طبیعی در فضاهای داخلی، امکان عبور نور از داخل دیوارها است. استفاده از خلاقانه از قطعات شفاف و مات شیشه، بخصوص در جداکننده هایی موازی با پنجره های پیرامونف سبب پدید آمدن محیطی روشن، دلباز و قابل نفوذ می شود و در عین حال می تواند طوری طراحی شود که نیاز در خلوت بودن افراد ر نیز تأمین کند.
نور مصنوعی
با فراهم شدن منابع نوری و توزیع گسترده نیروی برق استفاده از نور مصنوعی در ساختمان به صورت جزئی جدا نشدنی از معماری دراخلی درآمده است و برای ایجاد میطی منایب تر معمار داخلی با استفاده از سیستمهای روشنایی اقدام به طراحی می نماید. در حقیقت از ابزار روشنایی تنها برای روشن نمودن محیط استفاده نمی شود، بلکه باید تنظیم را برای ایجاد محیط بصری مناسب نیز انجام داد.
نور مصنوعی با اختلالات خلقی یعنی افسردگی و آشفتگی(مانیا) رابطه دارد. اغلب زنان در زمستان دچار افسردگی خفیف و در تابستان دچار مانیای خفیف می شوند. این امر احتمالاً پاسخس به نورهای مصنوعی است. از این رو در طراحی فضاهای اداری خصوصاً بخشهای مربوط به کارمندان زن، بهتر است پنجره ها(حداقل در زمستان) جنوبی بوده، نور گیر هایی تعبیه شود که مواقع لزوم بتوان از حداکثر نور خورشید استفاده کرد.
افزایش روشنایی در حدی که به علت تابش شدید یا کاهش وضوح محرکهای دیداری باعث کاهش عملکرد شود، مضر است و باغث تطابق چشمی زودگذر شده از حساسیت دید می کاهد.
سطح پایین نور به صبحت بیشتر و تکلم آرامتر حاضرین و استفاده کنندگان از نورمذکور منجر می شود.
کنترل مقدار روشنایی، تسهیل کننده عملکرد تعاملهای لازم خواهد بود و رضایت بیشتری برای کارمندان فراهم خواهد آورد.
توزیع نور در زیبایی محیط مؤثر است. استفاده از تعدادی لامپ کم نور در نقاط مختلف، مناسبتر از قراردادن یک لامپ پرنور در وسط اتاق است بعلاوه نور باید ویژگیهای ساختمان نظیر انحنای طاق، شکل ستون، بافت درشت دیوار، سطح نرم کف یا نقش دلپذیر قسمتهای قسمتهای چوبی را مشخص سازد.
بطور خلاصه توجه به نکات ذیل برای طراحی نور ضروری است:
– کشیدن نقشه فضای داخلی بر روی کاغذ شطرنجی برای مشخص کردن محل اشیاء و فضاهای تاریک- روشن.
– تعیین مناطق خطر و رعایت نورپردازی دقیق برای آن مناطق.
– توجه به ویژگیهای معماری و خصوصیات تزئینی رنگ ها واثاث
– تعیین نوع چراغها مورد نیاز
– تعیین مسیرعبور سیم ها و محل کلید های برق
رنگ
یکیاز ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری اهمیت دارد، بررسی تأثیر متقابل زنگ هاست. جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند. معکوس کردن این ترتیب طبیعی، ناسازگاری رنگی به بار می آورد. رنگ های سرد، مختصر کاهش در دمای بدن ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند. به لحاظ بصری، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند. رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرار گیرند حاکم می کند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد. همچنین رنگهای می تواند به نگاه ما نسبت به بافت ها تأثیر بگذارند. بافت هایی با کنتراست بالا یک احساس فعال و پر انرژی ایجاد می کنند و رنگها را برای ایجاد محیطی آرام محصور می کنند.
بشر محاط در فضایی است رنگین، رنگ به صورت نیروی قوی، پیوسته بر روح اسنان تأثیرات مثبت و منفی باقی می گذارد. استفاده از رنگ در کارخانه ها و ادارات و مدارس می تواند میزان کارایی را بالا برده یا آن ار تنزل دهد. به عنوان مثال رنگ اتاق بیمارستان در بهبود سریع بیماران نقش قابل ملاحظه ای ایفا می کند.
نیروی مؤثر رنگ ها از نارنجی بعنوان قدرتمندترین رنگ شروع شده به ترتیب به زرد، قرمز، سبز، ارغوانی،آبی، سبزآبی وبنفش به عنوان رنگی سرد و بی تحرک ختم می شود.
با بکارگیری صحیح رنگ در معماری دراخلی می توان از این نیروی مؤثر حداکثر بهره برداری را در فضای سازی داخلی نمود و به اتاق ابعادی متناسب و دلخواه داد. همچنین رنگ یکی از ابزار مهم پوشاندن عیوب معماری ساختمان ها به شمار می رود. نیروی رنگ بستگی به پنج عامل تیرگی- روشنی، سردی- گرمی ، کیفیت، کمیت و مکان دارد.
تیرگی- روشنی: رنگهای تیره از نظر بصری به طرف انسان پیشروی می کنند به این سبب دیوارهای تیره رنگ اتاق را کوچکتر نشان می دهند، متقابلاً رنگهای روشن پسروی داشتهف فضا را بزرگتر جلوه می دهند. با استفاده از این خاصیت دراتاقهایی که باریک و دراز هستند می توان با سفید کردن دیوارهای کشیده و تیره کردن دیوارهای کم عرض ابعاد اتاق را تا حدی متناسب جلوه داد.
رنگهای روشن بر زمینه مشکی و رنگهای تیره بر زمینه سفید حالت پیشروی دارند اما رنگهای روشن بر زمینه سفید حالتی عکس پیدا می کنند و پسروی می کنند.
سردی – گرمی: رنگهای گرم جزء رنگهای پیشروی کننده و رنگهای سرد در زمره رنگهای پسروی کننده است. این قاعده تا زمانی صادق است که دو رنگ سرد و گرم مرود نظر دارای درخشندگی یکسانی باشند در غیر اینصرت اثر تیرگی- روشنی ممکن است رابطه آن دو را دگرگون کند.
رنگهای سرد یاآور آسمان، دریا و چمنزار هستند. لذا احساس مطبوع و خنکی را با خود همراه می آورند. استفاده از این رنگ ها در اتاقها ی آفتابگیر و گرم و اماکن استراحت بسیار معمول است.
بکار بردن رنگهای گرم حالت پیشروی نیز دارند برای کوچک نشان دادن اتاقهای بزرگ می توانند مورد استفاده قرار بگیرند.
کیفیت: رنگهای خالص در نقایسه با ارزش غیر خالص خود دارای حالت پشروی کننده هستند، به عنوان مثال زرد خالص نسبت به زردی که با سفید یا سیاه ترکیب شده باشد متعرض تر می نماید. در پاره ای موارد هنگام تغییر ارزش رنگ، رابطه کیفی به رابطه تیره- روشن یا سرد- گرم تبدیل می شود و اثر فضایی رنگ تغییر می کند.
کمیت: رنگهای با درخشندگی متوسط و کم در سطح وسیع غلیظ تر به نظر می آیند اما رنگ خیلی رقیق در سطوح وسیع باز هم کم رنگ تر می شود، به این جهت ملاحظه نمونه کوچکی از رنگ نمی تواند راهنمای مناسبی در انتخاب آن برای یک سطح وسیع باشد. در اینگونه موارد بهتر ا ست رنگ را بر حسب مورد یک یا دو درجه کم رنگ تر یا پررنگ تر انتخاب نمود. بطور کلی اگر در مساحتهای بزرگ از رنگهای ملایم استفاده شود و رنگهای تند به نقاط کوچکتر و محلهای توجه اختصاص یابند ترکیب مناسبی حاصل می آید.
میزان پیشروی یا پسروی در مقدار استفاده از رنگ تعیین کننده است. مثلاً اگر لکه کوچکی از رنگ زرد را روی سطح بزرگی از رنگ قرمز قرار دهیم رنگ زرد حالت پیشروی کننده دارد و چنانچه همین لکه زرد جای خود را با سطح قرمز تعویض کند نتیجه به صورت لکه کوچک قرمز بر سطح بزرگ زرد در می آید که این بار قرمز پسروی می کند.
مکان رنگ: بر حسب اینکه رنگ در سقفف دیوارها یا کف قرار داشته باشد اثرات خاصی در انسان به وجود کی آورد که دقت در ویژگی آنها واجد اهمیت است.
الف) رنگهای گرم و روشن: از بالا تحریک کننده، از طرفین گرما بخش و در کف دارای حالت بالا رونده می باشند.
ب) رنگهای گرم و تیره: از بالا متین، از طرفین محدود کننده ودر کف اطمینان بخش هستند.
ج) رنگهای سرد و روشن: ار بالا آرامش بخش، از طرفین وسعت بخش و بر زمین نرم و لطیف می باشند.
د) رنگهای سرد و تیره: از بالا تهدید کننده، از جوانب مالیخولیایی و در پایین سنگین و طاقت فرسا به نظر می آیند.
بافت
کلیه مواد و اجسام دارای نوعی بافت داخلی و ساختمای هستند. بافت را توسط دو حس لامسه و بینایی می توان تشخیص داد. در کارهای هنری بافت های مملوس و بصری ممکن است با هم تلفیق شوند و یا از یکدیگر متمایز گردند. نیاز به بافت در محیط اطراف احتیاجی برای انسان است. طبیعت، مملو از اثرات بافتی زیبا است. اماکن پر از بافت موجب فشار دهنی و آشفتگی خاطر می گردند و متقابلاً محیط های یکنواخت اثرات بد و کسالت باری بر انسان باقی می گذارند. بکارگیری طبیعی مواد، لذت بصری بیشتری دارد. پاره ای بافت ها، طریف و زیبا و برخی دیگر خشن و ناهنجار به نظر می رسند. تضاد، بر میزان زبری یا ظریف، به نظر آمدن یک بافت، اثر می گذارد. بافتی که در برابر یک پس از زمینه صاف دیده می شود، شفاف تر از هنگامی است که در کجاورت بافتی مشابه قرارداده می شود؛ کما اینکه هنگام دیده شدن در برابر یک پس زمینه ربرتر، نرم تر و با مقیاسی کوچکتر خواهد رسید.
در معماری داخلی استفاده از بافت با دقت و واسوس صورت گیرد، بکارگیرد. بکار بردن قطعات بزرگ سنگ در بیرون از ساختمان ممکن است شکلی زیبا و بافتی مناسب برای آن باشد. اما همین سنگ ها در فضای داخلی برای ساکنان، محیطی ناراحت و پرفشار فراهم آورد. به همیت دلیل مقیاس و تناسب د رابطه با بافت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نکته دیگر درجه انعکاس یا جذب نور توسط جسم دارای بافت است. م.اد خیلی صاف نور و تصویر را به حد آینه منعکس می کنند، محیطی که با چنین سطوحی احاطه شده باشد، گیج کننده خواهد بود، از طرف دیگر بافتهای عمیق و سنگین- خصوصاً اگر تیره باشند- نور را شکسته، و قسمتس از آن را جذب می کنند. در واقع هر چه بافت جسم عمیق تر باشد رنگ آن تیره تر خواهد بود.
پاره ای از بافت ها، ظریف و زیبا و پاره ای نیز خش وناهموار یه نظر می رسند. این نوع دسته بندی معمولاً تحت تأثیر تمایلات روز قرار دارد و نباید با اثر حقیقی بافت ها اشتباه شود. استفاده از دیواره های سیمانی یا آجری در داخل بدون روکش گچی در نظر بسیاری، امری غریب و نامناسب جلوه می کند، حال آنکه در ممالک غربی معماران داخلی از کیفیت اینگونه مصالح حداکثر بهره برداریرا در فضا سازی داخلی می نمایند.
قابلیت نگهداری نیز یکی دیگر از نکات مهم درمورد سطوح دارای بافت است. نظافت سطوح برجسته در مناطقی مانند ایران که میزان گرد غبار موجود در هوا زیاد است ایجاد اشکال می نماید. برجستگی بافت، خاک و ذرات دود را در خود نگه می دارد و در اندک مدتی تغییر رنگ می دهد. هراندازه بافت ماده ساختمانی زیبا و جذاب باشد چنانچه در مکتن مناسب بکار گرفته نشود، ممکن است ایجاد ناراحتی و درد سر نماید. انداختن یک موکت پرزدار یا فرش گران قیمت در راهرویی که ترافیک متراکمی دارد به آن زیبایی خارق العاده ای بخشد. هر چند در مدت کمی زیر پای عابران سائیده شده و از بین می رود، بعلاوه به خاطر نفوذ گرد و غبار، نظافت آن نیز مشکل یا غیرممکن می گردد. در اماکنی چون ادارات، مدارس و محلهای عمومی عامل نگهداری معمولاً حق انتخاب را در مور اشیاء دارای بافت محدود می گرداند.
دید های خارجی و داخلی
بازشوها: باز شوها، سطوح را از نظر بصری مجزا می کنند و آنها را به طور انفرادی تفکیک می نمایند. هرچه بر اندازه و تعداد این بازشوها افزوده شود، بسته بودن فضا کمتر احساس می گردد، فضا بازتر می شود و شروع با ادغام با فضای مجاور می کند. تاکید بصری بیشتر روی سطوح محصور کننده است تا جحم تعریف شده توسط این سطوح و از آنجا که شدت تابش نور خورشید و جهت آن برای ما تقریباً قابل پیش بینی می باشد، چگونگی تأثیر آن بر وجوه، فرم ها و فضاهای یک اتاق از نظر بصری به وسیله اندازه، محل قرار گیری، جهت پنجره ها و نورگیری آن اطاق تعیین می شود. برای تعیین نوع نور طبیعی ای که یک اتاق می گیرد، جهت پنجره یا نورگیری می تواند مهمتر از اندازه آن باشد. پنجره بعنوان واسطه ورودی نور به ساختمان دو عملکرد دارد:
از نظر معماری پنجره دیواری است شفاف که فضای داخلی را از محیط بیرونی جدا می سازد و برای رویت منظره های اطراف بکار می رود.
در مفهوم متداول پنجره یک سطح نورانی عمودی است برای روشنی بخشیدن به فضای داخلی در روز از این جنبه پنجره در شب فاقد خاصیت و عملکرد می باشد.
کارمندان اتاقهای بدون پنجره را دوست دارند، اگر چه برخی مطالعات گزارش کرده اند که عدم وجود پنجره از کارایی افراد نمی کاهد، ولی مطالعات دیگر آمادگی بیشتر کارمندان برای خستگی در محیطهای کار فاقد پنجره تأکید دارند.
افراد تلاش می کنند، فقدان پنجره را از طریق آویختن تصاویر و پوسترها و سایر امکانات تزئینی جبران کنند. اهم موارد بالا بر اهمیت و نقش پنجره در محیطهای مختلف زندگی اعم از منازل مسکونی و ساختمانهای اداری تأکید دارند. از این یافته ها به شیوه های متفاوتی می توان بهره برداری کرد. بعنوان مثال اتاق در نظر کارمندان را با قرار دادن پنجره های مناسب افزایش داد، در جاهائیکه امکان نصب پنجره وجود ندارد از مناظر طبیعی استفاده نمود فضاهای با یا پارتیشن بندی مناسب و استفاده از نقش و نگار مسأله وسعت و احساس ازدحام را حل نمود.
پنجره ها به جز تامین نور داخل ساختمان، وظیفه دیگری نیز دارند: امکان دید به بیرون برای فراهم ساختن مکثی کوتاه، تجدید قوا و استراحت چشمان. یک رفتار شناس می گوید: “از پنجره به بیرون نگاه کنید و یک تعطیلات پنج دقیقه ای بروید.”
در این مورد نیز علم زیست شناسی بیان می دارد که چرا خیره شدن به بیرون در فواصل کار، احساس خوبی در انسان ایجاد می کند. وقتی چشمان شما برای زمان طولانی روی یک فاصله متمرکز بماند (مثلا فاصله کاغذ یا صفحه رایانه)، کم تحرکی چشم باعث کم کاری کورتکس مغز می شود در این حالت، تمرکز گهگاه چشم بر چیزی در فاصله دورتر، یک استراحت چشمی فراهم می سازد و به تدوام هوشیاری کمک می کند.
علاوه بر دید به بیرون که ارتباط بهتر افراد با طبیعت، آب و هوا و دنیای خارج از اداره را برقرار