، نوآوری، خلاق، ایده، واگرا، منفعل

خلاقیت نیاز است بسترهای آن فراهم شود (سلطانی، 1387).
از طرفی عوامل متعددی وجود دارند که می توانند بر خلاقیت افراد موثر باشند. عوامل زمینه از دسته عواملی هستند که در سال های اخیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته اند. در این فصل ابتدا به ذکر مقدماتی در خصوص خلاقیت پرداخته می شود و سپس به نقش عوامل زمینه ای از جمله پیچیدگی شغلی، رابطه با سرپرست، رابطه با همکار و رابطه با مشتری اشاره خواهد شد. در انتها نیز پیشینه مطالعات در این خصوص بیان می شوند.
2-2) مفاهیم خلاقیت:
از خلاقیت تعریف های زیادی شده است.که اغلب اندیشمندان خلاقیت و نوآوری را با تغییر یکسان دانسته و برخی هم آن را فراتر از تغییر می دانند. علی الرغم سابقه طولانی خلاقیت در حیات بشری، سازمان ها اخیرا به واسطه سرعت شگرف تغییرات تکنولوژی، رقابت جهانی و عدم اطمینان اقتصادی کشف نموده اند که منبع کلیدی و حیاتی برای بقا و مزیت رقابتی، خلاقیت است . در اینجا برخی تعاریف مهم را مورد بررسی قرار می دهیم:

تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی:
پدیدار گردیدن تلفیقی از اندیشه های نو به وسیله ی شهودگرایی از منابع ناشناخته نعریف روانشناسان می باشد (آقایی فیشانی،1377). هم چنین خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر و اندیشیدن است. تفکر عبارت است از فرآیند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت.
تفکر بر دو نوع است:
تفکر همگرا : عبارت است از فرآیند بازآرایی یا دوبارسازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه ی دراز مدت.
تفکر واگرا : عبارت است از فرآیند ترکیب و نوآوری اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه (شریعتمداری و مهدی،1387)
افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور می شوند و روشهای خلاق و جدید را به کار می برند.برعکس کسانی که از این خصوصیات برخوردار نیستند،تفکر همگرا دارند. به نوعی با دیگران همسویی فکری دارند.پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه (شکل 2-1) (آقایی فیشانی،1377، ص 14).
تفکر واگرا تفکر همگرا

شکل 2-1) تفکر واگرا در مقابل تفکر همگرا (آقایی فیشانی،1377، ص 14).
در اینجا لازم است یادآوری گردد که به عقیده آقای فیشانی، تفکر واگرا زمانی مترادف با خلاقیت است که منجر به نتیجه مثبت و اثربخش شود، وگرنه در عین حال که واگرا است، خلاقیت محسوب نمی شود.
تعریف خلاقیت از دیدگاه اجتماعی:
* خلاقیت عبارت است از فرآیند یافتن راههای جدید برای انجام دادن بهتر کارها.
* خلاقیت یعنی توانایی ارئه راه حل جدید برای حل مسائل.
* خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرح های نوین برای تولیدات و خدمات جدید.
* خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست.
* خلاقیت عبارت است از به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید
در دایره المعارف اجتماعی چنین تعاریفی بر می آید که برخی آن را توانایی هستی بخشیدن به پدیده ای جدید تعریف کرده اند و عده ای دیگر آن را نه تنها به عنوان توانایی بلکه به عنوان فرآیند روانشناختی با فرآیندهایی که از طریق آنها محصولات و یا خدمات جدید و ارزشمند خلق می شوند، تعریف کرده اند (شریعتمداری و مهدی،1387، ص 3).
تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی:
دیدگاه های جاری در مورد خلاقیت، بویژه در محیط های سازمانی،روی خروجی یا نتیجه (محصول) خلاق متمرکز شده است.نتیجه خلاق به عنوان چیزی که هم جدید یا ابتکاری و هم مفید یا مناسب برای سازمان است،تعریف شده است (ریتر پالوما و الیز،2004).
فورد و گیویا (1995) بر این نظرند که خلاقیت یکی از پیچیده ترین و اسرارآمیز ترین موضوعات مرتبط با عملکرد انسان ها می باشد؛خصوصا˝ در مدیریت سازمان های مدرن. در زیر چند تعریف از خلاقیت در سازمان آورده شده است:
خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقاء کمیت و کیفیت فعالیت های سازمان. مثلا˝ افزایش بهره وری،افزایش تولیدات یا خدمات،کاهش هزینه ها،تولیدات و خدمات از روش بهتر، تولیدات و خدمات جدید و …(مطهری،1387).
خلاقیت بعنوان وسیله ای است تا سازمان ها مطمئن باشند که انعطاف پذیر باقی می مانند و بصورت موفقیت- آمیزی قادر خواهند بود تا تغییرات رقابت،بازارها و تجهیزات تکنولوژیکی را اداره نمایند(گیلسون و همکاران، ( 2005، ص 524)
خلاقیت از دیدگاه سازمانی عبارت است از ارائه فکر و طرح جدید برای بهبود و ارتقاء کیفیت و کمیت سازمان و نوآوری(تامپسون،2006) .
به عقیده فروم(1995) ، خلاقیت آن چیزی است که باعث می شود انسان ها از ماهیت منفعل و تصادفی وجود فراتر رفته و بر این اساس به احساس آزادی و هدف داشتن دست یابد.
از دیدگاه وی از 2 راه می توان از زندگی منفعل فراتر رفت:
خلاقیت: خلاقیت استعداد بالقوه بشری است و مطلوب ترین و سالم ترین شیوه فراتر رفتن از زندگی منفعل حیوانی جهت رسیدن به استقلال و آزادی است و نهایتا˝ باعث سلامت روان (خوشبختی) میشود.
میل یه ویرانی: میل به ویرانی در طبیعت انسان ریشه داشته و مخرب ترین شیوه فراتر رفتن از زندگی منفعل است. این میل باعث درد و رنج ویرانگر و ویران شده می شود. لذا بر همین اساس می توان گفت که نوع بشر به 2 دسته کلی تقسیم می شوند:
الف) افراد منفعل: افرادی که طبیعت و دیگران سرنوشت آن ها را رقم می زنند.
ب) افراد فعال: افراد ی که در تعامل با طبیعت فعال با طبیعت می باشند. این افراد خود به دو دسته خلاق و ویرانگر تقسیم می شوند.
از دیدگاه مذکور سازمان ها به سه دسته، افراد منفعل (تکرار مکررات در فرایند انجام کارها)،افراد ویرانگر(افرادی مستقل، هدف دار، ولی مخرب) و افراد خلاق (افرادی مستقل، هدفدار، ولی سازنده و سالم) مواجه می شوند. ا ز این رو زمینه سازی برای خلاقیت باید به این نکته توجه شود که خروجی افراد ویرانگر(ایده ها، محصولات، کارها، فعالیت) از ملاک تازه و بدیع بودن برخوردار می باشد، اما با توجه به فلسفه و ارزش سازمان، ارزشمند نیست.
گیلفورد (1959) خلاقیت را تفکر واگرا جهت وسعت یافتن به راه حل های جدید برای حل مسائل می داند. او بر منبع و خاستگاه خلاقیت (وجود یک مسئله)، نوع خروجی خلاق (راه حل)، ویژگی های خروجی خلاق (تازگی)، نوعی تفکر (تفکر واگرا) و حل مسئله تاکید کرده است (مال امیری،1386).
آمابیل (1996) در تعریفی خلاقیت را متشکل از سه عنصر« مهارت مربوط به حوزه فعالیت » ؛ «مهارت تفکر خلاق» و« انگیزش درونی» می داند. این محقق هر سه جزء خلاقیت خصوصا˝ «انگیزش درونی» را به شدت متاثر از محیط کار می داند (مال امیری،1386، ص 6). هم چنین در جدولی در شکل (2-1) تعاریفی از خلاقیت از چندین دانشمند و صاحب نظر آمده است.
جدول 2- 1) تعاریفی از خلاقیت (جو، 2007)
نویسنده تعریف
سیکزنتمی هالی(1996) هر عمل، محصولی که در حوزه فعلی تغییر ایجاد کند یا اینکه حوزه فعلی را به حوزه ای جدید تغییر دهد.حوزه فعلی متشکل از یک مجموعه از قوانین و رویه های سملیک است.
کایزر (1968) با تاکید بر خروجی خلاق، خلاقیت را بکارگیری توانایی های ذهنی برای تولید یک ایده یا مفهوم می داند.
آریق(1976) با تاکید براین نکته که خاستگاه خلاقیت ذهن ناخودآگاه است، خلاقیت را سنتز سحرآمیز نیروهای ابتدایی یا غیر منطقی مغز می داند.
وود من(1995) خلق یک ارزش، محصول جدید قابل استفاده، خدمت، ایده،رویه یا فرایندی بوسیله کار اشخاص در یک سازمان اجتماعی پیچیده.
گاردنر(1989) توانایی پیوسته انسان برای حل مسائل یا ساخت محصولات در یک حوزه در راهی که در ابتدا جدید است اما نهایتا˝ در یک فرهنگ قابل پذیرش است.
اکاف ورگارا(1981) خلاقیت را توانایی رفع قید و بند هایی که عادت و سنت اعمال کرده جهت پاسخ های تازه برای حل مسائل می داند.
استین(1974) خلاقیت را فرایند انجام کار جدیدی که در زمان خود به عنوان چیزی قابل دفاع مورد قبول گروهی از افراد قرار بگیرد،تعریف می کند.

