حاصل از این پژوهش نشان می دهد که بین ارزش های فرهنگی شرکت از قبیل مردگرایی، فاصله قدرت، اجتناب از عدم اطمینان با هموارسازی سود رابطه معناداری وجو دارد.
حقیقت و رایگان ( 1387) در تحقیق به بررسی نقش هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی سود در خصوص پیش بین سودهای آتی پرداختند، همچنین ارتباط بین سود هاوبازده جاری و آتی را با وارد کردن شاخص هموارسازی بررسی کرده اند و نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که قیمت جاری سام شرکت هایی که بیشتر اقدام به هموارسسازی کرده اند، حاوی اطلاعات کمتری دربازه سودهاو جریان نقدی آتی است.
نمازی و خواجوی(1383) در تحقیقی به بررسی سودمندی متغیرهای حسابدرای در پیش بینی ریسک سیستماتیک شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد هموارسازی سود می تواند بر ارزش شرکت ها را بواسطه تاثیر در هزینه تامین ملی، بی ثباتی کم تر در سود و کاهش احتمال ورشکستگی، بیشتر کند.این امر باعث می شود که هموارسازی سود در ارزش بازار شرکت تاثیر مثبت پیدا کند بنابراین نتیجه گرفتند بین شاخص هموارسازی سود و شاخص ریسک سیستمکاتیک رابطه معکوس وجود داشته باشد جهت عکس رابطه این دو متغیر از آنجا ناشی می شود که نوسانات در فروش و سود باعث افزایش ریسک شرکت از نظر سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان می شود.
قائمی، قیطاسوند و توجکی(1382) در تحقیقی تأثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قررا داده اند.نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که هموارسازی اثری بربازده غیرعادی شرکتها ندارد. ولی اثر توأم صنعت با هموارسازی بر بازده غیرعادی شرکتها مشهود است هموارسازی و اندازه توأماًً بر بازد غیرعادی بی اثر بوده است اما هموارسازی و افزایش سرمایه را توأماً می توان عاملی مؤثر بر بازده غیرعادی شرکتهای پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران دانست.
پناهی وسمائی(1384) در تحقیقی به بررسی هموارسازی سود و بازده تعدیل شده بر اساس ریسک نتایج حاصل از آزمون رابطه بین هموارسازی سود و بازده تعدیل شده براساس ریسک نشان داد که بین هموارسازی سود و بازده تعدیل شده بر اساس ریسک رابطه معنی داری وجود دارد برای اطمینان بیشتر بین هموارسازی سود و میانگین بازده شرکتها رگرسیون انجام شد، نتایج حاصل از این آزمون نیز نشان داد که بین هموارسازی سود و بازده رابطه ای معنی دار و مثبت وجود دارد تایید فرضیه نخست بدین معنی است که هر چه شرکتی بیشتر سود خود را هموار کند بازده تعدیل شده بر اساس ریسک آن نیز بالاتر است و بین هموارسازی و بازده تعدیل شده بر اساس ریسک رابطه خطی مثبتی وجود دارد.نتایج حاصل از آزمون رضیه دوم نیز موید نتایج فرضیه اول بوده و نشان می دهد که شرکتهای که هموارسازی سود انجام می دهند به طور میانگین بازده غیرنرمال بیشتری دارند همانگونه که قبلاً نیزبیان شده، بازده غیرنرمال، بر بازده مورد انتظار است.لذا می توان نتیجه گیری کرد که بازده واقعی شرکتهایی که هموارسازی سود انجام می دهند از بازده مورد انتظار آنها بالاتر است.چنانچه عوامل ایجاد کننده بازده را به دو قسمت سود نقدی سهام و تغییرات قیمت تقسم کنیم حاصل ازآزمون فرضیه دوم نشان می دهد که بازده ناشی از تغیررات قیمت شرکتهایی که هموارسازی سود انجام می دهند بیشتر از شرکتهایی است که هموارسازی سود انجام نمی دهند.این مهم می تواند ناشی از بالاتر بودن عرضه و تقاضا برای سهام این شرکتهاست که باعث افزایش قیمت آنها می گردد. به عبارت دیگر شرکتهایی که هموارسازی سود انجام میدهند توانسته اند توجه سرمایه گذاران انتظار دارد و علاوه بر حداقل بازده بدون ریسک ( نرخ بهره اوراق مشارکت) و صرف ریسک، بازده بدون ریسک مازادی را عاید سرمایه گذاران می کند و بزرگی(1381) در تحقیقی به بررسی طراحی و تبیین الگوی اثر بخشی سازمان در شرایط عدم اطمینان محیطی در شرکت های ساخت کامپیوتر تهران پرداخت و نتایج حاصل نشان می دهد عدم اطمینان محیطی یک متغیر و مفهوم اساسی در ادبیات نظریه و طراحی سازمان است.بدین منظور از ابزارهای زیر برای اندازه گیری عدم اطمینان محیطی استفاده کرد.
ابزار سنجش عدم اطمینان محیطی لارنس و لورش
ابزار سنجش عدم اطمینان مایلر و اسنو
ابزار سنجش عدم اطمینان دونکن
صالحی(1390) درتحقیقی با عنوان بررسی مدیریت ریسک، رویکرد نوین برای ارتقا اثر بخشی سازمان ها به این نتیجه رسید که شناسایی و مدیریت ریسک یکی از رویکردهای جدید است که برای تقویت و ارتقای اثربخشی سازمانها مورد استفاده قرار می گیرد.به طور کلی، ریسک با مفهوم احتمال متحمل زیان و یا عدم اطمینان شناخته می شود که انواع مختلف و طبقه بندی متنوع دارد.یکی از این طبقه بندیها ریسک سوداگرانه و ریسک خطرناک است. تمامی اشکال ریسک شامل عناصر مشترکی چون محتوا، فعالیت،شرایط و پیامدها هستند. طبقه بندی دیگر ریسک استراتژیک و ریسک عملیاتی است.مدیریت ریسک به مفهوم سنجش ریسک و سپس اتخاذ راهبردهایی برای مدیریت ریسک دلالت دارد.انواع ریسک ها بر حسب وقوع و تأثیر آنها قابل تقسیم است که نتیجه آن پرتفوی ریسک و اعمال استراتژی های مناسب ( انتقال،اجتناب، کاهش و پذیرش ) است.
حقیقت و رایگان (1387)، نقش هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی سودها در خصوص پیش بینی سودهای آتی را طی سالهای 1380 تا 1382 بررسی نمودند. نتایج تحقیق نشان داد که قیمت جاری سهام شرکتهایی که اقدام به هموارسازی سود کرده اند حاوی اطلاعات کمتری دربازه سودهای اتی و جریان های نقدی آتی بوده است. بنابر این هموارسازی سود به قصد تحریف و نه انتقال اطلاعات محرمانه مدیریت انجام شده است.
دموری و همکاران(1390) به بررسی رابطه بین کیفیت سود و ارزش شرکت در سال های 1379 تا1386 پرداختند در این تحقیق ار روش ایکل استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که شرکتهای هموارساز با کیفیت بالاترین ارزش و برای شرکتهای غیر هموارساز سود بدون کیفیت کمترین ارزش را قائل هستند.
حجازی و همکاران(1390) در تحقیق خود تحت عنوان هموارسازی سود و عدم اطمینان اطلاعاتی، رابطه بین این دو متغیر را طی سالهای 1384تا 1388 بررسی نمودند. نتایج تحقیق نشان داد که بین هموارسازی سود و و عدم اطمینان اطلاعاتی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. و اقلام تعهدی اختیاری نسبت به اقلام تعهدی کل توانایی بیشتری در توضیح عدم اطمینان اطلاعاتی واحد تجاری دارند.

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسي دين و آراء فقهاء

2-12-2- تحقیقات خارجی
” هپ ورث” در سال 1953 انگیزه های مختلف برای هموارسازی سود را برشمرد و تکنیک هایی را در حسابداری ارائه نمود که می توانست سود را هموار کند.” گوردون” در سال 1964 بیان کرد:” مدیریت سود را هموار می کند تا رضایت سهامداران را نسبت به سودآوری شرکت افزایش دهد”.” گوردون، هوروایتز و میرس “.در سال 1966 ارتباط بین رویه حسابداری بخشودگی مالیاتی ( ابزار هموارسازی سود) را با نرخ رشد سود هر سهم و بازده صاحبان سهام ( اهداف هموار سازی سود) بررسی کردند نتایج به دست آمده ارتباط با اهمیتی را بین دو جزء نشان می دهد که از وجود هموارسازی سود حمایت و پشتیبانی می کند از طرف دیگر ” دایخ و درک” در سال 1966 سود و زیان حاصل از فروش اقلام سرمایه ای را بررسی کردند و هموارسازی سود بااهمیتی را پیدا نکردند/” آرجی بلد” در سال 1967 روی روش های استهلاک تحقیق کرد و هموارسازی در بین شرکت های نمونه را تایید کرد.” کاپلند” در سال 1968 از آنچه که یک طرح هموارسازی خوب باید داشته باشد تعریفی ارائه نمود و کشف کرد که افزایش سری های زمای، هموار کننده های طبقه بندی نشده را کاهش می دهد ” کاپلند و لیکاسترو” در سال 1968 در تحقیقاتشان با عنوان عدم تلفیق شعب به این نتیجه رسیدند که هموارسازی سود صورت نمی گیرد.” کاشینگ” در سال 1969 تحقیقی روی تغییر در خط مشی و اصول حسابداری نمود و به این نتیجه رسیدند که هموارسازی سود انجام می گیرد.” داشر و مالکوم” در سال 1970 به این نتیجه رسیدند که در صنایع دارویی هموارسازی عمدی انجام می گیرد.همچنین این دو محقق روی اقلام غیر مترقبه نیز تحقیق کردند و عمل هموارسازی را تایید نمودند.” وایت” در سال 1970 در تحقیقاتش با عنوان تصمیم گیری اختیاری از بین دو یا چند رویه حسابداری به این نتیجه رسیدند که هموارسازی سود صورت نمی گیرد” بارفیلد و کامیسکی” در سال 1972 حسابداری عدم تلفیق شعب( مشابه تحقیق کاپلند و لیکاسترو در سال 1968) و به شواهدی دال برهموارسازی سود دست یافتند ” بیدلمن” در سال 1973 نشان داد که شرکت ها از ابزارهای خاصی چون تبادل دارایی و بدهی، هزینه های بازنشستگی ،هزینه های تحقیق و توسعه و هزینه ای فروش و بازاریابی جهت هموارسازی سود استفاده می کنند.
بوت، کالانکیو ومارتین، (1996)به این نتیجه رسیدند که شرکت های هموارساز بازده غیرعادی بالایی نسبت به شرکت های غیرهموار ساز دارند.در تحقیق دیگری گی، کالی وبادربناث( 1989) اعلام کردند که سرمایه گذاران معمولاً از شرکت هایی که انحراف بالایی را در سود تجربه می کنند با شرکت هایی که ریسک بالایی دارند دوری می کنند. به آن خاطر سرمایه گذاران به شرکت هایی که سودهای هموار گزارش می کنند.توجه می کنند.بریکر،( 1995) بیان کرد که انجمن تحلیل گران کیفیت سود، هدف مدیر یک شرکت برای مدیریت سود را اجتناب از سودهای غیرمنتظره می دانند.
تحقیق دیگری توسط میچلسون،وانگرو ووتون (199) در محیط اقتصادی آمریکا صورت گرفت. در آن تحقیق ارتباط بین هموارسازی سود و بازده شرکت ها آزمون شده است.این تحقیق فرض کرده اند عکس العمل بازار برای شرکت های هموارکننده سود مثبت است و برای تحقیق خود 358 شرکت از شرکت های شاخص sandp در دوره زمانی 1980 تا 1991 انتخاب کرده اند و چار سطح سود را ( درآمد عملیاتی بعد از استهلاک، سود قبل از کسر مالیات ،سود قبل از اقلام غیر مترقبه و سود خالص) بر اساس شاخص ایکل در هر یک از چهار سطح سود ،زکت های هموارساز و غیر هموارساز را از همدیگر جدا کرده اند و بازده غیرعادی شرکت های هموارساز و غیر هموارساز برای هر سطح از سود مشخص شده است و میانگین بازده غیر نرمال شرکت های همورساز و غیرهموارساز با استفاده از آزموون تی ورد مورد مقایسه قرار گرفته است و همچنین تاثیر متغیرهای مثل نوع صنعت، اندازه شرکت را در کسب بازده غیرعادی بررسی کرده اند.برای بررسی تاثیر نوع صنعت شرکت ها را در 8 طبقه، طبقه بندی کرده اند و با استفاده از آزمون F این بررسی مورد آزمون واقع شده است. برای بررسی تاثیر متغیر اندازه شرکت در بازده غیرنرمال میانگین بازده غیرعادی شرکت های بزرگ و شرکت های کوچک را با استفاده از آزمون T مورد بررسی قرار داده اند و در نهایت به نتایج زیر دست یافته اند:
هموارسازی سود بین نمونه انتخاب شده وجود داشته است.
شرکت های هموارساز میانگین بازده غیرعادی بیشتری را نسبت به شرکت های غیر هموارساز داشته اند
عکس العمل بازار در مورد شرکت های کوچکی که عمل هموارسازی را انجام داده اند نسبت به شرکت های بزرگتر بیشتر است.
بین نوع صنعت و همواسازی ارتباط وجود دارد.
شرکت های بزرگتر اگر بیشتر از شرکت های کوچکتر عمل هموارسازی را انجام داده اند.
مارتینز و همکاران( 2011) به بررسی موضوع هموارسازی سود، بازده سهام و ریسک درکشور برزیل پرداختند در این پژوهش با استفاده ازروش نمونه گری 145 شرکت،در طول سالهای 1998 – 2007 انتخاب شد و نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که شرکت هایی که به هموارسازی سود دست میزنند.ریسک سیستماتیک پایین تری نسبت به دیگر شرکت ها دارا می باشند، همچنین این شرکت دارای بازده سهام بالاتری می باشد.
بلک و ساپینزا( 2008) در تحقیق دیگری بررسی کرده اند که آیا قیمت گذاری نادرست بازار، تصمیمات سرمایه گذاری را تحت تاثیر قرار می دهد.آنها اقلام تعهدی اختیاری را به عنوان نماینده ای برای قیمت گذاری نادرست بازار سهام استفاده کرده اند و نتیجه گرفتند که اقلام تعهدی اختیاری،بازده های آتی سهام را تحت تاثیر قرار می دهد.
تاکروزاووین(2006) در تحقیق به بررسی این موضوع پرداختند که آیا همواسازی سود اثر بخشی سود را بهبود می بخشد یا نه؟ نتایج تحقیق نشان داد که رابطه بین تغییرات در سودهای آتی، و بازده جاری سهام شرکت هایی که بیشتر سود خود را هموار می نمایند، بیشتر است.همچنین پایداری سود شرکت هایی که در گذشته اقدام به هموارسازی سود کرده اند،در آینده نیز بیشتر است.
حبیب، حسین و جیانگ (2011) در تحقیق مشابه به بررسی تاثیر هموارسازی سود بر قیمت گذاری بازار در شرایط عدم اطمینان محیطی پرداختند که مبنای اصلی تحقیق حاضر نیز می باشد.نتایج حاصل از آزمون فرضیه با استفاده از نمونه سال های1988 تا 2006 نشانداد هموارسازی سود با ابزده سهام در یک محیط با عدم اطمینان بالا مرتبط می باشد.بنابراین هموارسازی سود بیشتر به قصد اطلاع رسانی انجام می گیرد و قیمت سهام شرکت ها بیشترین اطلاعات درباره سود آینده شرکت ها را دارا می باشند.
فرانسیز و میلیکان ( 1987) در تحقیقی به بررسی انواع عدم قطعیت درباره محیط پرداختند و به این نتیجه رسیدند عدم اطمینان شرایط، عدم اطمینان اثر و عدم اطمینان پاسخ سه نوع از عدم اطمینان ذهنی درباره محیط می باشد.
هانگ و وزانگ( 2008) به بررسی این موضوع پرداختند که آیا هموارسازی مصنوعی وهموارسازی طبیعی در ارزش شرکت تاثیر دارد؟ و به این نتیجه رسیدند که ارزش شرکت با به کارگیری هموارسازی

مطلب مشابه :  پایان نامه انتخاب قانون حاکم برتر در تنظیم قراردادهای تجاری بین المللی فروش کالا