باشد
می گوید
own
shan’t
she
she’d
she’ll
she’s
should
shouldn’t
some
such
than
that’s
their
theirs
them
themselves
then
there
there’s
these
they
they’d
they’ll
they’re
they’ve
doesn’t
those
through
too
under
until
up
very
wasn’t
we’d
we’ll
we’re
we’ve
were
weren’t
what
what’s
when
when’s
where
where’s
which
who
who’s
whom
why
why’s
won’t
would
wouldn’t
you’d
you’ll
you’re
you’ve
yours
yourself
yourselves
آرام آرام
آسیب پذیرند
آن گاه
آن ها
آنچنان که
از آن پس
از جمله
ازاین رو
اسلامی اند
اگر چه
ان شاأالله
این جوری
این قدر
این گونه
بااین حال
بااین وجود
باز هم
بازی کنان
باوجودی که
بدین ترتیب
برنامه سازهاست
بطوری که
بعد از این که
بعضی شان
بعضی ها
بفهمی نفهمی
به آسانی
به تازگی
به تدریج
می کنند.
به تمامی
به جای
به جز
به خوبی
به درشتی
به دلخواه
به راستی
به رغم
به روشنی
به زودی
به سادگی
به سرعت
به شان
به شدت
به طور کلی
به طوری که
به علاوه
به قدری
به کرات
به گرمی
به مراتب
به ناچار
به هرحال
به هیچ وجه
به وضوح
به ویژه
بی آنکه
بی اطلاعند
بی تردید
بی تفاوتند
بی نیازمندانه
بی هدف
پاره ای
پایین ترند
پدیده هاست
پس از
پس فردا
پشتوانه اند
پهن شده
پی درپی
تحریم هاست
تک تک
تمام قد
تند تند
جمع اند
جنس اند
چرا که
چشم بسته
چند روزه
چه بسا
چه طور
حاشیه ای
خسته ای
خود به خود
خودبه خودی
در باره
در بارهٌ
در ثانی
در کل
در کنار
در مجموع
در نهایت
در واقع
دراین میان
درحالی که
درست و حسابی
درصورتی که
درعین حال
دسته دسته
دو روزه
دیوانه ای
راجع به
روز به روز
روزه ای
روزه ایم
روزه ست
روزه م
ساده اند
سالم تر
سه باره
سیاه چاله هاست
صندوق هاست
علاوه بر
علاوه بر آن
علاوه برآن
علی الظاهر
علی رغم
عملی اند
کلیشه هاست
کم کم
کنایه ای
مامان مامان گویان
محکم تر
مذهبی اند
مردم اند
مع الاسف
مع ذلک
مگر آن که
مگر این که
ناراضی اند
نه تنها
هر از گاهی
هر چند
هر چند که
هر چه
هق هق کنان
هم اکنون
هم اینک
همان طور که
همان گونه که
همچنان که
همه اش
همه روزه
همه ساله
همه شان
همین که
هنگامی که
هیچ گاه
و لا غیر
وابسته اند
وحشت زده
وقتی که
یک جوری
یک کم
یک کمی
یواش یواش
می شود
می شود.
بخش¬های، می¬تواند،
می شوند
می شوند.
آرام تلخ
الارض به
از حمایت
آزمایش این
است –
است موفق
است. –
است. این
است. تفکر
است. جدول
است. دلیل
است. سیستم
است. ی)
است: شکل
استان ها،
Sig. B
DOS که
M F
P.S.

P2
pa
Page
pak
pal
patient.
pb
pbr
pcp
PCR
PD
pe
pepper)
per
ph
phi
pi
PID
PIFA
pin
pipe)6 2
pit
pkk
planning
plant
please
plotted
po
point
poo
pos
positive
power
pp
ppp
ppr
pq
pr
prd
prec
pressure
Reverse
rf
rho
ri
ring)
ripening
rms
rmsea
RNA
root
roots
ros
roy
rpd
rpp
rs
R-squared
run
ryu
s
-s
S,
S.

S2 -3-11
sag
Sale
same
sample
san
saw
saw،
sbe
sbr
sc
Sci
Sci.
science
Science.
SD
sdr
sea
sec
section
sections
Sensor
seo
ser
There
this
This
Thomson
Though
thq
we
week
wen
while
with
wom
Work
worker
wp
wpm
wpm/ahp
wss
wt
wto
www
x
X
xen
xgfn
xie
xks
xsp
xu
xx
y
Y
yahoo
years
yes
Ying,
yks
york
you
your
ypw
ysp
yw
ywc
z
ـ
ــ


!
#
#NAME?
%
&
(
((
()
(“آنتونی
(0
(10/4
(1383).
(1384).
(2003),
(2005).
(25/78)
(32)اما
(Anti
(Celemi
(Fast
(glass
(No)
(planned)
(الشهید
(بهار،
(پاراگراف
(تعداد
(حافظ
(درصدی
(روانی
(زبانی
(زهرا
(سایت
(طبقه
(ع):
(ع)،
(عدد) سال
(فاضل
(فراهانی،
(کلیّات
(کلید
(گروه
(گسل
(گیدنز،
(مشهدی
(مکانیکی)
(نجفی،
(نحوه
(نمودار
(نمودار2-4
(نیاز
(نیروی
)
) سازگاری
*
,q1
,یوا
.
. 2-
. 3.
. 4-
. Using
. اصلی
. اندازه
. جملات
. در
. مهمترین
.,
..
.072 حقوق
.668b
.محقق
.نسبت
/
//www
/0
/12
:
: اولین
: بررسی
: دودین
: رﻓﺘﺎر
: روش
: همسازه
:اسماعیل
:تحقیقات
;a,vlhk
;sd
[
[11]
[26]
[خدا
[وقتی
]
]3[
_
|
} 3-3-13-
،
،1380،
،به
،خلق
،قطر
،مهار
؛
؟
؟ بسیار

“تحلیل
“دشمن
“نظریهْ

=
<0
=
==sort
>
»64 4-5-
07/1 در
1 اعضای
1 زمانی
1(1). نیک
10 8)
103 ابزار
1321) ردیف
14 D=x-y
16 Datta
167 جدول
1951 گزارش
1990 –
2/21 کل
2/48 4
24 2-3-
3 1-1-
3 سوال
3: همانطور
37 مقدمه
380 سلاح
50/0 با
59 شکل
6 3.
7 وسعت:
70 رویههای
77 2.
77 شکل
78 ندارد
86 شکل
9.1 مخالفم
91 شکل
99 فصل
BY Dr.
Call CPN
استیل: 3-
ام اعتماد
امیتاز) دو
اند؟ 2.
آنها استاد
آوری روش
آید. تقدیم
آید. در
اید؟ 12.
باشد سطح
باشد. این
باشد. سپس
باشد.(مثل
باشد.در
باشد،
باشد؟
باشم
باشم.
باشند.
باشند،
باشی
باشی
باشید
باشید
باشیم
باشیم
باغی
بافت
بافته
بافی
باقر
باقى
باقی
باقیمانده
باکتری
بال
بالاترین
بالایِ
بالایی
بالایی
بالعکس
باله
بالینی
بام
بامریند
بان
بآن
باناخ
باند
باندها
باندهای
باندهای
باور
باورها
بـاید
بایدها
بایست
بایست
بایستی
بایستیم
بایگانی
ببرد
ببرد.
ببرند
ببریم
ببنید.
ببینم
ببینید
ببینیم
بپذیرد
بپردازند
بپرسید
بتا
بتازگیً
البتّه
بتوان
بتواند
بتوانند
بتوانی
بتوانی
بتوانیم
بتوانیم
بجای
بچرخانید
بچسبانید
بچه
ﺑﺤﺚ
بحران
بخشد
بخشد،
بخشند
بخشهای
بخشى
بخشی
بخشید
بخشید
بخشیم
بخصوصی
بخصوصی
بخنـدید
بخوام
بخواه
بخواهم
بخواهند
بخواهی
بخواهید
بخواهید
بخواهیم
بخواهیم
بخورد.
بدارد،
بداند
بدانند
بدانی
بدانید
بدانیم
بدبو
بدتر
بدترین
بدرود
بدلیل
بدنبال
بدنه
بدنی
بدنی
بده
بدهم
بدهند
بدهید
بدهیم
بدو
بدی
بدیت
بدینترتیب
بدینسان
بدیهی
بدیهی
بدیهی
ﺑﺮ
بـر
البر
بر¬اساس
برابرِ
ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺭﺍ
برابربا
برابری
براحتی
برادر
برادرتان
برادرش
برادرم
براربا
برازش
برازندگی
برآن
برانگیخته
برآنند
براورد
برآورد
برآورده
برآوردی
برآوردی
براى
بـرای
برایِ
برایت
برایتان
برایش
برایشان
برایمان
براین
برپایه
برتر
برتری
برتری
برتری دهی
برچسب
برخاسته
برخواسته
برخود
برخورد
برخوردار
برخى
برد
بردار
بردارنده
برداری
برداری
برداشته
بردرآمد
بردند
برده
بررسى
بررسی‏های
برروی
البرز
برس
برساند
برسانند
برسانید.
برسد
برسر
برسند
برشی
برشی
برطبق
برطرف
برعلیه
برعهده
برقرار
برقرارشده
برقراری
برقراری
برکه
برگرداند
برگردم
برگردند
برگردی
برگرفته
برگزار
برگشت
برگشتم
برگشتند
برگه
برگۀ
برلی
برم
برمجرد
برمک
برمی
برن
برنامه
برنامهسازهاست
برند شکل
برند)مدل
برنقش
برهم
برود
بروزه
برون
بروی
بروید
بروید
ﺑﺮﻭﻳﻢ».
بری
بری
بریده
بریزد.
بریم
بز
بزرگ
بزرگان
بزرگای
بزرگتر
بزرگترین
بزرگی
بزند
بزند،
بسادگی
بسازم
بسازند
بسازیم
بست
بست،
بستگی
بستگی
بستن
بسر
بسزایی
بسم
بسوزد
بسوزم
بسیارکم
بسیارى
بسیاری
بشرح
بشری
بشمار
بشناسد
بشناسند.
بشود
بشود.
بشین
بصری
بصری
بطرف
بطوری
بعداً
بعدازاینکه
بعری
بعض
بعضا
بعضى
بعلت
بعمل
بعید
بفرمایید
بفهمینفهمی
بقا
بقیه
بقیه
بک
بکارگیری
بکن
بکند
بکنم
بکنند
بکنی
بکنید
بکنیم
بک
بکار
بکارگیری
بکارگیری
بکن
بکند
بکنم
بکنی
بکنیم
بگذارد
بگذارم
بگذارند
بگذاری
بگذاریم
بگذر
بگفته
بگنجانید.
بگو
بگوید
بگوید
بگویم
بگویم
بگویند
بگویند
بگویی
بگویید
بگوییم
بگوییم
بگیر
بگیرد
بگیرد
بگیرم
بگیرند
بگیرند
بگیری
بگیری
بگیرید
بگیرید
بگیریم
بگیریم
بگیریم.
بل
بلغ
بلک
بلند
بلنک
بلنک
بلی
بلی
بلیت
بما
بماند
بمعنای
بمن
بمنظور
بمیرم
بنا
بنابر
بنام
بنای
بنایی
بنایی
بندر
بندهای
بنظر
بنماید
بنویسیم
بنی
بنی
بنیادی
بنیادی
ﺑﻪ
بـه
به:
به¬طور
به¬وسیله
بهادار
بهای
بهبودمی
بهتری
بهتری
بهترین
بهترین
به دست
به دلیل
به ذکر
بهر
بهرام
بهزاد
بهشت
به صورت
به‏صورت
به طور
به‏طور
به طوری که
به‏علاوه
به عنوان
به کار
به گونه ای
بهم
به‏مدت
به‏منظور
بهناچار
بههرحال
بههیچوجه
به وجود
به وسیله
بهوضوح
بهویژه
بهین
بهینه
بهینه سازی
بو
بوته
بوجود
بود:
بود: برای
بود،
بودم
بودند.
بودندکه
بودی
بودی
بودید
بودیم
بوسیله
بوسیله
بوش
بوط
بوکسیتی
بوی
بوی
بویژه
بى
بیا
بیا
بیاب
بیابد
بیابم
بیابند
بیابند
بیابی
بیابید
بیابید
بیابیم
بیابیم
بیان
بیآنکه
بیانگر
بیانگر
بیانی
بیاور
بیاورد
بیاورم
بیاورند
بیاوری
بیاورید
بیاوریم
بیاید
بیایم
بیایند
بیایی
بیایید
بیاییم
بیت
بیت
بیتقصیری
بیت های
بیتی
بیرجند
بیرون
بیرونِ
بیرونی
بیست
بیست
بیستم
بیستم»است
بیشتری
بیشترین
بیشترین
بیشینه
بیفتند
بیقراری
بیگی
بیل
بیمههای
بیند
بیند
بینش
بینند
بینند
بینی
بینیم
بینیم
بیه
بیهدف
بیوه
پا
پاداش:
پارامتر¬ها
پارامتر¬های
پارامترها
پارامترهای
پارچه
پارچه-2
پارک
پارک
پازند
پاس
پاسخگو
پاسخگویان
پاسخگویان
پاسخگوئی
پاسخهای
پاسخ های
پاشی
پاعینِ
پاک
پاک
پاکان
پانزده
پانزدهم
پای
پای
پایا
پایان
پایان نامه
پایانی
پایانی
پایایی
پایایی
پایدار
پایدار
پایداری
پایش
پایگاه
پایگاه
پایه
پایه اسلحه
پائین
پائین
پایینترند
پایینی
پایینی
پایۀ
پپتیدهای
پتری
پتو،
پخت
پخته
پخش
پدید
پدید
پدیده ها،
ﭘﺬﯾﺮ
پذیر این
پذیرد
پذیرش
پذیرش
پذیرفت
پذیرفتن
پذیرفتند
پذیرفته
پذیرفته
پذیرفتی
پذیرفتید
پذیرفتیم
پذیرم
پذیرند
پذیریم
پر
پراکندگی
پرانتزی
پرایمر
پرت
پرتاب
پرخاشگری
پرداختند
پرداختند.
پرداختهای
پرداختی
پردازان
پردازد.
پردازش
پردازش ها
پردازند
پردازیم
پردازیم
پردازیم.
پرس
پرست
پرسش
پرسشنامه
پرسنل
پرسید
پرسید
پرسیده
پرش
پرشی
پرفسور
پره
پرهیز
پرور
پرورش
پروری
پروز
پروژه:
پرویز،
پری
پریل
پریود
پزی
پژوه
پژوهش ها
پژوهشهای
پژوهشی
پژوهی
پسا
پست
پسفردا
پسین
پشتوان
پشتیبان
پشتیبانی
پشتیبانی
پشم
پل
پلاستیسیته
پلاستیک
پلاستیک
پلاک
پله
پلها
پلهای
پلیاستر
پنج
پنجاه
پنجم
پنجه
پنچر
پنداشته
پنس
پنیر،
پنیر،
پنیرها
پنیرهای
پهلوی
پهنای
پهنشده
پود
پور
پوسته
پوش
پوشش¬ها
پوشش¬هایی
پوششدهی
پوشیده
پوند
پونه
پویا
پویا
پویا،
پى
پیاده
پیاده
پیاده¬سازی
پیاده¬سازی
پیادهنظام
پیام
پیام
پیامد
پیامدهای
پیامدهای
پیچ
پیچی
پیچیدگی
پیچیده
پیچیده
پیچیده ای
پیدا
پیر
پیر
پیروزی
پیروى
پیری،
پیست
پیشِ
پیش بینی
پیشرفت
پیشرفت
پیشرفته
پیشگامی
پیشگویی
پیشنهاد
پیشنهاد
پیشنهادات
پیشنهادات
پیشنهادی
پیشنهادی
پیشنهادی
پیشوا عضو
پیشین
پیشینه
پیشینه
پیک
پیک
پیکر
پیکسل)
پیگمنت
پیل
پیمان
پیوست
پیوست
ه
تابشی
تابعی
تاثیر
تاثـیر
تاثیرات
تأثیرات
تاثیردر
تاثیرگذار
تاثیری
تاجران
تار
تاریک
تاریک
تاسال
تاسیس
تاسیس
تأکید
تاکنون
تاکید
تاکید
تأکید
تالش
تام
تامین
تأمین
تان
تای
تایی
تایید
تایید
تأیید
تأیید
تأییدی
تأییدی.
تب
تبخیر
تبخیر
تبخیری
تبعات
تبعه
تبعیت
تبعیض
تبلور
تبین
تبیین
تبیین
تپ
تثبیت
تج
تجاری
تجدید
تجربی
تجزیه
تجزیه
تجل
تجمعی
تجمیع
تجهیزات
تجهیزات،
تجهیزاتی
تحتانی
تحریمهاست
تحصیلیتان
تحقیق
تحقیق 2-1
تحقیق روش
تحقیق فصل
تحقیق،
تحقیق،
تحقیقات
تحقیقات
تحقیقجامعه
تحمل
تحویل
تخته
تخریب
تخص
تخصص
تخصیص
تخصیص
تخلیه
تخم
تخمیر
تخمیر
تخمیری
تخمین
تدارک
تدارک
تداوم
تدب
تدریج
تدوین
ت