1-  اشتباه

     اشتباه از ريشه «شبه» و در لغت به معناي همانند شدن چيزي به چيزي ديگر است. (بندربیگی،1374،   ص270).در لغت نامه دهخدا واژه اشتباه به معناي « مانند شدن و يا چيزي يا کسي را به جاي چيزي يا کسي گرفتن و از ريشه «شبه» دانسته شده است» )دهخدا،1349-1325، ص1754). در ساير لغت نامه ها و فرهنگها قريب به همين معاني مقابل واژه اشتباه ذکر شده است در قاموس قرآن در برابر واژه شبه و شبهه آمده: شک و بدگماني، اشتباه و التباس درست به نادرست و حق به ناحق و همچنين واقع به موهوم به عبارت ديگر دو چيز در اثر مماثلت از همديگر تشخيص داده نشوند (قریشی 1353، ص277 ). بنابراين از نظر لغوي، کلماتي همچون اشتباه و شبهه مترادف يکديگرند.

اشتباه در مفهوم اصطلاحي آن به تصور خلاف  واقع از چيزي (مادي يا معنوي) اطلاق شده است (لنگرودي، 1377، ص 45).یا به تصور خلاف واقع از امري اعم از موضوعي و حکمي يا تصور خلاف واقع مرتکب جرم، نسبت به تشخيص حکم يا موضوع يا ماهيت يا عناصر متشکله جرم که بر حسب مورد قابليت انتساب جرم را به مرتکب از بين مي برد ( ولیدی،1373 ، ص222 ). اطلاق گرديده به اين معنا که فرد به خاطر توهم و تصور خلاف حيقت و واقعيت، باور داشته که عمل او موافق با قانون است و حال آن که عمل ارتکابي قانوناً ممنوع و مجرمانه بوده است.

     برخي از نويسندگان حقوقي، اشتباه را دقيقاً مترادف با جهل تعريف کرده اند. (شامبياتي، 1375، ص96) در تعريف اشتباه بيان مي دارد: «اشتباه عبارت است از عدم آشنايي مرتکب، به جرم بودن عمل خود». همچنين حقوقدانان اسلامي نيز فرقي ميان اشتباه و جهل، قائل نشده و معتقدند اشتباه به معناي جهل و عدم علم مي باشد(گرجی،1370، ص 235). با توجه با آنچه از گفتار فقها پيرامون شبهه بدست مي آيد. شبهه آن حالتي است که فرد تصور و توهم اباحه و حليت عمل را بکند و بر اساس همين توهم جواز، به انجام عمل مبادرت ورزد حال آنکه عمل ارتکابي مباح و جايز نبوده است. شبه آن است که فاعل و مفعول، توهم اباحه و جواز عمل را نمايند.

يا شبهه آن چيزي است که موجب ظن اباحه شود. «ما اوجب ظن الاباحه»( طباطبایی، ج10، ص8) به عنوان مثال متهم به سرقت به خاطر توهم حل يا ملک، اقدام به برداشتن مالي کرده باشد و بعد آشکار شود آنچه را که برداشته مال او نبوده يا اينکه عمل او جايز نبوده است.

خطا در لغت به معناي نادرست، ناراست، ضد صواب و گناهي که از روي عمد نباشد، سهو و اشتباه، به کار رفته است (معین، 1375، ص256) در المنجد به معناي گناه غير عمدي و اشتباه آمده در مفردات راغب نيز معاني مختلفي براي خطا ذکر شده که در معناي دوم آن آمده: در خطا، شخص اراده انجام فعل نيکي را مي کند اما آنچه در خارج تحقق پيدا مي کند خلاف آن چيزي است که شخص اراده نموده است بنابراين خطا و اشتباه تقريباً به يک معنا است

در لسان العرب، «نسیان، ضد ذکر و حفظ، معنا شده است. با عنايت به مطالب مذکور مشخص مي شود که در لغت، خطا همان اشتباه است لکن مفهوم نيسان، مفهومي غير از مفاهيم خطا و اشتباه مي باشد ناگفته نماند که در آيات زيادي از قرآن کريم لغت خطا به معناي اشتباه بکار رفته است از جمله آيه 5 سوره مبارکه احزاب است که خداوند مي فرمايند: «ليس عليکم جناح فيما اخطاتم به و لکن ماتعمدت قلوبکم» بر شما گناهي نيست. در آنچه که به خطا و اشتباه انجام داده ايد و لکن در آنچه که قلبهايتان به آن آگاه است گناهکار هستيد. همچنين، آيه 92 از سوره مبارکه نساء: «ما کان لمومن ان يقتل مومناً الا خطا و من قتل مومناً خطا…» هيچ مومني حق نداشته و ندارد که مومن ديگري را بکشد مگر آنکه از روي خطا و اشتباه باشد، يعني آنجائي که قصد قتل نداشته يا جائي که قصد داشته ولي با اين تصور و توهم که او را کافر يا جائز القتل مي دانسته است(طباطبایی، 1376، ج5، ص64).

از آنجا که اصولاً در تاليفات حقوقي به طور اعم و در منابع حقوق کيفري به نحو اخص از اشتباه و جهل تواماً بحث مي شود اين سوال به ذهن خطور مي کند که آيا منظور از اشتباه همان جهل است يا اينکه تفاوت هايي ميان آن دو وجود دارد؟

در برخي از کتب حقوقي واژه هاي جهل و اشتباه هم معني و مترادف يکديگر بيان شده و با بکار بردن يک لفظ، معناي لفظ ديگري اراده گرديده است بدون اين که نويسندگان مراد و منظور خود را از واژه جهل بر حسب اينکه کداميک از معاني جهل را مورد نظر دارند بيان کنند برخي از آن ها با تسامح، اين روش متعارف را به دليل عدم اشکال عملي آن پذيرفته اند(نوربها، 1375، ص326) و برخي نيز بدون ذکر نوع جهل، فرق آن با اشتباه را اين طور بيان مي دارند «زماني که حقيقت و واقعيت يک شي را درک نمي کنيم، يا اصلاً تصوري درباره آن نداريم و يا اينکه تصور غلطي از آن داريم، حالت اول را جهل و حالت دوم را اشتباه گويند.»(گارو، 1343، ص326).

2- جهل

براي روشن شدن مطلب، به معناي لغوي جهل و انواع آن مي پردازيم.

جهل در لغت به معناي نادان بودن، نادان شدن و ضد علم است(دهخدا1325-، ص 1640).

جهل در مفردات راغب به سه معنا آمده است: اول: جهل اين است که هيچ علم و آگاهي در ذهن و نفس انسان وجود نداشته باشد. دوم: در اين معنا شخص اعتقاد به چيزي دارد لکن برخلاف حقيقت شي است. سوم: انجام دادن کاري برخلاف حقيقت چه با تصور صحيح و چه با تصور غلط.

بنابراين در مفردات راغب، جهل به معناي عدم آگاهي و ندانستن حقيقت چيزي مطلقاً (جهل بسيط) و يا به معناي تصور داشتن نسبت به شيء كه بر خلاف حقيقت آن شي باشد (جهل مركب) و يا به معناي انجام فعل بر خلاف حقيقت اعم از تصور صحيح يا تصور غلط آمده است.

جهل را معمولاً به دو قسم بسيط ومركب تقسيم مي كنند. در تعريف جهل بسيط آمده است: در جهل بسيط انسان نسبت به موضوع و يا حكمي جهل دارد لاكن التفاف دارد كه نمي داند (مي داند كه نمي داند) در تعريف جهل مركب گفته شده:در جهل مركب انسان آگاهي و التفاف به ناداني خود ندارد بلكه اعتقاد دارد كه مي داند (نمي داندكه نمي داند)(المظفر1388، ص17).

همانطور كه در قسمت مفهوم لغوي اشتباه اشاره شد اگر ما اشتباه را عبارت از تصور خلاف واقع بدانيم به نظر مي رسد كه با جهل مركب مترادف بوده و داراي حكم واحدي باشند درحاليكه به نظر مي رسد اشتباه مقوله اي جدا از جهل (اعم از مركب و بسيط) است زيرا اشتباه همان عمل خلاف واقع است كه    مي تواند يا ناشي از جهل بسيط باشد يا ناشي از جهل مركب در جهل بسيط جاهل سابقه ذهني نسبت به موضوع وحكم ندارد يعني جهل اومسبوق به هيچگونه تصور وخيالي نيست اما مي داند كه نمي داند و توجه به جهل خود دارد ولي در جهل مركب شخص داراي سابقه ذهني بوده يعني جهل او مسبوق به يك تصوراست هر چند كه تصور او خلاف واقع و غلط است در اين نوع جهل، شخص خاطي خيال و تصور مي كند عالم است و نسبت به موضوع وحكم ذهنيت دارد اما خلاف واقعيت وحقيقت شي است به عبارت ديگر جهل جنبه ذهني دارد ولي اشتباه جنبه عيني و خارجي، اشتباه همان انجام عمل خلاف واقع است نه تصورخيال غلط، اگرچه قابل ذكر است از نقطه نظر حقوقي جهل و اشتباه در بسياري از موارد عملاً داراي يك نتيجه و در واقع منطبق بر يكديگرند ولي منطقاً نبايد آثار جهل بسيط و اشتباه يكي باشد زيرا در مورد اشتباه فرد مشتبه خيال ميكند كه به موضوع ياحكم علم دارد و چه بسا تلاش و كوششي هم در جهت حكم قضيه نموده باشد در حاليكه در مورد جهل بسيط جاهل اساساً هيچ سابقه ذهني نسبت به موضوع يا حكم ندارد از طرفي ديگر دو مقوله اشتباه و جهل بسيط از نظر عنصر معنوي نيز يكسان نيستند به طوريكه در مورد اشتباه لااقل عنصر مزبور مقداري متزلزل مي باشد زيرا مرتكب فكر مي كند عمل قانوني انجام مي دهد اما جاهل اصلاً نمي داند كه عمل ارتكابي وي قانوني است يا خير،

نتيجه اينكه به طور كلي جهل با اشتباه دو واژه مختلف هستند چون در اشتباه بين اراده شخص و تصور ذهني او ونيز عمل ارتكابي وي، يك تطابق وجود دارد و تنها با حقيقت و واقع امر منطبق نيست و حال اينكه در جهل اصولاً شخص نمي داند واقعيت و حقيقت چيست تا آنرا در ذهن خود تصور نموده و سپس انطباق دهد اما در عين حال همانطور كه قبلاًنيز گفته شد از نقطه نظر حقوقي جهل و اشتباه در بسياري از موارد عملاً داراي يك نتيجه و در واقع منطبق با يكديگرند اما اين انطباق در تمامي موارد نبوده و بهتر است در استعمال كلمات دقت بيشتري گردد(آقایی نیا، بی تا). دراينجابه مناسبت موضوع، اشاره به انواع ديگر جهل،جهل قصوري و جهل تقصيري، ضروري به نظر ميرسد.

متن کامل پایان نامه فوق در این لینک از سایت ارشدها

مطلب مشابه :  سری پنجم لیست پایان نامه های دانلودی حقوق