سنجش از دور

ن گنبدهای نمکی از پردازش تصویر- پایه شامل تحلیل مولفههای اصلی، پردازش طیف – پایه انطباق سیمای طیفی و برای انتخاب عضوهای انتهایی از روش شاخص خلوص پیکسل و Z-Profile بر روی مجموعه دادههای L1B استر در محدوده‌های VNIR-SWIR استفاده شده است.

1-6-2- مطالعات پیشین بر روی منطقه مورد مطالعه
در سال 1998 یک تیم تحقیقاتی از جمهوری چک گنبدهای نمکی جنوب ایران و از جمله گنبدنمکی دهکویه را مورد مطالعه قرار داده و آنها را از نقطه نظر ساختاری، موفولوژیکی، مراحل تکامل، محتوای سنگشناسی و کانهزایی بررسی کردند. ولی در زمینههای مختلف از قبیل هیدروشیمی، زمین فیزیک و فناوری سنجش از دور هیچگونه مطالعهای صورت نگرفته و این پژوهش اولین قدمی است که در این راستا میباشد.
1-7- روش تحقیق
در این پژوهش پس از بررسیهای میدانی و مطالعه نقشههای موجود، نمونههایی از سنگهای منطقه برداشت شده و بر روی تعدادی از آنها با استفاده از دستگاه طیفسنج ASD تجزیه طیفسنجی صورت گرفته سپس با تهیه مقاطع نازک و مطالعات میکروسکوپی، تحلیل نتایج بر روی دادههای استر اجرا و تلاش میشود واحدهای مختلف سنگشناختی از یکدیگر تفکیک شوند. همچنین، پتانسیلهای معدنی این منطقه معرفی خواهند شد.
مراحل مختلف اجرای این پژوهش به شرح زیر است:
– گردآوری تصاویر مناسب استر، نقشههای زمینشناسی و توپوگرافی منطقه و سایر منابع اطلاعاتی
– پیشپردازش دادهها
1. تصحیح تداخل سیگنال16
2. تصحیح هندسی
3. تصحیح جوی (رادیومتریک)
– پردازشهای اولیه و کنترلهای اولیه میدانی و برداشت نمونهها
– تجزیه پراش پرتو X (XRD)
– تجزیه طیفسنجی نمونهها
– تهیه مقاطع میکروسکوپی
– رقمیسازی نقشه زمینشناسی منطقه در محیط Arc GIS
– پردازشهای پیشرفته و استخراج منحنیهای طیفی از تصویر با استفاده از روشهای مخروط محدب بیشترین زاویه متوالی17 و Z-Profile
– تهیه نقشههای خروجی با استفاده از الگوریتمهای تمام پیکسلی و زیر پیکسلی18
– تهیه نقشه زمینشناسی گنبدنمکی دهکویه بر پایه پردازش دادههای استر
– کنترل نتایج از راه مشاهدات میدانی و طیف تصویر
– تحلیل نتایج

فصل دوم

زمین‌شناسی

2-1- مقدمه

گنبدهای نمکی ایران یکی از واحدهای مهم ژئومورفولوژی ساختمانی ایران هستند که متراکمترین آنها در زونهای چینخورده و گسیخته زاگرس و در حوضه خلیج فارس تشکیل شدهاند که سرچشمه آنها حوضه نمکی سازند هرمز است که مربوط به اینفراکامبرین میباشد. گنبدهای نمکی در ایران مرکزی و در منطقه آذربایجان در اهر و میانه تبریز نیز به وجود آمدهاند. گنبدهای نمکی در ایران مرکزی مربوط به نهشتههای ائوسن و سازند قرمز زیرین و نیز قاعده سازند قرمز بالایی است (احمدیزاده هروی و هوشمند زاده،1369). گنبدنمکی، یک برآمدگی یا ستونی از نمک است که به سمت سطح زمین صعود کرده باشد. این صعود به واسطه چگالی کمتر نمک نسبت به سنگهای بالایی انجام میپذیرد. نمک در اینجا رفتاری مانند جریانی از یک روغن با ویسکوزیته بالا دارد که به آرامی در حال صعود به لایه قطور آب فوقانی میباشد (شکل 2-1). هرگنبدنمکی شامل یک هسته مرکزی است که از نمک تشکیل شده و بخشی که اطراف هسته مرکزی را احاطه میکند از سنگهای رسوبی تشکیل شده که معمولا? از رسوبات نمکی هسته مرکزی جوانترند. در بیشتر گنبدهای نمکی، سطح فوقانی بوسیله طبقات رسوبی پوشیده شده که به آن سنگپوش19 میگویند و معمولا? از سنگهای آهکی، ژیپس و انیدریت تشکیل میشود (شکل 2-2).
یخچالهای نمکی و اشکال کارستی از پدیدههای بسیار جالب در گنبدهای نمکی هستند. گنبدهای نمکی از عوامل مهم شوری منابع آب وخاک هستند، از طرف دیگر گنبدهای نمکی با به وجود آمدن نفتگیرها و منابع گوگرد و نمک توجه زیادی را به خود جلب میکنند به همین دلیل مطالعه و بررسی این واحد ژئومورفولوژیک از اهمیت زیادی برخودار است.

شکل 2-1- طرحی از گنبدهای نمکی که نفوذ در میان دو واحد سنگی و تغییرشکل دادن بخش سنگی که بلاواسطه در بالا قرار دارد را نشان میدهد. رشد گنبد با مهاجرت نمک از محیطهای پیرامون به درون گنبد تکمیل میگردد. نمک به این خاطر که با وزن رسوبات فوقانی فشرده میشود، به درون گنبد مهاجرت مینماید ( تصویر از سایت سازمان زمین شناسی ایالات متحده).

شکل2-2- ترکیب سنگشناختی و کانیشناسی سنگپوش گنبد نمکی (www.ngdir.ir).

2-1-1- مراحل تشکیل گنبدنمکی
– پوشیده شدن لایههای نسبتا? ضخیم نمک به وسیله یک یا چند لایه رسوبی.
– تشکیل طبقات با یک شیب ملایم.
– ایجاد تاقدیس ساده گنبدی شکل همراه با شکستگیها و گسلها.
– نفوذ نمک به داخل شکستگیها و تشکیل گنبد.

شکل2-3- مراحل تشکیل گنبد نمکی (www.ngdir.ir).

2-1-2- اشکال گنبدهای نمکی
از نظر جکسون و تالبوت (1986)، ساختمانهای نمکی ممکن است به صورت تاقدیس نمکی20 ، بالشهای نمکی21، برجستگیهای تیغه مانند نمکی22، امواج نمکی23، استوکهای نمکی24 و غیره باشد. شکل گنبدنمکی متغیر است دیواره بسیاری از گنبدهای نمکی دارای شیب زیاد در حدود 80 تا 90 درجه به طرف خارج است. گنبدهای نمکی متقارن کمیاب، و اغلب گنبدها نامتقارن و شیب دیوارهها در جهت مختلف متفاوت است. گسترش افقی گنبدها بسیار متغیر و اغلب چندین کیلومتر است (شکل 2-4).

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه درمورددینامیکی، نمونه برداری، مبانی نظری

شکل 2-4- تصویری از انو
اع مختلف ساختارهای نمکی (www.ngdir.ir).

2-2- توزیع گنبدهای نمکی در جهان

گنبدهای نمکی برای اولین بار در سال 1862 میلادی در ایالات متحده کشف شدند که از آن زمان تا کنون بیش از 300 گنبدنمکی در این منطقه کشف شده است (Murray, 1966 ). درخلیج مکزیک بیش از 500 گنبدنمکی در ساحل و زیر کف دریای خلیج مکزیک کشف شده ( Guzman et al., 1953)، حدود 200 گنبد در شمال آلمان (Trusheim, 1960)، حوضه مدیترانه بیش از 200 گنبد (Ewing, 1966،Ryan) و در جنوب ایران بیش از 200 گنبد نمکی یافت شده است (شکل 2-5).

شکل 2-5- نقشه پراکندگی و سن نهشتههای تبخیری جهان (Tucker, 1991).

2-3- توزیع گنبدهای نمکی در ایران

ایران از نظر نهشتههای تبخیری که در دورههای مختلف فانروزوییک نهشته شدهاند، بسیار غنی است و همچنین فراوانی منحصر بفردی از دیاپیرهای نمکی رخنمون شده را نشان میدهد. در ایران سه منطقه جنوب وجنوب غربی در کمربند چینخورده زاگرس، ایران مرکزی در ناحیه قم و سمنان، ناحیه مکران و جنوب شرق ایران و در شرق کرمان گنبدهای نمکی مشاهده شدهاند (درویش زاده،1370؛ تهرانی،1370؛ مطیعی،1372).
پراکندگی گنبدهای نمکی در جنوب ایران یکنواخت نیست و در دو گستره گرد آمدهاند یکی بندرعباس- سروستان (شیراز) که 101 گنبد و دیاپیر را شامل میشود و دیگری گستره جنوب کازرون است که تنها 14 گنبد و دیاپیر دارد (شکل2-6). در فاصله میان این دو گستره تاکنون دیاپیر یا گنبد آشکاری گزارش نشده است. همچنین افزون بر گنبدهای نمکی واقع بر روی خشکی، شماری گنبدنمکی نیز در خلیج فارس وجود دارد و در واقع بیشتر جزیرههای خلیج فارس گنبدهای نمکی هستند که فراتر از سطح آب قرار گرفتهاند. در جنوب ایران و منطقه زاگرس تعدادی دیاپیرهای مدفون وجود دارد که به سطح زمین راه نیافتهاند (صمدیان،1369).

شکل2-6- پراکندگی گنبدهای نمکی در جنوب ایران (www.ngdir.ir).

2-4- چینهشناسی سازند هرمز

در زمینشناسی ایران به مجموعهای از سنگهای تبخیری مانند نمک، انیدریت، دولومیت به همراه شیلهای قرمزی را که کمابیش تنها در گنبدها و دیاپیرهای نمکی دیده شده است سازند هرمز نامیدهاند. بلانفورد، 1872 و ریچاردسون، 1927 آن را سری هرمز نامیدند ولی در سالهای بعد از آن بعنوان سازند هرمز یاد شد.
واژه سری چون یک مفهوم چینهشناسی جهانی دارد در این مورد کاربردی ندارد ( نبوی، سبزهای 1367)، لذا از کاربرد واژه سری در این خصوص بعدها صرف نظر شده است. با توجه به مطالعات محققان در سالهای اخیر بویژه مطالعات آقایان سبزهای، نبوی، هوشمند زاده، درویشزاده و … چون یک ردیف چینهشناسی مشخص را شناسائی نمودهاند لذا با در نظر گرفتن ویژگیهای یک سازند آن را سازند هرمز نامیدهاند.
با این وجود به دلیل فرایند دیاپیریک اکنون سازند هرمز بصورت مجموعهای درهم ریخته از نهشتهای تبخیری، رسوبی و آتشفشانی مشاهده میشود. در فرهنگ چینهشناسی ایران به نوشته اشتوکلین،1970 در مورد سری هرمز چنین آمده است: این سازند شامل سنگنمک، گچ، بلوکها و اجرام درهم فشرده و از ریخت افتاده به هر اندازه ممکن شامل مواد رسوبی نظیر آهکهای سیاه رنگ تیغهای بدبو، دولومیتهای چرتدار قهوهای، ماسهسنگهای قرمز، شیلهای رنگین، رس و مواد بر جای مانده از انحلال نمک و سنگهای آذرین نظیر دولریتهای اپیدوتیتیزه، بازالت، ریولیت، کراتوفیر، تراکیت و غیره میباشد.
ردیف رسوبی آتشفشانی سازند هرمز از دیدگاه نبوی و سبزهای،1367 از پائین به بالا چنین است:
1- سنگ نمک، سفید یا قرمز نوارگونه و آلوده به کانیها و سنگها به ضخامت تقربیا? 50 متر.
2- لایههای آهکی تیره رنگ تیغهای بدبو، فسیلدار به ضخامت 5 تا 10 متر.
3- شیلها و ماسهسنگهای قرمز رنگ حدود 20 تا 100 متر.
4- آهکهای فسیلدار، توفهای زیردریائی، گدازههای بازالتی، لایههای نازک انیدریت و … تقریبا? 5 تا 10 متر.
5- گدازههای ریولیتی، داسیتی و تودههای نفوذی ساب ولکانیک.
نبوی، 1355 مینویسد: شاید که سنگهای تبخیری در ناحیه شیرگشت که جوانتر میباشند (کامبرین) نیز مربوط به همین حوضه رسوبی بودهاند بههرحال حضور این رخساره تبخیری در عربستان، زاگرس و ایران مرکزی و همچنین سالت رنج پاکستان این است که در این نواحی در اواخر پرکامبرین و اوایل پالئوزوئیک با یکدیگر در ارتباط نزدیکی بودهاند.
نبوی در دیباچهای بر زمینشناسی ایران مینویسد: در ایران ارتباط بین سازندهای زاگون و لالون با یکدیگر بطور تدریجی است و گاهی سنگهای آنها آنقدر شبیه به هم هستند که جدا کردن آنها بسیار مشکل است به همین خاطر در مورد سن دقیق سازند هرمز و جایگاه آن هنوز جای بحث فراوان است زیرا بسیاری از نوشتههای موجود حاکی از اشتباه در همین شباهتهاست. قویدل سیوکی، 1990 میگوید: رسوبات تبخیری کلاستیک زیر سازند میلا در تنگ ایلبک زردکوه و سکانس تبخیری چاههای دارنگ شماره یک و شیرین شماره یک که احتمالا? معادل سری هرمز در حوضه زاگرس است حاوی گونهای اکریتارش بنام Zonosphaeridium Ovillensis و دیگر گونههای شاخص اکریتارش است که بر اساس ارزش چینهشناسی اکریتارشهای شناخته شده به زمان کامبرین میانی مربوط هستند. بنابر- این انتصاب سری هرمز به پرکامبرین و یا کامبرین زیرین غیر محتمل بنظر میرسد.
زاهدی در 1991در زاگرس مرتفع به رسوبات نمکی با سن کامبرین میانی اشاره میکند، به اعتقاد درویشزاده نمکهای سری هرمز در اینفراکامبرین نشانه شروع پیشروی دریایی و نمکهای کامبرین میانی و فوقانی نشانه پسروی دریایی در درون ریفت نارس ق
ارهای است.
اشتوکلین در سخنرانی خود در 1990 مشخص کرد که در موقعیت استراتیگرافی سازند هرمز دوطبقه نمک وجود دارد، یکی در اینفراکامبرین (وندین) و دیگری در کامبرین زیرین، شاید این راه حل بتواند به مشکل سن سازند هرمز پایان دهد اما هنوز ابهامات فراوانی در مورد این سازند مطرح است.
درویشزاده، 1990 مینویسد: شواهد زمینشناسی حاکی از آن است که سرزمینهای ایران و کشورهای همجوار، در طی اینفراکامبرین دچار فاز کششی بوده، حالت ریفتی در آن برقرار بوده و در محور طولی این ریفتهای قارهای ولکانسیم آلکالی فعالیت داشته است. ضخامت زیاد رسوبات نمک و گسترش آن در حد بین دو گسل قدیمی منطقه (گسل میناب و گسل قط کازرون) فعالیت ولکانیسم اسید تا حد واسط و وجود بعضی از قطعات اسپیلیتی در گنبدنمکی بعضی از جزایر خلیج فارس و بالاخص پهنای منطقه دیاپیریسم همگی حاکی از وجود گسلهای ترانسفورم و ریفتهایی است که احتمالا? فقط تا حد اقیانوسزایی جنینی پیش رفته است.
در این ریفتها غالبا? رسوبات تبخیری اکثرا? از منشاء آب دریاها و احیانا? از تصاعد گازهای هیدروترمال نمکدار محتوی CaCl2 در آن ته نشین شده است.
طبق مدل پیشنهادی، پس از فاز کوهزائی کاتانگایی در سپر قارهای ایران و عربستان جریانهای حرارتی صعودی غیر عادی برقرار شده است، که نتیجه آن بالاآمدن استنوسفر و ایجاد دیاپیریسم گوشتهای است.
مطالعات اخیر برروی گنبدهای نمکی به ویژه گنبدنمکی گچین معلوم داشته است که این مجموعه ظاهرا? در هم به واقع نظم یک سازند را داشته ولی در فرایند دیاپیری نمک، ارتباط میان چهار عضو مشخص سازند هرمز از بین رفته است و در حال حاضر این ارتباطات را تنها میتوان در رخنمونهای جدا از هم در گنبدها شناسائی نمود و با پیگردیهای انجام شده لایههای کلیدی را پیدا کردکه در سراسر گنبد و همینطور در سایر گنبدها قابل ردیابی است .
قدیمیترین واحد سازند هرمز، افق نمکی است که ضخامت آن گرچه به طور دقیق قابل اندازهگیری نیست اما بیش از 50 متر (نبوی ، سبزهای 1367) و کمتر از 1000 متر (کنت، 1970) است. به همراه این واحد نمکی میان لایههائی از توف، توفیت، مارن، آهک، اکسیدآهن قرمز رنگ، قطعات سنگهای آذرین و دگرگونی نیز هست که در تنوع رنگ این طبقات نقش دارد.
بر روی افق نمک، تناوبی از ماسهسنگهای قرمز رنگ حاوی اکسیدآهن (هماتیت و اسپیکیولاریت)، مارن، ماسهسنگ، شیل و توف دیده میشود که گاهی میان لایههائی ازآهکهای ریز دانه و گچ نیز در آن مشاهده میگردد که ضخامت این افق از 2 تا 20 متر متغیر است.
سومین واحد، طبقه آهکی جلبکدار سیاه رنگ بدبوئی است که در همه جا بر روی واحد دوم قرار نگرفته و گاهی مستقیما? نیز بر روی نمک دیده میشود. این واحد به صورت یک طبقه کلیدی در سرتاسر گنبد و سایر گنبدها قابل ردیابی است. این طبقه کلیدی دارای سن مشخص هم هست .
واحد چهارم تناوبی از توف – ریولیتهای خاکستری رنگ و مواد آذرآواری است که گاهی همراه با ماسهسنگ، شیل، مارن و آهکهای صورتی رنگ میباشد. بنظر میرسد این واحد که دارای بیشترین ضخامت در گنبدنمکی گچین است، در حین فعالیتهای آتشفشانی همزمان با رسوبگذاری سازند هرمز تشکیل شده است. در این واحد گنبدهای ریولیتی، تودههای نفوذی گرانیتی نیز دیده میشود که

Author: mitra2--javid

دیدگاهتان را بنویسید