دانلود پایان نامه درباره اندرزنامه، اخلاق کار، اوشنر دانا

آیندهگرای بهدینان به شهروندی است. شهروندی نمونه در دوران آخرالزمان و سوشیانس روی خواهد داد. زمین? مهم دیگر وجود طبقات در جامعه است که باید بسیار مورد دقت قرار گیرد زیرا چنانکه میدانیم طبقات اصلی اساسی و مهم در دوران ساسانیان به شمار میآمده است و در اندرزنامهها لحاظ گردیده. بستر مهم دیگر، که در پرتو جامعه طبقاتی شکل خواهد گرفت، موضوع جبر و اختیار است. اندرزنامهها گاه برای حل فاصلههای طبقاتی از مسئله بخت نام میبرند که شاهدی بر جبر تاریخی و محیطی است و از این رو شهروند نیک باید آرمانش را در نجات روان بداند و نه بدست آوردن مزایای طبقات دیگر.
در سنت مزدیسنی، شهروندی و شهریاری دو موضوع به هم تنیدهاند. شهروندی خوب موجب حکمرانی شهریاری نیک است و شهریاری نیکو باعث رواج دین و در نتیجه نجات شهروندان. در نقط? مقابل هیچ چیز رنجآورتر از حکومت پادشاهان جور نیست.410 از همین جاست که متون زرتشتی و اندرزنامهها تلاش دارند تا مردم را به رعایت حق حاکمیت و قانون وادار نمایند:
من جزو آن دستهای هستم که پیرو قانون هستند نه از آنانی که نافرمانبردار و خلاف قانون عمل میکنند411
شهروندان باید مهان و نیکان را احترام کنند412 و نسبت آنان بی رحم نباشند،413 نسبت به آنان فرمانبردار و راستگفتار باشد،414 و به آرامش حاکمان فکر کنند.415 در گفتار میانهرو باشند زیرا خوبگفتاری برایشان بهتر است416 و نسبت به آنان مهربان و یگانه باشند.417 از آنان توقع بیجا نداشته و مزد عادلانه طلب کنند.418
یکی از ویژگیهای اخلاق فضیلتی توصیهگرایی است. اساساً توصیه در معنای اندرز نهفته است و اندرزها نه تنها توصیهگرند که خود مشوقی برای توصیهگرایی نیز به حساب میآیند. اخلاق زرتشتی هیچگاه از اهمیت جامعه غافل نبوده و بهدینان را به تلاش بیشتر برای ایجاد شهری نمونه ترغیب میکنند. شهروندان در این اخلاق باید خردمند باشد و بدنامی را بشناسند.419 چیزی که پی به خوبیاش بردند را انجام دهند،420 در شهر تباهی نکنند421 و دیگران را دشنام ندهند زیرا مردم او را خشمگین خواهند دانست و آنکه دشنام دهد، همواره تنها خواهد ماند.422 آنها باید کهتران را با خود برابر بدانند و آنانی که با او برابرند را برتر از خود شمارند و نسبت به آنان که از او برتراند، نرم دل و فروتن باشند423 و نسبت به دیگران احساس وظیفه نمایند، زیرا کسی را که به وظیفهاش در قبال دیگران بیاعتنا است، باید دزد به شمار آورد.424 درویشان، درویشی را گرامی بدارند و توانگران در مال خود فروتن و شرمگین باشند.425 مردمان هر روز در مقام محاسب? خود برآیند و هرگاه کام خود را با آن چیزی که به راستی در شهر به نیکی و بدی کردهاند را به داوری نهاده و نیکیها را ادامه داده و از بدی ها برگردند.426 بهدینان نباید نیکیهای خود را مخفی کنند زیرا مردمان دیگر نسبت به دلگرمی کمتری خواهند داشت.427 در اندرزها موارد زیادی هستند که در مقام برشمردن این خصلتها هستند. از جمله در اندرز اوشنر دانا آمده که:
هر که خردمندی آرزو کند به او بگوی عمیق فکر باش. هر که خلق خوب آرزو کند به او بگوی دلدرد (غمخوار مردمان) باش. هر که معروفیت خواهد به او بگوی با نیکان دوست باش. هر که دوست جان خواهد بود به او بگوی راد باش. هر که سود طلب کند به او بگوی راستگو باش. هر که گستاخی با جان (اعتماد به بقای نفس) خود خواهد کردن بگوی که همه کس را دوست بدار و بدخوی مباش. هر که میخواهد برهم نباشد (پریشان احوال) بگوی که علم خوب بیاموزد.428
یکی دیگر از حوزههای شهروندی رعایت حق ملّیت است. حقوق شهروندی برای ملیت اهمیت زیادی قائل است و دفاع از ملیّت یک کشور فریضهای است واجب بر دوش یک شهریار. اخلاق شهروندی نسبت به این موضع بی تفاوت نبوده و مسائلی پیرامون ملیت و جایگاه آن را بیان میدارد. در این راستا چگونگی حفظ ملّیت نیز هرچند امری مربوط به شهریار است؛ اما در اندرزنامهها نه تنها حفظ ملیت برای بهدینان امری مهم است، بلکه نسبت به پیروان دیگر ادیان نیز تأکید شده است. برای نمونه در اندرزی چنین آمده است:
با خویشاوندان، دوستان و حتی مردم خارج از دین مهردورجی نکنید، برای خاندان و پیوند خویش با اندیش? بد، گفتار بد و کردار بد، بیهوده مهردورجی را مکارید.429
4. اخلاق جنگ و صلح
امروزه نظریههای مختلفی درباره روایی و ناروایی اخلاقی جنگ وجود دارد. برخی آن را تحت هر شرایطی بد میدانند و برخی هم همانند نیچه کاملاً از آن دفاع میکنند. البته در این میان هستند کسانی که جنگ را تحت شرایطی مجاز میدانند و معتقدند که اهداف، سیاستها، ابزارها و روشهای جنگ مشخص کنند? اخلاقی بودن یا نبودن آنهاست. به بیان دیگر جنگ در سرشت خود نه کار درستی است و نه نادرست و این به ادل? آغاز جنگ، شیو? جنگیدن، شروط اخلاقی ورود به جنگ، نحو? نبرد و غیر آن باز میگردد. اگر جنگی برای احقاق حق عادلانه باشد، پس شروع به آن کاری درست است. اما اگر به قصد زیاده خواهی و تعدی و حق کشی باشد، ظالمانه و غیر اخلاقی است.430
نظریات هنجاری هر یک به گونهای خاص و از دریچ? دید خود موضوع جنگ را به نظاره مینشینند. نتیجهگرایان جنگی را اخلاقی میدانند که نتایج درست یا همراه با سود را در پی داشته باشد. در مقابل وظیفهگرایان معتقدند که جنگ ذاتاً یا درست است و یا نادرست و نتایج هیچ تأثیری بر اخلاقی بودن یا نبودن جنگ ندارد. در برابر این دو گروه، فضیلتگرایان نیز معتقدند جنگ را باید از منظر عامل آن دید. اگر این جنگ به رشد فضایل و از بین بردن رذائل کمک نماید، پس توجیهی اخلاقی دارد و در غیر این صورت نمیتوان آن را اخلاقی دانست.
برای فهم نظر اخلاق زرتشتی پیرامون جنگ باید نگاهی اعتقادی داشت. در دین زرتشتی جنگ دو مفهوم مینوی و گیتوی دارد. نبرد میان اورمزد و اهریمن، خیر و شر و … همگی بیانگر اندیشهای است که نبرد اهریمن را برخاسته از جهل و دُش آگاهی او میداند. در سطح عالم صغیر نیز همواره میان نیروهای مینوی اورمزد و اهریمن نبرد است. پس اساساً مفهوم جنگ در میان بهدینان امری کاملاً شناخته و معمول است. از سوی دیگر با نگاه به تاریخ و جغرافیای ایران در خواهیم یافت که ایران به سبب قرار گرفتن در میان غرب و شرق همواره در معرض هجوم بیگانگان قرار داشته و این موقعیت جغرافیایی، مسئل? جنگ در این مرز و بوم را بسیار پُررنگتر مینماید. پس تعجب نخواهد داشت که ایرانیان برای استراتژی دفاعی اهمیت زیادی قائل بودهاند.
در کتب زرتشتی بر موضوع صلح بسیار تأکید شده و فرمانروایی که خواهان صلح و سازش هستند همواره مورد ستایش قرار گرفتهاند.431 در این متون صلح نه تنها برای ایرانیان خوب دانسته شده بلکه برای دُرستان و راستان هفت اقلیم نیز آرزوی صلح گردیده است432 اندرزهای پهلوی نیز بر آشتی و صلح تأکید فراوان دارند و خوشی اهریمن را در دشمنی مردم با هم دانسته اند433 یا در جای دیگر آمده: چیزی که کردنش به است آشتی است و آنچه نکردن به، جنگ است434 و همچنین گفته شده که آشتی کردن بهتر است و نه جنگ کردن.435 با تمام اینها به نظر میآید که این دین همانند ادیان دیگر، خصوصاً ادیان ابراهیمی، آغازگری به جنگ را روا ندانسته، اما به هر حال آن را مورد تأیید قرار میدهد زیرا در زمان ناچاری، گریزی از جنگ نخواهد بود. در این شرایط اندرزها به کمک حل این مسئله آمده و سعی میکنند تا به جنگ مشروعیت اخلاقی دهند. به همین منظور سعی در ترسیم اصولی اخلاقی برای جنگاند. که از آنان میتوان به اصل خردورزی، سروریِ مهان، حفاظت از دین و جامعه، یاری ستمدیدگان و پابرهنگان و غیره یاد کرد.
یکی از ویژگی های بسیار مهم دین زرتشتی، در هم آمیختگی دین با دولت از ابتدای وجودش است. از همین رو زرتشت در گاهان بارها از حملههای بیگانگان شکایت کرده است. در اوستا از همکاری ایزد در پیکار با دروغ پرستان ستمکار سخن به میان آمده است که:
بر ضد کل? مردم دروغپرست ستمکار که سر بر افرازد (مغرور)، که پیکر پارسا نابود میکند، ای هوم زرین، سلاح بر زن، بر ضد گمراه کنند? (آشموغ) ناپاک تباه کنند? زندگی که گفتار این دین به یاد دارد (اما) در کردار نیاورد، که پیکر پارسا نابود میکند، ای هوم زرین، سلاح بر زن.436
در یشتها نیز بر موضوع جنگ و صلح اشاره رفته است. در دین یشت از صلح راهها به مقصدهای خوب میرسند و کوهها گذرگاهی نیک، از بیشه و رودها به راحتی میتوان گذر کرد.437 همچنین در سروش یشت نیز صلح دوستی ستایش گردیده و آن را موجب در هم شکستن ستیزها میدانند.438 اما با این حال از سروش خواسته میشود تا پناهی باشد در برابر تبهکار ناپاک، خشم ناپاک و لشگریانی که درفش خونین دارند.439
در متون اندرزی، اندرزهایی برای موضوع جنگ و صلح اعلام گردیده است. برخی موضوعات اخلاقی درباره جنگ که به صورت اشارهوار مورد تأکید قرار گرفتهاند به این شرحاند: در نبرد نباید کین را به منش راه داد و همواره سعی نمود تا برای کرفه کوشایی به خرج داد و نه دشمنی؛ زیرا دشمنان بر ضد شما برخواهند خواست، در حالی که کینه مشکلی را حل نخواهد کرد440 اما هرگز نباید از چنین سخنی حکم به تعطیل جنگ برداشت شود زیرا اندرزها توصیه میکنند که کینهتوزی را باید از جهان برد به گونهای که خللی به نابودکردن بدان و دشمنان وارد نشود.441 تدبیر در جنگ نیز یکی دیگر از موضوعاتی است که در اخلاق جنگ به آن اشارت رفته است. در اندرزها گفته شده که در نبرد بیشتر ترس و چاره اندیش باش تا از بار گران در امان باشی.442 در نبرد رقیب را باید شناخت و به نبرد دشمن احمق نباید رفت.443 در جنگ باید دوست و دشمن از یکدیگر تشخیص داده شوند زیرا تشخیص ندادن دوست از دشمن نشانهای بر نادانی است.444
ازدیگر اصولی که در جنگ باید به آن عمل نمود، اصل انصاف است و باید با بدی در حد خود مبارزه نمود: در اندرزها آمده است که با دشمن به انصاف ستیزه کن.445 حتی در مورد روز کارزار نیز آمده است که بهرام روز بهترین زمان برای نبرد است.446
پیش از این گفته شد که از منظر اخلاق اندرزنامهها صلح بهتر از جنگ است. اندرزنامه ها از آداب صلح نیز غافل نبوده و ما پیرامون صلح نیز اندرزهایی را مشاهده می کنیم. یکی از این موارد آن است که برای صلح و جلب نمودن دشمنان به آنان سودی را برسانند447 تا آنان نسبت به صلح دلگرم شوند. یکی دیگر از این اصول این است که هیچگاه نسبت به دشمن و دشمنی او غافل نشوند و سعی کنند تا آنجا که ممکن است با او دوستی ننمایند “دشمن کهن را دوست نو مگیر” یکی دیگر از اصول آن است که در صلح و به خاطر مصلحتاندیشی هیچگاه نباید مجیز دشمن را گفت “و دشمنان را به چاره (مصلحت اندیشی) نیک نگفتن”.448
5. اخلاق بهداشت تن و روان
اخلاق بهداشت تن و روان یکی دیگر از حوزههایی است که اخلاق کاربردی سعی در تبیین و توضیح آن دارد. این اخلاق تلاش دارد تا با پرداختن به اخلاقی که با زیست آدمی ارتباط دارد از یک سو و تمرکز بر چالشهای اخلاقی که به واسط? پیشرفت علوم پدید آمدهاند از سوی دیگر، راهکارهایی را ارائه دهد. در این نوشتار ما دو چارچوب را برای طرح موضوع اخلاق کاربردی اندرزنامه ها انتخاب نمودهایم چارچوب اول همراستایی اخلاق پزشکی و اخلاق بهداشت است و در چهارچوب دوم به اخلاق محیط زیست خواهیم پرداخت.
بسیاری از بقراط به عنوان کسی یاد می کنند که اولین اخلاقنامهها را در موضوع پزشکی از خود به یادگار گذاشته است. اما با این حال نباید از حوزههای پزشکی اکباتان و جندیشاپور در پیش از اسلام نیز غافل ماند. چه این که در آثار فارغ التحصیلان این مراکز علمی در بعد از اسلام میتوان آموزههای زرتشتی را به صورت فراوان به نظاره نشست. البته پژوهش در این باره و چگونگی فراگیری آنها، خود مجال و فرصتی دیگر را طلب خواهد نمود. به

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیقرن نوزدهم

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید