دانلود پایان نامه درباره اندرزنامه، روم باستان، اخلاق کار

بهر? ایزدان و ارزانیان (مستحقان) و نیکو کرداران و درویشان را ببخشد و تن را برای روان بسپارد (فدا کند) اینگونه حکمران نیک برابر ایزدان و امشاسپندان خوانده شده است.
و قدرت بد آن باشد که کسی داد و آیین و طریق? راست و درست را بر هم زند و ستم و دزدی و بیداد در کار دارد، چیز مینو را تباه کند و کار نیک را خوار دارد و مردم نیک کردار را از کردن کار نیک باز دارد و به آنان گزند برساند و هم? توجهاش به تن خویش و آرایش چیز گیتی و دارایی و احترام بدان و آسیب و سرزنش نیکان و نابودی درویشان باشد. اینگونه حکمران بد برابر اهرمن و دیوان خوانده شده است.406
ادار? کشور توسط شهریار مستلزم ارتباط و تعادل میان شش حوزه است که فقدان یا ضعف هرکدام از آنها در امر حکومت موجب آشفتگی میگردد. 1- شهریار 2- دین 3- آمرزش 4- زین ابزار 5- گنج (خزانه) 6- سپاه. زیرا چنانچه شهریار نباشد، دین بیرواج و زین ابزار ناکارآمد و بخشش بیاثر و خزانه تهی و بیپشتوانه و سپاه پراکنده میگردد. و اگر دین نباشد، فرمانهای پادشاه موجب بدبختی است و زین ابزار آسیب رسان، و آمرزش در ستیز با نیکان، خزانه دچار کمی و زیادی و سپاه به سبب نافرمانی به هم ریخته خواهد شد. اگر ابزار جنگی هم نباشد، شهریار در بیم حمله دشمنان خواهد بود؛ و بد دینان به دین حملهور خواهند شد و برادر دروغین آمرزش یعنی سستی به جای آمرزش خواهد نشست و خزانه بیپشتوانه و سپاه بیساز و برگ خواهد بود. اگر آمرزش و بخشودگی هم نباشد، شهریار پُر دشمن و دین نکوهیده و زین ابزار بیقدرت و خزانه بیاستفاده خواهد بود و سپاه نیز از تحت فرماندهی شاهی خارج خواهد شد. چنانچه خزانه نیز تهی باشد، شهریار تهی کیسه و دین نیازمند و ابزار آلات فرسوده و غیرقابل استفاده و بخشش بینتیجه و سپاه بیساز و نوا خواهد شد. و در آخر اگر سپاه در میان نباشد، شهریار بیفرمانبردار و دین بی پیرو و زین ابزار بدرد نخور و خزانه بیسود میگردد.407 برآید سخنان بالا آن است که تمام همت شهریار در عرص? حکمرانی باید به تعادل میان این شش موضوع بازگردد و گرنه شهریاری او آکنده از رنج و مصیبت خواهد بود.
دینکرد سوم ضمن برشمردن بیست و یک صفت اخلاقی، از لزوم آنها در شاه و تأثیرشان بر تودههای مردم سخن می گوید:
دربار? سود برترین هنر[های اخلاقی] اگر که در شهریار باشد برابر آموز? دین بهی.
