دانلود متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل

تکه هایی از این پایان نامه :

اقليت‌ها: [1]

کشور را نمي‌توان تنها از ملت به معناي افرادي که فقط از لحاظ زبان، فرهنگ و آداب ورسوم واحدي پيروي مي‌کنند متشکل دانست بلکه افرادي ممکن است در يک کشور باشند که داراي خصوصيات فرهنگي و زباني و بعضاً نژادي متفاوت از اکثريت اعضاي جامعه باشند که آنها را اقليت مي خوانند اقليت‌ها داراي حقوقي هستند که مهمترين آنها حق تابعيت مي باشد و دولت موظف است از آنها حمايت نمايد البته صرف تابعيت مشکل اين افراد را حل نمي کندبلکه بارها اين اقليت ها مورد تهاجمات مختلف از جمله کشتار،استثمار، تبعيض در کار، محروميت از بعضي حقوق اجتماعي يا نژادپرستي قرار گرفته‌اند و براي جلوگيري از اين مسائل بايد به شرافت، حيثيت و ارزش انسانها احترام گذاشت و براساس اصل انصاف با آنها رفتار کرد تا اين افراد با احساس آرامش و امنيت باديگر اعضاي جامعه همکاري و معاضدت نمايند.

به عبارت ديگر رعايت حقوق انساني مبتني بر تساوي انسان ها صرفنظر از خصوصيات نژادي و زباني مي تواند حس امنيت و تعادل را در اقليت ها برانگيزد. بر اين مبنا مي توان جمعيت واحدي را تشکيل داد. البته اقليت ها مانند ديگر افراد کشور موظف به انجام تکاليف سياسي و مدني خود هستند و بايد به قوانين و مقررات احترام بگذارند.

ج – خارجيان :[2]

خارجيان به علل مختلف مانند تحصيل، علم، کار، تجارت و غيره در خاک کشور براي مدت زمان کم يا زيادي ساکن مي شوند خارجيان بدون توجه وجود رابطه، تابعيت با دولت محل اقامت خود فقط از آن دولت تبعيت مي کنند. بيگانگان داراي حقوق برابر با اتباع يک کشور نمي باشند، مثلاً داراي حقوق سياسي نيستند ( در انتخابات مهم شرکت نمي کنند، مانند انتخابات رياست جمهوري). دولت بايد از اجحاف به خارجيان جلوگيري نمايد.

قوانين در مورد بيگانگان با قراردادهاي بين المللي و قوانين داخلي هر کشور تعيين مي شود. بنابراين اگر چنين قوانيني ورود و کسب و کار و غيره را تحت شرايطي براي بيگانگان مجاز شمارد بايد فرد خارجي مورد حمايت آن دولت قرار گيرد و از تجاوز به حقوقي که براي او شناخته اند جلوگيري نمايد مانند تبعيض نژادي اخراج بدون دليل، مصادره اموال و …. که موجب مسئوليت بين المللي دولت در مقابل دولت تبعه خارجي مي گردد بيگانگان هنگام ورود به کشور بايد از تمام قوانين امنيتي، جزايي، مدني و مالي آن کشور تبعيت کنند. بيگانه در صورت تخلف از اين قوانين در خاک دولت محل اقامت خود مورد مجازات قرار خواهند گرفت مگر آنکه از مصونيت برخوردار باشد.[3]

1-2-2- سرزمين :

سرزمين يا فضاي زيست يک کشور، محدوده جغرافيايي است که با مرزهاي کمابيش ثابت، معين و مشخص شده است. سرزمين مشتمل بر مناطق خاکي، آبي (آبهاي داخلي و درياي سرزميني) و هوايي يک کشور است.

کشور فاقد سرزمين مفهومي ندارد، هر چند جمعيت آن زياد و قابل توجه باشد. سرزمين، عامل مادي و اساسي تشکيل کشور محسوب مي گردد. خود کشور نيز نهادي است که بدون وابستگي به مفهوم قلمرو،نمي تواندوجودداشته باشد.درواقع،کشور يک « تعادل ارضي » است.

همچنين سرزمين محدوده قدرت سياسي کشور را مشخص مي کند و در اين محدوده است که کشور مي‌تواند قدرت هاي خود را در جهت اجراي وظايفش اعمال کند. بنابراين، اصولاً کشور خارج از سرزمين خود، قادر به اعمال قدرت نيست. حدي که اعمال قدرت سياسي را متوقف مي کند، « مرز » نام دارد.

مرز، حد فاصل حاکميت دو کشور همجوار است. مشخص کردن مرزها در روابط بين الملل حايز کمال اهميت است، زيرا يکي از اختلافات مهم بين المللي، اختلافات مرزي است. مسأله تحديد حدود و مشخص کردن مرزها ممکن است به سه صورت جداگانه انجام شود:

با عمل يک جانبه کشور ها ( در مورد مرزهاي دريايي )

با انعقاد معاهده مرزي ميان کشورهاي همجوار

با مداخله رکن داوري يا قضايي بين المللي

براساس موافقت نامه و در نتيجه، حکم داوري يا دادگستري بين المللي

مرزها به دو نوع طبيعي و مصنوعي تقسيم مي شوند :

مرزهاي طبيعي – موانعي هستند که در طبيعت وجود دارند و عامل جدايي يک کشور از کشور ديگرند، مثل کوهها، درياها، درياچه ها و رودخانه ها.

درصورتي که ميان اين دوکشور، کوهستان باشد، نقاط مرزي به سه شکل ترسيم مي گردند :

1 – خط الرأس ، يعني خط فرضي که مرتفع ترين ملل يک رشت کوه را به يکديگر متصل مي کند، مانند مرز ميان هند و پاکستان يا هند و چين.

2 – خط مقسم آب، سلسله جبال که بين دو حوضه آبخيزي واقع شده و مرز هر کشور در سمتي که آب جاري مي شود، قرار مي گيرد، به بيان ديگر، خط مقسم آب، خطي است که آبهاي کوه را به طور عادلانه بين دو کشور تقسيم مي نمايد، مانند مرز ميان فرانسه و ايتاليا.

3 – خط کوهپايه که در آن، مرز از انتها شيب کوهستان تعيين مي شود.

هر گاه ميان دو کشور، دريا حايل باشد، هر يک از آنها مي تواند با عمل حقوقي يک جانبه، عرض درياي سرزميني خود را معين نمايد. خط انتهاي درياي سرزميني، مرز آن کشور محسوب مي شود. به عبارت ديگر، حد ميان درياي سرزميني و منطقه انحصاري اقتصادييا درياي آزاد، از ديد حقوقي، مرز بين‌المللي است، زيرا درياي سرزميني در قلمرو حاکميت هر کشور ساحلي است.

چنانچه درياچه اي توسط دو يا چند کشور محاط شده باشد، براي تعيين مرز معمولاً از روش « خط مياني » استفاده مي کنند، از جمله در مورد درياچه لمان يا ژنو ميان سوئيس و فرانسه، درياچه لوگائو ميان ايتاليا و سوئيس و درياچه هاي بزرگ ميان ايالات متحده آمريکا و کانادا.

هرگاه رودخانه مرزي قابل کشتيراني باشد، مانند اروندرود (شط العرب) که مرز مشترک ايران و عراق را تشکيل مي دهد، معمولاً خط « تالوگ » يا « ژرفاب (خط القعر ) » را ملاک تحديد حدود قرار     مي‌دهند. مقصود از خط تالوگ، خطي است که از ميان عميق ترين نقطه بستر رودخانه مي‌گذرد.

در مورد رودخانه‌هاي غير قابل کشتيراني، مانند رود هيرمند که دوازده مايل مرز مشترک ايران و افغانستان را تشکيل مي‌دهد، ملاک تحديد حدود، اصولاً خط ميانه يا منصف است. خط ميانه يا منصف، خطي است که رودخانه را به دو بخش مساوي تقسيم مي کند. اما چنانچه پلي بر روي رودخانه مرزي باشد، معمولاً مرز خطي است که پل را به دو قسمت مساوي تقسيم مي نمايد. پُل باستيد، استاد معاصر حقوق بين‌الملل معتقد است که رودخانه ها را نمي توان به عنوان مرز ثابت و غير متغيري دانست، زيرا امکان دارد، بر اثر گذشت زمان، جريان آب رود تغيير مسير دهد.

در صورت عدم وجود موانع طبيعي ميان دو کشور و يا عدم توافق آن ها در پذيرش اين گونه موانع به عنوان نقاط سرحدي في ما بين، کشورهاي همجوار مي توانند از موانع يا مرزهاي مصنوعي استفاده نمايند. در تحديد حدود مصنوعي، دو روش معمول است.

1 – تحديد حدود هندسي

تحديد حدود هندسي، « روشي است که طبق آن،خطوطي مستقيماً ميان دو نقطه مشخص يا دو نقطه‌اي که بايد مشخص شوند،براساس يک روش خاص ترسيم مي شوند » در اعمال اين روش، معمولاً از تيرک، سيم خار دار و يا ديوار استفاده مي گردد.

تحديد حدود هندسي، روش تعيين سر حدات زميني ايران با کشورهاي افغانستان، پاکستان، ترکيه و عراق است.

2 – تحديد حدود نجومي

تحديد حدود نجومي « عبارت از روشي که طبق آن، خطوط تحديد کننده با استفاده از طول و عرض جغرافيايي ترسيم مي شوند.» مثلا مرز ميان کره شمالي و کره جنوبي در مدار 38 درجه طول و عرض جغرافيايي قرار دارد و يا در تعيين سرحدات کشورهاي ساحلي درياچه ويکتوريا (کنيا، اوگاندا و تانزانيا) از اين روش استفاده شده است.

در مورد ماهيت حقوقي سرزمين، نظريات گوناگوني ابراز شده است، که از ميان آنها دو نظريه قابل قبول تر است :

يکي نظريه اي که به موجب آن، سرزمين محدوده اي است که در آن، کشور مي تواند صلاحيت خود را قوياً و به طور موثر اعمال کند. اين نظريه را نظريه صلاحيت سرزميني مي نامند. مهمترين طرفداران اين نظريه عبارند از : کلسن، فردروس، بادوان، بورکن، ژرژسل.

نظريه ديگر، نظريه اي است که براساس آن، سرزمين در حکم حدومرز اقتدار کشوري است. از جمله طرفداران اين نظريه مي توان از لئون دوگي و کاره دومالبرگ نام برد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف تحقيق :

به جهت مسائل منطقه اي و بين المللي و پايدار شدن صلح و امنيت در خاورميانه به نظر مي‌رسد که با عضويت فلسطين در سازمان ملل متحد اين امر مهم صورت پذيرد . اهداف اين پايان نامه اين است که آيا کشور فلسطين شرايط و معيارهاي لازم مندرج در کنوانسيون مونته ويدئو را که شامل جمعيت دائم سرزمين مشخص ،حکومت و اهليت ورود به روابط ديگر کشورها را دارد و اينکه فلسطين در شمول مواد 3 تا 6 منشور ملل متحد در جهت عضويت در سازمان ملل متحد قرار مي‌گيرد.

1-4- سوالات تحقيق :

1 ) فلسطين  شرايط کشور شدن در حقوق بين الملل را دارد؟

2 ) شناسايي کشور فلسطين از سوي 127کشور جهان مي تواند فلسطين را تبديل به کشور کند و يا براي کشور شدن فلسطين نياز به شناسايي تمام کشورهاي جامعه بين المللي داريم؟

3 ) فلسطين شرايط عضويت در سازمان ملل متحد را دارد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل  با فرمت ورد