مفاهیم ، تحولات و درآمدی بر نوآوری های شکلی لایحه جدید در جرایم حدی

این فصل شامل سه مبحث می باشد . مبحث نخست واژه شناسی است . در این مبحث به مفهوم حدود و مفهوم محاسن شکلی و محاسن ماهوی پرداخته شده است .

مبحث دوم تحولات ناریخی می باشد که از دو منظر قابل بررسی می باشد . اول ، با تاکید بر حضور یا عدم حضور معصوم (ع) و دوم تحولات حقوق کیفری ایران در زمینه جرایم حدی .

در مبحث سوم به محاسن شکلی ناظر بر جرایم حدی در لایحه می پردازیم. این محاسن شامل اعمال تفکیک قواعد عام حدود از قواعد خاص آن ، اعمال تفکیک قواعد ماهوی ازمقررات شکلی، انطباق عناوین فصول با مواد مربوط ذیل آن است که در هر قسمت ابتدا ایرادات شکلی قانون مجازات فعلی بررسی شده و سپس نوآوری های لایحه در هر مورد بیان شده است .

مبحث نخست : واژه شناسی

در این مبحث واژه های حدود ، محاسن شکلی و محاسن ماهوی تعریف شده است . «حدود» معانی مختلفی را در نظر لغت شناسان و فقها دارا می باشد . که در جای خود آنرا بیان می نماییم . تعابیر «محاسن شکلی» و «محاسن ماهوی » بسیار در این تحقیق به کار برده شده است و لازم است که ابتدا مفهوم هر یک از این واژگان مشخص گردد .

گفتار نخست : مفاهیم لغوی و اصطلاحی حدود

«حدود» جمع «حد» می باشد و در لغت و اصطلاح دارای معانی متعددی می باشد . حد در لغت به معنای فاصله دو شی ، منتهای چیزی ، منع و تیزی و تندی به کار رفته است . در آیات الهی نیز این واژه به معانی متعددی به کار رفته است . حد در اصطلاح فقهی مجازات خاصی است که در مقابل جرایم خاصی از سوی شارع وضع شده است و میزان آن مقدر و معلوم است . فقها در بیان اصطلاحی حد تعابیر مختلفی ارائه کرده اند که در ادامه این نظرات بیان می گردد .

الف : مفهوم لغوي

حد در لغت معانی متعددی دارد :

1 . فاصله بین دو شئ است تا اینکه با هم مخلوط نشوند برای جلوگیری از اختلاط .  « حدّ » مفرد  « حدود »است  و در لغت به معناي مرز است .(الحد : حاجز بين الشيئتين )

راغب مي گويد:« واسطة ميان دو چيزي كه مانع از اختلاط و آميختگي آنها به يكديگر مي‌شود .[1]

بنابر این می توان گفت : حد در اصل به معنای چیزی است که بین دو چیز حائل شده است و آنها را از هم جدا می سازد و از آنجا که ، منع از لوازم آن است در منع استعمال شده است .

2 . منتهای هر چیزی است ، مانند حدود زمین و حدود حرم .[2]

 3 . حد در معناي منع به كار رفته است و به همين خاطر به نگهبان ( حداد ) گويند . (.آهن را حدید گویند ، چون قابل نفوذ نبوده و سخت است . به دربان جلوی در حداد می گویند ، چون مانع نفوذ افراد است . تازیانه زدن را نیز حد گویند چون باعث منع مجرم از ارتکاب دوباره جرم می شود و دیگران را هم باز می دارد . حد سارق و غیر سارق چیزی است که او را از بازگشت و تکرار آن کار ، و دیگران را به انجام آن منع می کند.

« علت ناميدن حد براي مجازات از اين جهت است كه حد، مانعي است براي تكرار كردن آن عمل ونيز مانعي است براي اين كه نمي گذارد ديگري راه او را برود و آن كار را انجام دهد »[3]

4 . حد به معنای تیزی و تندی است . مانند تیزی و تندی شمشیر و زبان . [4] واژه حد در قرآن کریم فقط به صیغه جمع استعمال شده است . این کلمه در قرآن کریم چهارده بار استعمال شده است اما در هیچ یک از این مواضع به معنی مجازات معین یا غیر معین نیامده است ، بلکه به معنی احکام خدا و اوامر و نواهی او استعمال شده است .

خداوند در قرآن دربارة حدود الله مي فرمايد : « … تلك حدود الله فلاتعتد وهاو من يتعد حدود الله فاولئك هم الظالمون »(سوره بقره آيه 229 ).

اينها حدود و مرزهاي الهي است ؛ از آن تجاوز نكنيد ؛ و هر كس از آن تجاوز كند ستمگر است .

در تفسير نمونه آمده است :

«در اين آيه و آيات فراوان ديگري از قران مجيد تعبير لطيفي درباره مجازات الهي به چشم مي‌خورد و آن تعبير به حد و مرز است و به اين ترتيب معصيت و مخالفت با قوانين الهي تجاوز از مرز محسوب مي شود . در حقيقت در ميان كارهايي كه انسان انجام مي دهد يك سلسله مناطق ممنوعه وجود دارد كه ورود به آن مناطق فوق العاده خطرناك است و قوانين و احكام الهي اين مناطق را مشخص مي كنند و مانند علامت هايي هستند كه در اين گونه مناطق قرار دارند »[5]

خداوند در آيه ديگري مي فرمايد :«… و من تلك حدود الله فلاتقربوها »( سوره بقره ، آيه 187 .)….و اين مرزهاي الهي است به آنها نزديك نشويد . در تفسیر نمونه ذيل آية شريفه آمده است :

« خداوند در اين آيه ، ابتدا قسمت هايي از احكام و روزه و اعتكاف را بيان مي فرمايد و از آنها به عنوان « مرزهاي الهي » تعبير مي نمايد ؛ مرز ميان ممنوع و مجاز و جالب اين كه نمي گويد از مرزها نگذريد بلكه مي گويد به آنها نزديك نشويد . چرا كه نزديك شدن به مرز وسوسه انگيز است و گاه سبب مي شود كه بر اثر طغيان شهوات يا گرفتار شدن به اشتباه انسان از آن بگذرد . [6]

در متون دینی دیگر ، حد دارای سه اطلاق و استعمال می باشد :

1 . تمامی احکام خدای سبحان . به همین معنی است فرمایش الهی در قرآن کریم که می فرماید : تلک حدودالله « اینها حدود الهی هستند » این اطلاق بدین جهت است که احکام الهی مردم را از ارتکاب چیزی که به ضرر دین و دنیای آنهاست منع می کند .

2 . احکامی که به خاطر ترس از رنج و درد حاصل ، به سبب زدن ، کشتن ، تبعید کردن و نظایر آنها ، مردم را از  ارتکاب معصیت منع می کنند ، چه معین و مقدر باشند یا اینکه به نظر حاکم شرع موکول شوند .

3 . استعمال دوم، منتها مقیدبه صورتی که شرعاً معین ومقدرباشد،درمقابل تعزیر که غیر مقدر است [7]

ب : مفهوم اصطلاحي

حد در اصطلاح فقهی عبارت است از مجازاتهای خاصی که در مقابل جرایم خاصی از سوی شارع وضع شده اند و میزان  آنها مقدر و معلوم است . مجازاتهای حدی در مقابل مجازاتهای تعزیری ، قصاص و دیات به کار می رود ، فقها در بیان اصطلاحی حد تعاریف مختلفی ارائه کرده اند که برخی از آنها را مورد توجه قرار می دهیم .

