آزادی مطبوعات

آزادي به معناي عام آن، همان داشتن حق و اختيار انتخاب عمل و رفتار، مانند آزادي عقيده، بيان، قلم، اجتماعات و رفت‌وآمد است. اين آزادي در هر محدوده‌ای از اجتماع يا در هر كشوري، به چگونگي نظام حاكم و انديشه حاكمان بستگي دارد. خداوند پس از خلقت انسان او را ناطق ساخت و به شنيدن و گفتن و آموختن مسلح نمود. پس آيا رواست كه انساني، انسان ديگري را از گفتن باز دارد؟ «خلق الانسان * علمه البيان[1]». انسان را آفريد، به او بيان آموخت.

اگر به راز خلقت بيانديشيم و زندگي پر از آزمون و خطاي انسان‌ها را بنگريم، خواهيم ديد هر چه بيشتر بياموزيم، درست بشنويم و درست بخوانيم، معرفت ما در زمینه خداشناسي، خودشناسی و ديگر شناسي بيشتر خواهد شد و به امر خداوند، هر كه می‌داند بايد بگويد و ياد دهد تا چراغ هدايت و فروغ دانايي خاموش نماند: «ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر[2]»؛ و بايد از ميان شما، گروهى، [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند.

در باب احترام به آزادي قلم و حراست و حفظ قداست و صداقت آن، همين بس كه خداوند بدان سوگند خورده است «ن والقلم و ما يسطرون» يعني ن قسم به قلم و آنچه می‌نگارد [3]. حضرت علي (ع) هنگامي كه از به خطر افتادن آزادي مردمان توسط نااهلان نگران بود فرمود: «ولي از اين اندوهناكم كه سرپرستي حكومت اين امت بدست اين بي خردان و نابكاران افتد، بين المال به غارت برند، آزادي بندگان خدا را سلب كنند و آن‌ها را برده خويش سازند[4]».

آزادي عقيده و بيان در عصر كنوني در مجامع جهاني و همایش‌های بین‌المللی پيوسته مورد تاكيد قرار گرفته و اين مهم در قوانين اساسي همه كشورها پاس داشته شده است. در ماده 11 اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است: «هر كس حق دارد از آزادي فكر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان می‌باشد». ماده 19 همين اعلاميه تاكيد می‌کند: «هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست كه از داشتن عقايده خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و نشر آن با تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد.» ماده 18 ميثاق بین‌المللی حقوق مدني و سياسي مصوب 1966 ميلادي، بر لزوم داشتن حق آزادي فكر، وجدان، مذهب و ابراز آن تاكيد كرده است. البته نخستين اعلاميه حقوق بشر، به روايت تاريخ در منشور كورش كبير پادشاه هخامنش ايراني آمده است، گفته می‌شود كه كورش خود موحد بود و با تاكيد بر سياست تسامح و آزاداندیشی، همه عقايد واديان و آداب و رسوم را آزاد گذاشته بود. استوانه يا منشور كوروش در سال 1879 ميلادي در کاوش‌های شهر بابل در عراق به دست آمده و اكنون در موزه بريتانياست [5].

«جان استوارت ميل» عقيده دارد: خطر بزرگ خاموش كردن عقيده در اين است كه زیان آن دامن‌گیر همه نژاد بشر می‌شود و آنچه آيندگان از اين حيث از دست می‌دهند كمتر از خسارتي كه نصيب نسل‌های معاصر می‌گردد نيست؛ او اضافه می‌کند: «اما اگر عقيده اي اشتباه باشد، خفه­كنندگان آن به هر تقدير زيان برده­اند چون اگر اصطكاك عقايد را آزاد مي گذاشتند از برخورد حق و باطل به هم، سيماي حقيقت زنده تر و روشن تر ديده می‌شد[6]» در اين مبحث، پس از بیان اهمیت مطبوعات، آزادي مطبوعات را به اختصار مورد بررسی قرار می‌دهیم.

اهميت مطبوعات را نه تنها در يك محدوده جغرافيايي كوچك، كه بايد در پهنه گيتي بازيافت، با توسعه فن آوري مخابراتي و عبور اينترنت از مرزها و ديوارها، امروزه در هر گوشه از جهان می‌شود صفحات روزنامه چاپ شده در هر كشوري را ورق زد و از اوضاع و احوال هر ملتي با خبر شد. بی‌شک در اين ميدان پيشتازان استفاده از اين فن­آوري حرف نخست را خواهند زد و در شرايط موجود جريان یک‌سویه اطلاعات از غرب به شرق همچنان ادامه خواهد يافت. «ژان كازنو» نقل می‌کند كه بايد پذيرفت كه در مسايل ارتباط جمعي تأثیری قطعي بر توسعه فرهنگي و از اختلال آن بر توسعه اقتصادي خواهند داشت[7]. محمد حسين هيكل روزنامه‌نگار برجسته مصري، مطبوعات را تيغ دولبه اي می‌داند كه وقتي به دست رژیم‌های غير مردمي بيافتد، اگر نتوانستند در جهت توجيه اعمال خود بكار گيرند، در جهت سركوب يك جامعه بكار خواهند گرفت. هيكل می‌گوید: آنچه درباره وسايل ارتباط جمعي در جهان سوم صادق است بر اسلحه نيز مصداق دارد. وقتي آرمان و رويا ضايع می‌شود. براي اين رژیم‌ها يك راه می‌ماند كه آغاز آن راديو، تلويزيون و مطبوعات است و در نهايت توپ و تانك و هواپيما[8]. پيير سالينجر مشاور مطبوعاتي كاخ سفيد در زمان رياست جمهوري كندي می‌گفت: «هيچ سياستگذار تراز اولي در واشنگتن نيست كه روزش را با خواندن روزنامه نيويورك تايمز آغاز نكند[9]». كليمنت ماروكين روجاس روزنامه‌نگار گواتمالايي روزنامه را وسیله‌ای براي مبارزه سياسي و هر خبرنگار را يك مدافعه­گر توصيف می‌کرد. وي می‌گوید در حالي كه غربی‌ها به آزادي اطلاعات تاكيد می‌کنند، جهان سومی‌ها به آزادي هوشيارانه می‌اندیشند، زيرا شرايط ضروري رشد انديشه و بيان بر هر چيزي مقدم است [10]. قوام نكرومه رهبر استقلال طلب غنا نقشي از اين فراتر براي مطبوعات قايل شده و می‌گوید: مطبوعات جزو لاينفك جامعه هستند و بايد به استقلال يك نظام اقتصادي و سياسي مترقي آفريقايي كه انساني را از نيازمندي و فقر و بی‌عدالتی اجتماعي آزاد كند، كمك نمايند و در دسترس توده‌ها باشند[11]. اكنون كه با عقيده تعدادی از شخصیت‌ها و انديشمندان جهان سوم آشنا شديم، ببينيم مطبوعات چه جايگاهي در قوانين و مقررات برخي كشورها پيدا کرده‌اند.

قانون مطبوعات فرانسه، آزادي مطبوعات را بر بنياد سه اصل تصريح كرده است. اصل نخست؛ آزادي چاپ و نشر، اصل دوم؛ تعدد و کثرت مطبوعات، اصل سوم؛ استقلال و بی‌طرفی مطبوعات و به طور كلي وسايل ارتباط جمعي. در انگلستان اصولاً روزنامه‌ها همان حقوقي را كه براي افراد عادي پیش‌بینی‌شده است دارا هستند؛ اما در صورت انتشار هر مطلبي كه آن را در معرض تعقيب حقوقي يا جزايي قرار دهد بايد آثار آنرا در برابر دادگاه مدني يا جزايي به عهده بگيرد [12]. در آمريكا آزادي مطبوعات همزمان با پيروزي جنگ‌های استقلال طلبانه مستعمره نشينان اين سرزمين عليه استعمار انگليس در سال 1776 به عنوان يك حق طبيعي فردي مورد توجه و احترام قرار گرفت[13]. و در ايران اصل 13 قانون اساسي مشروطيت مصوب 1324 هجري قمري اجازه چاپ «مطالب عام المنفعه» و اصل 20 متمم قانون اساسي مشروطيت، آزادي مطبوعات را به طور گسترده‌تر تضمين كرد. آزادي عقيده و بيان در اصل 24 و ضمانت محاكمه ناعادلانه مطبوعات در اصل 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به صراحت مورد تاكيد قرار گرفته است. اصل آزادی مطبوعات، بیش از دو قرن پس از اختراع چاپ و حدود یک قرن بعد از انتشار نخستین روزنامه‌های چاپی جهان در غرب، به دنبال مبارزات طولانی، بورژوازی آزادی جوی اروپا و آمریکا، ابتدا با لغو «قانون مربوط به اجازه چاپ و سانسور مطبوعات» در انگلستان (1695) و سپس به طور وسیع تر و کامل تر در فرانسه و ایالات متحده آمریکا به رسمیت شناخته شد و در طول قرن‌های 19 و 20 به تدریج در اکثر کشورهای دنیا پذیرفته شد. در مورد آزادی مطبوعات، مفهوم‌ها و تعریف‌های فراوان و گوناگونی وجود دارند. برای آزادی مطبوعات، از لحاظ حقوقی معمولاً دو تعریف عام و خاص، در نظر گرفته می‌شود:

الف- آزادی مطبوعات به معنای عام: آزادی مطبوعات به طور عام، جست و جو، جمع‌آوری و کسب آزادانه اخبار و اطلاعات و عقاید عمومی، انتقال و مخابره آزادانه آن‌ها، انتشار آزادانه روزنامه‌ها و پخش آزادانه برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، دریافت و مطالعه آزادانه مطبوعات و دریافت آزادانه برنامه‌های یادشده را در بر می‌گیرد.

ب- آزادی مطبوعات به معنای خاص: آزادی مطبوعات به طور خاص، «نشر آزاد روزنامه‌ها، بدون هیچ گونه محدودیت و نظارت قبل از انتشار، عدم توقیف و تعطیل خودسرانه آن‌ها بعد از انتشار، پیش بینی دقیق ضوابط مسئولیت های قانونی نشریات و رسیدگی به تخلفات و جرائم احتمالی آنان در دادگاه های عادی با حضور هیئت منصفه» را شامل می‌شود که با رعایت اصل تعدد و تنوع نشریات از جهت سیاسی و مسلکی و حفظ انتقال آن‌ها در برابر صاحبان ثروت و قدرت، تحکیم می‌شود.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوع بی تابعیتی براساس کنوانسیون های بین المللی

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل