دانلود پایان نامه درباره اندرزنامه، انتخاب همسر، کار و کوشش

روشنتر میشود و اندیشه و گفتار و کردار و کردار [خویش را] نیکتر دارد و نسبت به زن و فرزند و همالان دوستتر و چربتر و شیرینتر شود و به هر کار نیک کوشاتر شود. و مرد بدگوهر چون مِی خورد، خویشتن را از اندازه بیشتر اندیشد و پندارد و با همالان نبرد کند و چیرگی نشان دهد و افسوس (مسخره) و استهزاء کند. و مردم نیک را تحقیر کند و به زن و فرزند و مزدور و بنده و پرستار خویش آزار رساند و میهمانی نیکان را بر هم زند و آشتی را ببرد و قهر آورد…469
2.5. اخلاق محیط زیست
اخلاق محیط زیست، باید و نباید، شایست و ناشایست و وظیفههایی است که انسان در برابر جهان پیرامون خود دارد. اساساً دین زرتشتی نسبت به چهار عنصر آب، آتش، خاک و هوا حساسیت ویژهای قائل است و برای هر یک از اینها ایزدی را در نظر گرفته است. ارتباط میان مینو و گیتی نوع نگاه این دین به طبیعت را روشن می سازد. در واقع موجودات گیتیگ برگرفته از واقعیت مینوی خود هستند.470 در یک مثال، زمین هیچگاه نباید به صورتی مجرد درک گردد. بلکه همواره باید برای آن ایزدی را تصور نمود. بنابر این نگاه، طبیعت مقدس است و باید از آن محافظت نمود. در اخلاق محیط زیست ما با چند پرسش اساسی مواجه هستیم مثلاً اینکه مقاصد اندرزنامهها نسبت به طبیعت و محیط زیست چیست و طرز تلقی اندرزنامهها نسبت به طبیعت را چگونه است؟ آیا میتوانیم اخلاق فضیلتی زرتشتی با ویژگی انسانمحوری را با طبیعت غیر خودش آشتی دهیم یا خیر؟ اساساً حیوانات چقدر مورد توجه یک انسان باید باشد؟ آیا به همان میزان که انسانها دارای اهمیت هستند، حیوانات نیز از اهمیت برخوردارند؟ آیا انسانها در برابر نسل آینده و طبیعت آنها مسئولیت دارند؟ آیا انسانها میتوانند از حیوانات بهره کشی نمایند یا مدل دیگری نظیر نگاه همزیستی باید تجویز گردد؟ اینها تنها نمونههایی از پرسشهایی است که باید پاسخ آنها را در اخلاق اندرزی یافت.
از آنجا که در اخلاق زیست محیطی، انسان در یک سوی ماجرا و جهان در سوی دیگر ماجرا است؛ پس برای پاسخ به این سوالات باز هم باید به سراغ انسان شناسی و جهان شناسی موجود در این اندرزها رفت. اما پیش از آن باید اشاره گردد که تصور زرتشتی از جهان و انسان درست برخلاف تصوری است که انسان مدرن از این دو دارد. در نظر انسان مدرن، آدمی خود را به مثابه یک موجود زمینی و بدون ارتباط با عالم بالا میبیند که هیچگونه مسئولیتی را در قبال خدا و مخلوقاتش ندارد. فرجام چنین نگاهی چیزی جز به کنار نهادن امر قدسی طبیعت نیست. معلول چنین سلطهای، مشکلاتی از قبیل رشد بیش از حد جمعیت، تراکم حیات شهری، استفاد? بیحد و حصر از منابع طبیعی، تخریب طبیعت و آسیب رساندن به محیط زندگی، رشد بیمارهای جسمی و روانی و مشکلات بسیار دیگر را پدید آورد.471
امروزه برخی معتقدند که بحران زیست محیطی موجود برآمده از تعالیم یهودی و مسیحی است. اینان به نوعی دین را عامل بحران زیست محیطی موجود میدانند. استناد ایشان به چنین حکمی آن است که ادیان مذکور انسان را برتر از هم? مخلوقات دیگر قلمداد کرده و طبیعت را در خدمت بشر دانستهاند.472 هرچند که انسانشناسی زرتشتی با این دیدگاه موافق است اما به هیچ رو نباید نگاه زرتشتی به طبیعت را از سنخ نگاه ادیان یهودی- مسیحی دانست و آنها را به یک چوب راند. این دیدگاه که ادیان یهودی – مسیحی عامل بحران موجودند، چه بر حق باشد یا نباشد، با موضوع آفرید? ویژه اورمزد تفاوت دارد؛ زیرا در اندیشه زرتشتی، انسانها با سایر موجودات خوب مانند گاو و الاغ و گوسفند، مأنوس است و اصلاً انسان به یاری طبیعت است که میتواند بر دشمن خود پیروز شوند.473 از همین رو میان انسان و طبیعت تعاملی کامل برقرار خواهدبود.
در اندرزنامهها همانند دیگر متون دینی زرتشتی، گیتی آفرید? اورمزد است پس دارای منشأیی خیر است و باید از آن محافظت نمود. در برابر نیز انسان آفریده خاص اورمزد است که جهان با کار و کوشش او به سامان خواهد رسید. انسان بر طبیعت برتری دارد اما جهان نیز از قداست برخوردار است. زمین را نباید آلوده کرد زیرا آرمئیتی مقدس از آن محافظت میکند. هوا، آتش و آب نیز دارای قداستاند پس انسان بهرهبردار نیست بلکه آبادگر است.
امروزه بسیاری بر این باورند که ارتباط با طبیعت سلامت جسمی و روانی را به همراه دارد و در حال حاضر این ارتباط نادیده گرفته شده است.474 در برابر اخلاق زرتشتی بر این باور است که انسان باید جهان را آباد سازد تا روانش را آباد شود. پس آسیب زدن به محیط زیست به معنی آسیب زدن به خود است. چنین انسانی قطعاً نسبت به زیاد شدن بهان احساس وظیفه دارد، چه آنهایی که هستند و چه آنانی که در آینده خواهند آمد. با این حال بخشی از محیط زیست اورمزدی و بخشی دیگر اهریمنی است. هدف عالی یک بهدین از بین بردن اهریمن است و مطابق آموزههای این دین، موجوداتی وجود دارند که میتوان روح اهریمنی را در آنها مشاهده کرد. پس باید آنان را از بین برد زیرا آنان مانعی برای آبادانی گیتی به حساب میآیند. بنابر دین زرتشتی خلقت اورمزدی شامل یک الگوی سه گان? گیاهی، حیوانی و انسانی است. اورمزد گیاه را الگوی نباتات و گاو یکتا آفریده را الگویی برای حیوانات و کیومرث را هم که نمودی از یک انسان کامل است، خلق می کند. وظیف? انسان نیز این است که تلاش کند هر کدام از اینها را به نمونه ایدهآل خود نزدیک نماید.
در متون اندرزی بر آبادسازی زمین بسیار تأکید شده است. زمینی شادتر است که گاوان و گوسفندان در آن خوابند و یا هنگامی که زمین کشت نشدهای کشت شده و آباد گردد. زمینی که لان? حیوانات موذی را از آنجا بَرکنند.475 در این متون آمده که برخی گناهان بسیار گراناند، همانند کشتن سگ آبی476 و بهدینان توصیه شدهاند برخی چیزها را محافظت کنند:
بر آب و آتش و گاو و گوسفند و سگ و سگ سانان گناه مکنید که راه شما به بهشت و گرودمان بسته نشود.477
نکت? دیگری که دانستن آن شاید بد نباشد، این است که ممکن است بر این گفته ایراد گرفته شود که اگر جهان ساخته اورمزد است و اهریمن آفرینش گیتیانه ندارد پس چه کسی خرفستران را جان داد. اندرزهای پهلوی به این مسئله پاسخ داده اند:
(اگر) پرسیده (شود) که چه کسی خرفستران را جان اندرکرد. گفته شود هرمزد. او بدین سبب کرد زیرا زمانی که اهریمن خرفستر را ساخت هجده پیمان به هرمزد درآیید که یا ایشان را جان اندر کن یا در غیر این صورت پیمان را مهر نکنم. و هرمزد برای این که در هنگام تن پسین مه دادستانی به شایستگی انجام پذیرد، خرفستر را جان اندر کرد. هنگامی که خرفستر همی زنند باید گفتن که زنم، کشم برای ترک گناه و دوستی کرف? روان. چون به آن آیین گوید چند زنش و ارزش آن خرفستر گناهی که آن مردم کردهاند از بن برود چند زنش آن خرفستر کرفه به بن بود.478
6. اخلاق خانواده
از نظر جامعه شناسی، خانواده کوچکترین نهاد جامعه است و روانشناسی، خانواده را محلی برای درون سازی و برون سازی میداند. تاریخ نیز خانواده را به عنوان کهنترین گروهی میداند که به اقتضای نیاز طبیعی، عاطفی و اجتماعی و شکل گرفته از بدو خلقت اوست. ادیان هم بر اهمیت خانواده صحه گذاشته و از آن دفاع نمودهاند. اصولاً جایگاه خانواده در اخلاق بسیار مهم است. برای هر کدام از اجزای خانواده وظیفهای اخلاقی ترسیم شده و به انجام آنها توصیه شده است. خانواده و حفظ نژاد یکی از اصول اساسی دین زرتشتی در دوران ساسانی به شمار میآمده است و بخشی از اخلاق اندرزی نیز مسائل خانه و خانواده را در بر دارد. از این رو به برخی از این سر فصلها اشارهای کوتاه می شود.
در بستر اندرزنامهها، خانواده نیک یعنی محلی پرورش سپاهیان اورمزدی؛ پس جای تعجب نخواهد داشت که موضوعات دینی به صورت بسیار پُر رنگی در خانواده خود را به نمایش گذارند.479 از این نگرش مردی که زن دارد بالاتر از مردی است که زن ندارد480 ازدواج در سنت مزدیسنی روان را از آتش دوزخ باز میدارد481 و ثواب آن قابل محاسبه نیست.482 در جایی دیگر از بهدینان خواسته شده است تا نسبت به همسرگزینی و فرزندخواهی دروند نباشند و نسبت به این کار که آن را پیوند فرشکرد مینامد جدی باشند.483
در اندرزها توصیه شده تا زنانی را به همسری برگزینند که جوان،484 فرزانه و شرمگین باشد485 و مردانی هم رخت شوهری بر تن کنند که زیرک و دانا باشد؛ زیرا آنان همانند زمینی حاصلخیزاند که وقتی تخمی در آن افکنده شود میوههای گوناگون از آن بدست آید.486 در هنگام انتخاب همسر اصالت نقشی اساسی دارد زیرا نیکنامی بیشتری را به همراه خواهد داشت.487 باید سعی نمود تا با مردم بد نام پیوند نکرد،488 اما دربار? خواستگاری و آداب آن باید گفت شرحی از چگونگی خواستگاری در پیمان کدخدایی آمده است.
برخی ادیان ازدواج با نزدیکان را مذمت نمودهاند اما دین زرتشتی بر مسئله ازواج با محارم یا آنچه که آن را خویدوده مینامد، تأکید بسیار دارد.489 جدای از چرایی و چگونگی چنین موضوعی باید گفت که در فضای اندرزها خویدوده، امری مهم و به عنوان بهترین عمل تلقی شده است.490 و اندرزها بیان داشتهاند که با کاهش آن تاریکی افزایش یافته و روشنی به محاق خواهد رفت. در اندرزها توصیه شده تا با خویشاوندان ازدواج کنند491 و کسی که ازدواج نزدیکان را برهم زند گناهی بزرگ را مرتکب گشته،492 زیرا دلیل آشفتگی ها و کینهورزیهای بسیاری که به آفریدههای اورمزد میرسد آن است که مردم دختر خویش را به غریبه دهند و برای پسران خود از غریبه زن بگیرند و با این کار دود? خود را تباه سازند.493
در اندرزنامهها خانواده اصلی بسیار اساسی است که نباید به هیچ روی آن را خدشه دار نمود. در اندرزها گفته شده است که برای خاندان و پیوند خویش با اندیشه بد، گفتار بد، کردار بد، بیهوده مهردروجی را مکارید.494 بدترین خویشاوند آن است که در هنگام تنگی به داد انسان نرسد.495 زن و فرزند باید بهرهای از فرهنگ برند تا مرد دچار رنج گران نگردد.496 بهترین چیز داشتن فرزندی پارسا است497 و فرزندان باید به والدین خود احترام کنند.498 پدر و مادر را نباید آزرد.499 زیرا آزار آنان موجب بدنامی تن و دروندی روان خواهد گردید. همچنین فرزند باید فرمانبردار پدر و مادر خود باشد زیرا کسی که فرمان پدر و مادر خود را نبرد، نباید فرزند دانست.500 پدر و مادر همچون شیران بیشهاند که با وجود آنها هیچ کس نمیتواند به فرزند آسیب زند اما او را که پدر و مادر نیست به زنی بیوه ماند که چیزی را به زور از او بگیرند و او نتواند کاری کند.501 در برابر پدر و مادر نیز وظایفی دارند. آنان باید پیش از پانزده سالگی به فرزندشان کرفه آموزی را تعلیم دهند. چنانچه فرزندشان آنها را آموخت و بکار برد، از آن کرفه نصیبی هم به پدر و مادر خواهد رسید و اگر قبل از پانزده سالگی به او چیزی نیاموزند هر گناهی که فرزند پس از پانزده سالگی کند، پدر و مادر نیز در آن سهم خواهند داشت.502
اما درباره رابط? زن و مرد باید گفت که زن باید به مرد عشق بورزد و مرد نیز عاشق زن خود باشد. این عشق منشأیی الهی دارد؛ زیرا سپندارمذ کفالت ازدواج مردی را که زن ندارد بر عهده دارد و زنی هم که ازدواج نکرده کفالت ازدواجش با اورمزد است.503 زن باید نیک خو باشد و همسر خود را نیازرد.504چنین زنی سزاوار دوستی است.505 همچنین زن باید به مرد احترام کند.506 در مورد ویژگیهای زنان نیک باید گفت زنی کدبانو است که این چند ویژگی در او باشد. شوهرداری، سورآرایی (مهمان نوازی)، دربانی و این که تن و جای خود را پاک نگه دارد و اگر این چند نشانه در او باشد روسپی است. جادوگری و بدگویی و دیو پرستی، روسپی گری و جدابستری و زنی که به پاکیزگی اهمیت نمیدهد507 زن نیک موجب رامش مرد است پس چنین زنی باید کدبانو، پرهیزگار و شوهر دوست باشد508 در

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعبستنی، چربی، تولید

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید