تحقیق درباره امام رضا ع، امام صادق، امام رضا (ع)، اعراب مسلمان

او در سنی باشد تا در شمار اسیران قرار بگیرد؛ در این صورت، یک عمر بسیار طولانی برای وی فرض میگردد که غیر از بعید بودن داشتن چنین طول عمری، گزارشی مبنی برطویل العمر بودن هشام بن سالم نیافتیم، از اینرو گزارش اسیر بودن او طبق مطالب مذکور تردید برانگیزاست. شاید درگیری های پراکنده ای صورت گرفته که منجر به اسارت هشام شده اما در گزارشات تاریخی ذکر نشده است.
اما نکتهای که به ذهن می رسد با توجه به شغل هشام بن سالم«بافتن کیسه های بزرگ» و کشورگشایی مسلمانان در آن دوره که با فتح های گسترده و سرازیر شدن غنیمتهای فراوان همراه بود، نیاز فراوان به چنین کیسه هایی برای حمل و انبار غنائم داشتند. همچنین رویه ای که اعراب مسلمان بعد فتح هر سرزمین داشتند که صاحبان صنعت را با خود همراه میبردند.
چگونگی و انگیزه ارتباط خانواده هشام بن سالم با خاندان اموی و بشر بن مروان با تحلیلی که گذشت روشن میگردد و آن نیاز خاندان حکومت به صاحبان صنعت و حِرّف است. شاید گزارش کشی ذیل عنوان زراره بتواند موید مطلب شود. بر اساس گزارش کشی زراره از امام باقر علیه السلام در مورد جواز کار برای حکام جور و حکم اجرت آن سوال نمود و امام بعد خارج شدن زراره به راوی فرمود: قصد زراره رساندن جواب به هشام است.74 روایت حاکی از این است که هشام خود یا پدرانش از کارگزاران حکومت بودند که سوال در مورد جواز اجرت کار برای سلطان، دغدغه ذهنی هشام شده است.
اما با در نظر گرفتن شواهدی که سال تولد هشام را حدود سال 100هجری می داند و فوت بشر بن مروان درسال 75 هجری75و همچنین با توجه به فتح جوزجان در سال 33هجری، به احتمال پدر یا جد او به عنوان اسیر از جوزجان به کوفه منتقل شده است پس باید پدر یا جد هشام بن سالم از موالی بشربن مروان باشند نه خود او و هشام این ولاء را از پدر به ارث برده است. 76
پدر یا جد هشام بن سالم از موالی بشر بن مروان باشد، تعارضی با نسبت ولاء او توسط رجالیان به خود بشر بن مروان ندارد، چرا که ولاء در فرهنگ جامعه عربی مانند نسب است از اینرو ولاء از پدر به فرزند منتقل می شود77 پس به احتمال هشام بن سالم ولاء بشر بن مروان را از پدر یا جدش به ارث برده است.
شیخ طوسی درکتاب رجال ولاء هشام بن سالم را جعفی دانسته است این گزارش می تواند شاهدی برتغییر ولاء هشام بن سالم از بشر بن مروان اموی به قبیله جعفی است. مرگ بشر بن مروان یا زوال و فروپاشی قدرت وحکومت امویان که سبب تنزل جایگاه اجتماعی سیاسی آنها شد به طوری که دیگر توان حمایت اجتماعی، سیاسی را نداشتند یا گرویدن هشام بن سالم به مذهب تشیع میتواند انگیزه تغییر ولاء هشام بن سالم از بشر بن مروان اموی به قبیله جعفی شیعی78 باشد.
از خانواده هشام در کتاب های رجالی گزارشی را نیافتیم جز احتمال محقق جعفری با در نظر داشت نام پدر هشام بن سالم که یک اسم عربی میباشد 79و این نامی بود که به طور معمول عبد و بردگان را به آن می نامیدند این گونه نتیجه گیری کرده اند پدر هشام بن سالم در کوفه به دنیا آمده80 یا به عنوان اسیر به کوفه منتقل شده و اسم او تغییر یافته است بر این اساس میشود احتمال داد که پدر هشام بن سالم در کوفه حضور داشته و نامش را تغییر داده است و این حاکی است که پدر هشام مسلمان زاده نیست. ولی آیا بعدها اسلام آورده است یا نه؟ با توجه به روایتی که هشام بن سالم از پدرش از ابوحمزه ثمالی در باب علم امیرالمومنین علیه السلام نقل کرده 81 احتمال میرود پدر هشام بن سالم، مسلمان و یا حتی گرایشی شیعی داشته است.
فرد دیگری که از خاندان هشام بن سالم دست یافتیم حسن بن حازم است، او از هشام بن سالم روایتی نقل نموده است محقق خوئی در معجم رجال82 و همچنین نمازی در مستدرک83 حسن بن حازم را خواهر زاده هشام بن سالم84 دانسته اند.85
زادروز
دوره شناسی تاریخی هشام بن سالم، در شناخت جایگاه علمی و تحلیل اندیشه های هشام بن سالم بسیار مؤثر است. برای این که بدانیم هشام بن سالم درچه دوره ای از تاریخ تفکر شیعه نقش آفرینی کرده است، نیاز به دانستن زادروز او هستیم. در مورد سال روز ولادت هشام بن سالم شرح حال نویسان سکوت اختیار کردهاند اما می توان با بررسی برخی شواهد، سال تولد هشام بن سالم را به طور تقریبی بدست آورد.
الف. هشام بن سالم از لحاظ سنی بزرگتر ازمتکلم معاصر خود هشام بن حکم است. بر اساس مناظرهای که در حضور امام صادق علیه السلام صورت پذیرفته 86 هشام بن حکم در میان افراد حاضر در آن مناظره از جمله هشام بن سالم جوانتر است. با بررسی که نویسنده کتاب هشام بن حکم نموده سال تولد هشام بن حکم بعد سال 110هجری است.87 پس هشام بن سالم که از هشام بن حکم به لحاظ سنی بزرگتر است باید قبل سال110هجری به دنیا آمده باشد.
ب. گزارش هشام بن سالم از مجلس مهمانی نزد امام صادق علیه السلام که او به سبب کم سن بودن از افراد حاضردر مجلس از خوردن استحیا میکرده است. این نشان از تفاوت سنی قابل توجه هشام بن سالم از افراد حاضر در آن مجلس است88. در میان شخصیتهای حاضر در مجلس مذکور فقط از عبدالله ابن ابی یعفور (وفات سنه الطاعون سال 131هجری) نام برده شده است. با توجه به سال وفات عبدالله بن ابی یعفور باید این مجلس قبل از سال 131هجری باشد و هشام بن سالم آن موقع در سنی بوده که در مجلس شیوخ از رجال و اصحاب خجالت می کشیده تا از طعام استفاده نماید.
ج. با بررسی سند روایات هشام بن سالم ما هیچ روایت بی واسطه از امام باقر یا امام سجاد علیهما السلام نیافتیم، می شود حدس زد هشام بن سالم
دوره امامت ایشان را درک نکرده یا در سنی نبوده که به حضور ایشان برسد.
با توجه به قراین مذکور سال ولادت هشام بن سالم حدود سال 100هجری است. بر خلاف علمای رجال متقدم که سال ولادت هشام بن سالم را بسیار پیشتر میدانند89 متاخرانی همچون محقق خویی در معجم رجال90 ومحقق سبحانی در طبقات الفقها 91و همچنین قرشی در حیات امام کاظم علیه السلام 92سال ولادت هشام بن سالم را دوران امامت امام باقر علیه السلام و اواخر قرن اول هجری یعنی حدود سال 100هجری دانسته اند.
وفات
سال وفات هشام بن سالم همانند بسیاری از بزرگان هم عصرش به خاطر اختناق شدید حاکم بر آن دوران و زندگی در حاشیه و اختفاء بر ما پوشیده است. اما می توان با استفاده از شواهدی زمان تقریبی وفات او را به دست آورد:
الف. حیات در دوران امامت امام کاظم علیه السلام و دوران حکومت مهدی عباسی؛ روایتی کشی ذیل عنوان هشام بن حکم نقل کرده است93 مبنی بر نهی امام کاظم علیه السلام از تکلم و مناظره94، بر اساس شواهد درون متنی، نهی در دوره حکومت مهدی عباسی (158-169)95 صادر شده است. در این روایت، امام کاظم علیه السلام به هشامین امر کردهاست تا از مناظره و بحث با دیگر جریانها و فِرَق دوری کنند؛ از اینرو باید هشام بن سالم در دوره حکومت مهدی عباسی زنده باشد تا مخاطب نهی امام قرار گیرد.96
ب. هشام بن سالم در نص بر امامت امام رضا علیه السلام روایتی از امام کاظم علیه السلام نقل نموده است با عبارت «نعی بذالک علی نفسه» مفهوم عبارت خبر دادن امام کاظم علیه السلام از شهادتش است. بدون تردید این روایت حکایت از زنده بودن هشام بن سالم در زمان صدور روایت، ایام قریب به شهادت امام کاظم علیه السلام (183ه) دارد. 97
ج. روایتی هشام بن سالم در مورد سیره امام رضا علیه السلام نقل کرده است با عبارت «کان یقول» که حاکی از استمراری بودن آن، در سیره امام رضا (ع) است، براین اساس باید هشام بن سالم مصاحبت با حضرت رضا علیه السلام داشته باشد تا بتواند سیره ایشان را گزارش دهد. در صورت صحیح بودن سند روایت، شاهدی جدی بر این که هشام بن سالم، امام رضا علیه السلام را درک کرده است. لکن نبود گزارشی ازحیات هشام بن سالم در این دوره تاریخی زنده بودن وی را با تردید مواجه میکند شاید او در آوان امامت امام رضا علیهالسلام از دنیا رفته است. 98
د. در بین شاگردان هشام بن سالم به نام هایی برخورد می کنیم که در کتاب های رجال از اصحاب امام رضا علیه السلام شمرده شدهاند. به عنوان نمونه حسن بن محبوب از اصحاب امام رضا و جواد علیهماالسلام است.99همچنین ابو جعفر احمد بن محمد بن عیسی اشعری که از هشام بن سالم حدود 49 روایت نقل کرده است 100 و آن چه در زندگانی احمد بن محمد بن عیسی قطعی میباشد او امام کاظم علیه السلام را درک نکرده است و امام رضا علیه السلام را ملاقات و از امام جواد و امام هادی علیهماالسلام روایت نقل کرده است101. با در نظرگرفتن تعداد روایتهای احمد اشعری از هشام بن سالم نمی توان احتمال داد سند همه روایات خدشه دار است پس باید هشام بن سالم دورهی آغازین حیات امام رضا علیه السلام را درک کرده باشد تا احتمال نقل احمد بن محمد بن عیسی اشعری از هشام بن سالم صحیح باشد.
با در نظر گرفتن شواهد مذکور هشام بن سالم شهادت امام موسی کاظم علیه السلام و همچنین ابتدای دوران امامت حضرت رضا علیه السلام را درک کرده است و بعد از سال 183 هجری وفات کرده است. محقق سبحانی در طبقات الفقها102و محقق شبستری در کتاب فائق103 سال وفات هشام بن سالم را قبل سال 183 هجری ذکر کرده اند ولی شاهدی بر مدعای خود نیاوردهاند. لکن شیخ علی نمازی با ما همیار است او در مستدرک رجال با ذکر روایتی که هشام بن سالم از امام رضا علیه السلام نقل کرده سال وفات او را بعد 183 دانسته است104.
سکونت
شرح حال نویسان هشام بن سالم را جوزجانی105 و غیرعرب و چگونگی انتقال او از شهر جوزجان به کوفه را اسارت در جنگ دانستهاند همچنین تصریح کردهاند هشام بن سالم در شهر کوفه سکونت داشته و گزارشی مبنی بر تغییر محل سکونت به شهر دیگر نیاوردهاند؛ به خلاف هم نامش هشام بن حکم که در پایان عمر از کوفه به بغداد تغییر سکونت داد.
با توجه به آنچه در بحث قبیله هشام بن سالم گذشت، معلوم میشود کسی که او به عنوان اسیر به کوفه منتقل شده، پدر یا جد هشام بن سالم است و اوست که از موالی بشر بن مروان حاکم شهر کوفه بوده است پس در نتیجه هشام بن سالم غیر از این که ساکن کوفه بوده زادگاهش هم شهر کوفه است106 و به احتمال قوی محل وفات او نیز شهرکوفه باشد. لکن چون در آن دوره، شیعه در سرکوب و اختناق به سر می برد و بدین خاطر شیعیان مخفیانه زندگی میکردند لذا پربیراه نیست احتمال بدهیم او به شهر دیگری نقل مکان کرده ولی این انتقال به علت مخفیانه بودن گزارش نشده است.
نکاتی در مورد شهرکوفه
در مورد شهر کوفه سخن بسیار است ولی آن چه در تحلیل تاریخ اندیشه تاثیر دارد به اختصار اشاره می شود و علاقهمندان به منابع مفصل در این زمینه مراجعه کنند107. کوفه دوران هشام بن سالم هر چند شهر نوپایی است که در دوران فتوحات اسلامی برای پشتیبانی از نیرویهای نظامی سنگ بنای آن گذاشته شد اما بزودی تبدیل به مرکز خلافت اسلامی و مهمترین شهر اسلامی از نظر علمی، فرهنگی و سیاسی شد.
کوفه چند ویژگی را دارا بود که باعث میشد کانون توجهات قرار گیرد: شهر کوفه به لحاظ جغرافیایی در محل اتصال سرزمین حجاز به دیگر مناطق اسلامی بود و هر فردی برای بجا آوردن حج و زیارت مرقد پیامبر صلی الله
علیه و آله و… می بایست از کوفه عبور کند و در آنجا توقفی داشته باشد و این باعث میشد کوفیان در تماس با اندیشهها و فرهنگهای دیگر سرزمینها باشد.
خصوصیت دیگر جوانی و پویایی جمعیتی شهر کوفه است چرا که ساکنان آن را جنگجویانی شکل دادند که اغلب قشر جوان بودند و این نیروها برای فتوحات به شهرها و کشورهای مختلف میرفتند و با افکار و فرهنگهای گونهگون آشنا می شدند و با خود به شهر کوفه به سوغات میآوردند.
ویژگی آخر ترکیب جمعیتی کوفه از قبایل مختلف عربی و همچنین گروه هایی که از سرزمین های فتح شده تحت عنوان موالی به کوفه نقل مکان کردند که برآیند این ترکیب جمعیتی، حضور گرایش های فکری، ادیان و فرق مختلف و محل گفتگو و تضارب اندیشهها و در نتیجه رشد و پویایی فرهنگ و دانش و سرآمدی کوفیان را باعث شد.
مسافرت‌ها
هشام بن سالم با توجه به شغلش «تولیدی کیسههای بزرگ وسپس فروش

Author: mitra4--javid

دیدگاهتان را بنویسید