مبتکران در موفقیت یا عدم موفقیت سازمان سهیم هستند 2) مدل رویدادی فرای ( 1993) :
از نظر فرای سه عامل در انگیزه کارآفرین برای تاسیس یک شرکت نوپا دخالت دارد.این سه عامل عبارتند از متغیرهای مقدم یا پیشینه ، متغیرهای تسریع کننده یا حرکت کننده ، و متغیرهای توانبخش ، هر سه گروه از متغیرها به عنوان نیروهای انگیزشی در تصمیم گیری کارآفرین دخالت دارند ( سلجوقی،1389،صص47-46)
عامل مقدم – عامل مقدم با متغیرهای زمینه ساز ارتباط دارد.این موقعیت ها یا ویژگی ها ، عواملی هستند که باعث می شوند ، فرد به طور خودآگاه یا ناخودآگاه امکانات کارآفرینی را مورد بررسی قرار دهد.
عامل تسریع کننده – در حالیکه عامل مقدم در طول زمان باعث ایجاد شرکت نوپا می شود.عامل تسریع کننده حادثه یا موقعیتی است که به طور ویژه ای عامل کارآفرینی را سرعت می بخشد .
عامل توانبخش – متغیرهای مقدم و تسریع کننده ، انگیزه ای بالقوه ای کارآفرین را برای تاسیس شرکت یا سرمایه گذاری مخاطه آمیز به وجود می آورند. فرد کارآفرین تنها یکی از اجزا تشکیل دهنده ی شرکت های نوپای کارآفرینانه است.دو جز فرصت و منابع ، در تصمیم گیری برای تاسیس شرکت های نوپا ، حیاتی می باشند و عوامل توانبخش نامیده می شوند ( سلجوقی ، 1389 ، ص46 ).
در شکل (2-17) عامل توانبخش به عوامل تسریع کننده و مقدم اضافه می شود که باعث جمع شدن فرصت ها و منابع می شود ( سلجوقی ، 1389 ، ص46 ).
عامل پیشینه * عامل تسریع کننده * عامل نیرو بخش = احتمال تاسیس شرکت نوپا

شکل( 2ـ17 ) معادله کارآفرینی (سلجوقی، 1389، ص 46).

همچنین وی پنج جز اصلی در فرآیند کارآفرینی شامل کارآفرین ، فرصت ، ساختار ، منابع و استراتژی را لازم و ضروری می دانست و بر همین اساس مدل خود را به صورت ذیل در شکل (2ـ18 )ارائه نموده است (سلجوقی ، 1389 ، ص 47 ).

شکل( 2ـ18 ) فرآیند کارآفرینی (سلجوقی، 1389، ص 47).

3)مدل رویدادی ویلیام بای گریو ( 1994 ) :
از نظر وی عوامل مهم در رخداد کارآفرینی عوامل شخصی ، روانی و محیطی می باشند.این ها عواملی هستند که باعث تولد یک موسسه جدید می شوند.یک شخص ، فکر نو برای ایجاد تشکیلات اقتصادی جدید را یا از طریق تحقیقات دقیق و یا به طور تصادفی به دست می آورد.تصمیم گیری یا عدم تصمیم گیری برای پیگیری آن فکر به عواملی همچون زمینه های شغلی ، خانواده ، دوستان ، الگوی نقش ، وضعیت اقتصاد و قابل دسترس بودن منابع بستگی دارد .

ب: فرآیند چند بعدی :
در این دیدگاه کارآفرینی یک چهارچوب چند بعدی و پیچیده می باشد که کلیه عوامل شامل فرد کارآفرین و ویژگی های او ، مهارت ها و سبک های مدیریتی او ، فرهنگ ، استراتژی ، ساختار ، نظام و سازمان را در بر می گیرد .

1-مدل فر آیندی جفری تیمونز و دیگران ( 1985) :
وی در مدل خود ، محیط ، ویژگی های شخصیتی ، انگیزه ها ، رفتار ، اهداف و نتایج را در نظر می گیرد و بر توانایی سرمایه گذاری در فرصت ها تکیه می نماید. همچنین کارآفرین را فردی می پندارد که دارای مهارت های چندگانه است.مدل پیشنهادی درشکل (2-19) آمده است ( سلجوقی ، 1389 ، صص48-47 ).

شکل (2ـ19 ) نمودار فرآیند کارآفرینی (سلجوقی، 1389، ص 48).

2-مدل چند بعدی ویلیام گارتنر ( 1985) :
افراد
سابقه کار نیاز به توفیق
مرکز کنترل والدین کارآفرین
تمایل به مخاطره پذیری سن
رضایت شغلی تحصیلات
وی چهار عنصر فرد، محیط، سازمان و فرآیند را در ایجاد یک شرکت موثر دخیل می¬داند و آن¬ها را به ترتیب ذیل با یکدیگر مرتبط می¬کند که این روابط در شکل (2-20) نشان داده شده است (سلجوقی، 1389، ص49).

محیط
قابلیت دسترسی به سرمایه
حضور کارآفرینان مجرب
نیروی کار ماهر از لحاظ فنی
قابلیت دسترسی به مشتریان یا بازارهای جدید
تاثیرات دولت
نزدیکی دانشگاه ها
قابلیت دسترسی به حمل و نقل
طرز تفکر مردم منطقه
قابلیت دسترسی به خدمات حمایتی
شرایط زندگی
تفکیک شغلی و صنعتی زیاد
درصد بالای مهاجران جدید در جمعیت
زمینه صنعتی وسیع
نواحی شهری با وسعت زیاد
قابلیت دسترسی به منابع مالی
موانع ورود
رقابت در میان رقیبان موجود
فشار ناشی از کالای جانشینی
قدرت چانه زنی خریداران
قدرت چانه زنی عرضه کنندگان

سازمان
رهبری در هزینه ها
تمایز
تمرکز
کالا یا خدمات جدید
رقابت موازی
ورود با استفاده از امتیاز مخصوص
انتقال جغرافیایی
کسری عرضه
استفاده از منابع هدر رفته
قرارداد با مشتری
تبدیل شدن به منبع دوم عرضه
سرمایه گذاری های مشترک
اخذ پروانه
فرصت های بکر بازار
فروش سهام بخش ( یا اداره )
خرید مطلوب توسط دولت
تغییر قوانین و مقررات دولتی

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد ضمانت اجراي حقوق علائم تجاري

فرآیند
فرصت تجاری را تعیین می کند
منابع را جمع آوری می کند
برای کالاها و خدمات بازاریابی می کند
محصولات را تولید می کند
سازمان را به وجود می آورد
به دولت و جامعه واکنش نشان می دهد

شکل (2-20) متغیرهای ایجاد شرکت نوپا (سلجوقی، 1389، ص 49).

2-3-5) نظریه های فرهنگ کارآفرینی
الف ) مدل شاین – براساس این مدل اجزای فرهنگ نوآوری کارآفرینی در سازمان به 5 لایه تقسیم می شوند : 1.لایه مصنوعات و محصولات ( مانند رفتار روزمره ، محیط مادی ) 2. لایه هنجار و ارزش ها 3. لایه نگرش ها 4. لایه ادراک و احساس 5. لایه فرض های اساسی ( دهاقین ،1391، ص585).
ب) مدل هافستد – نظریه ها یک چارچوب تحلیلی را برای توضیح تفاوت کارآفرینی در کشورها و نواحی مختلف فراهم می کنند.در چنین چهارچوب تحلیلی عوامل تبیینی ممکن است شناخته شوند.در میان عوامل بالقوه که آزمون شده اند ، پرهیز از ابهام یک عامل مهم به حساب می آید ، پرهیز از ابهام یک ویژگی فرهنگی است که ارتباط نزدیکی با نگرش به ریسک تحمل ابهام و عقلانیت کارآفرینانه در یک کشور مطابق رویکرد صفات روانشناختی جمعی دارد.گریک هافستد یکی از افراد تاثیرگذار در مطالعات فرهنگی 4 بعد فردگرایی در مقابل جمع گرایی ، فاصله قدرت ، یقین در مقابل ابهام و زنانگی ( تاکید بیشتر بر همسازی و ارتباط ) در مقابل مردانگی ( تاکید بیشتر بر مادی گرایی و ثروت ) را برای مطالعه فرهنگ های مختلف در جوامع گوناگون به کار گرفت که ابعاد دیگری نیز مانند پیشرفت ( کسب قدرت و جایگاه از طریق رقابت و کار سخت در مقابل کسب قدرت از طریق سن ، جنس یا تولد در خانواده خاص ) و عام گرایی ( داشتن حق برابر افراد ) در مقابل خاص گرایی ( افراد به خاطر جایگاه شان دارای امتیاز های ویژه نسبت به دیگران باشند ) توسط ترومپنارس افزوده شد.مطابق این مدل فرهنگ هایی که در پرهیز از ابهام نمره ضعیف کسب می کنند ، فاصله قدرت در آن ها کم است و در ابعاد مردانگی ، فردگرایی ، پیشرفت و عام گرایی نمره بالاتری به دست می آورند بیشتر از فرهنگ های دیگر با فرهنگ کارآفرینانه همسو هستند. مدل هافستد در بسیاری از پژوهش های خارجی و داخلی برای بررسی اثر فرهنگ بر رفتار کارآفرینانه مورد استفاده قرار گرفته و نتایج کمی قابل قیاس را در کشورها و ملیت های گوناگون در دسترس قرار داده است.البته نتایج متناقضی از تاثیر این نمایه ها بر کارآفرینی به دست آمده است (دهاقین، 1391، صص 585-586) .
ج) مدل فرهنگ کارآفرینانه بین المللی – فرهنگ کارآفرینانه بین المللی ، فرهنگ سازمانی است که فعالیت های کارآفرینانه شرکت های فراملیتی را سازگار و تسهیل می کند.فرهنگ کارآفرینی و توجه به این مقوله برای شرکت هایی که در سطح بین المللی فعالیت می کنند توسط محققان مورد توجه قرار گرفته است.دیمیتریس و همکاران مدل کاربردی فرهنگ کارآفرینانه بین المللی را بر مبنای پژوهش های گذشته در 6 بعد ارایه و در شرکت های کوچک و متوسط آمریکایی و انگلیسی اجرا نمودند . این ابعاد شامل : جهت گیری ( کارآفرینانه ، بازار، انگیزش ، یادگیری ) بین المللی و جهت گیری شبکه بین المللی با غیر رقبا ، می باشد( دهاقین ، 1391 ،ص 584 )
د) نظریه فرهنگ کارآفرینی پارسونز – پارسنز ، جامعه شناس شهیر آمریکایی که نظریه های خود را در چهار نظام زیستی ، فرهنگی ، نظام اجتماعی و دینی بیان کرده است ، توسعه فرهنگ خلاقیت و ابتکار را محصول نظام اجتماعی و تحت تاثیر نهاد خانواده و مدرسه می داند که در پرتو آن ، انگیزه کنشگران برای به عهده گرفتن نقش های تولیدی بالا می رود.در همین خصوص باید به شیوه جامعه پذیری ، میزان رشد و انسجام شخصیت ، استقلال فردی ، طرز تلقی از کار در جامعه ، سخت کوشی ، پشتکار و وقت شناسی اشاره کرد ( دهاقین ، 1391، ص584 ).
ه) نظریه فرهنگ کارآفرینی ماکس وبر- ماکس وبر جامعه شناس بزرگ آلمانی معتقد است که فرهنگ نقش اساسی در توسعه فعالیت کارآفرینانه و ایجاد انقلاب صنعتی در مغرب زمین ایفا کرده است. وبر توسعه فرهنگ کارآفرینی را متاثر از چهار عامل تشویق به کار برای سعادت ، خطرپذیری برای تغییر سرنوشت ، برنامه ریزی برای آینده و صرفه جویی می داند ( دهاقین ، 1391،ص584 ).
و) نظریه فرهنگ کارآفرینی مک کللند – مک کللند ، روانشناس اجتماعی معاصر ، نظریه نیاز به موفقیت را برای اولین بار در مباحث اجتماعی مطرح کرد.وی معتقد بود جوامعی که دارای نیاز به موفقیت پایین هستند ، نرخ سرمایه گذاری ، خطر پذیری در آن ها پایین است و به تبع آن توسعه نیافته هستند و در جوامعی که نیاز به موفقیت بالا است ، نرخ سرمایه گذاری و خطر پذیری نیز بالاست. در این جوامع ، افرادی پیدا می شوند که کسب و کار جدیدی راه اندازی می کنند ، شرکت یا واحد اقتصادی را سازماندهی می کنند و ظرفیت تولیدی و بهره وری آن را افزایش و بهبود می بخشند . مک کللند چنین افرادی را کارآفرین می نامد و عواملی نظیر شیوه جامعه پذیری ، شیوه های تربیتی والدین ، طبقه اجتماعی والدین ، ایدئولوژی حاکم ، مذهب و تحرک اجتماعی را عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی می داند.توجه خاص او به فرهنگ در امر کارآفرینی است و مناسب ترین نوع جامعه پذیری را تقویت استقلال فردی و ایجاد اعتماد به نفس می داند که موجب کارآفرینی می شود ( دهاقین ، 1391 ،ص584 ).

2- 3-6) انواع کارآفرینی
به طور کلی ، ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کارآفرینی در سه قالب ذیل شکل می گیرد :
کارآفرینی فردی : کارآفرینی فردی فرآیندی است که درآن فردی با اتکای به منابع مالی غالبا شخصی و متکی بر ویژگی های شخصیتی نظیر فعالیت ، ریسک پذیری و اهل عمل بودن اقدام به تاسیس یک کسب و کار جدید می نماید و آن را تا رسیدن به موفقیت هدایت می کند ( گرجی ، 1387، ص 89 ).
کارآفرینی درون سازمانی : کارآفرینی درون سازمانی ، مسئولیت به ثمر رساندن یک خلق نوآور در درون سازمان است ، به عبارت دیگر ، کارآفرینی درون سازمانی فرآیندی است که درآن محصولات یا فرآیند های نوآوری شده از طریق ابقا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور می رسند ( گرجی ، 1387 ، ص 89 ).
کارآفرینی سازمانی : عدم اطمینان ، ناهماهنگی و تلاطم محیطی موجب چالش های عملیاتی و استراتژیک برای سازمان های امروزی می شود.شرکت ها برای مقابله با این چالش ها به طور فزاینده ای بر کارآفرینی سازمانی تکیه می کنند.این امر مستلزم این است که مدیران در همه سطوح به طور فعال در طراحی یک استراتژی برای اقدامات کارآفرینی سازمانی مشارکت داشته باشند ( Izet,2010,p8). شارما و کریسمن (1999) کارآفرینی سازمانی را به عنوان فرآیندی معرفی می کنند که به وسیله آن افراد و گره ها ، در ارتباط با سازمان موجود ، یک سازمان جدید ایجاد کرده یا نوسازی و نوآوری را درون سازمان دنبال می کنند.هیت و همکاران ( 1999) نیز کارآفرینی سازمانی را به عنوان راه اندازی کسب وکار جدید در درون شرکت های در حال پیشرفت می دانند که از طریق نوآوری داخلی ، اقدامات یا مالکیت مشترک ، نوسازی استراتژیک ، محصول ، فرآیند و مدیریت نوآوری ها به دست می آید .هدف اصلی کارآفرینی سازمانی ، ایجاد پویایی ، ساختار ، فرهنگ سازمانی رقابتی و منعطف جهت روبرو شدن با بازارهای رقابتی و پویا است( Ergun et al , 2004,p 258). ارتباط بالایی بین نوآوری و کارآفرینی وجود دارد (Zheng,2008,p7). کارآفرینی سازمانی به معنای اجرای فرآیند کارآفرینی در داخل سازمان و با استفاده از خصوصیاتی همچون روحیه پشتکار، ریسک پذیری ، خلاقیت و نوآوری می باشد که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبدیل به موتور توسعه آن می گردند. به عبارت دیگر ، کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد یک سازمان به ایجاد و مصرف محصولات جدید ، فرآیندهای تازه و نظام سازمانی نوین است( گرجی و دیگران ، 1387، ص98-99 ). رقابت تنگاتنگ و شدید بین شرکت ها و سازمان ها ، کاهش کارآمدی مدیریت سنتی در این عرصه و رشد سریع شرکت های کوچک سبب شد که سازمان ها اهمیت ویژه ای برای نوآوری قائل شوند ، زیرا نوآوری را تنها ضامن بقا در عرصه رقابت می دانستند.از این رو سعی کردند افراد خلاق و کارآفرین را که پدیدآورندگان اصلی محصولات و خدمات نو در سازمان بودند ، تشویق و ترغیب کنند که در سازمان ها بمانند و ایده های خود را در سازمان محقق سازند. پینکات این افراد را کارآفرین سازمانی نام نهاد.او در سال 1985 از ترکیب واژه های Entreneurship و Corporate و Intra واژه Intrapreneurship را ابداع نمود و کارآفرین سازمانی را فردی توصیف نمود که در سازمان های بزرگ همچون یک کارآفرین

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی منابع هنجارهای بین المللی حقوق بشر