شناسایی تعهد مالیاتی در نتیجه شناسایی یک رویداد خاص باشد که در نهایت منجر به ارزش فعلی بالاتر صورتحساب های مالیاتی خواهد شد.در زمینه انگیزه های هموارسازی سود موارد دیگری نظیر تلاش باری اثرگذاری برقیمت سهام نرخهای ریسک، دستکاری پاداش مدیریت، گریز از محدودیت های قراردادهای بدهی و اجتناب از هزینه های سیاسی نیز ذکر شده اند( فرن و براون، 1994) .در زمینه تلاش برای اثرگذاری بر قیمت های سهام و نرخ های ریسک این فرض وجود دراد که با یک جریان ثبات عایدات می تواند جریان کم ریسک تر به حساب آمده و بنابراین منجر به قیمت های سهام بالاتر و هزینه های استقراض کمتر شود ( هرمان واینو،1996).از جنبه مثبت دیگر هدف مدیریت می تواند تمایل به افزایش قدرت پیش بینی سرمایه گذاران باشد.در رابطه با بحث انگیزه ها، دخالت عوامل ثانویه نیز گاهاً مورد بررسی قرار گرفته است.به طور مثال اندازه شرکت، برخی تحقیقات ( گاگنون، 1967، واتس و زیمرمن،1976 ) نشان دادند که به این دلیل که شرکت های بزرگ تر به لحاظ سیاسی حساس تر از شرکت های کوچکتراند.بنابراین ممکن است تمایل بیشتری به همورسازی سود داشته باشند و یا مورد دیگری نظر میزان دارایی های استهلاک پذیر، میزانی که شرکتهایی می توانند با استفاده از تغییرات در استهلاک دست به هموارسازی بزنند به مقدار دارایی های استهلاک پذیر نسبت به کل دارایی ها بیشتر باشد به طور بالقوه احتمال بیشتری برای هموارسازی سود از طریق تغییر در روش استهلاک وجود دارد یکی از مهمترین انگیزههای مدیرا که در تحقیقات زیادی مورد اشاره قرار گرفته است نوعی طرح های پاداش آنهاست. آن دسته از طرح های پاداش که مبتنی بر میزان سود گزارش شده باشد می تونند این انگیزه را در مدیر ایجاد کنند که سود را به نحوی دستکاری نمایند که پاداش بیشتری دریافت کنند و یا اگر میزان پاداشی که دردوره جاری به او تعلق می گیرد از سقف خاصی بیشتر نشود مقداری از سود را از طریق تکنیک های هموارسازی به دوره های بعدی منتقل کرد. و در واقع به نوعی برای استفاده های آتی ذخیره کنند. در واقع درچنین شرایطی به جای این که اعطای پاداش به مدیر بر مبنای سود، منافع او و مالکان شرکت را همسو کند و تضاد منافع را کاهش دهد،بر عمس موجب تشویق بیشتر مدیر به دست زدن به روش ایجاد شده که سود شخصی وی را افزایش می دهد کارلسون وباتالا( 1997) راه حل را در افزایش مالکیت مدیر می دانند.به اعتقاد آنها هر چه درصد مالکیت مدیران کمتر باشد.آنها به منظور حفظ موقعیت شغلی خود انگیزه بیشتری برای هموارسازی سود خواهد داشت. عامل دیگری که که به عنوان مشوق مدیران جهت هموارسازی ذکر شده میزان مالکیت موسسات در شرکت موردنظر است.برخی تحقیقات متضمن این نکته هستند که مالکانی که شکل موسسه دارند به دنبال دسترسی هر چه سریع تر به سود هستند و سرمایه گذاری ایشان جنبه کوتاه مدت دارد( هسل و نورمن،1992) دلیل این امر است که مدیران خود این موسسات به شکل فعلی ارزیابی شده وپاداش می گرند، به این ترتیب نتیجه منطقی ای است که هر چه درصد مالکیت موسسات در شرکتی بیشتر باشد.مدیران آن شرکت برای دستکاری سود بیشتر خواهد بود. الزامات مربوط به قراردادهای بدهی دیگر انگیزه احتمالی مدیران در هموارسازی سود است.به این معنا که هرگاه مدیران احساس کنند اعداد و ارقام قابل گزارش موجب نقض قراردادهای بدهی و تعهدات ارائه شده به بستانکاران خواهد شد ( و در نتیجه احتمال ورشکستگی شرکت افزاش خواهد داد) انگیزه بیشتری خواهد داشت تا از طریق هموارسازی سود خطر احتمالی را کاهش داده ومرتفع سازند( کالسون و باتالا، 1997)
هیلی و الن(1999) در مقاله خود تحت عنوان ” مروری بر ادبیات مدیریت سود و نتایج سود آن برای تدوین استاندارد” بر انگیزه های مرتبط با بازار سرمایه تاکید می کنند.آنها می نویسند استفاده گسترده از اطلاعات حسابدرای به وسیله سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی به منظور ارزش گذاری سهام می تواند انگیزه ای برا مدیران ایجاد کند تا سود را به منظور تاثیرگذاری بر عملکرد قیمت سهام در کوتاه مدت دستکاری کنند.
هیلی و والن ( 1999) از جمله به دوره های پیش از عرضه سهام اشاره می کنند که برخی شواهد نشان می دهد دستکاری سود در جهت افزایش ( بیش از واقع نشان دادن)در چنین دوره هایی واقع شده است.آنها همچنین به دستکاری مدیران جهت محقق کردن پیش بینی های صاحبنظران بازار اشاره می کنند که انگیزه هایی برای مدیران جهت دستکاری سود باشد چنین نکته ای توسط دیکو و اسکینز ( 2000) نیز مورد تایید قرار گرفته است.آنها اشاره می کنند که چندین تحقیق جدید حاکی از وجود انگیزه نزد مدیران برای برآوردن اهدافی نظیر انتظارات سرمایه گذاران در رابطه با عایدات فعلی است.در این رابطه اسکینز و اسلوان ( 2000) به نتیجه می رسند که قیمت سهام در رابطه با تغییرات غافل گیرکننده در سودها دچار تغییرات نامناسب بزرگی در جهت منفی برای شرکت هایی با سهام در حال رشد می شود. به عبارت دیگر تفسیر آن این است که شرکت های با سهام در حال رشد حتی ناکامی های کوچکی را نسبت به پیش بینی های تحلیل گران در قیمت خود نشان دهند دچار کاهش های قیمتی نامتناسب بزرگی می شوند.کاناگارتنام و همکاران (2001) به نقل فاندتبرگ وتیرول(1995) امنیت شغلی مدیران را انگیزه ای برای آنها جهت هموارسازی سود می دانند.آنها هم چنین به عواملی نظیر نیاز به تامین مالی از خارج از شرکت نیز اشاره می کنند در توجیه امنیت شغلی به عنوان انگیزه آنها می گویند که مدیران برای کاهش احتمال مداخله ( مالکان ) و احتمال اخراج، عملکرد خود را بهتر جلوه می دهند.تفسیر عامل نیاز به تامین مالی از خارج از شرکت نیز این گونه است که با فرض این که هزینه بدهی به ریسک شرکت ( و در این جا بانک به طور خاص) وابسته باشد، مدیران بانک انگیزه خواهد داشت تا با کاهش نوسانات عمده از طریق هموارسازی این ریسک و نهایتا هزینه بدهی را کاهش دهند.برخی تحقیقات با نگاهی مثبت به هموارسازی سود آنرا ابزاری برای مدیران در جهت افشای اطلاعات محرمانه خود در رابطه با عایدات آتی دانسته اند.
کرسکن هایتر و ملوماد (2002) ،سانکار و سوبراماینام(2001)، دمسکی( 1998) .رونن و سادن( 1981). کرسکنهایتروملوماد(2002)،سودهای گزارش شده را دارای ماهیتی دوگانه دانسته ان .به اعتقاد آنها اگر چه از یکسو سطح سود گزارش شده سرمایه گذاران را قادر به استنتاج در زمینه منظم جریانات نقدی دائمی آینده می کند اما از سوئی دیگر نوساناتی که چنین سودهایی دارند،اعتماد سرمایه گذاران به این استنتاج ها را سست می کند.بدین ترتیب دوگانگی نقش سودهای گزارش شده را می توان مشوقی برای مدیران در جهت هموارسازی سود دانست.
تاکر و زاروین (2005) به طور کلی دو انگیزه برای هموارسازی سود قائلند:
1-تحریف کردن 2-اطلاع رسانی
که به طور وضوح در دو سر یک طیف قرار دارند. چنین اظهار نظری در واقع می تواند به ساده ترین شکل کل اهداف و انگیزه های بیان شده برای هموارسازی سود در طی 50 سال اخیر را خلاصه کند. البته چنین اظهار نظری مشکل کسانی را که به دنبال جوابی برای سوال ” هموارسازی سود” بالاخره خوب یا بد هستند را حل نمی کند. اما به وضوح مرزبندی بین دیدگاههای موافق و مخالف را نشان می دهد ولی در تحقیق حاضر با تایید فرضیه اول انگیزه تحریف هموارسازی مورد تایید قرار می گیرد.

مطلب مشابه :  ، سموم، انگل، بیولوژیک، حشره، آفت

2-5- ابزارها و روش های مورد استفاده در هموارسازی ( مصنوعی) سود
تحقیق حاضر به هموارسازی مصنوعی سود می پردازد.در هموارسازی مصنوعی مدیریت با استفاده از یک سری روش ها به دستکاری سود می پردازد.روشها یا ابزارهای هموارسازی سود را به شرح زیر می دانند( رونن و سادن،1981):
*زمان بندی رویدادها
*انتخاب روش های تخصیصی
*طبقه بندی رویدادها
2-5-1- زمان بندی رویدادها
زمان بندی رویدادها یک انتخاب مدیریت است تا یک انتخاب حسابداری مدیر برای اینکه سود را هموار کند رویدادهایی را که اتفاق افتاده اند در زمان خود شناسایی و ثبت نمی کند و به سال های دیگر منتقل می کند مثلاً ثبت فروش به عنوان پیش دریافت یا ثبت پیش دریافت به عنوان فروش.
در این روش مدیران در سال هایی که قصد دارند سودشان کمتر شود فروش های آخر سال مالی را دیرتر شناسایی می کنند تا این فروش ها در سال آتی ثبت شود و باعث می شود درآمدهای سال جاری کمتر گزارش گردند و با اینکه می تواند از طریق شناسایی هزینه های مربوط به آغاز سال آتی در سال جاری هزینه های سال جاری را بیشتر شناسایی کند تا سود سال جاری کمتر شود و یا در سال هایی که قصد دارد سود بیشتری را گزارش کند دقیقاً عکس حالت قبل رخ می دهد به طوری که درآمدهای سال آتی را در سال جاری و زودتر شناسایی می کند و یا از طریق انتقال هزینه های سال جاری به سال آتی این مهم اتفاق می افتد.
2-5-2- هموارسازی از طریق انتخاب روش های تخصیص
یعضی از روش های حسابدرای هستند که منجر به سودهای هموار می شوند مثلاً در روش های استهلاک اگر هزینه استهلاک بر اساس ساعت کارکرد با تعداد تولید محاسبه شود هر چقدر ساعات کارکرد و تعداد تولید محصول بیشتر باشد هزینه استهلاک نیز به همان نسبت بیشتر خواهد بود. پس هر چقدر در آمد با فروش بیشتر شود، هزینه هم بیشتر خواهد بود و سود نیز با یک روند ثابت تغییر خواهد کرد ولی اگر هزینه استهلاک بر اساس یکی از روش های خط مستقیم یا نزولی محاسبه شود.هزینه استهلاک محاسبه شده با میزان درآمد با فروش مرتبط نیست از بین روش های نگهداری موجودی ها، روش های ذخیره گیری مطالبات روش هایی که از دیدگاه سود( زبانی) ناشی می شوند.با میزان فروش مرتبط هستند.پس مدیر با استفاده از روش های حسابدرای می تواند سودهای همواری را گزارش کند.
2-5-3- هموارسازی از طریق طبقه بندی
مدیران با استفاده از طبقه بندی رویدادها دست به هموارسازی سود می زنند به عنوان مثال عادی یا غیرعادی تلقی کردن برخی اقلام سود( زیان) منجر به افزایش یا کاهش سود عملیاتی خواهد شد. تحقیقات صورت گرفت در مورد ابزارهای هموارسازی سود به شرح زیرمی باشند:
( آشاری کوه و رونگ، 1994) ابزراهای هموارسازی را به شرح زیر طبقه بندی کرده اند:

مطلب مشابه :  ، داده،، تجربیات، تسهیم، ترسیم، ودانش

تغییر در خط مشی های حسابداری
هزینه های بازنشستگی
سود و سهام
اقلام غیر مترقبه
معافیت مالیاتی سرمایه گذاری ها
استهلاک و هزینه های ثابت
تصمیمات اختیاری حسابداری
طبقه بندی حسابداری
( گردن، هورویتزومیرس، 1966) به این نتیجه رسیدند که یکی از ابزارهای هموارسازی، روشهای حسابدرای و معافیت سرمایه گذاری ها می باشد( اُرچیبالد ، 1967) روش های استهلاک را به عنوان ابزار هموارسازی تایید کرده است ( کاشینگ ، 1969) معتقد است تغییرات حسابدرای یکی از ابزارهای هموارسازی می باشد.( رونن و سادن، 1981) طبقه بندی رویدادهای تحت عنوان اقلام غیر مترقبه یا عکس آن را یکی از ابزارهای هموارسازی تایید کرده اند.
همچنین ( بیلدمن،1973) دوویژگی اصلی را لازمه یک ابزار مناسب هموارسازی می داند:
مدیران بتوانند با استفاده از این ابزار نوسان های سود را به گونه ای کاهش دهند که آنها را به تحقق اهداف بلند مدتشان در گزارشگری سود نزدیک سازد.
استفاده از این ابزار شرکت را در آینده متعهد به عمل خاصی ننماید.
ذخیره و اندوخته ها

2-6- اقلام تعهدی
جونز اقلام تعهدی را تفاوت بین سود حسابداری و جریان وجه نقد حاصل از عملیات بیان می کند. بدین معنی که اقلام تعهدی بزرگنشان دهنده فزونی سود گزارش شده نسبت به جریان وجوه نقد تولید شده توسط شرکت می باشد. یکی از نقشهای مهم اقلام تعهدی، انتقال یا تعدیل شناسایی جریانات نقدی در طول زمین می باشد بطوریکه اعداد تعدیل شه ( سود) عملکرد شرکت را بهتر ارزیابی می نماید.( بیانیه شماره 1 مفاهیم حسابدرای ،44) به عنوان مثال ثبت یک حسابهای دریافتنی باعث شناسایی زود هنگام جریان نقدی آتی در سود و تطابق زود هنگام زمانبندی شناسایی رویدادها از دید حسابدرای یا زمانبندی منافع اقتصادی حاصل از فروش می شود به هر حال ،معوقات اغلب بر اساس مفروضات و برآوردها می باشند که اگر اشتباه باشند بایستی در سود و معوقات آتی تصیح گردند.برای مثال اگر عایدات حاصل از دریافتنیها کمتر از برآورد اولیه باشد، ثبت بعدی خطای برآورد را نشان می دهد در حالیکه صاحبنظران اعتقاد دارند که خطای برآورد و اصلاحات بعدی خبری است که نقش سودمند معوقات را کاهش می دهد.بنابراین، کیفیت معوقات و کیفیت سود در هنگام مواجه با خطای برآورد کاهش می یابد.
2-6-1- اهمیت اقلام تعهدی
همیشه این احتمال وجود دارد که اطلاعاتی که یک شرکت ارائه می کند درست نباشد، بنابراین در کنار مخاطرات متعددی که در ارتباط با شرکت می تواند وجود داشته باشد، یکی از آنها هم ریسک اطلاعات می باشد.یعنی همواره ممکن است اطلاعاتی که شرکت می خواهد در صورتهای مالی آن را نشان دهد چیزی دور از اقعیت، یا فریب آمیز باشد.بر این اساس سودی که در صورت سود و زیان ارائه می شود، نمی تواند بیانگر این موضوع باشد که واحد تجاری توان مستمر برای بدست آوردن این مبلغ سود را خواهد داشت، یا چه مقدار از این سود می توان به عنوان وجه نقد میان سهامداران تقسیم شود.چون تمامی سهامداران مایلند که سالانه مبلغ ثابتی از سود سهام به آنها پرداخت شود، ثبات در تقسیم سود، پایین بودن ریسک شرکت است.حتی اگر در سالی ،شرکت به جای سود دچار زیان شود.باید برای جلوگیری از ایجاد نگرش منفی در سرمایه گذاران فعلی و آتی،