دهخدا درمعنای حد آورده است : « حد در اصطلاح حقوق جزای اسلام در کتب فقه ، مقابل قصاص است و آن اجرای مجازات بدنی می باشد در اثر ارتکاب اموری چند ، و مقدار آن معین است . حد و تعزیر هر دو از اقسام مجازات بدنیست لکن در حد ، مقدار مجازات ثابت و معین است . و در تعزیر مقدار آن منوط به نظر حاکم است . اختلاف جرایم موجب شده که برای هر یک حد دیگری مقرر شود . چنانکه حد زنا 80 تازیانه است و حد محارب کشتن است . »[8]

صاحب جواهر الكلام در تعريف اصطلاحي حد مي گويد : « هر آنچه كيفرش مشخص باشد ، حد ناميده مي شود . » [9]

ایرادی که به این تعریف وارد است اینست که : حد عبارت است از خود کیفر و مجازات نه چیزی که برایش کیفر وضع شده است .

برخی از فقهای امامیه از جمله شهید ثانی[10] و فاضل مقداد[11] در تعریف حد گفته اند : «حد از نظر شرعی عبارت است از مجازاتی که بدن را به درد می آورد و سبب آن ، ارتکاب گناه خاصی است و شارع مقدار آن را مشخص کرده است . »

این تعریف بی اشکال نیست چرا که بعضی از مجازاتهای حدی مانند حبس و تبعید بدن را به درد نمی آورند بلکه ایجاد محدودیت می نمایند که از نظر حقوق عرفی در زمره مجازاتهای سالب آزادی و محدودکننده آزادی هستند . بنابراین ، این تعریف جامع افراد نیست و از طرفی مانع اغیار نیز نمی باشد زیرا قائلین به این تعریف خود معترف به مقدر بودن بعضی از تعزیرات از سوی شارع هستند ، مگر اینکه این موارد را حد محسوب دارند .

در كتاب فقه امام جعفر صادق (ع) آمده :

« حد ، مجازاتي است كه شارع به صورت نص ، بر آن اشاره نموده است . و واجب است گناهكار به وسيله اين عقوبت ، مجازات شود وچون شارع ، ميزان و مقدار اين مجازات را معين نموده است ، آن را

حد مي نامند »[12]

به عبارت ديگر مي توان گفت :

« حد به معني عقوبتي است كه از جانب شرع تعيين شده و بدون كم و زياد جاري مي شود . و حاكم شرع حق دخل و تصرف در آن را ندارد . »[13]

در میان فقهای اهل تسنن نیز دو تعریف از حد مشهور است :

1 . حد عبارت است از مجازاتی که شارع مقدار آن را معین کرده است .[14] این تعریف نیز مانع اغیار نیست ، زیرا شامل همه مجازاتهایی که شارع آن را مشخص کرده است ، اعم از حق الله و حق الناس مثل قصاص و امثال آن می شود .

2 . حد مجازات معین شده از سوی شارع در رابطه با حق الله است .

این تعریف با قید حق الله ، مجازات قصاص و دیات را از تعریف حد خارج می کند . اما با مبنای شیعه که بعضی از حدود را حق الناس می دانند ، تعریف از جامعیت می افتد حد قذف در این تعریف جایی ندارد .

از آنجا که جرایم مستوجب حد ، تجاوز و تعدی به ارکان بنیادین جامعه به حساب می آیند و هرکدام با هتک مصالح اساسی به پیکره جامعه لطمه وارد می سازند ، اقامه حد بر مرتکبین این جرایم مورد اهتمام شارع مقدس قرار گرفته است که در روایات متعددی هم بر اهمیت آن تاکید شده است .

پیامبر گرامی اسلام فرمود : « اقامه حد بهتر از باران چهل صبح است . »

امام باقر(ع) فرمود :« حدی که در زمین اقامه می گردد با برکت تر از باران چهل شبانه روز است . »[15]

امام موسی بن جعفر (ع) در تفسیر آیه شریفه « یحیی الارض بعد موتها » (آیه 19 سوره روم ) فرمود : خداوند زمین را بوسیله باران زنده نمی کند ، بلکه مردانی را بر می انگیزاند که عدالت را زنده کنند ، سپس زمین به خاطر احیای عدالت زنده می شود . بعد فرمود : یقیناً اجرای عدالت سودمند تر از جهل شبانه روز باران است .

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد: مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در فقه امامیه

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل