دانلود پایان نامه : مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در حقوق کیفری ایران

 دانلود متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در فقه امامیه و  حقوق کیفری ایران

حکمت یابی تأثیر جنسیت در قصاص

دیدگاهها و رویکردها:

«پاره اى احكام حقوقى با ظواهر قرآن مخالف است و من به عنوان يك مسلمان بايد فتاواى فقها را با قرآن بسنجم و اگر موافق بود بپذيرم. مثل ارث نبردن زن از عرصه، و خون بهاى زنان كه نصف مردان است و به نظر مى رسد مناط آن، آيات مربوط به ارث و شهادت زنان باشد كه آن آيات هم توجيه دارد و مخصوص به زمان پيامبر است كه زن ارزش اقتصادى نداشته است.[1]»

همان گونه كه در اين سخن مشاهده مى شود، سخن از قرآن و عقل بشرى غير متخصّص است و اصلا سخنى از سنّت (قول، فعل و تقرير معصومان(عليهم السلام)) نيست. گويا به نظر وى منابع فقهى تنها قرآن و عقلِ عامه مردم است كه هر كسى با عقل خويش به قرآن رجوع كند و يافته هاى خويش را به حساب حكم الهى بگذارد. همچنين با توجه به اين سخن، اجتهاد امرى غير ضرورى و حتى زايد است; زيرا فتاواى صادره نيز در كارگاه عقل افراد (كه مقلّدند و نه مجتهد) و با عرضه بر قرآن، مورد قبول يا رد واقع مى شوند!

در پاسخ به اين سخن، و نيز روشن شدن مسئله، توجه به مطالب ذيل ضرورى است:

اسلام همواره انسان ها را به تعقّل، تفكّر و تعمق در مسائل دينى دعوت كرده، تقليد كوركورانه را مذموم مى داند.
قرآن كريم در آيات فراوانى، عدم تفكّر و تعقّل در مسائل را بر برخى از انسان هاى كوته فكر خرده گرفته و در جاى جاى اين كتاب آسمانى شريف، با تعبيراتى نظير «لا يعقلون، لا يشعرون، لا يتفكرون و…»، عدم تعقّل و تفكّر و به كار نگرفتن قوه شعور را مورد ملامت قرار داده است. اما اين بدان معنا نيست كه انسان ها بتوانند تمام مسائل را با عقل خويش دريابند.

اساساً احكامى كه صادر مى شوند بر دو گونه اند: الف) بعضى از آن ها عقل گريزند (مافوق عقل اند); ب) بعضى ديگر در فراخور درك عقلى اند (مساوى عقل اند.)

آيت اللّه جوادى آملى، در باب عقل مى نويسد: «عقل باطنى كه از گزند مغالطه و آسيب تخيل مصون است، به منزله رسول باطنى خداوند است كه همانند متن نقلى، از منابع مستقل معرفت دينى و مصادر فتاوى شرعى به شمار مى آيد و از اعتبار اصيل وحجيت ذاتى برخوردار است. چنين عقلى با اصول و علوم متعارفه و براهين ناب خود، بنيان مرصوص عقايد اصيل مانند اصل وجود مبدأ هستى، وحدت و ساير صفات عليا و اسماى حسناى مبدأ، ضرورت وحى و رسالت، ضرورت معاد و ساير مسائل كلامى متقن را تأسيس مى كند و در اين تأسيس و تثبيت نيز استوار است. بر اين اساس، عقل برهانى در همه مراحل استنباط از قرآن و سنّت به عنوان حجتى الهى حضورى مؤثّر دارد…[2]»

 قرآن كريم، «تبيان كل شىء» است و بايد بيان هر چيزى را از آن درخواست نمود.

حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: «هذا القرآن انّما هو خطٌّ مستورٌ بين الدفَّتين لا ينطق بلسان و لا بد له من ترجُمان و انما ينطق عنه الرِّجال..[3].».اين قرآن، خطى است نوشته شده كه ميان دو جلد پنهان است. زبان ندارد تا سخن بگويد و نيازمند به كسى است كه آن را ترجمه كند و همانا فقط رجال مى توانند از آن سخن بگويند….

اما اينكه منظور از «الرجال» چه كسانى هستند، در جايى ديگر، مصداق آن را تعيين كرده اند: «ذلكُ القرآنُ فَاستَنْطِقُوه و لن ينطقُ، و لكن أُخبركم عنه …»; از قرآن بخواهيد تا سخن بگويد، كه هرگز سخن نمى گويد، اما من شما را از معارف آن خبر مى دهم … .

بلكه راه ورود به قرآن تنها از طريق اهل بيت(عليهم السلام)است; زيرا آنان ترجمان واقعى قرآنند
«تفكر غالب و حاكم بر جوامع امروزى كه در اسناد بين المللى، بخصوص اسناد حقوق بشرى مثل منشور ملل متحد، اعلاميه جهانى حقوق بشر، ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى، كنوانسيون محو هر نوع تبعيض عليه زنان، كنوانسيون حقوق كودك و اسنادى از اين قبيل منعكس است; رعايت تساوى بين زن و مرد و عدم تبعيض و تفاوت بر اساس جنس مى باشد. به موجب اين طرز تفكر، نبايد مقرراتى وضع و احكامى مقرر و اجرا گردد كه نشان دهنده نوعى امتياز و برترنگرى مرد نسبت به زن باشد… مهم اين است كه در وضع احكام و تكاليف و حقوق و مسئوليت ها نبايد به چيزى ديگر جز تفاوت طبيعى موجود بين زن و مرد توجه كرد و هر حكمى كه مبنايش پايين تر دانستن ارزش انسانى زن نسبت به مرد باشد بايد ملغى گردد ….» [4]پاسخ اين سخن امر روشنى است; زيرا بحث اختلاف احكام و تفاوت هاى زن و مرد به معناى تفاوت ارزشى زن و مرد نيست، بلكه تفاوت هاى ظاهرى و طبيعى مسلّماً تفاوت هايى را در انجام تكاليف نيز در پى دارد. مثلا، زن به خاطر ساختار طبيعى كه دارد در ايامى از ماه و به طور متوسط نزديك به سه ماه از سال، از انجام برخى تكاليف و وظايف دينى معاف بوده، حتى در بعضى موارد (مانند نماز) از بجا آوردن قضاى آن نيز معاف شده است. حال آيا اين تفاوت زن و مرد در انجام تكاليف و وظايف دينى به معناى پايين بودن ارزش زن است؟!بديهى است كه اين معافيت و تفاوت وى با مردان در انجام تكاليف به معناى كم ارزش بودن زن نسبت به مرد نيست، بلكه شرع مقدّس در پى تفاوت هاى جسمى و طبيعى كه بين زن و مرد وجود دارد تفاوت هايى را در انجام تكاليف نيز قايل شده است.

نكته ديگر اينكه از سويى، تاريخ صدور احكام اسلام و از جمله ديه و قصاص به قدمت دين مبين اسلام و در برخى موارد حتى به قدمت تاريخ خلقت بشر است; يعنى زمانى كه نه سازمان هاى بين المللى وجود داشتند و نه كنوانسيون هاى مختلف تا تحت تأثير اين مجامع و سازمان ها واقع شود.

«با آنكه ظاهراً قانون گذار در مورد قتل عمد از ديدگاه برابر، مجازات قاتل را مشخص كرده است و قاتل را اعم از آنكه خون مردى را ريخته باشد يا جان زنى را گرفته باشد، محكوم به قصاص نموده است، اما شرطى كه قصاص مستلزم انجام آن شده است مى تواند در عمل مانع قصاص گردد; زيرا در بيشتر موارد قصاص مرد قاتل كه زنى را كشته عملا به تعويق مى افتد و خاك سرد زمان، اولياى دم را از اصرار بر قصاص كه با پرداخت پول قابل توجهى ملازمه دارد، باز مى دارد. بدين سان، مى توان نتيجه گرفت كه قانون گذار با يك تير دو نشان زده است. از يك سو، قيمت جان زن را نصف جان مرد قرار داده است كه به تنهايى نابرابرى در حقوق اولياى دم يعنى زيان ديدگان از وقوع جرم را در بر دارد، از ديگر سو، قصاص را موكول به پرداخت يك دوم ديه مرد به قاتل نموده است كه اين شرط هم به طور غير مستقيم از شدت و قوت مجازات قصاص مى كاهد و عملا نابرابرى در تحمل مجازات را نسبت به مردى كه به عمد زنى را كشته است روا مى دارد…

تحلیل ها و ارزیا بی ها:

1-در اسلام ارزش واقعى انسان ها به بهاى بدنى آنان نيست تا با برخورد با چنين احكامى تصور شود كه ارزش زن كمتر در نظر گرفته شده است يا ارزش مرد بيشتر است، بلكه در اسلام ارزش واقعى انسان (فارغ از رنگ، جنس، زبان، نژاد و مانند آن)، ايمان به خدا، عمل صالح، تقوا، انسانيت، نايل شدن به مراتب والاى قرب الهى و… است. بنابراين، بهاى انسان را در تفاوت زن و مرد در ديه و قصاص نبايد جستجو كرد; زيرا اين تفاوت ها به معناى قيمت نهادن به شخص و شخصيت زن يا مرد نيست.

  1. در مواردى كه مردى در برابر زنى قصاص مى شود با پرداخت نيمى از ديه قاتل به خانواده او، خسارتى كه در اثر عدم حضور وى متوجه خانواده مى شود جبران مى گردد. و اين بدان دليل است كه غالباً وظيفه اداره خانواده بر عهده مردان است.

3-ممكن است بعضى ايراد كنند كه در آيات قصاص دستور داده شده كه نبايد مرد به خاطر قتل زن مورد قصاص قرار گيرد، مگر خون مرد از خون زن رنگين تر است؟ چرا مرد جنايتكار به خاطر كشتن زن و ريختن خون ناحق از انسان هايى كه بيش از نصف جمعيت روى زمين را تشكيل مى دهند قصاص نشود؟! در پاسخ بايد گفت: مفهوم آيه 178 بقره اين نيست كه مرد نبايد در برابر زن قصاص شود، بلكه همان گونه كه در فقه اسلام مشروحاً بيان شده، اولياى زن مقتول مى توانند مرد جنايتكار را به قصاص برسانند به شرط آنكه نصف مبلغ ديه را بپردازند. به عبارت ديگر، منظور از عدم قصاص مرد در برابر قتل زن، قصاص بدون قيد و شرط است ولى با پرداخت نصف ديه، كشتن او جايز است[5].

 ديه جنبه مجازات دارد كه طرف حواسش را جمع كند و ديگر از اين اشتباهات نكند و هم جبران خسارت اقتصادى است. يعنى مردى يا زنى از اين خانواده از ميان رفته است، جاى او خالى است و اين خلأ، خسارت اقتصادى به آن خانواده وارد مى كند. براى پر كردن اين خسارت اقتصادى ديه داده مى شود[6].

لذا اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ در مورد قصاص مرد رعايت حقوق همه افراد را كرده و از اين خلأ اقتصادى و ضربه نابخشودنى، كه به يك خانواده مى خورد جلوگيرى نموده است[7].

رسيدگى به امور قضايى امرى است كه براى صدور حكم و اجراى آن نيازمند زمان مى باشد. و گذشت زمان به ويژه در پرونده اى مانند قتل هيچ تأثيرى در اراده و خواست اولياى دم ندارد. گاهى اتفاق افتاده است كه اگرچه قاتل و مقتول هر دو مرد يا زن بوده اند، اما متهم تا رسيدگى كامل به پرونده و صدور حكم، سال هاى متمادى در زندان به سر برده است و پس از اثبات جرم، حكم به اجرا گذاشته شده و قاتل به درخواست اولياى دم، قصاص شده است. بنابراين هيچ گاه خاك سرد زمان موجب نمى شود كه اولياى دم، مقتول را فراموش نمايند و از حق خويش بگذرند و فرصتى براى قاتل پيش بيايد. همچنين مراجع قضايى هرگز چنين اهدافى را دنبال نمى كنند .

سوالات یا اهداف پایان نامه :

هدف از تحقیق:

هدف از انتخاب موضوع تحت عنوان بررسی تطبیقی تاثیر جنسیت در میزان دیه و قصاص در فقه شیعه و حقوق کیفری ایران یافتن پاسخ پرسشهایی در این زمینه در جامعه با توجه به اهمیت حضور و زیبندگی خلقت بشری چه مرد و چه زن و تاکید قران کریم مبنی بر عدم تبعیض آفرینش آنان با توجه به اینکه ملاک برتری و فضیلت هر یک در تقوای الهی است،لیکن چرا در نظام فقهی و به تبع ان در نظام حقوقی ایران تفاوتهایی از جهات برخورداری از جایگاه دیه و قصاص محسوس می باشد . لذا با طرح پرسشهایی در این زمینه و یافتن پاسخهایی موجه با رعایت انصاف و پرهیز از پیش داوری آنچه را که فقهاو منابع منتسب بدانان پرداخته اند،جمع آوری و در این پایان نامه و تحقیق گرد آوری شده تا شاید مفید فایده گردد و امید است فعالیت آیندگان به تکامل قصور این تحقیق مدد بخشند که موجب امتنان خواهد بود.

د ) پرسشهای تحقیق:

1-آیا حکمتهای معرفی شده در مقام توجیه تفاوتهای زن و مرد در دیه و قصاص قابل دفاع می باشد؟

2-آیا حکم به تصنیف دیه زن نسبت به مرد از احکام تعبدی و لایتغیر است یا اینکه با توجه به مقتضیات زمان می توان احکام دیگری صادر نمود؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در فقه امامیه و  حقوق کیفری ایران   با فرمت ورد

مطلب مشابه :  مقایسه مذاکره توزیعی و تلفیقی

Author: 92