درخشش هر کرفهای برخاسته از [درخشش] هنر[های نهادی/فضایل] است؛ و هنر[های نهادی] آن کرفه را [زمانی] درخشندهتر و برای جهان سودمندتر میگرداند، اگر که در شهریار یافت شود. [کارآیی و زیبایی هنرهایِ نهادیِ شهریار] به مانند چشمهگان آب برآمده از چکادِ کوهسارهاست که به گوارایی بر دشتهای زرگون فرو میریزد (rasEd) [به زیبایی] چونان آتشی است که [به رقص] از دوردستها میدرخشد: [چونان درخشش] فروغ ایزدی.در میان هم? هنرها[یِ نهادیِ شناخته شده] بیست و یکتای آنها هست که اگر در [شهریار] کشوربان یافت شود نیکیِ آنها بر تودگان بسی بیشتر خواهد رسید. [اکنون هنرهای نهادی بیست و یک گانه اگر که در شهریار گرد آیند:]
یکی این که شهریار خود را بر فرّهی [یزدانی] کشوربانان [پیشین استوار کند زیرا] از رهگذار استوارش شهریاری خود [بر فرّهی یزدانی کشوربانان پیشین] جهان به سامان میرسد. یکی دیگر خیم [و خوی] نیک است؛ زیرا از زور خیم [و خوی] نیکوی کشوربانان هر آن خیم [و خوی] تودگان نیز رو سوی نکویی خواهد کرد. یکی دیگر [گزینش] بهدینی است؛ زیرا از رهگذار [گزینش] هرآن بهدینی کشوربانان است که تودگان به دین نیک [گراینده] میشوند. یکی دیگر، نیکوخردی است؛ زیرا از رهگذار هر آن نیکوخردیِ کشوربانان است که رأی فرمایی درست بر بندگان و رأی پذیری (rAyENICNigih) است؛ زیرا از زورفرمایی (اقتدار) کشوربانان بیش از هر چیز نهاده بر رأی استوار است؛ و از زورفرمایی کشوربانان است که دشمنان سر فرو خواهند آورد و جهان [از آنان] پاییدهتر خواهد شد. یکی دیگر نیکخواهی است (hU-abarih) است؛ زیرا از رهگذار نیکخواهی کشوربانان بر بندگان است که مهر بندگان در کشوربانان و [در پی آن] فرمانپذیری بندگان در کار و فرمانهای شهریاران و درست روشی شهریاران در جهان و سود آفریدگان از آن [درست روشیها] خواهد بود. یکی دیگر مهرورزی است؛ زیرا از رهگذار مهرورزی شهریاران، دشمنان [به آمرزش] سردار سپاه (؟) دلگرم میشوند (wIsTAxwihENd) برزنیان ؟ (arzErig) به آمرزش [امیدوار می شوند] آشوب از گیهان، نااستواری (caNdag) از شهریاری، بیم از مردمان برداشته خواهد شد (؟). یکی دیگر بلند نظری (fraxmENICNih) است، زیرا از بلند نظری کشوربانان است که برترین سودها برای هم? آفریدگانی که اکنون هستند و آنانی که در آینده خواهند بود به انجام میرسد. (kUNihEd) یکی دیگر نیکبختخواهی (UrwAhm-AhaNgih) است زیرا به انگیزهی نیکبختخواهیِ کشوربانان است که برترین رستگاریها به زمانه در میپیوندد. یکی دیگر یادکرد همیشگی شهریاری نپاینده است؛ زیرا به سبب یادآوردِ [همیشگی] شاهنشاه به نپایندگی شهریاری است که کشوربانان دانا [بی] بهره بودن شهریاری نپاینده را در برابر از آنِ خویش کردن روان پاینده هرگز فراموش نخواهند کرد (a-moCICNih) [از آنِ خویش کردنیای که با] فراهم آوردن آبادانی فراخ، [یعنی] خرسندی همهگیر و سترگ بر جهانیان [زیر فرمان] شاهنشاه (oy dahIB?d) شدنی است. یکی دیگر برازش هنرها [های نهادی] است چه آن که از برازشِ هنرها[ی نهادی] از سوی شاهنشاه، هنرها[ی نهادی] تنابندگان آنی که پیداست درخشیدن خواهد گرفت و آنی که ناپیداست نیرو خواهد گرفت و سر به پیدایی خواهد گذارد و از رهگذر آن جهان ویراسته و پیراسته خواهد شد. یکی دیگر برملا کردن آهوان (ـِ نهادی) است زیرا از برملا کردن آهوان (ـِ نهادی، در گستر? فرمانروایی] شاهنشان، هر آن آهویِ [نهادی] میان مردمان، آنی که پیدای همگان است کاستی میگیرد؛ آن [آهویِ نهادی] که ناپیداست از زور میافتد و [راهِ تبهکاریاش] بسته میماند؛ و جهانِ مادی از آهوان [ ـِ نهادی] پاک گردانیده میشود. یکی دیگر همکاریِ کشوربانان و شهر نشینان، هر آن دست نایافتنی (؟)(a-xwAsTag) [شهریار،انجام] کارهای بزرگ همگان خواه را فرمان میدهد، میتواند شهری نو پی ریزد آبادانی را برای هم? جهانیان [به ارمغان آورد.] کارهای کشوری سود رسان [میشوند] آفریدگان فرهیخته میشوند [یا کمک کرده میشوند] و شهریاری نپاینده را پاینده کند؛ وز بهرِ نشان دادنِ (paydAg bud rAy) برتری خود بر دیگر شهریاران کشورها، میتوانند طرح کارهایِ بس بزرگِ کشوری ریزد (ArAsTaN) بخشش و دهش بر هم? آفریدگان فریض? او میشود. یکی دیگر، نیکو فرمانی (hU-framANih) است؛ زیرا سامانش کار جهان بنیاد شده بر داد است و داد زایید? نیکوفرمانیهای شهربانان است. یک دیگر، بازگشادن آبرومندان? (EwENagig) درگاهِ [خود بر کشوریان] و نشست کشوری برپاکردن است (مجلس شورا/ kICwarig NICasT kardaN) زیرا از رهگذار درگاهِ آبرومندانه و گشاد? شهریاران و فرمان نشست کشوری آنان، گناهگرایان را از گناه پشیمانها باشد و [راهِ ستم] ستمکامگان بر کسانی که آهنگ آبادانی دارند (AbAd-AhaNgAN xir) بسته خواهد ماند؛ ستم از ستمدیده جدایی گیرد؛ مردم شایست? [آزادی]به آزادی [خود]امیدوار میشوند؛ شایسته سالاری کارفرمایان برای انجامِ شایست? کارها [جایگزین میشود] درویشان پشتیبانی میشوند [این است] سودِ بزرگِ دستگاهِ شاهنشاهیِ شاهان بر جهانیان. یکی دیگر بخشندگی است؛ از آنجا که آب، پرورند? گیاهان است، به همانگونه بالیدنِ هم? آفریدههای گیتیایی، نهاده بر بخشندگیهای بیدریغ (گشاده دستی/frAx-rAdih ) شهریاران است. یکی دیگر؛ بستن راهِ آز است؛ زیرا ماندگاریِ [یاری هایِ] ستودگان آسمانی [ به زمینیان] تنها (xwad) بازبست? بستن راهِ آز است؛ [زیرا که از رهگذار] توانِ [هرچه بیشتر شهریاران در بستن راه آز، راهِ] آز تمامی درنگان جهان در خَستنِ جهان بسته خواهد ماند. یکی دیگر، باز داشتن بیم از خود [یا خویشان] و از تک تک جهانیان است؛ زیرا در [نهادمانِ] آکنده از بیم، پایشِ آفریدگان ناشدنی است. یکی دیگر، نواختن و [به خود] نزدیک کردن و برکشیدنِ نیکان است؛ زیرا از رهگذار عزل یا نصب نیکان به دست شاهنشاه، به زیر افتادن و تباهی هر بدی، شکوفایی و فرازینگی همه گونه نیکی [خواهد بود]. یکی دیگر کارفرمایِ نیکِ کار دیده [بر سرِ کارها] برگماردن است؛ زیرا به سبب بر[گماردن] کارفرمای نیک کاردیده بر جهانیان، تخصیص سزاواران? [بودجه] (sazAg-baxTArih) بهر? همگان میشود(؟) (paywaNdEd) [و از این رهگذر] آبادانی و نیکی سود برآمده از کشوربانان فراچنگ میآید (bawEd) . یکی دیگر دانایانه، تن در دادن به پرستش ایزدان است. زیرا از رهگذار تن در دادن دانایان? شهریار به پرستش یزدان، پرستش ژرفان? (از ژرفای جان/ EwagANagihA) جهانی
ان بر شاهنشاه و زورمندی شهریاری و رواج فرمانهای شهریار و رواج دادِ شهریارا بر جهان و سود برترینِ تنابندگان [خواهد بود].408
3. اخلاق شهروندی
هرچند اخلاق شهروندی واژهای جدید است اما ریش? این واژه را نیز میتوان تا گذشتههای دور پیدا نمود. این واژه در بستر فرهنگهای گوناگون معنای مختلف به خود میگیرد. پس جای تعجب نیست که هر کسی از ظن خود تعریفی از شهروندی ارائه داده است. با این حال مفهوم شهروندی، موضوعاتی درباره جایگاه انسان در مقام عضوی از یک جامعه را در بر دارد؛ به گونهای که به او در اداره اجتماع مسئولیت میدهد. اما چنان که گفتهاند اخلاق شهروندی شامل اصولی میشود که سبب رعایت حقوق فردی و اجتماعی و تکلیف نسبت به دیگران، پیروی از قوانین و مقررات اجتماعی، احساس مسئولیت نسبت به همنوعان، ترجیح منافع شخصی بر منافع فردی در همه صحنه های گوناگون را به همراه دارد. همچنین این اخلاق باعث ایجاد ملک? نفسانی و صفت پایدار در شهروندان نیز میگردد409
نکتهای که نباید از آن غافل بود، خلط میان حقوق شهروندی و اخلاق شهروندی است و متأسفانه در برخی از آثار، به جای آنکه به اخلاق شهروندی نظر گردد، دربار? حقوق شهروندی سخن به میان آمده است. به دیگر سخن اخلاق شهروندی به اخلاق مردمان یک شهر میپردازد، اما حقوق شهروندی نسبت به ایفای حق رعایا تمرکز دارد. اما پیرامون تاریخ شهروندی باید گفت که هرچند تاریخ شهروندی را میتوان تا زمان تشکیل حکومتها ردیابی نمود اما اولین نمونههای کلاسیک آن در غرب را در روم باستان میتوان مشاهده کرد. شهروندان روم به سبب تعلق به روم از حقوقی همچون حق رأی در مجالس یا خدمت در نظام برخوردار بودهاند که خود زمینهسازی برای اخلاق شهروندی بهشمار میآمده است. این تاریخ که همگنی شهروند و دولت را در بر داشته تا به امروز همین معنا را حفظ نموده است. اما آیا اندرزنامهها به گونهای از اخلاق شهروندی اشاره دارند یا خیر؟ و اگر چنین اخلاقی را در این اندرزها میتوان یافت چه ویژگیهایی را باید در آنها جستجو نمود؟ و اساساً شهروند نمونه در اندرزنامهها چه کسی است؟
در پاسخ به این سؤالها باید گفت که اخلاق شهروندی در نگاه حکیمان ایران باستان باید بر محور فضیلت باشد. در واقع اخلاق فضیلت، نقط? ممیزی در چگونگی اخلاق کاربردی این متون است. اما پیش از ورود به چگونگی این اخلاق باید بسترهای این اخلاق در اندیش? مزدیسنان مورد دقت و واکاوی قرار گیرد. یکی از این بسترها، دو ساحتی بودن جهان و انسان است. در این اندیشه انسان سرشتی الهی دارد و تنها موجودی است که شر به دست او از بین خواهد رفت. یکی دیگر از بسترها اصالت روان اوست. چنانچه انسانی شهروند خوب باشد، در واقع روان خود را نیکو گردانیده و در مجموع نیز شهر آرمانی شهری است که همگی نجات روان خویش را در پرتو احترام به دیگری میجویند. بستر سوم نگاه

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعمصرف کننده، مصرف کنندگان، ارزش افزوده

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید