تحقیق رایگان درباره بزرگسالان، نظام ارزش ها، قرن نوزدهم

بحران هویت می گویند(جوانی، 1386)
پیشینه تاریخی
معمولا مبدأ جعل مفهوم از خود بیگانگی را هگل114 ، فیلسوف معروف آلمانی می دانند. با وجود این، برای یافتن تاریخچه معنایی که در وادی این مفهوم قرار دارد باید بسی دورتر رفت و تاریخ اندیشه و دانش را از دوره های دورتر کاوید . به تعبیر دیگر، ازآن زمانی که تعبیر “انسان آرمانی ” در ذهن و زبان آدمی رویید و انسان برای رسیدن به زندگی ایده آل ، تفاوت و تمایز وضع موجود را با موقعیت ایده آل مجسم کرد، به حالت دورافتادگی و غربت واز “از خود به در شدن” رسید.
به اعتقاد هگل ، از خود باختگی نتیجه ناتوانی ما در فهم این نکته است که واقعیت عمیقاً با افکار انسانی مرتبط است . وی با رد این عقیده واقع گرایان که واقعیت از ذهن انسان مستقل است. چنین استدلال می کرد که در ” از خود بیگانگی” روح نسبت به خود بیرون پنداری دارد. این بیگانگی زمانی رخت برمی بندد که مردم به این خودآگاهی برسند که آنها موجوداتی متفکرند و واقعیت جنبه ای از این خود آگاهی است اینکه اساساً واقعیت “عینی” مثل فرهنگ و محیط انسانی ، افاضه های روح هستند.
هگل تأکید داشت که واقعیت را می توان از طریق جدل، که نظامی منطقی (تز115، آنتی تزوسنتز) دارد، درک کرد. این نظام تناقض های منطقی راازبین می برد درنهایت ، توافق بر سر مثال مطلق (=روح) حاصل می شود. زمانی که یک نفر به مقوله ای مثل طبیعت فکر می کند، مجبور است به ضد آن یعنی تاریخ نیز بیندیشد. با مطالعه درباره افزایش تنش میان طبیعت و تاریخ در هر دوره زمانی ، شخص متفک ر به دوره بعدی هدایت می شود.موقعیت طبیعی آنچه را که در تاریخ محقق می شود. شکل می دهد و فعالیت های انسانی که تاریخ را به وجود می آورد، اوضاع طبیعی را تغییر می دهد . سنتز اندیشه درباره طبیعت و تاریخ هر عصری سرآغاز عصری جدید است .
یکی از نکات تعجب آور این است که دو نهضت مهم دینی قرن نوزدهم در عقاید خود از هگل استفاده کرده اند ؛ مکتب لودویگ فوئریاخ و مکتب کارل مارکس، که هردو به نحوی موضوع از خود بیگانگی را مطرح نموده اند.
فوئریاخ116 شاگرد هگل بود، اما برخلاف او دیدگاهی کاملاً مادّی و ملحدانه داشت . او نظریه “ازخود بیگانگی ” هگل را اقتباس کرد و آن را بر اصل الوهیت و اعتقاد به خدا تطبیق نمود . فوئریاخ به خدا اعتقاد نداشت و اندیشه خدا و دین را زاییده طبیعت انسانی می دانست.
هستی همانا جوهر انسان است . لحظه حساس تاریخ هنگامی خواهد بود که انسان آگاه شود که تنها خدای انسان ، خود انسان است .
هگل تمام حقیقت را مظهری از روح مطلق می دانست ، اما فوئریاخ معتقد بود که این روح همان طبیعت است و طبیعت منشأ انسان . ازاین رو با شلایرماخر117 هم عقیده بود که اصل مهم دردین عبارت است از: احساس توکّل محض، امادر عین حال معتقد بود که آنچه انسان به آن اتکا دارد و خود را به آن متّکی می داند چیزی غیر از طبیعت نیست.
وی به جای آنکه همچون هگل ، آگاهی انسان را بازنمود خدا بداند براین باوربود که در انسان هیچ چیزی سوای خود انسان وجود ندارد آنچه خدا آگاهی نامیده شده است چیزی غیر از خود آگاهی انسان نیست . ازاینجا روشن می شود که الهیّات ، همان انسان شناسی است . ” علم خدا همان علم انسان است . به خود و وجودش ” فوئریاخ با این نظریه ، واقعیت جهان مادّی را مجدداً مورد تأیید قرارداد و انسان شناسی را عملی جامع شمردجوانی(1386).
در میان روانش÷ناسان ، اریکسون بر مفاهیم هویت (حس درونی این همانی که علی رغم تغییرات خارجی ، ثابت می ماند ) ، بحران هویت و آشفتگی هویت تأکید می نماید.
بحران هویت واژه ای است که به وسیله اریکسون برای توصیف عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد به کار رفته است .( نظر پور،1387)
شکل گیری هویت و بحران هویت
اریکسون (1959) زمانی که فرد نوجوان ، نتواند خود را به طور آگاهانه شناسایی کند و خویشتن را از سایر افراد متمایز سازد و از بر قراری ارتباط همراه با اعتماد و اطمینان با دیگران عاجز ماند، به بحران آشفتگی هویت دچار می شود. دراین حالت فرد در شرایطی از ابهام تنش ، گوشه گیری ، انزوا و سردرگمی در مفهوم خویش به سر می برد . در شرایط بحران هویت ، تضاد و کشمکش درونی فرد به کشمکش بیرونی با والدین و بزرگسالان منجر می شود. علاقه مندی و وابستگی به آنان و میل به استقلال و رهایی از تسلط بزرگسالان ،فرد را به رفتارهای ضدو نقیض و والدین را به مخالفت با نوجوان وادار می سازد.
در شرایط بحران هویت عوارضی بر فرد وارد می شود .1-اختلال دراحساس زمان و وقت عده ای از نوجوانان متوجه گذشت زمان نیستند و احساس می کنند وقت کافی برای انجام امور خود دارند . درحالیکه عده ای از گذر ایام رنج برد ه و احساس شدید نسبت به خویشتن که صورتی از خود نگری و خود محوری بیش از حد و افراط نوجوان است و افکار و رد رفتارهای مناسب و مطابق عرف ، منجر شده و با پرخاشگری رفتارهای بهنجار اجتماعی را زیر پا می گذارد . این حالت در نهایت به رفتارهای خلافکارانه و بزهکاری منجر می شود (احمدی ،1374 )
شکل گیری احساس هویت
شکل گیری احساس هویت، اعتماد مضاعف است به اینکه نحوه نگرش فرد به خود ، استمرار و پیوندی با گذشته او داشته و با ادراک دیگران از وی یکسان است . افرادی که دچار اغتشاش نقش هستند نمی دانند که چه کسی هستند و مطمئن نیستند که آیا تصوری که از خود دارند با ادراکی که دیگران ازآنها دارند هماهنگی دارد یا نه ؟ آنها از وضعیت فعلی و عواقب آینده آن نگران و مضطربند در خلال سال های آخر نوجوانی ، این کشمکش فرد با حس هویت می تواند به پیوستن و انواع گروهها منجر شود یا به اضطراب قابل توجهی درباره انتخاب حرفه بینجامد.( مارسیا،1966)
جدی ترین بحرانی که یک شخص باآن مواجه می شود، در خلال شکل گیری هویت رخ می دهد، این بحران بدان جهت جدی است که عدم موفقیت در رویارویی باآن ، پیامدهای بسیاری دارد. شخصی که فاقد یک هویت متشکل است در خلال زندگی بزرگسالی اش با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد. اریکسون خاطرنشان می سازد که برای هر فردی امکان دارد بحران هویت روی دهد و منحصر به دوره نوجوانی یا جوانی نیست . از نگاهی دیگر بحران هویت اینگونه تعریف شده است .”عدم موفقیت یک نوجوان در شکل دادن به هویت فردی خود، اعم ازاین که به علت تجارب نا مطلوب کودکی و یا شرایط نامساعد فعلی باشد، بحرانی ایجاد می کند که بحران هویت یا گم گشتگی نام دارد .
تأثیر بحران هویت بر نوجوانان
افراد دردوره نوجوانی اغلب سئوالاتی درباره هویت در ذهن خود مطرح می کنند و بعد در جست وجوی یافتن پاسخ های مناسب و منطقی هستند. یکی از علت های ایجاد سئوالاتی درباره هویت خود این است که نوجوان نمی داند کیست وچیست؟ نمی داند آیادرس بخواند یا نه ؟ چطور و کجا درس بخواند؟ ودریک کلمه هویت تحصیلی مشخص برای خود ندارد.
انگیزه چنین سئوالاتی دراین سن ناشی از تغییراتی است که درشناخت او به وجود می آید که کاری ضروری در راه کسب استقلال و شناخت هویت فردی خویش است و نوید دهنده بلوغ و شروع دوره ی نوجوانی است . نوجوان برای اینکه احساس هویت داشته باشد باید تداوم رادر طول زمان در خود مشاهده نماید. وی باید این یکپارچگی رادر خود احساس کند؛ یعنی با توجه به قراین موجود ، آنچه درآینده خواهد شد تداوم یافته همان چیزی است که در سال های طفولیت در وی شکل گرفته است (اریکسون) . نظر روان شناسان درباره تعریف بحران هویت چنین است که هرگاه فرد در یافتن هویت خویش دچار تردید و عدم قاطعیت شود دچار سردرگمی ، بی هدفی و یک نوع یأس و افسردگی می شود و در عین حال به یک تصور منفی از خود دچار می گردد که به بحران هویت معروف است . هویت عبارت از افتراق118 و تمییزی119 است که فرد بین خود و دیگران می گذارد . هویت یک سازه و ساختار روانی و اجتماعی است . نوجوان برای ساخت هویت خود با دو مسأله روبه رو است . مسأله اول سازگاری با تغییرات بدنی ، درونی و شناخت است و مسأله دوم نحوه برخورد با مجموعه ای از نظام های بیرونی و ارزشی است ( راهنما و عبدالملکی ، 1387 ) . در بحران هویت، نوجوان شدیداً دچار اضطراب وناراحتی ذهنی می شود و نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خود را هماهنگ سازد . از نظر روان شناسی دوره نوجوانی و جوانی دورانی است که درآن بحران هویت بر سازمان های روانی فرد غالب می شود . بنابراین ، نوجوان وجوانی که تشنه هویت خویش است به جست وجوی ارزش های گوناگون و گاه متضاد می رود و آنها را ارزشیابی می کند ودر پایان این دوره بحران، احساسی از هویت برای وی ایجاد می شود. هویت هر فرد ؛ فرایندی از هویت واقعی ، هویت آرمانی و هویت مورد انتظار است . هویت واقعی تصویری از خود است که نوجوان از خویشتن واقعی خود دارد . این تصویر از خود نیز تصوری است که عمدتاً به وسیله والدین و مربیان جهت دهی می شود . پیاژه اظهار می دارد : هنگامی که سازمان های روانی فرد تغییر می کند نوجوان به دلیل دست یابی به فکر انتزاعی از زوایای مختلف به موضوع می نگرد . هنگام بحران هویت، نوجوان غالباً در موارد زیر دچار شک وتردید می شود: اهداف بلند مدت ، انتخاب شغل برای آینده ، الگوهای رفاقت و انتخاب میل برای رقابت هدفمند ، رفتار و تمایلات جنسی ، تشخیص مذهبی ، نظام ارزش های اخلاقی تغییر گروهی و تعریف مجموعه ای از عناوین یاد شده ” دراین سن، نوجوان از خود بریده و در دنیای درونی خود غوطه ور می شود . دراین دوره از زندگی ؛ نوجوان حساسیت زیادی دارد. این بریدگی ودر خود فرورفتگی مشکلاتی چون بحران هویت دارد و علاوه براینکه انسان ها را به ابهام و سردرگمی می کشاند؛ مشکلاتی را هم ایجاد می کند . این مشکلات عبارتند از -بروز اختلاف زمان و بی دقتی درامور ، دراین صورت نوجوان احساس می کند که گذشت زمان اهمیتی ندارد و برای هر کاری بیش از حد کافی وقت دارد . برخی نیز احساس می کنند که همه امور به سرعت می گذرد و برای خود وقت کافی ندارند
-احساس شدید نسبت به خود ، فکر نوجوان دراین حالت همیشه مشغول خصوصیات بدنی، شغلی یا نقشی است که برعهده دارد و نمی تواند افکارش رادرتأکیدهای درونی خود آزاد سازد.
-تشکیل هویت منفی که نوجوان ارزش های خانوادگی، اجتماعی ،و تحصیلی را به تمسخر گرفته واز کنارآن رد می شود و به گونه ای عصبی و پرخاشگرانه به آن بی اعتنایی می کند و نوعی رفتار نامأنوس از خود بروز می دهد.
-نوجوان ادراک اجتماعی را به رکود و بن بست می کشاند . ناملایمات اقتصادی مسأله می شود که درهر صورت با بروز رفتارهای هیجانی ، انگیزه های پیشرفت مفید، تحت الشعاع قرار می گیرد (همان).
هویت وجنسیت120
نه تنها بلوغ جنسی یک نشانه برجسته انتقال از کودکی به بزرگسالی است بلکه نقش جنسی ، یک تاثیر نفوذ کننده ای بر همه جنبه های زندگی بزرگسالی دارد . با کار برد روشهای قدیمی ، دریافت شد که زنها کمتر از مردها احتمال دارد که با نزدیک شدن به بلوغ ونوجوانی به یک حس محکم و منسجمی از هویت دست یابند . در این مورد آرچر121 (1983) از تحقیقات خود نتیجه گرفت که در رشد کیفیت و پیشرفت حالات هویت زنان ومردان تفاوتی را نشان نمی دهد . آرچر (1985) د رتحقیق دیگری در یافت که زنها نسبت به مردان دیرتر به اهداف حرفه ای روشن ومنسجمی دست می یا بند . و این در حالی است که زنان بیش از مردان همسن خود احتمال دارد که با توجه به موارد و جریانات مربوط به تعدل نقش جنسی و خانوادگی به یک حس جری و یکپارچه از هویت متعهد و موفق نایل آیند .
آرچر (1989) د رتحقیقات بعدی خود به این نتایج دست یافت که زنان و مردان به جز د رحالات هویت زود شکل گرفته مردان جریان شکل گیری هویت مشابهی دارند در واقع مردانی که به عنوان زود شکل

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهاندرزنامه، فلسفه اخلاق، اوشنر دانا

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید