوه و با عنایت به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه ارزیابی می گردد. معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد شرکت عبارتند از:
معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد شرکت عبارتند از:سود ،رشد سود ، سود تقسیمی ، جریان های نقدی ، سود هر سهم و نسبت های مالی (شامل ROA ،ROE،P/E، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام و نسبت Q توبین). معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد شرکت عبارتند از :ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، ارزش افزوده بازار (MVA) و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA).(جهانخانی و سجادی، ۱۳۷۴).

2-3-1- معیارهای حسابداری
معیارهای حسابداری به دو دسته تقسیم می شوند، دسته اول مبتنی بر اطلاعات حسابداری هستند و دسته دوم بر اطلاعات حسابداری و اطلاعات بازار مبتنی می باشند.
معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری
که عمدتاٌ با استفاده از اطلاعات تاریخی موجود در صورت های مالی اساسی و یادداشت های همراه، عملکرد شرکت را اندازه گیری می کنند. این معیارها شامل سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، تقسیم سود، جریان های نقدی آزاد، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) و نرخ بازده دارائی ها (ROA) می باشند.
سود15
سود حسابداری عبارت از درآمدها منهای هزینه ها می باشد. در طول یکسال مالی شرکت با توجه به فعالیت هایی که انجام می دهد، درآمد تحصیل می کند. از طرفی شرکت برای تولید محصولات و ارائه خدمات مبالغی هزینه متحمل می شود. در پایان سال مالی به منظور تعیین عملکرد شرکت، درآمدها و هزینه های مربوطه با هم مطابقت داده می شوند تا معلوم شود که شرکت در سال مالی مذکور چقدر سود تحصیل نموده است. بنابراین سود می تواند روشی برای ارزیابی عملکرد شرکت باشد. (جهانخانی و ظریف فرد، ۱۳۷۴)
سود هر سهم(EPS)16
سود هر سهم عبارتست از سود خالص پس از کسر مالیات شرکت، تقسیم بر تعداد سهام آن شرکت.سود هر سهم ممکن است بصورت سود سهام به سهامداران پرداخت شود یا تمام آن مجدداً سرمایه گذاری شود و یا اینکه قسمتی از آن سرمایه گذاری و قسمتی دیگر بعنوان سود بین سهامداران توزیع شود.
نرخ رشد سود17
نرخ رشد از حاصلضرب نرخ سرمایه گذاری در نرخ بازده بدست می آید. بنابراین ممکن است که دو شرکت دارای نرخ رشد سود مشابهی باشند در حالی که نرخ بازده آنها با هم متفاوت باشد. مثلا  ممکن است شرکتی دارای نرخ بازده ۱۰ درصد و شرکتی دارای نرخ بازده ۱۵ درصد باشد. برای اینکه دو شرکت فوق نرخ رشد سود مشابهی داشته باشد، لازم است که شرکت اول سرمایه گذاری بیشتری انجام دهد زیرا نرخ بازده کمتری دارد. در حالی که شرکت دوم به دلیل نرخ بازده بهتر با  سرمایه گذاری کمتری به همان نرخ رشد سود دست پیدا خواهد کرد.
سود تقسیمی18
بسیاری بر این باورند شرکتی که سیاست تقسیم سود باثباتی دارد و هر ساله مبلغی از سود خود را بین سهامداران تقسیم می کند، این عمل نشاندهنده موفقیت و عملکرد مثبت شرکت می باشد. معمولاً شرکت هایی اقدام به تقسیم می کنند که نمی توانند سود خود را سرمایه گذاری نمایند. سود تقسیمی به سیاست سرمایه گذاری شرکت بستگی دارد.شرکت هایی که فرصت های سرمایه گذاری سودآوری دارند،سود را به عنوان یک منبع تامین مالی تلقی می کنند.

Author: 92