كليات و تعاریف

با تحولات جامعه انسانی و پیدایش دولتهای مستقل سازمان یافته و متمدن و با مرور زمان مجموعه قواعد و ضوابط عرفی و قراردادی نظم حقوقی خاصی را به وجود‏ آورد که به آن حقوق بین‌الملل می‏گوئیم. روابط دولتها و جوامع گوناگون بین‌المللی و انسانی بر اساس قواعد آن استوار گردید و به موازات تحولاتی در جوامع انسانی و شکل سیاسی و رژیم دولتها ایجاد می‏شد حقوق بین‌الملل نیز در جهت تکمیل خود، دستخوش گیری تغییرات دائمی می‏گردید تا در هر زمان و شرایطی با احتیاجات انسان متمدن متناسب بوده و پاسخگوی آنها باشد. از جمله نتایج این تغییرات و متمدن شدن این بود که در اختلافات حقوقی
بین‌المللی بر خلاف سابق، فرد مستقیماً برای استقرار عدالت اقدام نمی‏کرد؛ بلکه دولت متبوع او بود که برای احقاق حق متضرر طبق موازین معینی اقدام نماید. دیگر تحول آن بود که دولتها به اعتبار حیثیت و شخصیت بین‌المللی خود مکلف گردیدند، در صورتی که با ارتکاب عمل خلاف حقوق، به دولت دیگر و یا تبعه‌ای خارجی خسارت وارد نمایند آن خسارت را جبران نمایند. «هوگو گروسیوس»[1] حقوقدان معروف هلندی که پدر حقوق بین‌الملل نام گرفته است اولین کسی است که قواعد و مقررات حقوق
بین‌الملل را جمع آوری و تنظیم کرد و در سال 1625 کتاب خود را بنام «جنگ و صلح» انتشار داد. بنابراین نظر به اینکه کار تدوین قواعد ناظر بر جبران خسارت به نتیجه قطعی و نهایی نرسیده است روش معمول در این تحقیق متکی بر مقررات داخلی و بین‌المللی، رویه قضایی و مقایسه نظرات نویسندگان حقوق بین‌الملل، و در مورد خسارات معنوی توجه به قواعد عرفی خواهد بود. بدیهی است که در هنگام لزوم جدیدترین دستاوردهای قضایی بین‌المللی و نظریات مشورتی نیز مستند گفتار خواهند بود. براي آشنايي اجمالي با واژه جبران خسارت، رابطه مسئولیت بین‌المللی و جبران خسارت، اسناد بين المللي مهم در این زمینه، حقوق و تکالیف دو طرف حادثه و، رویه قضایی در این خصوص بطور مختصر مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

فصل اول: واژه شناسی خسارت

 

ارباب لغت خسارت را به معنی ضد ربح، ضرر كردن، زیانمندی، ضرر و زیان تعبیر کرده‌اند. لیكن در معنی اصطلاحی این كلمه به دو مفهوم به كار رفته است اول خسارت به معنی، زیان وارد شده (ضرر) و دوم به معنی جبران ضرر وارده، علاوه بر خواص (حقوقدانان) كه واژه خسارت را به معنی اصطلاحی آن مورد استفاده قرار داده‌اند[2]، در عرف نیز این كلمه به دو معنای «خسارت زدن» و «پرداختن خسارت» مورد استفاده واقع شده است. صاحب اثر مبسوط در ترمینولوژی حقوق در تعریف خسارت، دو معنای عمده برای آن قایل است یکی خسارت به معنای زیانی است كه كسی به مال دیگری برساند و دیگری «تاوان» یعنی مالی كه زیان زننده ، باید مالی به غیر بابت جبران به او بدهد.[3] همچنین ایشان در كتاب «ترمینولوژی» خود پیرامون واژه مزبور آورده است اول مالی كه باید از طرف كسی كه باعث ایراد ضرر مالی به دیگری شده به متضرر داده شود و دوم زیان وارد شده را هم خسارت می‏گویند. در حقوق انگلستان برای خسارت از واژهDamage [4] (در صیغه مفرد) برای تعریف خسارت استفاده شده است و در توصیف آن همانند حقوق ایران از الفاظ و كلمات مشابه و معادل از قبیل ضرر و زیان، لطمه و صدمه بدنی، هر گونه آسیب بهره گیری شده است. خسارات ممكن است به شخص یا اموال او، وارد شده باشد. اما صیغه جمع این كلمه[5] متمایز از صیغه مفرد آن و به معنای تاوان یا غرامت پولی است كه در مقام جبران ضرر یا زيان‌های وارده به شخص یا اموال او در اثر ارتكاب یك فعل غیر قانونی یا ترك فعل یا عمل خطاكارانه حكم به پرداخت می‏شود. كنوانسیون بیع بین‌المللی کالا در ماده ۷۴ خود از الفاظ damage و loss استفاده نموده است و خسارات قابل مطالبه را شامل زیان مادی وارده و عدم‌النفع‏‏ و قابلیت پیش بینی را شرط لازم برای مطالبه خسارت دانسته است.[6] تعریف مندرج در كنوانسیون به نحو كلی بیان شده و از این جهت با نظام حقوقی كشورهای حقوق نوشته و حقوق ایران سنخیت دارد. این ماده به طور ضمنی به اصل جبران كامل خسارت نیز اشاره نموده است.

صاحب قاموس ضرر را «ضد نفع» معنی كرده و به معنی «سوء حال» آورده است. نهایه ابن اثیر و مجمع البحرین «ضرر» را «نقض در حق» دانسته‌اند. مصباح المنیر ضرر را به معنای «عمل مكروه» نسبت به یك شخص یا «نقص در اعیان» می‏داند. مفردات راغب اصفهانی ضرر را به «سوء حال» تفسیر می‏كند، اعم از اینكه سوء حال نفس به خاطر قلت علم و فضل یا سوء حال بدن به خاطر فقدان عضوی از اعضا و یا به خاطر قلت مال و آبرو باشد.[7] همانگونه كه ملاحظه گردید اختلاف نظر بین اهل لغت به علت استعمالات مختلف كلمه ضرر امری طبیعی است ولی در مجموع می‏توان گفت که در مورد نفس و مال كلمه ضرر استعمال می‏شود اما در مورد فقد احترام و تجلیل و آبرو كلمه ضرر كمتر استعمال می‏شود. مثلاَ گفته
می‏شود فلان شخص در آن معامله ضرر كرد یا دارویی كه مصرف كرد مضر بود یا برایش ضرر داشت. اگر كسی از دیگری هتك آبرویی بكند اصطلاحاَ گفته نمی‏شود كه به او ضرر زده است.[8] به گونه‌ای كه ملاحظه گردید و با عنایت به مصادیق ذكر شده «ضرر» در فقه هم شامل «ضرر مادی» و هم شامل «ضرر معنوی» می‏گردد.

بر اساس حقوق مسئوليت ناشي از شبه جرم (مسئوليت مدني)، خسارت به صدمه اي اطلاق می‏شود كه به يك فرد يا يك گروه يا به طور دقيق‌تر‏‏ به حقوق آنها وارد می‏شود. اين تعريف مستقيماً نمی‏ تواند تا حدودي كه منافع تمليك نشده زيست محيطي تحت تاثير قرار گرفته باشند، در مورد خسارات زيست محيطي مورد استفاده قرار گيرند. اين امر نه تنها مساله نحوه تعيين و تشخيص خواهان مناسب می‏باشد،‌ بلكه نحوه ايجاد و تعيين ارزش مناسب براي محيط زيست يا اجزاي آن نيز هست. در اين خصوص بايد توجه داشت كه معاهدات بين المللي زيست محيطي به طور اتفاقي به ارزش «ارزش ذاتي» محيط زيست اشاره می‏كنند. براي مثال، ماده 3 پروتكل الحاقي حفاظت از محيط زيست، به معاهده جنوبگان، ارزش ذاتي جنوبگان از جمله زيبائي و جالب توجه بودن آن را به رسميت می‏شناسد و براي حفاظت از آن تلاش
می‏ كند. عبارت مشابه آن را می‏توان در مقدمه كنوانسيون تنوع زيستي يافت. پس از ارزيابي معاهدات
بين المللي موجود می‏توان گفت كه در مورد تعريف خسارت به محيط زيست، عقايد مشتركي وجود ندارد. بعضاً بين پيامد وارده بر محيط زيست و محدوده اي كه بايد زيانبار تلقي شده و در نتيجه خسارت را تشكيل می‏دهد، تمایز داده می‏شود. اين تفاوت گذاري و مرزبندي به روشني حاكي از اين است كه اقدامات انسان هميشه داراي آثار زيست محيطي است اما هر اثر و پيامدي، غير قابل تحمل و زيان بار نيست. معمولاً تلاش می‏شود تا آستانه مذكور معلوم شود ليكن كلمات مورد استفاده نظير تغييرات مهم با آثار زيان بار و ناروا، اختلال در محيط زيست اثر زيان آور و نظاير آن، اين واقعيت را مخفي می‏كند كه در بيشتر مواقع محدوده و آستانه تلقي يك پيامد زيست محيطي به عنوان خسارت، به هدف تعقيب شده توسط فعاليت موجد پيامد مذكور از يك سو، و قابل احتراز بودن يا نبودن پيامد مذكور از سوي ديگر، بستگي دارد.

فصل دوم: انواع خسارت

پس از تعاریفی از لغت خسارت باید به اقسام و انواع آن پرداخت. در یک چشم انداز کلی خسارات را به سه نوع عمده تقسیم بندی خواهیم کرد:

الف) خسارتهای مادی یا پولی:

منظور خسارتهای است كه به اموال مردم وارد می‏شود. خراب شدن خانه، تصادف و خسارت ماشین، شكستن شیشه خانه یا مغازه، خراب شدن كشت و زراعت یك مزرعه و… همگی از این دست هستند. این خسارتها باعث زیان مادی صاحب آن وسیله می‏شود و با پول قابل جبران است یعنی در عوض خسارت به ماشین فرد، از مقصر هزینه تعمیر آن را می‏گیرند.

ب) خسارتهای جانی و بدنی:

منظور خسارتهایی است كه به بدن و جسم انسان وارد می‏شود. مثلاً اگر در یك تصادف، فردی دست یا پایش را از دست بدهد یا دچار قطع نخاع شود یا هر نوع آسیبی به او برسد. همه اینها زيان‌های بدنی و جسمی هستند. به عنوان یک مثال دیگر اگر فردی در اثر داروی تقلبی دچار یك بیماری شود یا در اثر واكسن آلوده به ایدز یا سایر بیماریها مبتلا شود. فوت و مرگ فرد هم نوعی خسارت جانی است. بعضی با مرگ یك انسان، خانواده و بستگان او به خاطر از دست دادن عزیزان، دچار رنج و غم می‏شوند و فرد مقصر باید این زیان را جبران كند

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

مطلب مشابه :  پایان نامه ارکان مسئولیت مدنی ناشی از کودک آزاری

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل