سایت دانلود پایان نامه های حقوق

عنوان کامل پایان نامه :

شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل

تکه هایی از این پایان نامه :

مباني مهاجرت به فلسطين:

فلسطين شاهد پنج موج مهاجرت يهوديان بود که به دنبال بحرانهاي مستمر سياسي در اواخر قرن نوزده تا زمان جنگ جهاني دوم صورت گرفت.

  • در موج اول مهاجرت بين سالهاي 1903-1882، ده هزار يهود روسي براي فرار از عواقب ترور تزار روس و رنج هايي که در اين کشور متحمل شده بودند، مهاجرت کردند.
  • در موج دوم مهاجرت بين سالهاي 1918-1904، 85000 يهودي به فلسطين مهاجرت کردند.
  • در سومين موج مهاجرت بين سالهاي 1923-1919، پس از انقلاب بلشويک ها در روسيه 35000 يهودي به فلسطين مهاجرت کردند.
  • در موج چهارم بين سالهاي 1923-1924 با روم ها2000 6 مهاجر يهودي به دنبال اقدام آمريکا در تصويب قانوني که مهاجرت به اين کشور را محدود مي کرد، راهي فلسطين شدند.
  • در موج پنجم مهاجرت بين سالهاي 1933 تا 1938 ، تعداد مهاجران به 164000 نفر رسيد که متعاقب اخراج يهوديان از اردوگاه هاي محل سکونتشان بوده و به موازات موج پنجم، مهاجرت مخفيانه يهوديان شرقي از يمن، اتيوپي، شمال آفريقا، و ترکيه و ايران در دهه 1940 آغاز شد.

در سال 1879، کنگره بال به رياست تئودور هرتزل، روزنامه نگار و نويسنده مجاري تبار و موسس صهيونيسم سياسي مدرن، در سوئيس تشکيل شد. سياست ها و اهداف وبرنامه هاي جهاني خود را تحت عنوان « پروتکل هاي زعماي صهيون »، در 24 بند تدوين کردند. روزنامه و ايزي فري پرس در 24 دسامبر 1912، به نقل از يکي از زعماي صهيون نوشت : « زعماي صهيون که سيصد نفرند و همگي يکديگر را مي‌شناسند، سرنوشت اروپا را تعيين مي کنند ».[1]

در نقل قول ديگري از يکي ديگر از رهبران صهيونيسم، به نام بنيامين ديزرائيلي، آمده است: « دنيا به دست شخصيت هايي اداره مي شود که در پشت پرده دست اندرکارندوهمه ي اين شخصيت ها صهيونيست هستند ». [2]

در پروتکل شماره 11،اهداف جهاني برتري طلبانه ونژادپرستانه صهيونيسم،اين گونه اعلام شده است:

« خداوند به ما قوم برگزيده، نعمت اسارت، تبعيد، تفرق و پراکندگي در جهان را ارزاني داشت. اين امور در گذشته نشان ضعف ما بودند. بعدها سبب قدرت ما شدند، قدرتي که امروز ما را در آستانه حکومت جهاني قرار داده است. ما تا اينجا رسيده ايم و فقط مانده است که ساختمان حکومت آينده خود را در برابراين شالوده‌ها استوار کنيم و اين کار چندان دشوار نيست». [3]

اما برگزاري کنفرانس بال که راه را براي ايجاد دولت صهيونيستي در فلسطين هموار کرد، حاصل تلاش هاي هرتزل بود. او در کتاب خود تحت عنوان « دولت يهود » با تشريح وضعيت ناگوار يهوديان در اروپا و اشاره به جريان يهود ستيزي در آنجا، ايده همسان سازي و ادغام يهوديان را در جوامع غير يهودي غير ممکن دانسته و خواستار ايجاد دولت مستقل يهود در فلسطين شد که همين ايده در کنگره بال به تصويب رسيد. هرتزل دراين باره گفته است :

« اگر بخواهم کنگره بال را در يک کلمه جمع کنم، بايد بگويم در بال من کشور يهود را بنيان گذاشتم، اين را علني نخواهم گفت، چون اگر امروز چنين بگويم، جهان به من خواهد خنديد. اما شايد در عرض پنج سال و مسلماً در 50 سال آينده جهان کشور يهود را به چشم خود خواهد ديد ».[4]

بررسي‌ها نشان مي‌دهد که در زمان برگزاري کنفرانس بال، 95 درصد مردم فلسطين عرب بودند که 99 درصد زمين هاي آنجا را تحت مالکيت خود داشتند. با اين وجود، صهيونيسم جهاني اراده کرده بود که حکومت خود را در سرزميني که به او تعلق نداشت برپا کند.

هرتزل براي اجراي برنامه هاي کنفرانس بال، شخصاً وارد عمل شده و درصدد فراهم آوردن زمينه‌هاي انتقال يهوديان به فلسطين برآمد. از جمله پيشنهاد يهوديان به فلسطين، اعطاي وام کلان از سوي يهوديان به دولت عثماني بود که با پيشنهاد هرتزل موافقت نکردند، بلکه دولت عثماني با تصويب قوانين و صدور دستوراتي، ورود يهوديان به خاک فلسطين و خريد زمين هاي آنجا را توسط يهوديان ممنوع کردند.

هرتزل در تلاش‌هاي خستگي ناپذير خود در سال 1901 براي سومين بار به استانبول سفر کرد و پس از چند روز توانست با وساطت آرمينوس وامبري، يهودي متنفذ که از مشاوران سلطان عبدالحميد بود ملاقات نمايد[5]. وي در اين ملاقات ضمن تلاش مزورانه جهت جلب اعتماد سلطان، آمادگي کامل خود را جهت خدمات مالي، به ويژه تسويه ديون عثماني و اعطاي وامي به مبلغ يک و نيم ميليون ليره ترک اعلام مي‌کند. عبدالحميد نيز در پاسخ با تاکيد بر اينکه يهوديان در امپراتور عثماني همچون ساير شهروندان آن، از همه گونه امنيت، آسايش و رفاه برخوردار بوده اند و خواهند بود، گفت : « …. دوست دارم عدالت و مساوات براي همه هموطنان به اجرادرآيد. اما ايجاد دولت يهود در فلسطين، که ما با خون نياکان بزرگ خود آن را به دست آورده ايم هرگز».[6] اما صهيونيست ها از اين گفته عبدالحميد نااميد نشده و به تلاش ها و توطئه هاي خود ادامه دادند و با نفوذ به درون تشکيلات دولتي عثماني اقدام به تضعيف و تجزيه دولت عثماني کردند، دولت عثماني را وارد جنگ جهاني اول کردند و حمله به تصرفات دولت عثماني آغاز و حکومت عثماني را سرنگون و به تقسيم سرزمين هاي او اقدام نمودند و بدين ترتيب، راه را براي مهاجرت يهوديان به فلسطين هموار شد و صهيونيست ها يک گام ديگر به هدف ايجاد دولت يهود در اين سرزمين نزديک تر شدند.

آنچه که حائز اهميت است و ارتباط محکم با حق تعيين سرنوشت و حق حاکميت ساکنان و صاحبان اوليه و اصلي فلسطين دارد، اين است که در تمام طول اين مدت که بيت المقدس و برخي شهرهاي مهم فلسطين صحنه نبرد قدرت هاي بيگانه جهت تحميل حاکميت خود بر منطقه بودند، ساکنان اصلي و اوليه آن، يعني همان کنعاني‌هاي جزيره العرب که در اقصي نقاط و در جاي جاي فلسطين مقيم شده و به زندگي خود مشغول بودند، همچنان به اين حضور ادامه داد، و هرگز سکونتگاه هاي خود را ترک نکردند. اين گونه نبوده است که فاتحان خارجي اين سرزمين که از نقاط دور و نزديک به آنجا حمله مي کردند، تک تک بوميان آنجا را بيرون رانده و قوم و ملت ديگري را به جاي آنان در آنجا ساکن کرده باشند.

حتي عضو سابق مدرسه آمريکايي مطالعات شرق در اورشليم به اين نکته اذهان دارد که، بوميان فعلي سرزمين فلسطين ريشه در کنعاني هاي جزيره العرب دارند.

حقيقت امر اين است که هم صهيونيست ها و هم صليبي ها به درستي واقف بودند که اعراب کنعاني اولين مهاجران و صاحبان اصلي فلسطين هستند، اعرابي که در سرتاسر اين سرزمين پراکنده شده، به حضور خود در آنجا ادامه داد، با ورود مسالمت آميز مسلمانان به اين سرزمين مسلمان شده و در زماني که صهيونيست ها خواستار يهودي کردن فلسطين بودند.

اگر صهيونيست‌ها خواستار يهودي شدن و بازگشت به سرزميني بودند که اعقاب نژادي آنها، يعني عبراني ها، در حدود قرن هجده قبل از ميلاد به آنجا پا گذاشتند، اجداد اعراب ساکن آنجا، يعني کنعاني هاي جزيره العرب، حدود سه هزار سال قبل از ميلاد به آنجا مهاجرت کرده و در آنجا ماندند. اگر صهيونيست ها با تمسک، به يهوديت خواستار بازگشت به سرزمين هستند که از سال هزار قبل از ميلاد، فقط به مدت 414 سال، تحت حاکميت يهوديان بوده، اعراب فلسطين، مسلماناني هستند که از سال 15 تا سال 1337 هجري (636 تا 1917 ميلادي ) که انگليسي ها آنجا را اشغال نظامي کردند – به جز مدت قريب به يک قرن حاکميت جزيي و محدود صليبي ها به مدت دوازده قرن و نيم بر اين سرزمين حاکم بودند.

لذا چيزي که کمترين توجه اي به آن نشد، پراکندگي و آوارگي انسانهايي بود که با اولين حضور صهيونيست ها در فلسطين رقم­خورد و امروزه بيش از 4ميليون نفر از آنها از موطن اصلي خود آواره هستند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف تحقيق :

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد با موضوع محاربه در حقوق فقهای شافعی و حنفی

به جهت مسائل منطقه اي و بين المللي و پايدار شدن صلح و امنيت در خاورميانه به نظر مي‌رسد که با عضويت فلسطين در سازمان ملل متحد اين امر مهم صورت پذيرد . اهداف اين پايان نامه اين است که آيا کشور فلسطين شرايط و معيارهاي لازم مندرج در کنوانسيون مونته ويدئو را که شامل جمعيت دائم سرزمين مشخص ،حکومت و اهليت ورود به روابط ديگر کشورها را دارد و اينکه فلسطين در شمول مواد 3 تا 6 منشور ملل متحد در جهت عضويت در سازمان ملل متحد قرار مي‌گيرد.

1-4- سوالات تحقيق :

1 ) فلسطين  شرايط کشور شدن در حقوق بين الملل را دارد؟

2 ) شناسايي کشور فلسطين از سوي 127کشور جهان مي تواند فلسطين را تبديل به کشور کند و يا براي کشور شدن فلسطين نياز به شناسايي تمام کشورهاي جامعه بين المللي داريم؟

3 ) فلسطين شرايط عضويت در سازمان ملل متحد را دارد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل  با فرمت ورد