پایان نامه با کلمات کلیدی واقع گرایی، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه

سزایی دارد . بنابراین الگوی درونی از کل به جزتکامل پیدا می کند و این دگرگونی دنباله روی چهار مرحله واقع گرایی است که در ادامه شرح می دهیم .

2. چهار مرحلۀ واقع گرایی

لوکه تکامل نقاشی کودک را در چهار مرحله توصیف می کند که مشخصه چهار نوع از واقع گرایی است : واقع گرایی تصادفی ، ناموفق ، عقلانی و دیداری

1) مرحله واقع گرایی تصادفی که پیش از این سولی و روما به آن پی برده بودند ، بین سنین دو تا سه سالگی شروع می شود یعنی زمانی که کودک از خط خطی کردن به نقاشی می رسد . خط خطی کردن ، کشیدن خطوطی است برای لذت رسم کردن . به عقیده لوکه « رسم خط ، ناشی از حرکت دادن دست است که برحائلی مانند یک برگه کاغذ خطوط قابل مشاهده ای را به جای می گذارد که پیش از آن وجود نداشته است » . رسم خطوط یک مسئله و رسم آن ها جهت به تصویرکشیدن یک شی ، مسئله دیگری است . چگونه خطوطی که فاقد معنا هستند به خودی خود نشانگر شی دیگری می شوند ؟ و این شی چیست ؟
کودک خط خطی کننده اثری را کشف می کند که خود خلق کرده و متوجه می شود که این اثر شبیه به شی ای است که می شناسد و به آن معنایی را نسبت می دهد . اما این تشابه میان طرح و شئ زمانی که فاقد هدف اولیه باشد ، معنایی تصادفی پیدا می کند . به عنوان مثال ، سولی 65 بر کودک دو و نیم ساله ای مطالعه کرد که با خط خطی کردن نوعی خط مار پیچ کشیده بود و از شوق و ذوق فریاد می کشید : ” پوف پوف ” که یعنی این ” دود ” است . حتی اگر رابطه های میان فضای ترسیمی و دنیای اشیاء واقعی همچنان پیچیده باشد ، این مرحله قابلیت کودک در تفسیرو نامگذاری فوری شکل ترسیم شده را نشان می دهد . مانند خط مارپیچی که به دود تشبیه می شود . از این زمان به بعد ، طرح به نقاشی تبدیل می شود یعنی شئ نمادین واقعیت دیگری را به خود می گیرد . سپس معنا به اثر افزوده می شود . آنچه که اکنون نقاشی نامیده می شود احتمالا ً می تواند به منظور تقویت تشابه ، تکمیل و بهتر شود . همچنین کودک شاید بخواهد از نو ترسیم کند و این روند دوباره تکرار شود .

