مایلز ، پائول و ویل هایت ( 2003 ) اتخاذ مزیت های رقابتی در بازارهای موجود پیشگامی نامیده می شود. افزایش ادراک شرکت به سیگنال های بازار و آگاهی از نیازهای مشتری ( آشکار و پنهان ) دو مزیت اصلی است که پیشگامی بر آن ها تاکید می کند.مطالعات انجام شده بیانگر این است که شرکت های فعال عملکرد بالایی از خود نشان می دهند ، زیرا آن ها به سیگنال های بازار پاسخ می دهند .شرکت های فعال به وسیله پیش بینی فعال و آمادگی برای تغییر در موقعیت بهتری برای استفاده کردن از سهم بازار قرار دارند ( ابراهیم پور و دیگران ، 1390،ص 127 ).

2-3-12) موانع کارآفرینی در ایران :
واژه کارآفرین را اولین بار در اوایل سده شانزدهم برای کسانی به کار بردند که در ماموریت نظامی بودند .از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانکاران دولت که دست اندرکاران امور عمرانی بودند ، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است. علیرغم این که در کشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به موضوع کارآفرینی توجه جدی شده است و حتی بسیاری از کشورهای در حال توسعه هم از اواخر دهه 1980 این موضوع را مورد توجه قرار داده اند ، لیکن در کشور ما تا شروع اجرای برنامه توسعه سوم ، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود.حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد نادر ، تحقیقی در این زمینه صورت نگرفته است. مشکل بیکاری و پیش بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه ، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد.انتقال نادرست مفهوم واژه کارآفرینی ، موجب گردیده است که صرفا معنی ایجاد کار و یا اشتغال زایی از این واژه برداشت می شود.در حالی که کارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و کارکردهایی بیش از اشتغال زایی است.برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه ، موجب شده بسیاری از سیاست هایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه ها و سخنرانی های مسئولان در این خصوص ، صرفا جنبه اشتغال زایی برای آن در نظر گرفته شود.در حالی که کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری دارد از جمله : بارور شدن خلاقیت ها ، ترغیب به نوآوری و توسعه آن ، افزایش اعتماد بنفس ، ایجاد و توسعه تکنولوژی ، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی . لیکن در صورتی که فقط به جنبه اشتغال زایی آن توجه شود ، از سایر پیامد های آن بی بهره خواهیم ماند. براساس مطالعات انجام شده در خصوص کارآفرینی و موانع آن در ایران موارد زیادی وجود دارد که اهم موانع ایجاد و توسعه آن را به شرح زیر می توان بیان کرد :
عدم پذیرش تغییر و انجماد فکری
عدم اعتماد به نفس و خودباوری
رخوت اجتماعی و ایده آل گرایی به جای عمل گرایی
ترس و روحیه محافظه کاری
تمایل به همرنگی با جماعت و ترس از متفاوت عمل کردن
نظام ناکارآمد بوروکراتیک
آموزش های نامناسب
تغییرات و محدودیت های سیاسی و اجتماعی
عدم شناسایی و استفاده صحیح از منابع انسانی
عدم استفاده صحیح از منابع مالی و تخصیص نادرست منابع
با افزیش سریع تحولات جهانی و گذر از جامعه سنتی به جامعه اطلاعاتی ، توجه به استراتژی های جدید برای استفاده بهینه از فرصت ها و ارزش های جدید ، نظام بانکی را بیش از پیش ملزم به تحول نموده است و امروزه گرایش به کارآفرینی ، یکی از استراتژی های جدید در سازمان ها محسوب می شود.در این راستا ، شناخت وضعیت گرایش به کارآفرینی و عوامل موثر برآن از اهمیت بالایی برخوردار است تا با تقویت نوآوری ، ابتکار عمل و ریسک پذیری ، شرایط ورود موثر بانک ها به فرآیند کارآفرینی فراهم شود.
ضرورت وجود استراتژی گرایش به کارآفرینی از سه نیاز اساسی یعنی افزایش رقبای جدید ، حس بی اعتمادی به شیوه های مدیریت سنتی ، و خروج بهترین نیروهای کاری و اقدام آن ها به کارآفرینی مستقل نشات گرفته است و در این میان ، گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی پیشرفته افزایش چشمگیری داشته است. با وجود این ، خدمات نظام بانکی کشور از تنوع ، کیفیت و سرعت لازم برخوردار نیست و در فرآیند تجهیز منابع و تخصیص آن و نیز خدمات رسانی به مشتریان با ناکارآمدی مواجه است. برای برطرف کردن مسائل و چالش های نظام بانکی ، ایجاد بسترها و زمینه های مناسب برای افزایش گرایش به کارآفرینی می تواند الگویی اثربخش برای دستیابی به اهداف نوآوری ، ابتکار عمل و ارائه محصولات و فرآیندهای کاری جدید و در نهایت ، بهبود کیفیت خدمات رسانی محسوب شود.در این میان ، بررسی ها نشان می دهد که عوامل سازمانی ، اقتصادی ، فرهنگی ، و سیاسی نقش مهمی در افزایش گرایش به کارآفرینی در نظام بانکی کشورها دارند و بسترسازی مناسب در حوزه های اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی به منظور بهبود شرایط کارآفرینی در بانک ها ضروری است.به عبارت دیگر ، عوامل محیطی می تواند میزان تاثیر عوامل سازمانی بر استراتژی گرایش به کارآفرینی در سازمان ها را تعدیل نماید.تحقیقات نشان داده است که مدیران در سطوح مختلف ، نقش های متفاوتی در ایجاد ساختاری دارند که در آن بتوان ایده های کارآفرینانه را اجرا کرد و مدیران ارشد در مقایسه با مدیران عملیاتی ، از قدرت ساختاری بیشتری برای پیاده سازی ایده های کارآفرینانه برخوردارند ( باقری ، 1391 ).

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد :بررسی و توصیف انگیزه ارتکاب جرم


2-4 -1) مقدمه
قابلیت ها، نقش کلیدی را در سازمان ها ایفا می کنند و امکان وفق دادن ، ترکیب کردن و پیکربندی مجدد مهارت های سازمانی و منابع داخلی و خارجی را فراهم می آورند تا با توجه به نیازهای محیط متغیر بیرونی، سازمان خود را سازمان دهی نماید. در واقع هر سازمانی دارای مجموعه ای از منابع است اما هر سازمانی منابعش را به بهترین وجه به کار نمی گیرد. سازمان ها در چگونگی به کارگیری منابعشان متفاوت هستند. قابلیت ها به توانایی سازمان در بهره برداری از منابعش وابسته است. در این سطح از سلسله مراتب شایستگی ها ، که مرکب از مجموعه ای از فرآیندهای سازمان است ، سازمان ، تعامل میان منابع را مدیریت می کند. فرآیند ، مجموعه ای از فعالیت ها است که یک داده را به ستاده تبدیل می نماید. برای مثال برای کسب قابلیت بازاریابی، یک سازمان می تواند بر تعامل میان منابع نیروی انسانی ( متخصص های بازاریابی)، فن آوری ( سخت افزار و نرم افزار ) و مالی استوار باشد ( ساعدی ، 1388 صص74-73 ). در نگرش منبع مدار ، قابلیت ها عبارتند از مهارت های مورد نیاز یک شرکت برای کسب مزیت کامل از منابع در اختیارش. به زبان دیگر ، قابلیت ها عبارتند از مهارت های یک شرکت در هماهنگ سازی منابع و استفاده بهره ور از آن ها. این مهارت ها در رویه های یک سازمان نهفته هستند که شامل روشی می شود که یک شرکت بدان طریق تصمیماتش را اخذ می نماید و فرآیندهای درونی را به منظور دستیابی اهداف سازمانی مدیریت می نماید. به عبارت بهتر ، قابلیت های یک سازمان ، محصول ساختار سازمانی و سیستم های کنترل آن هستند. این ها مشخص می نمایند که چگونه و در کدام سطح یک شرکت ، تصمیمات اخذ می شوند ، رفتاری را که از نظر شرکت مطلوب است را مشخص می نمایند و هنجارها و ارزش های فرهنگی شرکت را بیان می نمایند.باید به خاطر داشت که بر اساس تعریف فوق ، قابلیت ها ، ناملموس هستند.قابلیت ها به آن اندازه که در طرفی که افراد با یکدیگر تعامل می نمایند و تصمیماتی که در بافت سازمانی می گیرند وجود دارد ، در درون خود افراد وجود ندارد و از خود برنمی آیند ( مهدی نیای رودپشتی ، 1386 ، ص 85 ).
الریخ ( 1987 ) ، قابلیت سازمان را به عنوان برای تغییر و پذیرش تحولات مالی ، فن آوری و استراتژیکی تعریف می کند. یک شرکت ممکن است از منابع منحصر به فرد و ارزشمندی برخوردار باشد ، اما تا زمانی که از قابلیت استفاده موثر از این منابع برخوردار نباشد ، قادر نخواهد بود صلاحیتی متمایز را احراز و حفظ نماید ( Hill et al , 1998 , p 108 ). درباره تعریف قابلیت ها و صلاحیت ها ، توافقی وجود ندارد و تمایز قابلیت ها از صلاحیت های بنگاه عموما کار ساده ای نیست (Teece et al , 1997 , p517 ). برای فهم اینکه چه چیز باعث ایجاد یک صلاحیت متمایز می گردد لازم است تفاوت میان منابع و قابلیت ها درک شود. یک شرکت ممکن است از منابع منحصر به فرد و ارزشمند برخوردار باشد ، اما تا زمانی که قابلیت استفاده موثر از آن منابع را نداشته باشد قادر نخواهد بود تا یک صلاحیت متمایز را تولید و حفظ نماید. همچنین مهم است بتوان تشخیص داد که یک شرکت ممکن است برای ایجاد صلاحیت متمایز نیازمند منابع منحصر به فرد و ارزشمند نباشد چون دارای قابلیت هایی است که سایر رقبا فاقد آن هستند. تفاوت عمده ای میان منابع منحصر به فرد و قابلیت ها وجود دارد. منابع ، ورودی های سیستم ها می باشند. برای مثال ، در صنایع کوچک فرآوری مواد غذایی، مواد خام عالی ، کارکنان ماهر ، سرمایه مالی ، محل جغرافیای مطلوب و نزدیکی به مشتری ، منابع منحصر به فرد می باشند. یک قابلیت ، توان و ظرفیت مجموعه ای از منابع جهت انجام یک وظیفه یا اقدام می باشد. مانند قابلیت های بازاریابی و توزیع ( علی احمدی ، 1382 ، ص44 ).

2-4-2) قابلیت¬های نوآوری
امروزه بعضا ثبات در محیط کار ، جای خود را به بی ثباتی و عدم اطمینان داده است و صنایع سنتی و قدیمی نیز جای خود را به انواع جدید و توسعه یافته واگذار کرده اند. بخش خدمات به عنوان بخشی که بهه وری آن روز به ورز در حال افزایش است و به طور روز افزونی بر گستره فعالیت آن افزوده می شود ، به طور قابل ملاحظه ای می تواند از فرآیند های نوآوری متاثر شود. بنابراین مدیریت صحیح و جهت دهی به نوآوری ها و خلاقیت های موجود ، اهمیت بالایی پیدا خواهد کرد. امروزه مفهوم نوآوری اساس یک کسب و کار موفق است. با تغییرات سریع در محیط کسب و کار ، یک شرکت نمی تواند بازار فروش خود را نگه دارد و یا سود زیادی را در بلند مدت به دست آورد ، مگر این که نوآوری داشته باشد ) داستانی ، 1388 ، ص31 ).
نوآوری را می توان ، فرآیند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول ، خدمات و روش های جدید عملیات تعریف کرد ( آقایی فیشانی ، 1377 ، ص26 ) . برخی محققان ، خلاقیت را با توجه به ویژگی های فرد تعریف می کنند. برخی خلاقیت را با توجه به محصول تعریف می کنند ، مثلا خلاقیت عبارت است از شکل دادن و ارائه ایده جدید و مفید توسط فرد یا گروه کوچکی از افراد که با هم کار می کنند ، و یا تعریف نیکولسون ( 1995 ) که بیان می کند ، خلاقیت شکل گرفتن ایده یا محصولی که هم نو و هم مناسب ( صحیح ، مفید و با ارزش ) باشد ، تلقی می شود ( زکی ، 1385 ، ص224 ). نوآوری را می توان محصولات یا خدمات ابداع شده برای اولین بار که منجر به یک موفقیت تجاری می شوند ، نام برد . نوآوری، فرآیند کسب اندیشه ای خلاق و تبدیل آن به محصول و خدمت و یا یک روش عملیاتی مفید است. سه مجموعه از متغیرها وجود دارند که می توانند نواوری را ایجاد کنند. آن ها به ساختار سازمانی ، فرهنگ و توانایی منابع انسانی مربوط می شوند .نوآوری با تقلید نیز تفاوت دارد ، نواوری وقت گیر است و نیاز به تفکر و پیشرفت دارد. در بعضی موارد ، نوآوری سازمان ها را ملزم می کند تا بودجه طرح های کوتاه مدت را قربانی طرح های بلند مدت کنند. به عبارتی دیگر نوآوری مکانیزم محرکی است که به تفکر ” روز بعد از فردا ” نیاز دارد نه به تفکر امروز یا فردا ( داستانی ، 1388 ، ص 32 ) . با استفاده از نوآوری می توان به سراغ تازه ها رفت ، با آن ها سازگاری یافت و آن ها را به فرصت های قابل بهره برداری برای سازمان تبدیل کرد و به یک مزیت رقابتی پایدار و رشد در دراز مدت و سودآوری رسید.امروزه ، نوآوری در سازمان ها به سه صورت مختلف طبقه بندی می شود ( بهرامی و همکاران ، 1390 ، ص 32 ) :
الف) نوآوری اداری و فنی- تمایز بین نوآوری های اداری و فنی بر ساختار اجتماعی استوار است. نوآوری اداری با تغییر در ساختار سازمانی و فرآیندهای اداری سرو کار دارد ، به صورتی که نوآوری سازمان اداری ارتباط نزدیکی با فعالیت های اداری سازمان و ارتباط غیر مستقیمی با فعالیت های کاری سازمان دارد. نوآوری فنی با تغییر در محصول ، خدمات و فناوری فرآیند تولید ارتباط دارد.این نوع نواوری سازمانی مستقیما با فعالیت های کاری یک سازمان سرو کار و با تغییرات در محصولات و فرآیندها ارتباط دارد. نوآوری اداری با روابط بین افراد و چگونگی انجام یافتن وظایف کاری و اهداف سازمان سرو کار دارد و شامل نقش ها ، قوانین ، رویه ها و ساختارهایی است که با ارتباط بین افراد و محیط وجود دارد. نوآوری فنی با تغییر در محصول ، خدمات و فناوری تولید سروکار دارد و این نوآوری مستقیما به شکل تغییرات در تولید و فرآیندهای سازمانی صورت می گیرد.
ب )نواوری محصول و فرآیند- سازمان عموما از این دو نوع نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی استفاده می کند. نوآوری محصول به ” تولید محصولات تازه یا پاسخ به یک مصرف کننده خارجی یا نیاز بازار ” و نوآوری های فرآیندی در واقع ، ” عناصر جدیدی هستند که در تولیدات یا فعالیت های خدماتی سازمانی به کار می روند “
ج) نوآوری بنیادی و توسعه ای – نوآوری بنیادی به تغییر نگرش مدیران و تقویت منابع دانش فنی سازمان و نوآوری توسعه ای بر پیچیدگی ساختار و عدم تمرکز تاکید دارد. هنگامی که سازمان ها محصولات تازه ای را تولید می کنند و فرآیندهای مدیریتی را بهبود می بخشند ، آن ها به انگیزه و استعداد سرمایه انسانی برای خلق ایده های تازه ، توسعه رویکردهای

مطلب مشابه :  مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس