دانلود متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد 

عنوان کامل پایان نامه :

شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل

تکه هایی از این پایان نامه :

نهادهاي فدرال:

کشور فدرال مانند کشور بسيط داراي قواي عاليه مملکتي، يعني قواي مقننه، مجريه و قضائيه        مي‌باشد. البته اين امر مانع از آن نيست تا هر يک از کشورهاي عضو خود نيز داراي چنين قوايي باشند.

قوه مقننه – در هر کشور فدرال، نظام دو مجلسي حاکم است. يکي مجلسي که از نمايندگان تمام ملت ترکيب يافته و ديگري مجلسي که از نمايندگان کشورهاي عضو تشکيل مي شود. در برخي از کشورهاي فدرال، نمايندگان کشورهاي عضو در مجلس دوم برابر هستند. ( مانند ايالات متحده آمريکا و سوئيس ) و در برخي ديگر نا برابر( مانند شوروي سابق و هند ).

قوه مجريه – عموماً در کشور فدرال، رئيس کشور، رئيس قوه مجريه نيز مي باشد. امور اجرايي فدرال با سازمان هاي خاصي که در پايتخت کشور فدرال مستقرند، بوده و بدين جهت پايتخت از حوزه صلاحيت کشورهاي عضو خارج است، مثلاً واشنگتن پايتخت ايالات متحده آمريکا، علي رغم اين که در ايالات کلمبيا قرار گرفته، ليکن اداره امور آن به هيچ وجه با مقامات آن ايالت نمي باشد.

قوه قضاييه – اصولاً قوه قضاييه به صورت فدرال اعمال نمي شود و هر يک از کشورهاي عضو خود داراي تشکيلات قضايي ويژه اي هستند. تنها سازمان قضايي فدرال، ديوان عالي فدرال است که وظيفه صيانت از قانون اساسي فدرال و تشخيص مطابقت قوانين اساسي و قوانين عادي کشورهاي عضو با قانون اساسي فدرال و نيز حل و فصل اختلافات ميان کشورهاي عضو را بر عهده دارد.

1-3-2-4 3 صلاحيت کشور فدرال و حقوق دولتهاي عضو:

صلاحيت کشور فدرال محدود به مواردي است که در قانون اساسي فدرال  پيش بيني شده است. بنابراين، مواردي که در صلاحيت کشور فدرال قرار نگرفته، در صلاحيت دولتهاي عضو مي‌باشد. دولتهاي عضو در امور داخلي خود تقريباً از يک خود مختاري کامل و صلاحيت اساسي برخوردارند و معمولاً کشورهاي فدرال فقط در زمينه هاي زير حق اعمال صلاحيت را دارا مي باشد :

اداره امور خارجي و بين المللي، اداره امور نظامي،  اقتصادي، مالي، گمرکي و پولي و بالاخره پست و تلگراف و تلفن. هر چند امروز حدود بيست کشور به صورت فدرال اداره مي شوند، ولي در جهان ايالات متحده آمريکا بنيانگذار نظام فدرال و اولين کشور فدرال شناخته مي شود.(قانون اساسي 1787) .

ساير کشور هاي فدرال عبارتند از :

قاره آمريکا : کانادا، مکزيک، برزيل، آرژانتين، ونزوئلا و کلمبيا

قاره اروپا : آلمان، سوئيس، اتريش و بلژيک

قاره آسيا : هند، برمه و مالزي

قاره آفريقا : کامرون، اوگاندا، نيجريه، تانزانيا، آفريقاي جنوبي و آفريقاي شمالي

اقيانوسيه : استراليا

1-4-  شناسايي کشورها :

پس از بررسي سه رکن کشور يعني سرزمين، جمعيت و حکومت مي خواهيم بدانيم آيا علاوه بر 3 رکن مادي مذکور آيا کيفيت يا وضعيت اعتباري خاصي نيز بايد به اين مجموعه حاکم باشد يا نه؟ مبحث شناسايي موضوعي است که در اينجا آن را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي دهيم . [1]

به عبارتي، پس از تحقيق سه عامل سرزمين، جمعيت و حکومت، حال بايد اين واقعيت انکار ناپذير مورد شناسايي قرار گيرد.[2]

1-4-1 مفهوم و ماهيت حقوق شناسايي :

در نظام بين المللي معاصر که بر برتري و تفوق حاکميت هاي کشوري پايه گذاري شده و محروم از ارکان عالي اجرايي است، شناسايي خصوصيت يک تأسيس (نهاد) اساسي را دارا است.

شناسايي روش و تشريفاتي است که به طور سنتي از قرن هيجدهم به بعد در روابط بين المللي معمول گرديده و آن به رسميت شناختن کشور نو بنياد توسط کشور هاي ديگر است که:

  • اعمال سياست استعمار زدايي از طرف کشور متروپل، مانند تأسيس اکثر کشورهاي قاره افريقا از جمله مراکش، الجزاير و غيره
  • ادغام و اتحاد دو کشور، مانند اتحاد مصر و سوريه از 1958 تا 1961 و تشکيل کشور متحده عرب
  • تجزيه قسمتي از سرزمين يک کشور، مانند ايجاد کشور بنگلادش
  • تجزيه يک کشور و ايجاد و يا چند کشور مستقل، مانند کره يا جمهوري مستقل شوروي سابق
  • تأسيس يک کشور توسط يک مقام يا مرجع بين المللي، مانند استقلال سرزمين هاي تحت قيموميت و يا وضعيت ديگر ازطرف سازمان بين المللي مانند تأسيس کشور « پائولا » در 1994
  • با الحاق دو يا چند کشور کوچک به يکديگر براي تأسيس يک کشور بزرگ، مانند تشکيل کشور ويتنام (مرکب از ويتنام شمالي و جنوبي )
  • طبق يک معاهده بين المللي، مانند تأسيس لهستان در 1919 يا قبرس 1959
  • به عبارت ديگر، هنگامي که کشور جديدي در صحنه بين المللي ظاهر گردد، يعني عوامل تشکيل‌دهنده آن جمع شود، ساير کشورها به منظور برقراري ارتباط با آن کشور، بايد آن را به رسميت شناسند و موجوديتش را تأييد کنند.
  • موسسه حقوق بين الملل در اجلاس بروکسل مورخ 1936، موضوع شناسايي را مورد بررسي قرار داد و آن را چنين تعريف کرد :
  • « شناسايي عملي است که به موجب آن دولت هاي موجود، وجود يک جامعه سياسي جديد و مستقل را که قادر به رعايت حقوق بين الملل است، در سرزمين معين تصديق و تأييد مي کنند و در نتيجه، اراده خود را داير بر شناسايي آن به عنوان عضو جامعه ي بين المللي اعلام مي دارند. »[3]
  • به طور کلي ضوابط عمومي براي شناسايي که شناسايي کننده مقيد به آن باشد وجود ندارد. شناسايي‌کننده بنابر آنچه منافع او اقتضا مي کند و براساس استقلال و حاکميت خود طرف مقابل را شناسايي مي‌کند و به خود حق مي دهد ترکيب جامعه بين الملل را تعيين کند. بنابراين شناسايي امري « سياسي » (وابسته به منافع شناسايي کننده ) در حقوق بين الملل باقي مانده است.
  • دولت شناسايي کننده به توسعه روابط خود در سطح بين الملل نياز دارد و براي ايجاد ارتباط به عمل شناسايي اقدام مي کند. کشور جديد را که واقعيتي انکار ناپذير است به رسميت مي شناسد. عمل او حقوقي به معناي واقعي کلمه نيست اما آثار حقوقي بسيار دارد.[4]

سوالي که مطرح است اين که : آيا شناسايي، به کشور جديد شخصيت بين المللي  مي‌بخشد يا فقط مويد آن است که کشور جديد چنين شخصيتي را قبلاً دارا بوده است؟ در اين مورد، دو نظريه مغاير وجود دارد، يکي نظريه تأسيسي يا ايجادي و ديگري نظريه اعلامي.

نظريه اي نيز جهت تعديل اين دو نظريه ارائه شده است که تحت عنوان دکترين لوترپاخت که آن را شرح خواهيم داد. مع الوصف در مورد شناسايي دولت دو نظريه ي مختلف وجود دارد.

الف – نظريه تأسيسي يا ايجادي             ب – نظريه اعلامي

نظريه تأسيسي را بيشتر طرفداران مکتب حقوق ارادي مطرح مي کنند و بر اين باورند که هيچ دولتي تأسيس نمي‌گردد مگر اينکه توسط دولتهاي موجود مورد شناسايي قرارگيرد و نظريه اعلامي عنوان مي‌د‌ارد که به محض تجميع عناصر لازمه، دولت موجوديت پيدا مي‌کند و نيازي به شناسايي آن توسط دولت‌هاي ديگر نيست.

رويه‌ي‌[5] دولت‌ها امروزه مبتي بر نظريه اعلامي بوده و موسسه حقوق بين الملل نيز اين نظريه را پذيرفته است.

مهمترين ايرادي که بر تئوري شناسايي تاسيسي و اعلامي است اينکه، مفهوم دولت را نسبي مي‌کند، يعني که عده‌اي مي‌گويند از نظر ما فلسطين دولت است و عده اي ديگر ميگويند فلسطين دولت نيست، عده‌اي معتقدند دولت فلسطين وجود خارجي ندارد و عده ي ديگر معتقدند که اين دولت ها سالهاست که وجود خارجي دارد و اين به معناي نسبي شدن مفهوم دولت است، حال اگر قائل به تئوري تأسيسي باشيم همين حالا فلسطين دولت است که حدود 121 کشور نيز فلسطين را مورد شناسايي قرار داده اند. اما اگر پايبند به تفکر اعلامي باشيم اين شناسايي منجر به تأسيس دولت فلسطين مي شود که در عالم واقع هم فلسطين وجود خارجي داشته باشد و در اصطلاح حقوقدانان اقتدار داشته باشد. که توافقات اسلو را مي توان اقتدارات حاکميتي فلسطيني‌ها محسوب نمود.

نظريه ديگري که در جهت تعديل دو نظريه مذکور ارائه شد، نظريه دکترين لوتر پاخت مي‌باشد، که تلاش‌هايي جهت تعديل نظريات ايجادي و اعلامي به گونه اي که با واقعيات بين المللي معاصر هماهنگي داشته باشد، صورت گرفته است. معروف ترين اين تلاشها، کوششي است که بوسيله « لوتر پاخت » انجام گرفت، به اعتقاد لوترپاخت، « هر گاه شرايط مقرر در حقوق بين‌الملل براي احراز وضعيت دولت محقق شود، دولت هاي موجود وظيفه دارند که آن را به رسميت بشناسند. اين امر به اين دليل است که با عدم وجود يک مرجع مرکزي در حقوق بين الملل جهت ارزيابي و اعطاي شخصيت حقوقي، اين دولت‌ها هستند که بايد اين وظيفه جامعه بين المللي و حقوق بين‌الملل را به انجام برسانند ».

اين عمل در عين حال هم اعلامي است، زيرا بر پايه حقوق معيني استوار است (يعني موجوديت، شرايط احراز وضعيت دولت را داراست) و هم ايجادي، زيرا به منزله پذيرش يک جامعه خاص به عنوان يک موجوديت برخوردار از همه ي حقوق و تعهدات ذاتي دولت بودن از سوي دولت شناسايي کننده       مي باشد. پيش از انجام عمل شناسايي، جامعه اي است که اميدوار است به عنوان دولت پذيرفته شود، تنها از حقوق و وظايفي که صريحاً اعلام شده، برخوردار خواهد بود.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف تحقيق :

به جهت مسائل منطقه اي و بين المللي و پايدار شدن صلح و امنيت در خاورميانه به نظر مي‌رسد که با عضويت فلسطين در سازمان ملل متحد اين امر مهم صورت پذيرد . اهداف اين پايان نامه اين است که آيا کشور فلسطين شرايط و معيارهاي لازم مندرج در کنوانسيون مونته ويدئو را که شامل جمعيت دائم سرزمين مشخص ،حکومت و اهليت ورود به روابط ديگر کشورها را دارد و اينکه فلسطين در شمول مواد 3 تا 6 منشور ملل متحد در جهت عضويت در سازمان ملل متحد قرار مي‌گيرد.

1-4- سوالات تحقيق :

1 ) فلسطين  شرايط کشور شدن در حقوق بين الملل را دارد؟

2 ) شناسايي کشور فلسطين از سوي 127کشور جهان مي تواند فلسطين را تبديل به کشور کند و يا براي کشور شدن فلسطين نياز به شناسايي تمام کشورهاي جامعه بين المللي داريم؟

3 ) فلسطين شرايط عضويت در سازمان ملل متحد را دارد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل  با فرمت ورد