2) مرحله واقع گرایی شکست خورده یا ” ناتوانی ترکیبی ” بین سنین سه تا چهار سالگی آغاز می شود ، زمانی که تصویرگری و هدف دیگر خطوط را دنبال نمی کنند و بر آن ها پیشی گرفته اند . هدف ، تصویر گری ، عمل و ارزیابی در این آرایش منطقی به یکدیگر وصل شده اند . مرحله قبل یعنی واقع گرایی تصادفی ، به وسیله فقدان هدف تصویری اولیه از طرح مشخص می شود . ورود به مرحله واقع گرایی شکست خورده به وسیله پیدایش هدف اولیه تعیین می شود که طرح را نهایی و آن را به نقاشی تبدیل می کند . اما متأسفانه نتیجه اثر بخش همواره بر بلندای هدف اولیه قرار ندارد چرا که واقع گرایی شکست خورده است .
تشابه ذهنی نقاشی با شئ شناخته شده رضایت و خشنودی کودک را از نقاشی خود به همراه دارد . به طور کلی ، یادآوری هدف اولیه کافی است برای آنکه کودک نقاشی خود را شبیه به آن می داند و آن را همان طور می پذیرد . اما همیشه این گونه نیست . چنانچه کودک متوجه شود که نقاشی خوبی نکشیده است ، دو راه پیش رو دارد . یا آن را تباه شده میبیند و رها می کند و یا آن را اصلاح می کند. چنانچه نقاشی کودک ، شئ آشنای دیگری را برایش تداعی کند ، آن را اصلاح می کند و با خود می گوید : خواستم ماشین بکشم ولی خراب شد ، حالا با اضافه کردن چند خط ، این نقاشی به خانه ای کاملا ً مقبول تبدیل می شود . با مشاهده بصری طرح ، هدف اولیه که راهنمای نقاشی است ، از مسیر خود منحرف می شود و تعبیر دومی آن را در برمی گیرد66 . این تعبیر اضافه شده 67 هدف جدید و قابلی را متحمل می شود و کودک را به سمتی سوق می دهد که نقاشی خود را با جزئیاتی مطابق با این تعبیر تکمیل کند ، و این بدین معنا است که این تعبیر بر تشابه نقاشی با موضوع جدید تکیه دارد. لوکه مثال هایی از نقاشی های کشیده شده به وسیله دخترش را ذکر می کند . او نقاشی خود را با هدف کشیدن یک تنگ آغاز می کند اما در درجه دوم نقاشی وی به یک پیپ تعبیر می شود . سپس آدمک تبدیل به قورباغه ، سگ یا پرنده می شود . کودک جوان تعبیر ساده ای دارد . بنابراین تعجبی ندارد که همان طرح پی در پی تعابیر متفاوتی را متحمل می شود .

مطلب مشابه :  دانلود مقاله با موضوعکیفیت زندگی، توسعه پایدار، توسعه پاید، نظام ارزشی

چرا واقع گرایی شکست خورده است ؟

میان هدف اولیه و نتیجه واقعی مؤثر موانع بسیاری وجود دارد . به عقیده لوکه ، عده ای ترتیب خوبه خودی و عده ای دیگر ترتیب فکری هستند . همانند ورزشکار و یا نوازنده مبتدی ، کودک نقاش در عمل ناوارد است و با در نظر گرفتن سن وی حافظه ای کوتاه مدت و توجهی ناپایدار دارد .
از طرفی دقت کودک محدود به زمان حال است و از طرف دیگراین دقت چنان خود را سریع خسته می کند که مجبور می شود چند کار را هم زمان با هم انجام دهد : از جمله فکر به نقاشی ، کنترل حرکات خود به خودی و ارزیابی آنچه را که کشیده است . در اولین تلاش ها ، کودک هنوز به ترسیم اشکال گرافیکی عادت ندارد و باید به تمامی ابعاد نقاشی تمرکز کند . با تمرین ، نقاشی اشیاء مختلف عادی می شود و طرح کلی تقریبا ً به صورت خودکار رخ می دهد . در این صورت دقت صرف شده می تواند صرف جنبه های کلی تر شود . در جهت دهی های نقاشی ، همانند دیگر جهت دهی ها ، بخشی از نقاشی ( یعنی هدف اولیه یا ثانویه ) به صورت خود آگاه و بخش دیگر ( یعنی عملی که از قبل به صورت خودکار درآمده است ) کاملا ً نا خود آگاه پیش می رود .
دوره آموزش رانندگی خود را به یاد دارید ؟ در اولین جلسات باید به همه چیز فکر می کردید : آینه اتوموبیل ، کلاج ، ترمز ، راهنما و د
نده ها . هنوز چیزی به صورت خود کار در نیامده و تمام حواس شما به رانندگی جمع بود . طاقت فرسا بود ! غیر ممکن است که بتوانید با مربی صحبت کنید یا به رادیو گوش دهید . با تمرین ، بسیاری از جنبه های رانندگی به صورت خودکار می شوند و از پاره توجهاتی رهایی می یابد که می توانند به جنبه های جدید مانند فکر به مسیر و یا صحبت کردن معطوف شوند . البته در مواقع غیر منتظره مانند ترافیک سنگین یا وضعیت غیر عادی ماشین ، جنبه های رانندگی که به صورت ناخودآگاه اتفاق می افتند می توانند دوباره به صورت خودآگاه مهار شوند . در این مدت ، باز بسیار دشوار خواهد بود که به موضوع دیگری فکر کرد . نقاش جوان مداد به دست در مقابل برگه سفید شرایط قابل مقایسه ای با راننده مبتدی در مقابل صفحه کیلومتر ماشین دارد . در هر دو حالت ، تکرار حرکات توجه را به این معطوف می کند تا به جنبه های ارزشمند تری فکر کنیم که قصد انجام آن ها را داریم .
در ارتباط با موضوع قبلی ، مانع دیگر درباره برنامه ریزی اجرا است. الگوی درونی که کودک به وسیله آن نقاشی می کشد ، موضوع ترسیم شده را به عناصر مستقل ذهنی مربوط به خود آن ها تجزیه می کند . کودک ، نقاشی را به صورت ” گام به گام ” یعنی کشیدن عنصری بعد از عنصر دیگر و به دور از هیچ طرح کلی برنامه ریزی می کند و هر عنصری از نقاشی را برای خود می کشد در حالی که دیگر عناصری را که می خواهد ترسیم کند فراموش می کند و هر آنچه که دیرتر قصد ترسیم آن را دارد جلو نمی اندازد بنابراین ، نقاشی از مجموعه عناصر مستقل از هم ناشی می شود به نحوی که رابطه های بُعدی و فضایی میان عنصرها با هر عنصر و مجموع آن ها در نظر گرفته نمی شود . این ترکیب نقاشی که رابطه میان اجزا با اجزای دیگر و رابطه آن ها با کل را نادیده می گیرد ، به موضوعی منتهی می شود که لوکه آن را ” ناتوانی ترکیبی ” می نامد . ویژگی های نقاشی ها این سه گونه را از هم متمایز می سازد . زمانی که نقاش عناصری مغایر با کل را در نقاشی خود قرار می دهد ، ترکیب آن ها غیر ممکن می شود . به عنوان مثال ، با منطق ریخت شناسی ، نقاش برای خانه گیسوانی اضافه می کند . چه زمانی که نقاش ، ابعاد هر عنصر را در ارتباط با کل مشخص نمی کند ، که این مسئله منجر به تغییر ابعاد یا عدم تناسب می شود ، و چه زمانی که نقاش به اشتباه روابط فضایی میان عنصر را نشان می دهد ، در این صورت ترکیب نادرست است .
به عنوان مثال ، بازوهای آدمک به سری متصل شده است که نسبت به تنه بسیار بزرگتر است و بینی زیر دهان کشیده شده است و یا پنجره ها در گوشه های نمای خانه ترسیم شده اند . در پایان ، زمانی که نقاش به طور کامل روابط فضایی را نادیده می گیرد که عناصر مختلف را به هم مرتبط می سازد ، ترکیب وجود ندارد ، در حالی که هر عنصر به تنهایی کشیده شده و روی برگه کاغذ ، جدا از دیگر عناصر ، فضایی مختص به خود و جدا از دیگر عناصر را اشغال کرده است . عناصر یکی پس از دیگری به سادگی کنار هم قرار داده شده اند و گاهی موقعیت یک عنصر با کل مطابقت ندارد . لوکه برای مثال نقاشی کلیسایی را مطرح می کند که به وسیله دخترش سیمون68 کشیده شده است و در آن مربعی که نشان دهنده خانه و مثلثی که نشان دهنده برج ناقوس است کنار هم قرار داده شده اند ، اما سر مثلث رو به پایین قرار دارد . چندین مثال از این نقاشی ها خواهیم دید که در ادامه مطالب تک تک آن ها را تو صیف می کنیم .
در برخی موارد ، کودک در تناسب جزئیات جدید بسیار اغراق و تمام تمرکز خود را بر آن ها معطوف می کند و جزئیات دیگر به مرحله دوم سپرده می شود . طرح قسمت بندی شده به کنار هم قرار گرفتن عناصری ختم می شود که مقیاس متفاوتی دارند . در موارد دیگر ، ابتدا نقاشی خود را با ابعاد بزرگ می کشد ، سپس اگر فضای کافی نداشت ، با مقیاس کوچکتر به نقاشی ادامه می دهد : به عنوان مثال اگر سر بیش از اندازه بزرگ شد ، تنه و پاها کوچکتر می شوند و یا اگر چشم ها بیش از حد بزرگ شدند ، بینی باید کوچکتر و یا حتی حذف شود .

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیساختار فضایی، مطالعه تطبیقی، انسان شناسی، ادراک کنترل

3) مرحله واقع گرایی منطقی و یا عقلانی
این مرحله از حدود سن چهار یا پنج سالگی شروع می شود ، زمانی که مشخصه واقع گرایی ناموفق یعنی عدم توانایی ترکیبی پشت سرگذاشته شده است . اما واقع گرایی کودکانه همانند بزگسالان نیست بلکه یک واقع گرایی ” منطقی ” 69 و یا ” عقلانی ” 70 است . اگر در مرحله قبلی ، اغلب برای کودک پیش می آمد که عناصری را فراموش کند ، اکنون در کشیدن این عناصر اغراق می کند . به عقیده لوکه: ” یک نقاشی برای آنکه شبیه به شئ مورد نظر باشد ، باید تمامی عناصر واقعی آن را در بر داشته باشد ، حتی اگر از دیدگاهی که نقاشی شده و یا حتی از هر دیدگاه دیگری قابل مشاهده نباشد ، و از طرف دیگر به هرکدام از این جزئیات ویژگی شکل خاص خود را اختصاص دهد ، ویژگی که از آن نمونه می سازد ” 71 . ریچی72 در نظر دارد که نقاشی های این مرحله پاسخگوی یک قانون تمامیت است : یعنی تمامیت فیزیکی یک آدمک در هر حالتی باید حفظ شود . ( به عنوان مثال آدمکی در یک قایق و یا بر روی یک اسب ) . کودک می کوشد در ترکیب اصلی آنچه را که می بیند ( ترکیب بصری) کمتر در نقاشی بگنجاند تا از آنچه را که از شیء می داند (ترکیب عقلی) . او می خواهد ظاهر بصری را کمتر نشان دهد تا اجسام را با توصیف عقلانی به دیگران بفهماند . بنابراین به شکل ظاهری دقت کمتری دارد نسبت به ماهیت شی ای که آن را درک کرده است . او از یک ناتوانی ترکیبی به یک فرا توانایی ترکیبی می رسد : برای مثال ، نام شئ ترسیم شده باید اضافه شود ، شباهت ها نباید به پنهان کردن جزئی
اتی که غیرقابل رؤیت اما لازم هستند ختم شود ، تمامی عناصر هریک کامل ، در محل و فرم متعارف به خود باید ترسیم شوند . به عقیدۀ لوکه ، این روند امکان گردآوری عناصری را در ترکیب اصلی فراهم می سازد که در شئ واقعی به خوبی کنارهم قرار گرفته اند و هدفشان ارائۀ تصویری بسیار نزدیک و تا حد امکان کامل از شئ است . بنابراین این روندها پاسخگوی هدف واقع گرایی هستند .
چهار ویژگی نقاشی ها شاخص این مرحله هستند : درج نوشتار یا شبه نوشتار در نقاشی ، شفافیت ، هم سطح سازی و تمرکز بر عنصری خاص

تصویر3 : مثال هایی از نقاشی های منتخب لوکه 1927 1 . درج نوشتار در نقاشی 2 . شفافیت سیب زمینی ها درمزرعه . 3 . شفافیت مبلمان در خانه سه طبقه 4 . هم سطح سازی چرخ های گاری 5 . هم سطح سازی

Author: mitra4--javid

دیدگاهتان را بنویسید