کارکنان باید برای عمل هوشمندانه برانگیخته شوند،منظور از عمل هوشمندانه انجام دادن کارهای درست است. راه ایجاد انگیزه این است که به کارکنان بباورانیم که فعالیت های آنها برای سازمان ارزشمند است.

2-1-5-2- تئوری مدیریت دانش تیمی:
• روند غیر قابل پیش بینی دانش ، تلاش تکنولوژی اطلاعاتی را برای اعمال قدرت با شکست مواجه کرد و ضرورت کار تیمی را به ارمغان آورد.
• تئوری مدیریت دانش تیمی بر این فرض استوار است که کار تیمی می تواند دانش را مهار کند و مکانیزمی برای سازماندهی و پیش بینی آن فراهم کند. شواهد متعددی در زمینه اهمیت کار تیمی دانش می تواند ارائه کرد از جمله می توان به خلاصه تئوری انتخاب طبیعی داروین اشاره کرد. در این تئوری بیان شده که نمونه های پایدار زمانی رشد می کنند که نیروهای زیادی در آن نقش داشته باشند.دراکر ، ضمن اینکه پاسخ به تغییر را مولفه ضروری اعلام می کند ، می گوید که شخص به تنهایی نمی تواند تغییر را اداره کند،”هیچ کس نمی توان به تنهایی و پیشاپیش حرکت کند”.
• نوناکا(1991) بر برتری تفکر گروهی نسبت به شناخت های ذهنی و ابهامات فردی کارکنان تاکید کرد. چینگ در کتاب “راه درست واقعیت نهایی” بیان می کند وقتی انسان ها تنها هستند به وسیله خواسته های خود محدود می شوند و در این صورت فقط توانایی دیدن جعبه بیرونی را دارند و پیترز از اصطلاح جالب همجنس خواری در هنگام تفکر و بررسی فردی استفاده می کند. گاندری و متس (1996) در زمینه کاربرد تئوری مدیریت دانش تیمی بیان می کنند:
 تیم ها مولد کار اثر بخش هستند.
 تیم ها مقاوم تر از افراد هستند
 تیم ها در خلق انبوه دانش توانا هستند.
 هم چنین تیم ها دیدی فراتر از افراد دارند. وشبهرد در مورد ضرورت توجه به تیم در خلق دانش حکایت زیر را نقل می کند:
دانشمندی در جستجوی رد پای دایناسور بود، بعد از یک روز طولانی در حالی که دردهانه کوه آتش فشان بزرگی ایستاده است از طریق بی سیم شکست خود را در یافتن رد پای دایناسور به همکارانش اعلام می کند، و می گوید هیچ اثری از دایناسو نمی بینم . همکارانش از درون هلی کوپتر به او می گویند : تودر حال حاضر درون رد پای بزرگی ایستاده ای.
 مفروضات مدیریت دانش تیمی عبارتند از:
– برای درک قدرت دانش نیاز به تشکیل تیم است .
– کار تیمی قدرت دریافت واقعیت را تقویت می کند و منجر به نو آوری می شود، عامل مهم و منحصری که تعیین کننده موفقیت سازمان است.
– اجازه دهید عقاید اصیل و شرافتمندانه از هر جایی به ما برسند.
– یک چرخ به تنهایی یک ارابه را به حرکت در نمی آورد.
– به منظور کار بست این تئوری در سازمان هومار فعالیت های زیر را پیشنهاد داده است:
– حمایت از تیم های فعال که باعث جذب دانش می شود و تلاش های تیم را برای کاربرد دانش همسو می کند.
– تبادل هدف دار دانش میان اعضای تیم که منجر به درخشیدن بصیرت ها و تحریم نوآوری می شود.
– فعالیت های پراکنده را هماهنگ کنید و به اعمال قدرت دانش متخصصان کمک کنید.
– بر اساس واقعیات ، راهبرد ها و دیدگاه های مختلف تصمیم بگیرید.
– تسهیلاتی برای درون نگری ، تمرکز و ارائه تصمیم های کیفی تر در هر زمان ارائه دهید.

2-1-5-3- تئوری مدیرت دانش جامعه گرا:
هویت می گوید که موضوع مدیریت دانش پیوند مردم به مردم و مردم به اطلاعات برای خلق مزیت رقابتی است. شکل شماره 2-1تئوری مدیریت دانش جامعه گرا را نشان می دهد.

شکل شماره (2-1) تئوری مدیریت دانش جامعه نگر،اقتباس از هویت(2004)

تقاطع پیوند ها جایی است که خلاقیت و نوآوری به وجود می آید و منجر به خلق مزیت رقابتی می شود. این پیوندها و تکامل آنها را هویت تحت عنوان تئوری مدیریت دانش جامعه گرا می نامد.
او در توضیح این تئوری می گوید که اکثر سازمان ها از طرف مشتریان ، رقبا ، سرمایه گذاران تحت فشار هستند و با جهانی شدن تجارت هیچ سازمانی از این فشارها در امان نیست. سازمان های موفق به روشی سیستماتیک قدرت دانش عملی خود را برای خلق مزیت رقابتی پایدار به کار می گیرند و در این مسیر نه تنها به نیازهای فعلی بلکه به نیازهای آینده نیز پاسخ می دهند. برای این منظور ضروری است از رویکرید عملی برای خلق استراتژی مدیریت دانش و توسعه سیستم های دانش اثر بخش استفاده کنند. کلید اعمال قدرت دانش سازمانی ، اعلام بصیرت های سازمان و وجود متفکری است که در تولید و کاربرد دانش به آن بصیرت ها متکی باشد.برای اینکه مدیریت دانش مزیت رقابتی پایدار فراهم کند ضروری است که افراد در تعامل هم باشد، زیرا مدیریت دانش یک مجموعه برنامه ها و پروژه های منفرد و مجزا نیست بلکه یک رویکرد کل نگر و همه جانبه است.بصیرت کل نگرانه شامل خلق رسالت ، استراتژی و ساختار های لازم برای مدیریت دانش است و ایجاد هنجارها ی فرهنگی اعتماد ، سهیم سازی ، هدف های مشترک و اشتیاق زیاد برای یاد گیری که بر تمام جوانب سازمان نفوذ دارد.و هم چنین این رویکرد مستلزم توجه به سهامداران است نه فقط به این علت که ارزش سهام خود را در اختیار سازمان می گذاردند بلکه به خاطر اینکه سرمایه انسانی خود را برای موفقیت سازمان در معرض خطر قرار می دهد.با اعمال نفوذ دانش سازمانی ، سازمان ها به طور حیرت آوری توانایی های خود را برای رقابت بهبود می بخشند و اصلاح می کنندو تولیدات و خدماتی که منجر به برگشت حداکثر سرمایه می شود ، ارائه می کنند.(شریف زاده، بودلایی ، 1387، 29)

مطلب مشابه :  ، بازاریابی، تبلیغات، پیشبرد، 1390،، فروشندگی

2-1-6- زیرساختارهای مدیریت دانش:
در جهان تجاری امروزی رقابت به طور فزاینده ای گسترش یافته و تقاضا برای محصولات و خدمات نو، بسیار بیشتر از سابق شده است . بنابراین در عصر خلاقیت و ایده¬ها، مهارتهای انسانی، متخصصان و ارتباطات ؛منابع ارزشمندی برای هر سازمان تلقی می شود. مدیریت دانش بدنبال بهره برداری از این داراییهای ارزشمند است. امروزه اغلب شرکتها از دارایی تخصص در تمام سطوح سازمانی بهره برداری نمی کنند . با وجود اینکه امروزه مراکز اطلاعاتی، اطلاعات هوشمندانه مربوط به بازار و یادگیری، می توانند فعالیتهای مدیریت دانش را پوشش دهند، لیکن زیر ساخت مدیریت دانش در قالب سخت افزار و نرم افزار باید ایجاد شود تا دانش بتواند در یک روند سیستماتیک و نظام مند به طور مستمر خلق شود. زیر ساخت مدیریت دانش توسط شکل دهی مبانی، به توانمندی و تقویت مدیریت دانش، یادگیری مستمر و پایداری حافظه سازمانی کمک می کند . اگر سازمان دارای یک زیر ساخت مدیریت دانش موثر و مناسب باشد قادر به خلق دانش جدیدی خواهد بود. علاوه بر اینها زیر ساخت مدیریت دانش موجب ذخیره دانش شده و سیستمی را برای توزیع دانش در بین اعضای سازمان و تسهیل خلق دانش جدید فراهم می آورد. بنابراین یک زیر ساخت دانش محور ، خلق دانش را تسهیل کرده و موجب ایجاد سیستم منسجمی برای به اشتراک گذاری و انتشار دانش در سازمان میشود. همچنین به عنوان پشتیبانی برای خلق مستمر دانش جدید، تلقی می شود(Ramasingh, 2007).

زیر ساخت مدیریت دانش دارای عناصری است که در نمودار زیر نشان داده می شود:

شکل 2-2 زیرساختارهای مدیریت دانش

دانش به عنوان یک دارایی سازمان و به عنوان یک مزیت رقابتی، سازمان¬ها را قادر کرده است تا با اطمینان بیشتری در عرصه رقابت گام بردارند و از طریق این منبع استراتژیک بتوانند در این عرصه باقی بمانند. «اهمیت دانش و کاربرد آن در حیطه¬های گوناگونی از جمله؛ از طرف اندیشمندان اجتماعی برای تحقق جامعه ی بدون طبقه و توزیع عادلانه درآمد، در سازمان و مدیریت به عنوان رمز بقا و موفقیت و کسب مزیت رقابتی پایدار و در اقتصاد به عنوان دارایی راهبردی بحث شده است» (حسن¬زاده و همکاران، 1388)؛ به¬گونه¬ای که امروزه اقتصاد به یک اقتصاد دانش محور تبدیل شده است، در این اقتصاد «1) دانش به عنوان منبع اصلی در اقتصاد دانش محور به¬جای منابع طبیعی و سرمایه در اقتصاد صنعتی مطرح شده است. 2) دارایی¬های نامحسوس، خدمات، نام¬های تجاری عاملی مهم¬تر از دارایی¬های محسوس سازمان برای موفقیت شرکت¬های امروزی می¬باشند. 3) دنیا به صورت یک شبکه می¬باشد، که توسط فناوری¬های پیشرفته ارتباطی حمایت می¬شود و باعث می¬شود دانش از مرزها و فاصله¬ها بدون محدودیت عبور کند» (Cantner, et al, 2009).
برای بهره¬برداری از ارزش بالای دانش راه¬حل¬هایی ارائه شده است، در اینجا این مدیریت دانش است که به عنوان مهم¬ترین وظیفه سازمان¬ها برای مدیریت و استفاده این منبع حیاتی و همچنین به عنوان رویکردی نوین برای بهره برداری و توسعه دارایی¬های غیرملموس سازمان معرفی می¬شود. «مدیریت دانش بیشتر بر روی فعالیت¬های شناسایی، کسب، خلق، ذخیره¬کردن، تسهیم و کاربرد دانش به وسیله افراد و گروه¬ها در سازمان تأکید دارد» (Sun, 2010).
در این ارتباط ون ، مدیریت دانش را «مجموعه¬ای از رویه¬ها برای خلق، اکتساب، تسهیم و کاربرد دانش برای ارتقاء عملکرد سازمانی تعریف می¬کند».
از آنجا که اندازه¬گیری پیش نیاز بهبود عملکرد است، وجود چارچوب مناسبی برای اندازه¬گیری وضعیت سازمان از منظر آمادگی در حوزه مدیریت دانش ضروری است. آمادگی مدیریت دانش در سازمان به معنای آمادگی در تمامی زمینه¬های مربوط به شناسایی، جمع آوری، سازماندهی، ذخیره سازی، توزیع و اشتراک دانش در سازمان است (Dastrang & et al, 2011).
بنابراین، ارزیابی آمادگی مدیریت دانش سازمان شامل شناسایی وضعیت کنونی مدیریت دانش در زمینه-های بیان شده و شناسایی تغییرات مورد نیاز برای افزایش قابلیت¬های مدیریت دانش در سازمان است. همچنین ارزیابی یک سیستم قبل از استقرار آن گامی اساسی در کاهش میزان ریسک طرح و کاهش مقاومت کارکنان در برابر تغییرات می¬باشد.
با توجه به تحقیقات و اظهارات صاحب نظران و پژوهشگران مدیریت دانش، به نظر می¬رسد از میان عوامل متعددی که در موفقیت پیاده¬سازی مدیریت دانش نقش دارند، توجه به سه عامل“ تکنولوژی ”، “فرهنگ سازمان ” و “ساختار سازمانی ” ضرورت بیشتری داشته باشد. میلز و اسمیت ، بیان می¬کنند: «این زیرساخت¬ها نقش مهمی در عملکرد سازمانی و نوآوری¬های سازمانی ایفا می¬کنند».
فناوری اطلاعات به عنوان یکی از عوامل تأثیر گذار مدیریت دانش باعث تسهیل در خلق، تسهیم، ذخیره و کاربرد دانش در سازمان می¬شود (Lee and Lee, 2007).

مطلب مشابه :  ، نقدی، بورس، شرکت،، ، سهام،

همچنین «تکنولوژی از دو طریق مدیریت دانش را تحت تأثیر قرار می¬دهد.
1) برای مدیریت دانش مؤثر باید تکنولوژی متناسب به کار گرفته شود.
2) تکنولوژی باعث تخت شدن ساختار¬های سازمانی می¬شود که این به نوبه خود باعث افزایش اثربخشی مدیریت دانش می¬شود» (Aujirapongpan and et al, 2010).
فرهنگ سازمانی به عنوان یک عامل زیر بنایی مؤثر دیگر در پیاده¬سازی مدیریت دانش می¬باشد. «فرهنگ سازمانی مجموعه¬ای از ارزش¬ها ، باور¬ها ، هنجار¬ها ، درک و رویه¬هایی که افراد سازمان در آن وجوه مشترک دارند می¬باشد، یک فرهنگ سازمانی مؤثر نقش مهمی در ایجاد محیط مناسب برای مبادله و حمایت از فعالیت¬های دانشی در سازمان دارد» (Allameh and et al, 2011). «همچنین توانایی یادگیری سازمان¬ها، توسعه حافظه سازمانی و تسهیم دانش در آنها به فرهنگ بستگی دارد» (Mills and Smith, 2011).

عامل مهم دیگر برای استقرار مدیریت دانش در سازمان¬ها ساختار سازمانی می¬باشد. ساختار سازمانی در ابعاد گوناگون می¬تواند یاریگر مدیریت دانش در دستیابی به اهدافش باشد. “ساختار سازمانی فرایند¬های مدیریت دانش و رهبری سازمانی را تحت تأثیر قرار می¬دهد” (Aujirapongpan and et al, 2010) و امکان برقراری ارتباط بیشتر را بین افراد فراهم می¬سازد و همچنین زمینه ساز تسهیل انتقال دانش و ایجاد فرهنگِ در میان گذاشتن دانش در سازمان می¬شود. ساختار سازمانی در تشکیل تیم مدیریت دانش نقش دارد. بنابراین اتخاذ استراتژی¬های مناسب در راستای اهداف مدیریت دانش و طرح¬ریزی ساختار سازمانی متناسب، در دستیابی به موفقیت طرح مدیریت دانش مؤثر است.

2-1-6-1- منابع انسانی :
این حوزه با مشارکت و تمایل افراد سرو کار دارد. امروزه، سازمانها برای جذب و برانگیختن بهتر افراد مجبور به دادن پاداش، آموزش، تعلیم و بهبود رفاه آنها هستند . بنابراین کارگران بسیار ماهر و مستقل می توانند برای خلق دانش در سازمانهای یادگیرنده، تکنولوژی هایی را بیافرینند.
زیرساخت داراییهای انسانی به شناسایی و بهره گیری از مهارتهای ویژه افرادی که می توانند ارزش تجاری بیشتری را خلق کنند، کمک کننده است(پهلوانی، 1388).
منابع انسانی دانشگرا یعنی کارکنانی که بتوانند دانش را خلق، بکارگیری و انتشار دهند یکی از باارزش ترین منابع در سازمان ها هستند و کلید حل مشکلات و مؤلفه اصلی کسب موفقیت ها محسوب می گردند. برای رسیدن به هدف¬های سازمان و به عبارتی دیگر کسب بهره وری مناسب نیاز به بروز رفتار مناسب از سوی کارکنان است که آن راشایستگی رفتاری می نامند. سازمانها می توانند به بهترین وجه¬ در استخدام و کارآموزی کارکنان سرمایه گذاری کنند. شاید در گذشته نه چندان دوربیشترین تمرکز عمدتا بر بروز رفتار تخصصی افراد بود، اما امروزه باتوجه بر رشد دانش و سرعت تغییرات مجموعه ای ازشایستگی های رفتاری یعنی شایستگی¬های :شخصیتی ، اجتماعی ، روش ها وتخصصی از کارکنان انتظار می رود (M. Lee and T. Chen,2012) .
هرکسی قادر به دانستن هر چیز نیست، اما باید بدانیم هرآن چه را که