مطلب مشابه :  پایان نامه مجازات حاکم بر معاونت در آدم ربایی

ب) انواع خروجی خلاقیت:
بنا بر نظر محققین و صاحب نظران،خروجی خلاق،طیف وسیعی از چیزها را در بر داشته که مهمترین آن ها عبارتند از:«ایده »؛«محصول »؛«راه حل »؛«رویه » و «خدمت ».
در جدول (2-2) انواع خروجی خلاق و فراوانی هر یک از خروجی ها بر اساس نظر اندیشمندان خلاقیت آمده است.
جدول (2-2) انواع خروجی خلاق (مال امیری،1386، ص 62)
جمع خدمت رویه راه حل محصول ایده خروجی های خلاق
اندیشمندان
1 – * – – – استین (1974)
1 – – – * – آتریک(1977)
1 – – * – – اکاف و ورگارا(1981)
2 – – – * * بازرمن(1986)
1 – – * – – باپالیا(1988)
1 – – – – * آمابیل(1988)
3 * * – * – کونتز و اودنل(1988)
2 – – – * * سیکزنتمی هالی(1990)
1 – – – – * کوک(1992)
2 – – * – * لوتانز(1995)
4 * * – * * وودمن،ساویر و گریفن(1993)
2 – – – * * بارتل و مارتین(1994)
1 – – – * – استرنبرگ و ویلیامز(1996)
1 – – – – * لوسیر(1997)
23 2 3 3 7 8 فراوانی

بطوریکه ملاحظه می کنین برخی از اندیشمندان قائل به یک خروجی خلاق بوده،در حالی که برخی قائل به بیش از یک خروجی می باشند . در مجموع می توان گفت که خروجی خلاق در بردارنده تمامی عینیات و ذهنیات،نتایج مختلف و دستاوردهای مختلف از قبیل،ایده های خلاق،محصولات خلاق،راه حل های خلاق،رویه های خلاق انجام کار و خدمات خلاق می شود.
ج) خلاقیت در برابر نوآوری:
اگرچه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می شود اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت باید به طور جداگانه مد نظر قرار گیرند،چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانه ای هستند. خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود دارد،در حالی که نوآوری دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد. هم چنین رزنفلد و سروو(1990) ماهیت خلاقیت یا اختراع را از نوآوری به وسیله معادله زیر تفکیک کردند:
انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآوری
در معادله نوآوری فوق،کلمه مفهوم اشاره بر ایده ای است که با توجه به چهارچوب مرجعی آن فرد،دپارتمان،سازمان و یا یک دانش انباشته شده جدید است. کلمه اختراع اشاره به هر ایده ای جدید است که به حقیقت رسیده باشد ، کلمه انتفاع بر به دست آوردن حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد. نوآوری عبارتست از عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو ناشی از خلاقیت،به عبارت دیگر، در خلاقیت تمام نوآوریها منعکس کننده یک تغییرند اما تمام تغییرها، نوآوری نیستند (مال امیری،1386).
تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود،اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است که برای نوع وضعیت،سازمان ، بازار و محیط کلی سازمان جدید است.اولین سازمانی که این ایده را معرفی می کند به عنوان نوآور در نظر گرفته می شود و سازمانی که کپی میکند یک تغییر را اتخاذ کرده است.(همان منبع،1386)
بر اساس این تعریف ، خلاقیت لازمه نوآوری است. تحقق نوجویی وابسته به خلاقیت است.اگرچه در عمل نمی توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوری هاست.خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالی که نوآوری عملی ساختن اندیشه و فکر است (الوانی،1382، ص 54).
سازمان های نوآور، آنهایی هستند که تکنولوژی های جدید یا تکنیک های مدیریتی مربوط به محصولات،خدمات و فرآیند ها را زودتر از رقیبانشان،معرفی می کنند . افراد خلاق شاید بر تمامی مراحل فرایند نوآوری تاثیر داشته باشند ، اما نوآوری سازمانی به بیشتر از خلاقیت نیازمند است.(دامنپور،1995، ص 55) . جدول 2-3 تفاوت های میان خلاقیت و نوآوری را تشریح می کند (جو،2007، ص 23) .
جدول 2-3 ) تفاوت های میان خلاقیت و نوآوری (جو،2007، ص 23)
مورد خلاقیت نوآوری
نمرکز تولید ایده های خلاق اجرای ایده های خلاق
تابع اشخاص و تیم سازمان
فرایند شناختی اجتماعی
منبع داخلی داخلی و خارجی

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی مبانی ولزوم جبران خسارت از سوی عامل زیان

2-3) فرآیند خلاقیت:
مراحل خلاقیت ممکن است به فعالیت قوه درک و خرد انسان ،یا مراحل مجزی ولی به هم پیوسته تعریف شود که انسان را به رهیافت هایی هدایت کند.نویسندگان و صاحب نظران این مراحل را به گونه های مختلف مطرح کرده اند.
فرآیند خلاقیت به ترتیب در برگیرنده مراحل روبروشدن با ایده یا مشکل، شدت روبرو شدن و رابطه روبرو شدن با محیط است که فرد خلاق را احاطه کرده است (هایل مقدم،1382).
اتریک،(1974) ؛ از صاحب نظران مدیریت، فرآیند خلاقیت را از اندیشه تا عمل به سه مرحله تقسیم کرده است:
1)به وجود آوردن اندیشه 2)پرورش اندیشه 3)به کارگیری اندیشه
آلبرشت (1987) ؛ مراحل خلاقیت عملی و قابل اجراتری را که از 5 مرحله تشکیل شده است،پیشنهاد می کند؛که عبارت اند از: جذب اطلاعات ؛ الهام ؛ آزمون ؛ پالایش ؛ عرضه.
وی معتقد است که شخص خلاق،اطلاعات پیرامون خود را جذب می کند و برای

Author: 92