دانلود متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل

تکه هایی از این پایان نامه :

ساکنان اوليه سرزمين فلسطين:

کنعاني‌هاي جزيره العرب، اولين ساکنان فلسطين در منابع مختلف تاريخي آمده است که سابقه تاريخي منطقه فعلي فلسطين به حدود سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح بر مي‌گردد. در آن تاريخ براي اولين بار قبايلي از کنعاني هاي جزيره العرب به اين سرزمين کوچ کرده و در آن جا ساکن شدند. باستان شناسان مي‌گويند :

((اسکلت‌ها و شکل‌هاي فسيل‌هاي برجاي مانده ا ز ساکنان حدود 50000 تا 20000 سال قبل در اين منطقه به خاندان و تبار سام و حام (فرزندان نوح پيامبر ) تعلق دارد. اين مطلب با شرح کتاب مقدس– شامل کتب عهد عتيق و جديد – که کنعانيان اولين ساکنان فلسطين بودن، کاملاً مطابقت دارد.

کنعان پسر حام و حام و سام و يافيت سه برادر بودند که بعد از طوفان نوح باقي مانده و همه‌ي افراد بشر از نسل آن ها هستند)).

بنابراين همان گونه که تاريخ به ما مي گويد، کنعاني‌هاي عرب اولين مردماني بودند که در اين سرزمين ساکن شدند و نام (( ارض کنعان)) را برآن نهادند.

در ميان قبايل مهاجر کنعاني، قبيله يبوس( بر وزن خموش ) که مهم‌ترين آن‌ها بودند، در محل بيت‌المقدس فعلي سکني گزيد و به همين دليل در تاريخ يکي از اسامي بيت المقدس به نام يبوس ثبت شده است. کنعانيان فرمانروايي داشتند به نام ملک صادق. از آنجا که اين حاکم دوستدار صلح، آرامش، آباداني و تمدن سازي بود، شهر يبوس به احترام وي، به تدريج نام اورسالم، يعني شهر سالم يا شهر صلح و آرامش به خود گرفت. [1]در کتاب عهد عتيق  يهوديان آمده است که اورسالم يا يورشالم همان يبوس است و اضافه مي‌کند :

((آن مرد روانه شد و به مقابل يبوس رسيد و کنيزش همراه وي بود و چون نزد يبوس رسيدند، غلام به ارباب خود گفت به اين شهر يبوسيان برگشته، شب را به سر بريم. آقايش وي را بگفت به شهري که احدي از بين اسرائيل در آن نباشد، برنمي گرديم)).[2]

پس از ورود کنعاني ها به سرزمين فلسطين فعلي، اقوام ديگري هم به تدريج راهي اين سرزمين شدند. آموريان، حتيان، حويان، فلسطي‌ها و … اقوامي هستند که پيش ازعبراني‌ها در اين سرزمين سکونت داشتند. يهوديان خود را از نژاد عبراني به حساب آورده و عبراني ها هم خود را از اولاد حضرت ابراهيم(ع) مي‌دانند. از ميان اقوامي که پيش از عبراني ها در فلسطين زندگي مي کردند، قوم فلسطين از اهميت و ويژگي‌هاي خاصي برخوردار بود، و به همين دليل، ارض کنعان به فلسطين تغيير نام داد.[3]

2-1- سابقه حضور عبراني‌ها در فلسطين:

و اما سابقه حضور عبراني ها در فلسطين حداکثر به 1800  سال قبل از ميلاد مسيح، يعني حدود 12 قرن پس از حضور کنعانيان عرب تبار در فلسطين بر مي گردد. در آن تاريخ گروهي از قبايل عبراني به رهبري حضرت  ابراهيم ( ع ) از شهر (( آور )) و يا(( شوش )) فعلي، مرکز کلداني هاي عراق، به ارض کنعان مهاجرت کردند. در اين جا بود که خداوند حضرت اسحاق را به ابراهيم داد و از اسحاق حضرت يعقوب به دنيا آمد که به (( اسرائيل )) ملقب شد. به همين جهت قوم يهود ( خود را بني اسرائيل ) مي نامند و در همين جا لازم است که اضافه کنيم که اسماعيل، فرزند ديگر حضرت ابراهيم است که جد پدري اعراب مي باشد. به عبارت ديگر، همان قدر که فرزندان اسرائيل خود را منتسب به حضرت ابراهيم (ع) مي‌دانند، به همان اندازه هم اعراب فلسطين به آن حضرت منتسب هستند. بنابراين وعده هايي که به اعتقاد يهوديان، خداوند در عهد عتيق به حضرت ابراهيم (ع) در مورد واگذاري سرزمين فلسطين به ذريه آن حضرت داده است، اعراب فلسطين را هم شامل مي شود و هيچ حق انحصاري براي بني اسرائيل ايجاد نمي‌کند. [4]

به هر حال، حضرت ابراهيم (ع) وقتي وارد فلسطين شد، اورسالم را به عنوان محل اقامت خود انتخاب کرد، و باز به همين دليل  نام عبري اين شهر ((يورشاليم))، (( اورشاليم)) و يا (( اورشليم )) است. پس از مدتي حضرت ابراهيم به دستور خداوند قربانگاه و مکان مقدسي در اين شهر ايجاد کرد و آن را ((بيت الله)) نام نهاد و به حکم همين قداست بود که مسلمانان پس از ورود مسالمت آميز به آن در سال 15 هجري نام (( بيت المقدس )) را بر آن نهادند.[5]

بدين ترتيب عبراني ها همچون ساير اقوام مهاجر و بدون آنکه هيچ گونه حاکميتي بر فلسطين ايجاد کنند، در اين سرزمين ساکن شدند. تا اينکه به دنبال يک دوره طولاني خشکسالي در فلسطين و با فراخوان يوسف، فرزند يعقوب، که در پي حوادثي در مصر به مقام رياست رسيده بود، فلسطين را ترک کرده بود و به مصر مهاجرت کردند. در اين جا بود که جمعيت بني اسرائيل رو به افزايش نهاد. اما اين قوم در دوران پادشاهي رمسس دوم (فرعون) در مصر، به مدت چند دهه تحت تعقيب، آزار و فشار بيش از حد قرار گرفت.

در سال 1207 قبل از ميلاد، حضرت موسي (ع) ، که به تازگي از سوي خداوند براي هدايت بني اسرائيل مأمور شده بود، تصميم گرفت آنها را به « ارض موعود » بازگرداند. اما بني اسرائيل از فرمان او سرپيچي کرده و در پي اين نافرماني به مدت 40 سال در بيابانهاي فلسطين سرگردان ماندند.[6]

بعد از مرگ موسي ( ع ) يوشع بن نون، سردار يهودي، رهبري بني اسرائيل را به دست گرفت آنها را به ساحل اردن و سپس به اريحا در فلسطين هدايت کرد. تا اينکه در سال 1230 قبل از ميلاد به پشت ديوارهاي اورسالم رسيدند. مردم اين شهر که از نظر نظامي برتر بوده و نيز از غارتگري ها و مظالم بني‌اسرائيل در شهرهاي ديگر فلسطين با خبر شده بودند، به شدت مقاومت کرده و هرگز شهر را تسليم نکردند.

2-2- حاکميت اسرائيل در فلسطين :

در سال 1000 قبل از ميلاد، حضرت داوود، توانست اورسالم را تصرف کرده، حکومت بني اسرائيل را در آنجا تأسيس نمايد. بعد از داوود، فرزندش حضرت سليمان رهبري بني اسرائيل را در دست گرفت و کار بناي پرستشگاه بزرگي را که پدرش داوود، به فرمان خداوند، در محل فعلي مسجد الاقصي آغاز کرده بود و به بناي هيکل سليمان معروف است، به پايان برد. يهوديان معتقدند که مسجد الاقصي بر روي معبد هيکل سليمان بنا شده است.

پس از فوت حضرت سليمان در 927 قبل از ميلاد، قلمرو پادشاهي اش دستخوش تفرقه و تجزيه و خود فلسطين به دو بخش متخاصم شمال و جنوب تبديل گرديد. از ميان قبايل دوازده‌گانه يهود، قبايل يهودا، فرزند يعقوب، و بنجامين، پادشاهي يهودا را در جنوب فلسطين و ده قبيله ديگر، پادشاهي اسرائيل را در شمال شکل دادند. اين دو قلمرو پادشاهي به مدت دويست سال به جدال و دشمني با يکديگر ادامه دادند و هر يک به اندازه‌اي ضعيف شدند که هيچ کدام به تنهايي قادر به تداوم و حفظ استقلال خود نبودند.

در سال 722 قبل از ميلاد، آشوريان کل پادشاهي اسرائيل را ويران کرده و تمامي ده قبيله آن را به اسارت بردند. با اين اقدام، بخشي از عبراني ها که معروف به بني اسرائيل بودند، به طور کامل از صحنه فلسطين محو شدند. قلمرو پادشاهي يهودا در شمال فلسطين هم در سال 586 قبل از ميلاد، مورد تاخت و تاز کلداني‌هاي بابل ، به رهبري بخت النصر يا نبوکد، قرار گرفت.بخت النصر اورشليم را منهدم کرده، يهوديان را به اسارت بابل برد و بدين ترتيب، به حاکميت ورود 400 ساله يهوديان بر فلسطين و اورشليم پايان داده شد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف تحقيق :

مطلب مشابه :  رقابتی، رقابت، موقعیتی، بنگاه، رقبای،

به جهت مسائل منطقه اي و بين المللي و پايدار شدن صلح و امنيت در خاورميانه به نظر مي‌رسد که با عضويت فلسطين در سازمان ملل متحد اين امر مهم صورت پذيرد . اهداف اين پايان نامه اين است که آيا کشور فلسطين شرايط و معيارهاي لازم مندرج در کنوانسيون مونته ويدئو را که شامل جمعيت دائم سرزمين مشخص ،حکومت و اهليت ورود به روابط ديگر کشورها را دارد و اينکه فلسطين در شمول مواد 3 تا 6 منشور ملل متحد در جهت عضويت در سازمان ملل متحد قرار مي‌گيرد.

1-4- سوالات تحقيق :

1 ) فلسطين  شرايط کشور شدن در حقوق بين الملل را دارد؟

2 ) شناسايي کشور فلسطين از سوي 127کشور جهان مي تواند فلسطين را تبديل به کشور کند و يا براي کشور شدن فلسطين نياز به شناسايي تمام کشورهاي جامعه بين المللي داريم؟

3 ) فلسطين شرايط عضويت در سازمان ملل متحد را دارد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل  با فرمت ورد