سهامداران، شرکت‌ها، شاخص‌های، سودآوری، آن‌ها، حسابداری

که نیازی به آن ها نیست می توان وجوه مازاد را در حساب های سپرده یا اوراق بهادار کوتاه مدت دارای بازده سرمایه گذاری نمود. لذا مدیریت موجودی نقد مستلزم آگاهی از مبلغ وجوه در دسترس مازاد برای سرمایه گذاری، مدت زمان آن و همچینن راه هایی سرمایه گذاری وجوه در دستریمی باشد. موسسه ممکن است وجوه نقد خود را به روش های مختلف از جمله به شرح زیر سرمایه گذاری کند( مدرس و عبد اله زاده، 1387، 26).
1- سپرده های بانکی شامل حساب های پس انداز کوتاه مدت و سپرده های تضمینی
2- سرمایه گذاری در اوراق بها دار کوتاه مدت
3- سرمایه گذاری در اوراق بها دار دولتی کوتاه مدت
4- سایر سرمایه گذاری های کوتاه مدت
اگر دریافتی ها و پرداختی های نقدی کاملا هم زمان و قابل پیش بینی باشند، موسسه می تواند موجودی نقد کمی نگه داری کند. لذا مدیر مالی باید مبلغ وجه نقد مورد نیاز، منابع و مصارف آن را پیش بینی کند تا هزینه نگه داری موجودی نقد را حداقل سازد. بدیهی است این اطلاعات که هم برای کوتاه مدت و هم بلند مدت مورد نیاز می باشد، به مدیریت کمک می کند تا تامین مالی باز پرداخت بدهی ها و وصول مطالبات را به نحو مناسبی زمان بندی کند.
شرکت می تواند برای نظارت دقیق برموجودی نقد و کاهش هزینه احتمالی آن، سیستم مدیریت موجودی نقد را مستقر سازد. برای تصمیم گیری نسبت به استقرار سیستم مدیریت موجودی نقد، مدیر مالی باید هزینه های مربوط شامل هزینه های بانکی، زمان مصرفی مدیر مالی و حقوق کارمندان اداری با منافع حاصل از استقرار سیستم مقایسه کند. این هزینه ها شامل است.

2-4- بخش سوم- عملکرد مالی
یکی از پارامترهای حائز اهمیت که همواره به عنوان یک شاخص مهم در تجزیه و تحلیل شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد، سودآوری است. سودآوری به عنوان یک معیار و راهنمای سرمایه گذاری می باشد و تصمیم گیری یکی از ابزارهای مهم پیش بینی سودهای آتی و ارزیابی روند سودآوری موسسات در آینده، معیار سنجش کارایی مدیریت، معیار ارزیابی نظارت مدیریت بر دارایی ها و منابع اقتصادی شرکت بوده و فرایند سودآوری در برگیرنده کوشش در مسیر نیل به هدف اولیه واحد تجاری (سوددهی یا بازدهی) در طی زمان و ایجاد حداکثر مبلغ وجه نقد برای سرمایه گذاری است(رضایی، 1389،14). سودآوری به توانایی شرکت در کسب درآمدها بیش از هزینه ها اشاره دارد سودآوری نتیجه نهایی همه برنامه ها و تصمیمات مالی شرکت بوده وآخرین پاسخ ها را در مورد نحوه اداره شرکت به تحلیل گران می دهد (اوستون و بریگام، به نقل از اصلانی، 1388 ).

2-4-1- سنجش عملکرد و معیارهای مربوط
سنجش عملکرد، جزء اصلی فرآیند کسب و کار و وظایف مدیریت است که در نظام های کنترلی مد نظر قرارمی گیرد . ارزیابی عملکرد، پیش نیازی در جهت تخصیص منابع و مقایسه مبالغ پیش بینی و واقعی است هم چنین از نتایج آن، میتوان جهت جبران خدمت نیز استفاده نمود. انجام دقیق، مؤثرو کارآمد ارزیابی و سنجش عملکرد، نیازمند شناسایی و به کارگیری معیارهای مالی و غیر مالی سنجش عملکرد است.
اندیشمندان مدیریت، معیارهای عملکرد را در ابعاد مختلف طبقه بندی نموده اندکه از جمله آنها می توان به نظریه « فوستن» اشاره کرد وی ابعاد عملکرد را در پنج بعد مهم دسته بندی کرده و شاخص های مهم سنجش آنرا نیز معرفی نمود:
بعد رقابت: شاخص سنجش آن عبارت از سهم بازار، رشد فروش و… است.
عملکرد مالی: شاخص سنجش آن عبارت از سودآوری، نقدینگی، کارایی، ساختار یا بافت مالی است.
کیفیت خدمات: شاخص سنجش آن عبارت از سهولت دسترسی، امکانات، تضمین ها، ارتباطات و… است.
انعطاف پذیری: شاخص سنجش آن عبارت از میزان انعطافپذیری، انعطاف پذیری در سرعت و… است.
نوآوری: شاخص سنجش آن عملکرد فرآیند نوآوری، عملکرد نوآوری فردی، توان تحقیق و توسعه و … است.
«نورتون و کاپلان» نیز با معرفی سیستم ارزیابی متوازن به عنوان شاخص سنجش عملکرد، مجموعه معیارها را در چهار بعد به صورت جامع معرفی کرده اند که تحولی قابل ملاحظه در ادبیات سنجش عملکرد به صورت علمی و کاربست آن به صورت عملی ایجاد نموده است. این معیارهای سنجش جامع عملکرد را میتوان به شرح زیر برشمرد:
معیارهای مالی و سودآوری: شاخص سنجش آن سود عملیاتی و رشد درآمدی است.
معیارهای رضایتمندی مشتریان: شاخص سنجش آن، سهم بازار، پاسخگویی به مشتریان و انجام به موقع عملیات است.
معیارهای کارایی، کیفیت و زمان (انحراف(
معیارهای نوآوری و یادگیری، نظیر تعداد اختراعات و نسبت آموزش. در بخش عملی معیارها میتوان گفت که معیارهای مالی سنجش عملکرد به دلیل کمی بودن، عینی بودن و قابل لمس بودن نسبت به معیارهای غیرمالی ارجحیت دارد(رهنمای رود پشتی، 1386، 4)

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسي رابطه بين نمادهاي منزلتي سبک زندگي با نگرش شهروندان به جرم دربندر عباس

2-4-2- ویژگی های نظام ارزیابی عملکرد اثربخش
وجود خصوصیات زیر در ارزیابی عملکرد باعث اثربخشی و موفقیت آن می گردد:
روشن و مشخص بودن معیارها: بدین معنی که نه تنها به صورت مبهم و کلیات بیان نشود بلکه با زبان دقیق و روشن و دور از هرگونه ابهام و به صورت قابل درک بیان شود.
قابل اندازه گیری بودن: منظور وجود شاخص هایی در ارزیابی است که به صورت کمی قابلیت اندازه گیری داشته باشند.
معطوف به نتیجه بودن: یعنی نظام ارزیابی به گونه ای باشد که نتایج مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد.
قابل حصول بودن: بدین معنی که اهداف و انتظارات در زمان مورد نظر قابل حصول بوده یعنی اهداف و استانداردها صعب الوصول نباشند بلکه از نظر ایجاد انگیزش نسبتاً قابل حصول باشند که در این صورت بیشترین میزان انگیزش را برای شخص به همراه خواهد داشت.
معطوف به زمان بودن: بدین معنی که انجام ارزیابی از طرف زمان معنی پیدا می کند و لازم است زمان یا دوره عملکرد در ارزیابی مدنظر قرار گیرد تا قضاوت و سنجش و ارزیابی عملکرد موثرتر انجام پذیرد.(نورمن و کاپلان، 1993 )
2-4-3- شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت ها
یانگ و ابرین در سال 2001 شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت ها را به پنج گروه طبقه بندی می کنند:
الف. شاخص های سود باقی مانده
ب. شاخص های مربوط به اجزای سود باقی مانده
ج. شاخص های مبتنی بر بازار
د.شاخص های سنتی
ه. شاخص های مبتنی بر نقد
الف)شاخص های سود باقی مانده
شاخص های مبتنی بر سود باقی مانده شاخص های هستند که هزینه سرمایه در آن ها در نظر گرفته شده است. از جمله این شاخص ها می توان به ارزش افزوده اقتصادی اشاره نمود.
ب)شاخص های مربوط به اجزای سود باقی مانده
این شاخص ها همان اجزای سود هستند که هزینه سرمایه در آن ها لحاظ نشده است.از این میان می توان به سود قبل از بهره و مالیات ، سود قبل از بهره ، مالیات و استهلاک ، سود قبل از اقلام غیر متفرقه ، سود عملیاتی پس از مالیات و نرخ بازده دارایی ها اشاره کرد.
ج)شاخص های مبتنی بر بازار
شاخص های هستند که از بازار سرمایه بدست می آیند و از میان این شاخص هامی توان به بازده بازار و بازده سالانه اشاره کرد.
د)شاخص های سنتی
طرفداران نظریه های سنتی در حسابداری به مطلوبیت اطلاعات تاریخی اعتقاد دارند و بر این باورند که این اطلاعات بهتر می تواند گویای بستر واحد تجاری باشد. از این جمله این شاخص ها می توان به سود خالص، سود عملیاتی، سود هر سهم ، سود قبل از کسر مالیات به فروش و …اشاره کرد.
ه)شاخص های مبتنی بر نقد
این شاخص ها مبتنی بر مبنای نقدی هستند. از جمله این شاخص هامی توان به بازده نقدی سرمایه گذاری ها و جریان نقدی عملیاتی اشاره کرد (کاشانی پور و رساییان ،1386)

2-4-4- روش های ارزیابی عملکرد از بعد مالی
از نظر مالی روش های ارزیابی عملکرد به چهار دسته ذیل تقسیم می شوند. شایان ذکراست این چهار دسته از بعد میزان اطلاعات مورد نیاز هم طبقه بندی شده است.
روش هائی که در آنها از اطلاعات حسابداری برای ارزیابی عملکرد استفاده می شود و همان سیستم های مالی همانند نسبت های مالیROAوROE و… هستند.
روش هائی که ترکیبی از اطلاعات حسابداری و بازار را برای ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرار می دهند مانند نســخه های مختلفQ توبین و یا نسبت P/E.
نسبت هائی که از داده های مدیریت مالی استفاده می کنند مانند بازدهی هرسهم و بازده اضافی هر سهم.
نسبت هائی که علیرغم استفاده از اطلاعات حسابداری معیارهای اقتصادی هستند مانند نسبت های ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA )و ارزش افزوده بازار (MVA )
یکی از روش های، ارزیابی عملکرد با استفاده از داده های اقتصادی می باشد که اینگونه معیارها بیشتر از آنکه معیارهای مالی باشند معیارهای اقتصادی هستند زیرا اولاً بیشتر مورد استفاده بوده و ثانیاً داده های اقتصادی در آن ها بیشتر مورد بهره برداری قرار می گیرند. مهمترین معیارهائی که در زمینه عملکرد با استفاده از داده های اقتصادی وجود دارند عبارتنداز: ارزش افزوده اقتصادی (EVA) ، ارزش افزوده بازار (MVA) و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA)
2-4-4-1- ارزش افزوده اقتصادی (EVA):
در دنیای امروزی، مالکان به دنبال اجرای راهکار خلق در شرکت ها هستند. معیار EVA به عنوان یکی از بهترین معیارهای نشان دهنده میزان موفقیت مدیر در اجرای راهکار خلق ارزش معرفی گردیده است شاید یکی از بهترین معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر ارزش ، ارزش افزوده اقتصادی می باشد. EVA به پیش بینی سودهای ایجاد شده شرکت ها می پردازد. این پیش بینی ها از طریق مقایسه سود عملیاتی بعد از مالیات (NOPAT) و کل هزینه های سرمایه صورت می پذیرد (بدهی و همچنین حقوق صاحبان سهام (2003، Grant).
ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیار اندازه گیری عملکرد و سود واقعی شرکت محسوب می شود و ابزاری برای کمک به مدیران در ارزش آفرینی سهامداران می باشد( صمدی لرگانی و دیگران ، 1389 ).
بیشینه ساختن EVA یک شرکت بایستی با هدف دستیابی به افزایش ارزش آفرینی سهامداران صورت پذیرد.EVA در سطح بالا با بازده سهام همبستگی دارد (استوارت ، 1994 )آقای استوارت در یک سخنرانی تحقیقی که در سال 1994 ایراد نمود و در مجله “Harvard Business review”در نوامبر و دسامبر 1995 چاپ شد بیان می کند:
(EVA بهترین مقیاس ارزش آفرینی است و بهتر از سایر مقیاس های مبتنی بر حسابداری در تعیین تغییرات ارزش. ثروت سهامداران عمل می کند).

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی طرح دعوای جهیزیه در دادگاه

2-4-4-2- ارزش افزوده بازار (MVA) :
از آنجا که هدف اولیه اکثر شرکت ها افزایش ثروت سهامداران می باشد بدیهی است که این هدف منافع سهامداران را تامین می کنند. همچنین این هدف برای اطمینان از تخصیص منابع کمیاب به طور کارا کمک می کند. ثروت سهامداران از طریق به حدکثر رساندن تفاوت بین ارزش بازار سهام شرکت و مقدار سرمایه تامین شده توسط سهامداران به حدکثر می رسد. این تفاوت ، ارزش افزوده بازار(MVA) نامیده می شود. MVA از مفیدترین معیارهای ارزیابی عملکرد و همچنین پیش بینی ارزش سهام شرکت ها می باشد. ارزش افزوده بازار، حاصل ارزش فعلی طرح های گذشته و فرصت های سود آور آتی شرکت می باشد. و نشان می دهد که چگونه شرکت به طور موفقیت آمیزی سرمایه اش را بکار گرفته و فرصت های سودآور درآینده را پیش بینی و برای دستیابی به آن ها برنامه ریزی کرده است. از نظر تئوری ارزش افزوده بازار یک شرکت برابر است با ارزش فعلی همه ارزش افزوده های اقتصادی شرکت یا سود باقیمانده ای که انتظار می رود در آینده ایجاد شود (ایزدی نیا و رسائیان ، 1388 ).

2-4-4-3- ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA):
ارزش افزوده تعدییل شده (REVA ) روش EVAرا گسترش می دهد و به عنوان یکی از چارچوب های تحلیلی ارزیابی عملکرد شرکت ، منجر به فراهم نمودن مفهوم ارزش آفرینی برای فرد می شود(Bacidore et.
2007)، REVA al) ارزش بازار دارائی هایشرکت ها رابطه با هزینه سرمایه مورد بررسی قرار می دهد. اساس REVA،EVA می باشد در حالیکه مخارج سرمایه ای شرکت بر مبنای میانگین موزون هزینه سرمایه بازار شرکت می باشد و ارزش دفتری دارائی ها را نیز در بر می گیرد.
مزیت ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده نسبت به ارزش افزوده اقتصادی در این است که ، در هر زمان REVA مثبت برای سهامداران ارزش مضاعف ایجاد می کند، یعنی سود عملیاتی تامین کنندگان مالی که در پایان سال بر حسب درصدی از ارزش بازار سرمایه آن ها بیان شده است ، بیشتر از هزینه فرصت سرمایه آن هاست. اما این وضعیت در ارزش افزوده اقتصادی وجود ندارد زیرا تامین کنندگان مالی می توانند بازدهی را بر مبنای سود عملیاتی دریافت کنند که از هزینه فرصت سرمایه به کار رفته کمتر باشد ، با وجود اینکه ارزش افزوده اقتصادی مثبت است . مزیت عمده دیگر REVA محاسبه آسان آن می باشد، هر چند که مدیریت می تواند درک کند ارزش های بازار بیشتر مربوط به محاسبات بازده های اقتصادی( تا محاسبات ارزش های دفتری) می باشد، عیب این روش آن است که تحت تاثیر نوسانات مربوط به ارزش بازار می باشد(2008،Artikis).

2-4-5- ظهور ارزش افزوده اقتصادی و تعاریف آن
ابزارتحلیلی ارزش افزوده اقتصادی، درسال1982 از سوی موسسه «استرن واستوارت» واقع در نیویورک به کارگرفته شد و از همان ابتدا مورد پذیرش جامعه شرکت ها قرار گرفت، چرا که روشی نوآورانه برای یافتن ارزش واقعی شرکت و ارزش مدیران آن بود. شرکت های ســرمایه گذاری بزرگ ماننــد «Global Asset Management»، در انتخاب سهام و ساختار پرتفوی از آن بهره می جویند، شرکت های تولیدی مانند کوکاکولا نیز از این معیار به عنوان مبنای پرداخت به مدیران

Author: 92