تعريف علامت تجاري

     علائم تجاري عموماً براي شناسايي بنگاههاي اقتصادي بعنوان يك منبع شناخت كالاها يا خدمات معتبر بكارگرفته مي‌شوند. “يك علامت تجاري مي‌تواند هر نشانه‌اي باشد كه كالاها و يا خدمات ارائه شده توسط بنگاههاي اقتصادي مختلف را از توليدات و كالاهاي ساير بنگاهها متمايز نمايد”. اين تعريف می تواند جنبه های مختلفی را در برداشته باشد كه بعضي از اوقات به جنبه كاربردي علامت تجاري بیشتر توجه شده كه عموماً به هم پيوسته و براي کلیه مقاصد و اهداف عملي بايد هميشه با هم ديده شوند. [1]

     علامت تجاري می تواند يك كلمه، تكيه كلام، طرح، سمبل يا رنگ، بو، تركيبي از فرآيندها و يا تركيبي از همه اينها ‌باشد كه نشان دهنده منبع و منشاء كالاها و يا خدمات خاص بوده و سبب تمايز بين اين كالاها یا خدمات و یا محصولات ديگر رقبای تجاری گردد.

      گرچه بعضي از علائم تجاري مانند نايك و مك‌دونالد، براحتي قابل شناسائي هستند، لیکن برخي ديگر هرچند آشنا اما بعنوان علامت تجاري ديده نشده‌اند. مي توان گفت كه بهترين علائم تجاري آنهايي هستند كه تصاوير ذهني را مجسم مي‌نمايند، مانند (slim- fast) يعني سريع لاغر شدن و يا حروف‌هاي تركيبي مانند Exxon که براحتي نیز قابل حمايت خواهند بود. از طرفي برخي از نامهاي زمينه در اينترنت نيز مي‌توانند بعنوان علائم تجاري باشند. مثلاً داشتن يك نام زمينه مانند yahoo.com مي‌تواند منافع بسياري را براي آن فرد يا شركت بدنبال داشته باشد.

مثلاً علامت تجاري گوگل آنقدر مشهور شده كه كلمه Google بعنوان يك فعل در سال 2006 در كتاب لغت نامه وبستر ثبت گرديده است.[2]

     در جای دیگر علامت تجاري را به بيان بسيار ساده،« نوعي نشانه تعبیر می کند كه محصولات و خدمات يك توليدكننده و يا ارائه دهنده خدمات را از ديگران متمايز مي‌سازد». مثلاً علائم تجاري، مانند: Oxo، Flake و غيره … سرمايه‌هاي بسيار ارزشمندي براي شركتهاي تجاري و يا صاحبان آنها خواهند بود. يكي از كليدي‌ترين عناصر در خصوص علائم تجاري «تمايزبخشی » آن نسبت به ساير محصولات و يا خدمات مي‌باشد[3].

     از طرفي به موجب ماده 1 قانون ثبت علائم و اختراعات مصوب اول تيرماه 1310، «علامت تجارتي عبارت از هر قسم علامتي است، اعم از نقش، تصوير، رقم، حرف، عبارت، مهر، لفاف و غيره…، كه براي امتياز و تشخيص محصول صنعتي، تجارتي و فلاحتي، اختيار می شود». ممكن است، يك علامت تجارتي براي تشخيص امتياز محصول جماعتي از زارعين يا ارباب صنعت يا تجار و يا محصول يك شهر و يا يك ناحيه از مملكت اختيار شود، لذا اين تعريف علاوه بر قلمرو موضوعات مربوط به علائم به ماهيت آنها نيز اشاره دارد، يعني با آمدن كلمة  «غيره» ديگر گونه‌هاي علائم تجاري و صنعتي، همچون علائم غيرمادي (مانند صدا، بو و رايحه) را نيز         شامل مي‌شود.[4]

     تعريف ديگري كه براي علامت تجاري مي‌توان ارائه نمود این است که “علامت عبارت است از اسم يا تصوير يا حرف يا رقم و يا هر علامت و مشخصه‌اي كه محصولات يك كارخانه و يا كالاهاي يك تجارتخانه را مشخص و متمایز كند، که اين علامت نیز ارزش مالي دارد”.[5]

علي رغم تعاريف گوناگون ارائه شده، قانونگذار نيز در تعريفي مختصر و بدون ذكر انواع آن كه بنظر كار درستي مي باشد، اقدام به تعريف علائم تجاري نموده است.

     در مادة 30 قانون ثبت اختراعات، طرح‌هاي صنعتي و علائم تجاري مصوب 3/11/1386، در تعريف علامت تجاري اينگونه آمده است: «نشان قابل رويتي كه بتواند كالاها يا خدمات اشخاص حقيقي يا حقوقي را از هم متمايز سازد» و با تكيه و تاكيد بر همين تمايز است كه براي ثبت بين‌المللي علائم براساس موافقت‌نامه نيس، 34 طبقه كالا و 11 طبقه خدمات ذكر شده است.

   بديهي است، اين تعريف ارائه شده از طرف قانونگذار، مشابه تعريف سازمان جهاني مالكيت فكري در مورد علامت تجاري مي‌باشد. وايپو علامت تجاري را «هر نشاني مي‌داند كه قادر است كالاهاي توليدي يا خدمات ارائه شده توسط يك بنگاه اقتصادی را از كالاها يا خدمات ساير بنگاهها، متمايز نمايد». لازم به توضيح است كه در تعريف فوق هر نشاني مورد قبول مي‌باشد.

     در حاليكه براساس مادة 30 قانون 1386، هر نشان “قابل رؤيت” قيد گرديده و اين امر مي‌تواند موجب محدوديت در پذيرش علائم غير قابل رؤيت، از جمله علامت بويايي گردد و تعريف مطرح شده در ماده 30 قانون از اين حیث نسبت به تعريف ارائه شده در ماده يك قانون ثبت علائم و اختراعات مصوب /1/41310 محدوديت ايجاد نموده است، زيرا در ماده فوق علامت تجارتي را «هر قسم علامتي مي‌داند كه اعم از نقش، تصوير، رقم، حرف، عبارت، مهر، لفاف و غير آن كه براي امتياز محصول صنعتي، تجارتي يا فلاحتي اختيار مي‌شود.[6]

     لذا، ملاحظه مي‌شود كه قانون جديد نسبت به قانون سال 1310، داراي محدوديت بوده و درحقيقت شباهت بيشتري با اولين مصوبه در اين خصوص دارد. زيرا كه، در ماده يك قانون علامات صنعتي و تجارتي مصوب 9/1/1304 شمسي مقرر گرديده بود كه « هر قسم علامت از رقم و حرف و عبارت و يا نقش كه براي امتياز و تشخيص يك محصول صنعتي و يا يك شيء و يا مؤسسه تجارتي به كار رود، علامت صنعتي و تجارتي شناخته خواهد شد». لذا مي‌توان اينگونه استنباط نمود كه وجه مشترك و تشابه تمام تعاريف ارائه شده، خصوصيت و ويژگي «تمايز بخشي» علامت تجاري مي‌باشد. به همين دليل است كه مي‌توان گفت، وظيفه اصلي يك علامت تجاري اين است كه به مصرف كنندگان كمك مي‌كند تا كالا يا خدمات يك شركت خاص را شناسائي نموده و آن را از ساير محصولات مشابه و يكسان رقباء، تشخيص دهد.

     از اين رو، مي‌توان در راستاي تعريفي كه در مادة 30 قانون ثبت اختراعات، طرحهاي صنعتي و علائم تجاري مصوب 3/11/1386 ارائه گردیده، اهم محاسن و معايب را از دیدگاههای مختلف  بشرح زیر بيان نمود. لذا در اینجا ابتداء به مهمترین محاسن این تعریف اشاره اجمالی می کنیم:

الف: محاسن:

1- هماهنگي با مقررات بين‌المللي

     در قانون جديد سعي بر هماهنگي با مقررات بين‌المللي برای ايجاد شرايط لازم جهت پيوستن به سازمان تجارت جهاني و هماهنگي با موافقت‌نامه راجع به جنبه‌هاي مرتبط با حقوق مالكيت فكري (Trips) شده است. از جمله اين موارد مي‌توان به تشابه بين تعريف علامت تجاري مذكور در ماده 30 قانون با تعريف سازمان جهاني مالكيت فكري (WIPO) اشاره نمود و اين موضوع مي‌تواند گام مؤثري جهت ارتقاء جايگاه مالكيت صنعتي به طور عام و علامت تجاري بصورت   خاص باشد.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی آثار و احکام خیار تاخیر ثمن از دیدگاه فقهی

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل