پایان نامه بررسی قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب

تشابه هاي پليس عمومي و خصوصي به همين امر اختصاص پيدا نمي كند . بسياري از كاركنان امنيت خصوصي نيز لباس متحدالشكل پوشيده و از وسايل نقليه اي همانند نيرو هاي پليس ملي استفاده مي كنند . بعلاوه ، برخي از وظايف مانند مراقبت از اموال ، گشت زني ، پاسخگويي به تماس ها يا گزارش هاي جرم ، و مديريت خاموشي شبانه ، در هر شكل از پليسي گري شبيه هم هستند ، بعلاوه پليس خصوصي  وظايفي بيش از گشت زني و نگهباني را بر عهده دارد . بسياري از فعاليت هاي مرتبط با پليس عمومي و خصوصي به مراقبت از دارايي ها و اشخاص ، برقراري امنيت پيراموني و موانع ديگر حفاظتي و تدابير امنيتي مربوط بوده و ضرورتا براي پيشگيري از ارتكاب جرم توسط افراد داخل و خارج از محل مورد حفاظت ، مورد استفاده قرار ميگيرند . بعلاوه بسياري از شركت هاي امنيتي قابليت هاي خود در زمينه تحقيقات و جمع آوري اطلاعات و مدارك و مصاحبه با افراد مظنون و پيگيري پرونده كيفري را ارتقاء داده اند ( در حالي كه اين امر در فرآيند تحقيقات معمولا توسط مقامات دادسرا انجام مي شود ) .[1]

با اين حال ، هنوز تفاوت ها و تمايز هايي وجود دارد . عموما در متون آموزشي تفاوت آشكار بين پليس عمومي و پليس خصوصي از اين جهت عنوان مي شود كه پليس بزهكارمدار است و بيشتر بر آثار بازدارنده تعقيب كيفري تمركز دارد در حالي كه امنيت ، در وهله  اول با حمايت از بزه ديده ، پيشگيري از خسارت و مديريت خطر ، سروكار دارد . بعلاوه ، در مقام مقايسه به نظر مي رسد كه تحقيقات به عمل آمده در مورد كار امنيتي حاكي از آن هستند كه پيشگيري از خسارت  و ارائه يك خدمت امنيتي ، بسيار اولي تر از تعقيب كيفري بزهكار است و منطق پيشگيري از خسارت ( كه در تدابير عمليات  صنعت امنيت خصوصي وجود دارد ) منطقي عالي است . اين خدمات پيشگيرانه ، در اصل به منظور اهداف انتفاعي انجام مي شوند ، با اين حال هنوز تا حد زيادي در فضاي پيشگيري از جرم باقي مانده اند . [2][3]    

مبحث دوم : سابقه پليس در ايران

پليس و جامعه در تعاملي جمعي و با هدف حفظ آرامش و امنيت  و مقابله با بي نظمي سامان يافته و با يكديگرسهيم اند از اين رو ميتوان گفت كه پليس از جمله سازمان ها و نهاد هايي است  كه ميتوان گفت تاريخچه تشكيل و تكميل آن  با تاريخ تشكيل اجتماع برابر است . بر اين اساس براي حفظ نظم و ارتقاي اين روابط مسئولان هر جامعه و حكومت افرادي را عهده دار انجام اين امر ميكرده اند ، اين نهاد در هر عصري با نامي خوانده ميشد و با توجه به نوع حكومت داراي حدود و وظايف و اختياراتي بوده است . هم اكنون تقريبا در سر تا سر جهان اين نهاد را با نام “پليس” ميشناسند . در ادامه به بررسي اجمالي تاريخچه پليس در ايران از زمان باستان تا كنون ميپردازيم :

گفتار اول : پليس در دوران باستان و پيش از اسلام

اين گفتار را به دليل اهميت كمتر با توجه به اينكه تغييرات بنيادين در سازمان پليس در اين دوران رخ نداده به اختصار توضيح داده و با نگاهي مختصر به آن مي پردازيم . در زمان آريائيها با اينكه حل و فصل دعاوي اغلب مخاصمان بر عهده ريش سفيدان و روساي قبايل بود ، اما براي حفظ شهر و قلمرو آن در برابر تهاجمات قبايل و دشمنان داخلي و خارجي وجود نيرويي حافظ  احساس مي شد . از اينرو نيروي نظامي براي تامين اين اهداف تشكيل شد ، نيروي مزبور همواره پشتيبان مردم و حافظ امنيت بوده و در كنار ريش سفيدان به حل و فصل مخاصمات نيز مي پرداخت . بنا براين پليس و ارتش از يكديگر جدا نبوده اند .كوروش كبير و كمبوجيه زمان كافي براي تشكيل سازمان اداري و انتظامي نداشتند پس از آنها داريوش سازمان اداري امنيتي و قضايي ايران هخامنشي را بنيان نهاد كه اغلب سازمان هاي  اداري و تشكيلات مملكتي كشور هاي غربي تا اواخر نوزدهم ميلادي از روي آن نمونه برداري شده است [4]   بر اساس منابع موجود ، در زمان سلوكيان و اشكانيان ، تغيير چشمگيري در سازمان انتظامي ايران به وجود نيامده ، سازمان انتظامي در شهرها زير نظر شهريك ودر روستاها زير نظر ديهيك اداره مي شد و در اين سازمان ، شبگردان براي  پاسداري در شب و مامورين تعقيب و كشف جرم خدمت ميكردند .[5]

گفتار دوم : پليس در دوران اسلامي تا زمان ناصر الدين شاه

پس از ظهور اسلام ، حفظ امنيت بر عهده كليه مسلمانان بود ، حسبه در حقوق اسلامي مسئول دستور دادن به كار خوب و بازداشتن از امور زشت بود ، در اين زمان مسئول امور انتظامي جامعه ، محتسب ، عسس ، شرطه يا شحنه نام داشت . در زمان حكومت معاويه (( زندانبان )) و (( شرطه )) به وجود آمدند ،كه علاوه بر جاسوسي و مراقبت ، وظايف سياسي و امنيتي را نيز  عهده دار بود ، در زمان خلافت عباسيان ، وزرا و سر داران ايراني ، تشكيلات اداري و امنيتي منسجمي را راه اندازي نموده و امور سياسي را از وظايف شرطه خارج كردند و شرطه فقط عهده دار نظم و امنيت بود .[6] (( شرطه ها نيز خود به سه دسته تقسيم مي شوند كه عبارت بودند از :  شرطه روز ، شرطه زندانبان و شبگردان )) [7]

در ارتش اميرالمومنين علي (ع) نيز واحدي به نام ( شرطه الخمين ) وجود داشت كه سالار نگهبانان و حكومت اسلامي و يا نگهبانان نظم و امنيت عمومي در مواقع بحراني بود و از كيان حكومت دفاع مي كرد .[8]

در اواخر دوره جنگ هاي صليبي محتسب همچنان به اداره امور انتظامي شهر مي پرداخت ، اختيارات محتسب در اين زمان عبارت بود از بازداشت و مجازات بدهكاران و ناقضين قانون و همچنين گناهكاران و اطلاع به حاكم از چگونگي امور مزبور ، در دوران ايلخانان مغول واژه (( داروغه )) به فرهنگ انتظامي ايران وارد شد ، واژه مزبور از واژه مغولي ((دارو)) به معناي فشار آوردن و مهر زدن گرفته شده است و در سازمان اداري حكومت مغول به مفهوم رييس به كار مي رفت .در اين زمان در كنار حاكم بومي يك داروخچي يا نماينده ايلخان قرار داشت كه به امور انتظامي شهر مشغول بود . [9]

در زمان تيموريان به تدريج واژه (( شحنه )) جايگزين واژه داروغه شد و بدون تغييري در سازمان پليس شحنه ها مسئول برقراري نظم و امنيت عمومي شدند ، واژه اخير تا اواسط قرن 14 هجري رايج بود . اما به هر ترتيب با وجود سازمان انتظامي در دوره مغول ها سخن از وجود امنيت امري عبث و بيهوده و ايران بستري از جنگ و آسيب و قتل و غارت و ناامني بود .

در عصر صفويه ماموران انتظامي را با عناويني چون  ((داروغه)) ، ((مير شب)) ، ((كشيك چي)) ، ((كلانتري))  و ((احداث))  مي شناختند . در اين عصر مسئولين حفظ نظم وامنيت در پايتخت و استان ها تفاوت داشتند . حتي گاه در استان ها و شهر هاي مختلف نيز وضعيت متفاوت بود در زمان قاجار به دليل عدم دخالت دولت مركزي در امور استان ها و شهرستان ها حكام اين مناطق هر يك به واسطه عوامل و كاركنان خود ، اعم از وزير ، حاجب ، فراش باشي ، مستوفي و . . .  به حفظ نظم و امنيت و آرامش پرداختند . [10]

[1] . همان، ‌ص 34

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی تحریم در چارچوب سازمان جهانی تجارت

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل

Author: 92