دانلود متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل

تکه هایی از این پایان نامه :

بسم الله الرحمن الرحيم

اين امان نامه ايست که عمر بنده خداوند، پيشواي مسلمانان به مردم ايليا داده است. به جان و مال و کليسا و مريض و سالم و همه از افراد آن امان مي دهند و اجازه نمي‌دهند که کليساي آنان را اشغال کنند و آنها را ويران سازند و چيزي از آنها کم کنند.

همچنين امان مي دهد که کسي با صليب و دارايي آنان کاري نداشته باشد و آنان در مسائل مذهبي آزاد باشند و به کسي آزار نرسد و ايشان هم احدي از يهوديان را در ايليا سکونت ندهد.[1]

از اين تاريخ، يعني سال 638 ميلادي تا پايان جنگ جهاني اول – به جز دوران به نسبت کوتاه سلطه محدود و ناتمام صليبي‌ها بر بيت المقدس و بخش هايي از فلسطين –يعني حدود 12 قرن، اين سرزمين تحت حاکميت حکومت هاي اسلامي باقي ماند. هزاران عرب تازه مسلمان شده به سرزمين آبا و اجدادي خود مهاجرت کرده و در فلسطين ساکن شدند. آنها اعراب کنعاني آنجا را به دين اسلام دعوت کرده، با آنها ازدواج نموده و به تدريج، زبان، آداب، اعتقادات و حتي معماري فلسطين را اسلامي کردند.

ممالک مصر آخرين بازمانده هاي ارتش از هم گسيخته صليبي ها را در سال 1291 مجبور به عقب‌نشيني و بازگشت به اروپا کردند. سپس ترک‌هاي عثماني در سال 1517 مماليک را شکست داده و نه تنها فلسطين، بلکه خود مصر را تحت حاکميت اسلام درآوردند. سلطان سليمان اداره بيت المقدس را به دست گرفت، نام شهر را به «قدس شريف» تغيير داد و ديوارهاي بزرگ آنجا را ساخت.

حاکميت عثماني‌ها بر فلسطين تا سال 1917 ادامه يافت. نکته حائز اهميت اين است که فلسطين در حالي تحت حاکميت عثماني‌ها قرار گرفت که طبق آمارهاي رسمي که در سال 1572 به مجلس شرعي قدس ارائه شد، در ولايت قدس فقط 115 يهودي زندگي مي‌کردند و اين رقم در سال 1688، از 150نفر تجاوز نکرد.[2]

2-5- تلاش‌ها و توطئه‌هاي مشترک يهودي‌ها و صليبي‌ها عليه جهان اسلام

اخراج تقريباً کامل يهوديان از بيت المقدس و سرزمين هاي اطراف آن و پراکنده شدن آنان در اقصي نقاط اروپا و بخش هايي از آسيا، هرگز به معناي پايان تمايلات و تلاش هاي آنان براي بازگشت به « ارض موعود » نبود. در حالي که وعده الهي بازگشت يهوديان به « ارض موعود» در زمان حضرت موسي (ع) تحقق يافته بود که به کيفر ناسپاسي ها و قدرناشناسي هاي نعمت هايي که خداوند به آنها عطا کرده بود، به کيفر برتري طلبي‌هاي نژادپرستانه‌اي  که موجب شده بود يهوديان خود را اولياي خدا و « قوم برگزيده » تلقي کنند و به کيفر سازش ناپذيري ها و ناسازگاري هاي اجتماعي که به نظر مي رسد جزء مهمي از خصلت‌هاي عمومي يهوديان باشد، از « ارض موعود » به طور تقريباً کامل رانده شده بودند.

اما به هر حال ميل به بازگشت به سرزمين مهم و تاريخي فلسطين در يهوديان و به ويژه رهبران مذهبي آنها، بسيار شديد بود. لذا همواره درصدد يافتن راه هايي جهت خارج کردن فلسطين از دست مسلمانان و بازگشت به اين سرزمين بودند.[3]

از سوي ديگر، صليبي‌ها هم خاطره تلخ شکست هاي خود از مسلمانان را در جنگ هايي که خود بر آنان تحميل کرده بودند، هرگز از ياد نبرده بودند به ويژه اينکه اروپايي ها اينک با پشت  سرگذاشتن دوران رنسانس و کسب موفقيت هاي علمي و صنعتي و توليد ثروت و قدرت، از انگيزه ها، استعدادها و آمادگي‌هاي بيشتري براي بسط و گسترش قلمرو نفوذ و قدرت خود در اقصي نقاط عالم به طور عام، بخش خاورميانه اي جهان اسلام به طور خاص، و فلسطين و بيت المقدس به طور اخص، برخوردار بودند.

بنابراين، يهوديان و اروپايي ها در مواجهه با جهان اسلام، داراي درد و احساس مشترک و هدف همسو بوده، درصدد گرفتن انتقام تلخکامي هاي خود از مسلمانان و جهان اسلام بودند. اين همسويي اولين بار در زمان ناپلئون بناپارت تجلي پيدا کرد. وي که هم خود سوداي حاکميت بر جهان را از طريق سلطه برمنطقه حساس خاورميانه در سر داشت و هم از جامعه ناپذيري‌ها و کارشکني‌هاي يهوديان در فرانسه به تنگ آمده و درصدد بود به گونه اي جامعه فرانسه را از شر آنان راحت نمايد، با شعار بازگشت يهوديان به سرزمين آبا و اجدادي، اعاده عظمت از دست رفته يهوديان و تشکيل مجدد مملکت کهن قدس، تصميم گرفت با انتقال يهوديان فرانسه و اروپا به فلسطين، هم آمال و آرزوهاي ديرينه آنان را برآورده سازد و هم از آنان در آنجا به عنوان پايگاهي جهت سلطه بر منطقه استراتژيک خاورميانه استفاه نمايد. هر چند اين نقشه ناپلئون، به ويژه پس از شکست وي در لشکرکشي از مصر به سوريه، مورد توجه يهوديان قرار نگرفت[4]. خود ناپلئون بعد ها در مورد اين نقشه خود گفته بود :

((به تحسين حالات و احوالات يهود پرداختم، بدون اينکه هيچ گونه ميلي به افزايش جمعيت آنها در کشورم داشته باشم. در عمل نيز کاري کردم که بي اعتنايي مرا درباره پست‌ترين ملت روي زمين ثابت کند)).[5]

از همان زمان، اين گونه همکاري هاي مشترک بين يهودياني که بعدها در قالب سازمان جهاني صهيونيسم سازمان و تشکيلات يافتند و قدرت هاي استعمارگر اروپايي به ويژه انگليس، فرانسه، روسيه و آلمان ادامه يافت.[6]در اين مدت يهوديان در جوامع اروپايي به ثروت هاي عظيمي دست يافته و به يک قدرت مالي موثر براي پيشبرد اهداف ديرينه خود، يعني بازگشت به صهيون[7]تبديل شدند. در اين ميان نقش و نفوذ بارون ادموند روتشيلد بزرگترين سرمايه دار يهودي انگليس و ديگر عوامل صهيونيسم در کابينه انگليس تعيين کننده بود. يهوديان علاوه بر مرکز مالي و سياسي، در محافل علمي، دانشگاهي و مطبوعاتي هم به عنوان ابزار حرکت هاي فرهنگي و افکارسازي، سلطه و نفوذ فراوانييافتند و بدين ترتيب، يک هماهنگي و همسويي کامل بين ارکان قدرت و ثروت در انگليس در ارتباط باسرزمين فلسطين به وجود آمد.

در دهه هاي پاياني قرن نوزدهم بود که درگوشه و کنار جهان، زمزمه هاي توطئه آميز پراکندگي و آوارگي قوم يهود در اقصي نقاط عالم، اوضاع حقارت آميز آنها در کشورهاي اروپايي به ويژه در روسيه، و لزوم بازگشت به پايتخت داود (ع) و تشکيل يک دولت مستقليهود در سرزمين فلسطين و قدس شريف بار ديگر قوت گرفت. براي اولين بار دکتر لئو پينسکر (1891-1821)، يکي از نظريه پردازان و بنيان‌گذاران جنبش صهيونيسم در سال 1882، با لحني که مظلوميت دروغين يهوديان را به ذهن تداعي مي کند، در رساله خود تحت عنوان « رهايي » نوشت :

« ما همچون ملل ديگر به حساب نمي آييم. ما هيچ رأيي بين ملت، حتي در امور مربوط به خود نداريم و سرزمين پدرانمان براي ما بيگانه است. هستي ما آوارگي است … آينده هيچ مسئوليت پستي را نيز براي ما تعيين و تضمين نمي کند … جهان،يهود را تحقير مي کند، زيرا دولتي را تشکيل نمي دهد. تنها راه حل اين مسأله، همانا تشکيل دولت يهود است تا مردم ما در وطن مخصوص به خود زندگي کنند.[8]

پينسکر رئيس گروهي بود به نام « عشاق صهيون » که در روسيه زندگي مي کرد و با همفکري برخي از انديشمندان و روشنفکران يهود نظير دکتر تئودورهرتزل، بنيانگذار دولت صهيونيستي اسرائيل، حييم و ايزمن، ديويدگورين و ديگران، خواستار بازگشت يهوديان به فلسطين و تشکيل يک کانون يهود بودند. جنبش « عشاق صهيون » همراه جنبش ديگري به نام « جنبش بيلو » در روسيه در قالب « سازمان صهيونيست »، طرح بازگشت يهوديان به فلسطين را مطرح و پيگيري کردند.[9]

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف تحقيق :

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی جایگاه ضمانت اجرای تخلف از انجام تعهد دررابطه میان طرفین عقد

به جهت مسائل منطقه اي و بين المللي و پايدار شدن صلح و امنيت در خاورميانه به نظر مي‌رسد که با عضويت فلسطين در سازمان ملل متحد اين امر مهم صورت پذيرد . اهداف اين پايان نامه اين است که آيا کشور فلسطين شرايط و معيارهاي لازم مندرج در کنوانسيون مونته ويدئو را که شامل جمعيت دائم سرزمين مشخص ،حکومت و اهليت ورود به روابط ديگر کشورها را دارد و اينکه فلسطين در شمول مواد 3 تا 6 منشور ملل متحد در جهت عضويت در سازمان ملل متحد قرار مي‌گيرد.

1-4- سوالات تحقيق :

1 ) فلسطين  شرايط کشور شدن در حقوق بين الملل را دارد؟

2 ) شناسايي کشور فلسطين از سوي 127کشور جهان مي تواند فلسطين را تبديل به کشور کند و يا براي کشور شدن فلسطين نياز به شناسايي تمام کشورهاي جامعه بين المللي داريم؟

3 ) فلسطين شرايط عضويت در سازمان ملل متحد را دارد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل  با فرمت ورد