دانلود متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

شیوه های جلوگیری از بی تابعیتی، طبق کنوانسیون های بین المللی

كليات

مجمع عمومي سازمان ملل متحد سه سال پس از تأسيس سازمان ملل متحد، اعلاميه جهاني حقوق بشر را در 10 دسامبر 1948 به تصويب رسانيد، روزيكه در سراسر جهان بعنوان روز بين المللي حقوق بشر شناخته مي شود.

اعلاميه جهاني حقوق بشر بهمراه 2 سند بين المللي ميثاق حقوق مدني و سياسي و ميثاق حقوق اقتصادي و اجتماعي مهم ترين اسناد بين المللي حقوق بشر را تشكيل مي دهند و اعلاميه جهاني حقوق بشر طبق تحقيقات بعمل آمده در سرتاسر جهان ركورد بيشترين ترجمه را در بين مكتوبات در طول تاريخ اختصاص داده است.

از آنجائيكه شناسايي جنسيت ذاتي كليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يكسان و انتقال ناپذير آنان، اساس آزادي، عدالت و صلح را در جهان تشكيل مي دهد و از آنجائيكه عدم شنايياسس و تحقير حقوق منجر به اعمال وحشيانه اي گرديده كه روح بشريت را به عضيان واداشته و ظهور دنياي كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد  و از ترس فارغ باشند و دول عضو معتقد شدند كه احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزديهاي اساسي را با همكاري سازمان ملل متحد تأمين كنند لذا مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني را آرمان مشتركي براي تمام و كليه ملل اعلام ميكند تا جميع افراد و همه اركان اجتماع، اين اعلاميه را دائماً در مدنظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه بوسيله تعليم و تربيت، احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها چه در ميان خود ملل عضو و چه در ميان مردم كشورهايي كه در قلمرو آنها مي باشد تأمين مي گردد.[1]

موارديكه در بالا ذكر شد مقداري از ديباچة اعلاميه جهاني حقوق بشر مي باشد ولي چيزي كه بطور كلي پيداست اين است كه اعلاميه جهاني حقوق بشر كنوانسيوني است كه در موارد آن تمام مسائل و موضوعات در خصوص حقوق بشر ذكر مي شود و مادة مورد بحث آن كه مربوط به موضوع ما مي شود در خصوص جلوگيري از بي تابعيتي مي باشد كه در مادة 15 اعلاميه جهاني حقوق بشر در 2 بند ذكر شده است و اين ماده به لحاظ كاركرد بين المللي در سطح بالايي قرار دارد بطوريكه در اكثر كنوانسيون هاي بين المللي كه تاكنون مورد بحث و بررسي قرار داديم از اين ماده از اعلاميه جهاني حقوق بشر استفاده شده است، مادة 15: الف: هر كس حق داشتن تابعيت دارد.                    ب: هيچكس را نمي توان بطور خودسرانه از تابعيتش محروم نمود يا از حق تغيير تابعيت جلوگيري نمود.

بخش دوم: تفسير بند الف مادة 15 اعلاميه جهاني حقوق بشر

بند اول:كليات: اگر بخواهيم توضيحي در خصوص اين ماده داشته باشيم بايد بگوييم در بند الف بايد روشهاي بررسي شود كه باعث كسب تابعيت از ابتدا مي شود و در 2 مورد معمولاً اين امر اتفاق مي افتد كه يكي از طريق سيستم خاك و ديگري از طريق سيستم خون مي باشد كه يك كودك از ابتدا داراي تابعيت خواهد شد ولي آنچه كه بنظر مي رسد منظور اين ماده اين است كه بايد خيلي دقيق تر اين بحث بررسي شود بطوريكه در خلال اين قوانين شخصي بدون تابعيت نماند وگرنه آنچه مشخص است كه هر كشوري يا از روش خون يا از روش خاك استفاده مي كند و باعث مي شود كه كودك در ابتداي تولد خود داراي تابعيت گردد ولي چنانچه كودكي در سرزميني متولد شود ولي پدر و مادر آتي معلوم نباشند در اينجاست كه كشورها بايد توجه به مادة 15 به اين كودك براساس قانون تابعيت خود را اعطا كند هر چند كه سيستم خاك براي اعطاي تابعيت داشته باشد.[2]

يا اگر چنانچه طفلي در كشوري بدنيا بيايد كه تابعيت از روش خون و آن هم فقط از طريق پدر قابل انتقال مي داند و پدر شخص كودك نامعلوم باشد ولي مادر طفل تابعيت آن كشور را داشته باشد بايد بر طبق تفسيري كه از مادة 15 اعلاميه مي كنيم اين كودك را داراي تابعيت آن كشور بدانيم و اين امر به اين دليل هم مي باشد كه از نظر دكترين حقوق بين المللي اجراي اعلاميه جهاني حقوق بشر براي كشورها الزامي يمب اشد و داراي اعتبار بين المللي بالايي مي باشد.

و اگر بخواهيم به طور كلي بگوئيم كه چنانچه شخصي در كشوري بدنيا بيايد و تحت عنوان هر ديللي بدون تابعيت بماند و تحت هيچ شرايطي نتواند تابعيت آن كشور را بدست آورد باز هم بايد ترتيبي در قوانين كشورها در اين خصوص اتخاذ شود كه اين شخص داراي تابعيت گردد و اين امر مطابق مادة 15 اعلاميه جهاني حقوق بشر مي باشد.[3]

در نهايت مي توان گفت كه اين بند از ماده مهم ترين بندي است كه تاكنون در خصوص جلوگيري و كاهش موارد بي تابعيتي وضع شده است زيرا بيش ترين موارد بي تابعيتي در موارد افراد از همان ابتدا بوجود مي آيد كه اجراي اين بند از ماده هيچ بي تابعيتي از ابتداي تولد بوجود نمي آيد و اين بشرطي است كه كشورها اين مورد را در قوانين خود بطوري رعايت كنند از بي تابعيتي جلوگيري نمايد.

بند دوم: تفسير بند «ب» اعلاميه جهاني حقوق بشر

و اما در خصوص بند «ب» اعلاميه كه مي گويد: «هيچكس را نمي توان بطور خودسرانه از تابعيتش و از تغيير تابعيت محروم نمود.»

اين بند از ماده 15 برخلاف بند «الف» در جايي مصداق دارد كه شخصي داراي تابعيت مي باشد ولي به دلايلي احتمال از دست دادن و محروم شدن از تابعيت وجود دارد، يا اينكه درصدد تغيير دادن تابعيتش وجود دارد در اينجا هست كه به بند «ب» مادة 15 اعلاميه جهاني وارد عمل مي شود و به كشورها اخطار مي دهد كه حق ندارند اتباع خود بصورت خودسرانه از تابعيت محروم يا مانع از تغيير تابعيت اتباع خود شوند.

اولين نكته اي كه در اين بند به چشم مي خورد اين است كه قانونگذار از كلمه خودسرانه استفاده كرده است و اين كلمه را اگر بخواهيم بصورت تحت اللقطي ترجمه بكنيم يعني اينكه كشورها بايد براي اخراج اتباع خود از مرجعي اجازه بگيرند و بعد از آنكه اجازه داده شد دست به اخراج افراد از تابعيت بزنند ولي همگي مي دانيم كه كشورها با توجه به اصل استقلالي كه دارند هرگز در شأن خود نمي دانند كه براي امور داخلي خود و مواردي كه مربوط به صلاحيت حاكميتي آنها مي باشد دست به گرفتن اجازه بزنند پس استفاده از اين واژه بنظر بنده امري اشتباه مي باشد كه البته شايد اين ناشي از ترجمه تحت اللقطي و برگردان نامناسب اين كلمه به فارسي باشد.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :شیوه های جلوگیری از بی تابعیتی، طبق کنوانسیون های بین المللی   با فرمت ورد

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه : بررسی حقوق وآزادی‌های فردی در تحقیقات مقدماتی