دانلود پایان نامه درباره اندرزنامه، بهداشت روان، عام و خاص

هر روی مراکز علمی قبل از اسلام در موضوع طبابت بیتفاوت نبودند و مرکزی چون جندیشاپور چند قرن بعد از اسلام نیز به حیات خود ادامه داده است. اخلاق سالاری دین مزدیسنی بیشک در چگونگی طبابت نیز وارد شده و در آن نظر می داده است.
یکی از ویژگیهای اندرنامهها تکیه بر موضوع تعادل میان انسان و جهان است. از همین رو اندرزها درصدد هستند تا وظایفی را که متوجه هر کدام از این دو میشوند را بازگو نمایند. در بعد انسانی اندرزها با موضوع تن و روان آدمی درگیرند و در بعد کیهانی نیز چگونگی تازش اهریمن بر جهان و وظیف? انسان نسبت به عالم طبیعت مورد همت قرار گرفته است. از این نقطه نظر اندرزنامهها میآموزانند که نه تنها باید به تعادل میان تن و روان اندیشید بلکه برای تعادل میان وجود آدمی و جهان نیز باید گام برداشت. از همین رو اخلاق زیستی زرتشتی را بر دو گونه میتوان دید اخلاقی که ناظر به وجود آدمی است و ما از آن به اخلاق پزشکی و بهداشتی نام میبریم و اخلاقی که موضوع رابط? انسان و طبیعت را در فرادید خود قرار داده که ما به آن اخلاق زیست محیطی خواهیم گفت.
1.5. اخلاق پزشکی و بهداشت
اخلاق پزشکی را باید از اخلاق بهداشت جدا نمود زیرا اولی فضیلتهایی است که باید از سوی یک پزشک رعایت گردد و دومی فضیلتهایی که باید به دست خود انسان انجام شود و پزشک بودن یا نبودن فرقی در آنها نخواهد داشت. از این رو ما سعی خواهیم نمود که برخی زوایای این دو بخش را مورد دقت قرار داده و موضع اخلاق اندرزنامه را در قبال آن آشکار سازیم.
1.1.5. اخلاق پزشکی
متون اندرزی در موضوع اخلاق پزشکی تقریباً خالی از منبعاند 449و از دل این متون دلالت مستقیمی را نمیتوان دربار? این موضوع یافت. تنها منبعی که در این باره یافت میشود بخشی در دینکرد سوم است که در آن به اخلاق پزشکی اشاراتی شده است. البته دراردیبهشت یشت، وندیداد450 و زادسپرم451 مطالبی پیرامون پزشکی آمده است اما با این حال ما برآنیم که میتوان از دل اندرزنامه ها اصولی را استخراج کرد که بتوان به تصویری هرچند کمی مبهم در این باره دست یافت.
یکی از این اصول آن است که هرچه نقص و نابودی در این عالم مشاهده میگردد، محصولی از اهریمن است و آن را باید به او منسوب دانست.452 یکی دیگر از اصولی که در این باره میتوان یافت آن است که انسان به واسط? اختیار خود بر جهان حاکمیت دارد. اگر نیروهای اهورایی بر جان آدمی غلبه کنند، او اهورایی است و به هر میزان که بر شمار چنین بهدینانی افزوده گردد، جهان به سمت سلامت پیش خواهد رفت. در برابر، اگر نیروهای اهریمنی در وجود کسی رخنه کنند، او ابزاری در دست اهریمن خواهد بود و نتیجه وجود چنین انسانهایی قطعاً به نابودی و تباهی عالم خواهد انجامید. حاکمیت انسان بر خود و طبیعت به واسطه خرد اوست؛ پس خرد را باید بزرگ داشت و مغتنم دانست. اصل دیگر حضور و وجود دو بخش روان و تن در وجود آدمی و برتری روان بر تن است. بهدین باید همواره از تن و روان خود محافظت نماید، ولی گاهی هم هست که انسان توانایی دفاع از هر دو را ندارد پس باید روان را نگهداشته و تن را بهلد. اصل دیگر تعریفی است که متون اندرزی از بهداشت روان ارائه می دهند. متون اندرزی به قدر توانایی و حوزه خود تعریفی معتدلانه از روان را ارائه خواهند داد.
در این متون بهداشت روان یعنی اعتدال میان هم? قوای آدمی. وجود تن و روان موجب گردیده تا حکمای باستان پزشکی را به پزشکی روان و پزشکی تن تقسیم نمایند. از دل چنین تفکری این اندیشه سر بر خواهد آورد که باید در بهداشت روانی ما به سراغ موضوعات ارزشی و مفاهیم خوب و بد و امثال اینها برویم و در بهداشت جسمی باید به توصیف بیماری دست زنیم. پس از این نظر، این دو حوزه کاملاً از یکدیگر متمایز خواهند بود. با در نظر داشتن چنین نگاهی اصل دیگری سر بر خواهد آورد که از آن به اصل تعامل یاد می کنیم. مطابق این اصل تن بر روان تأثیر گذار است و روان نیز بر تن. به عنوان نمونه ممکن است یک بیماری جسمی مولد بیماری روانی مثل خشم و یا زاویه نشینی گردد. یا یک بیماری روانی موجب یک بیماری جسمی همچون پرخوری یا ضعف جسمی شود. پس باید بیماریهای روانی و جسمی را در کنش و واکنش یکدیگر دید.
در دینکرد سوم پزشکی شامل پیشگیری و درمان می شده است و پزشکان به دو گروه مینوپزشکان و گیتی پزشکان تقسیم گردیدهاند. در واقع دین زرتشتی نسبت به روانپزشکی نیز بیتفادت نبوده و وجود روانپزشک را برای بهدینان توصیه مینموده است. مینو پزشکی عملی اهورایی است که در آن پزشک سعی دارد تا با آلودگی و نقصهایی که اهریمن به وجود آورده شناخت پیدا کرده و در وهله دوم با آنها مبارزه کند. این رشته از پزشکی با بهرهگیری از دعاهایی که در دین وجود دارد سعی
میکند که بیماریهای اهریمنانه را نابود ساخته و مردم را بند اهریمن آزاد سازد.
مینو پزشکی خود دو حوزه را در بر دارد که یکی حوز? عام است و شامل روان پزشکی هم? مردم است که بیش از هر چیز به ویرایش خیم و خوی انسانها توجه دارد. در این راه باید از سخن الهی، حاکمان، بزرگان دین و زرتشتوارترین دینداران یاری گرفت. دیگری روان پزشکی خاص است که از رهگذر رویگردان نمودن مردم از اندیشه، گفتار و کردار بد و متمایل نمودن آنان به اندیشه، گفتار و کردار نیک پدید میآید. در این راه، روانپزشک باید سعی کند تا خیم و خوی نیک را برابر آموزشهای دین بهی نهادینه سازد که نتیجه چنین عملی به اجرا آمدن دین بهی به زبان و رفتار است.
مطابق روایت دینکرد سوم در جهان کسی برازند? نام پزشک است که پاسبان همیشگی مردم از گناه و تن آنها از بیماری باشد و آنان را از گناه و بیماری برهاند. از همین رو چنین شخصی باید دارای برخی فضیلتهای اخلاقی باشد. او باید پاکیزه خیم باشد. از خرد ناب بهره ببرد. در اوج قلّه دینداری باشد. مینو بین باشد و از بدگمانی، خشم، آز و کامه پرستی رها باشد. بزرگ و آزاد، دادگستر و از شناخت وهومنانه بهره ببرد. در عرص? مدیریت او باید تیز فرمان باشد و در زمان شایسته به نیکان از روی سزاواری بخشش کند. او باید از چشم، دهان، زبان، گوش و نفس خود محافظت نموده و زمام آنها را در اختیار داشته باشد. او نمایانند? رستگاری به مردم است، در راستای وحدت میان دین و دولت گام بر میدارد و در آخر نیز سخنانش مستدل و محکم است. بهر? چنین انسانی راستی و درستی است که او را با اردیبهشت شریک میسازد.
اما گیتی پزشک کسی است که با کالبد مادی مردم سر و کار دارد. هرچند که مینوپزشک بر گیتی پزشک شرافت دارد اما هیچگاه از اهمیت گیتی پزشک غفلت نشده است. گیتی پزشک نیز همچون مینو پزشک به دو گروه عام و خاص تقسیم میگردد. گیتی پزشک عام، نگهبانی است که از تن مادی مردم در برابر اهریمن و پتیاره های او مواظبت مینماید و گیتی پزشکی خاص آن است به سراغ تک تک افراد بشر رفته و به مداوای آنان مشغول میگردد. ظاهراً تن پزشکی به چند دست? اهلایی درمانی، آتش درمانی، گیاه درمانی، کارد درمانی، نیشتر درمانی، و منتره درمانی تقسیم میشده که منتره درمانی بهترین نوع درمان بوده است.
گیتی پزشک نیز همانند مینوپزشک باید واجد برخی خصوصیات اخلاقی باشد. او باید پرهیزانند? سرشت نیکو باشد. دوستدار روان باشد و باریک بین. بسیار اهل مطالعه و حافظهاش قوی، در آزمایشگری پرکار و اندام شناس باشد. درمان بیماریها را بداند و از تغییرها با اطلاع، کار دیده و کار نیامیخته باشد. خدا ترس باشد و دوستی برای بیماران. صدایی گرم داشته باشد و رفتار خوارمنشانه از او سر نزند. شکیبا باشد و نیرنگ ها را به درستی به کار برد. فرهیخته، سبک دست، درمان فرما، شایست? خوشنامی و نه دوستدار نام و آوازه بلکه مردی آن جهانی باشد. او دشمن بیماری است و پرستار بیماران ناهشیار است. آزار نمی رساند و طبعی ملایم دارد. نیکی ای که نصیب او خواهد شد آن است که او نیز همکاری برای اردیبهشت خواهد گردید.453
2.1.5. اخلاق بهداشت
اخلاق بهداشتی در اندرنامهها بر اساس اصل میانهروی استوار است. انسان باید در خوردن و آشامیدن و شستوشو این اصل را رعایت کند. در اندرزنامهها بر موضوع پاکیزگی تأکید گشته و به بهدینان توصیه شده که پس از برخاستن از خواب و پیش از برآمدن خورشید دست و صورت خود را بشویند.454
مطابق اندرزهای پهلوی دارو یکی است و آن پیمان خورشی است.455 پیمان خورشی برای تن بهتر است و پیمان گویشی برای روان.456 بهدینان نباید به خورش حریص باشند.457 گوارش غذا برای تن بهتر است و گوارش خشم برای روان.458 خورش خوردن نیکی است و بیاندازه خوردن دشمن آن و بدی است.459 آدمی باید تلاش کند که بیاندازه خوری را از میان ببرد تا جایی که غذا و مردمداری نکاهد.460
پیمان خورش باشید (= در خوردن اعتدال را رعایت کنید) تا دیرپای (= دارای عمر طولانیتر) شوید. چه پیمان خورشی برای تن نیکو است و پیمان گویشی برای روان. و او که کم خواستهترین مرد است اگر دارای خیم معتدل باشد توانگر است. اندازه را نسبت به روان بیشتر رعایت کنید تا به روان. چه مردم شکم انبار (= کسی که شکم خود را به صورت انبار غذاهای گوناگون در می آورد) بیشتر آشفته مینو شود.461
در این اندرزها بر خوردن و نخوردن غذاها نیز اشاره رفته است مثلاً آمده است:
از خوردن گوشت گاوان و گوسپندان سخت پرهیز کنید، چه شما را در این جا و در آن جا آماری سخت بود. چه مردی که گوشت گاو و گوسپند خورده باشد دست اندر گناه دارد. گناه در آنچه اندیشد و گوید.462
در این اندرزها بر نخوردن غذای بیموقع نیز تأکید گشته و چنین عنوان شده که:
EN-?z EdoN kU xwarICN abE-gAh Ud a-paymAN N? xwArICN, c? xwarICN m?zag kam dANEd Ud xwad-?z wimar bawEd k? xwarICN abE-gAh Ud a-paymAN xwArEd.
این نیز چنین است که خورش بیگاه و بیپیمان مخور، زیرا مز? خورش را کمتر بداند و خود نیز بیمار شود کسی که خورش بیگاه و بیاندازه خورد.463
در جای دیگر سخن گفتن در ضمن غذاخوردن را مذموم دانسته و چنین می گوید:
در هنگام غذا خوردن سخن مگو تا از تو نسبت به خرداد و مرداد امشاسپند گناه گران سر نزند.464
همچنین از خوردن گوشت مردار نهی گردیده است زیرا:
اگر پرسیده [شود] که چرا گوشت مردار نخورند. گفته شود بدین سبب که دیوان در آن تباهی میکنند [و آن ] به زیان مردم تواند باشد. هرگاه مردمان [آن را] بخورند تباهی به تن مردمان برسد [آن گاه مردمان ] نسبت به تن و روان [و نیز به] امشاسپندان ناسپاس و پیمانشکن و گناهکار شوند465
یکی از فرائض تطهیر زرتشیان گرفتن مو و ناخن است. فضولات ناشی از بدن خواه خون باشد یا مدفوع و یا ناخن و موی چیده شده را هخر466 مینامند و تماس آنان با آب و آتش از نظر کیفیت و نوع گناه دستکمی از تماس نسا با این دو عنصر نیست.467 پس باید آن را بر پارچهای پیچیده و همراه با خواندن منترههایی در زمین دفن کرد. اندرزهایی در این راستا وجود دارد که گرفتن ناخن را در روز معینی توصیه نمودهاند. “در دی به آذر روز سر شوی و موی و ناخن گیر”.468 و این مطلب درچند روز دیگر نیز وارد شده است.
اصولاً اندرزها دربار? بایدها و نبایدهای زندگی آدمی است. بخشی از این اندرزها می تواند به خورد و خوراک و پوشاک اختصاص یابد. پس پر بیراه هم نیست که اندرزها نسبت به این موارد حساس بوده و نسبت به آن توصیهگری نمایند به عنوان نمونه در باره مِی خوردن آمده است:
… دربار? مِی پیداست که که گوهر نیک و بد به می آشکار تواند شد و نیکی مرد در خشم، و خرد مرد در شهوتِ بدی انگیز؛ چه هر که خشم بر او تازد و خویشتن را بتواند نگاه دارد در هر گوهرش پژوهش کردن لازم نیست. چه مرد نیک گوهر چون مِی خورد مانند جام زرین و سیمین است که هر چه بیشتر آن را بیفروزند (صیقل دهند) پاکتر و

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیناپایداری، گرانشی، مقیاس

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید