تعريف اصطلاحی وکالت ازديدگاه حقوقدانان:

 – دکتر جعفرلنگرودی در ترمينولوژی حقوق در تعريف واژه وکالت نوشته است: «عقدی که بموجب آن شخص به ديگری اختيار انجام عملی را به نام و نفع خود ميدهد»[1].

– برخی دیگر از حقوقدانان در تعريف وکالت گفته اند: «تعيين کسی برای انجام کاری از جانب ديگری به موجب عقد قرارداد»[2].

– دکتر شمس الدين فرهيخته در فرهنگ واژه‏ها و اصطلاحات سياسی- حقوقی، وکالت را چنين تعريف نموده است: «از نظر فقه و قانون مدنی وکالت عقدی است که بموجب آن فردی با شخصيت حقيقی، وکیل شخص حقيقی و يا يک شخص حقوقی  که وی را موکل می‏گويند، قرارمی گيرد»[3].

وکالت در قوانین ایران و در معنای عرض آن، دو مفهوم را در ذهن  متبادر می سازد، وکالت به معنی اعم و وکالت به  معنی اخص. وکالت در معنای اعم برابر با تعریف  ماده  656  قانون مدنی  ایران: «عقدی است  که  به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می نماید» و وکالت به معنای اخص، عبارت  است از نمایندگی در امور قضائی و دعاوی و  اختلافات اشخاص (حقیقی- حقوقی) در محاکم دادگستری، به نحوی که شخص وکیل، با استفاده از اطلاعات و تجربیات حقوقی و به کارگیری اصول و قواعد آئین  دادرسی (شکلی) و قوانین موجد حق (ماهری)، تلاش خود را در جهت اجرا و تحقق عدالت و قانون و همچنین اعاده  یا محافظت و تثبیت حقوق موکل به کار گیرد[4]. مع الوصف، گرچه در قوانین موضوعه ایران تعریفی از وکالت  دادگستری بدست نمی آید. اما به مدد تعریف ماده  مذکور و معنای  عرضی وکالت و با رعایت سایر مقررات مربوطه، می توان اصطلاحاً، وکالت دادگستری را چنین تعریف نمود: «وکالت در دعاوی به معنی استنابه و قائم مقام ساختن و مأذون نمودن غیر و اعتبار مکردن  به وی در اقامه  دعوی و دفاع  از آن است»[5]. و به عبارتی، می توان وکیل دادگستری را بدین گونه تعریف کرد: «وکیل دادگستری، به کسی اطلاق می شود  که با داشتن پروانه معتتبر نسبت به  استیضای حقوق موکل اش اقدام  می کند و یا  از اتهامات منتسبه اش دفاع می نماید»[6].

گفتار دوم: اقسام وكالت

در اين گفتار به بررسي اقسام وكالت در دادگاهها كه در قوانين مختلف ايران بدانها اشاره شده است خواهيم پرداخت:

الف- وکالت  تسخیری

در یک تعریف ساده می توان گفت: «وکالتی است که از طرف دادگاه در امور کیفری برای دفاع از متهم به وکلای دادگستری ارجاع می شود»[7].

در دعاوی کیفری، شاکی و متهم حق دارند که از وکیل استفاده کنند و اگر متهم، توانایی مالی برای انتخاب و معرفی وکیل نداشته باشد می تواند از دادگاه درخواست کند تا برای او وکیل تعیین نماید. اگر دادگاه تشخیص دهد که متهم، قادر به انتخاب وکیل نیست با استفاده از بودجه دادگستری برای متهم وکیل تعیین می کند. البته در جرایمی که مجازات آن ها حسب مورد اعدام یا قصاص نفس یا سنگسار و یا حبس ابد است چنانچه متهم، شخصاً وکیل معرفی نکند دادگاه مکلف است برای او وکیل تسخیری تعیین نماید حتی اگر شخص متهم چنین درخواستی را به عمل نیاورد. البته در جرایم منافی عفت متهم حق دارد از حضور یا معرفی وکیل برای خودش امتناع کند[8].

وکیل تسخیری که از سوی دادگاه برای متهم انتخاب می شود از سوی متهم قابل تغییر نمی باشد مگر در مواردیکه وکیل تسخیری یا همسر یا فرزند او دارای نفع شخصی در قضیه باشند یا رابطه خویشاوندی بین وکیل یا یکی از اصحاب پرونده وجود داشته باشد و مواردی از این دست که بی طرفی و امانت را دچار شائبه نماید[9].

بنابراين، وکالت تسخیری، وکالتی است که از طرف دادگاه در امور کیفری برای دفاع از متهم به وکلاء ارجاع می شود و نیز، قانون وكالت، در تعریف وکالت تسخیری (انتخابی) می گوید: «مقصود از وکالت  انتخابی وکالتی  است که  از طرف محکمه در موارد  جزائی به وکلاء ارجاع می شود»[10]. به عبارتی، می توان  گفت: چنانچه متهم استطاعت مالی ندارد و یا در مواردی که قانوناً مداخله وکیل، در دادرسی ضرورت دارد حاضر نیست وکیل معرفی نماید. در این صورت از جانب دادگاهها وکیل انتخاب می شود؛ وکیل مزبور، عنوان  وکیل تسخیری دارد.

ب-وکالت معاضدتی

وکالتی است که از طرف کانون در امورمدنی (مثل تقسیم ارث،تخلیه عین مستاجره،خلع ید،طلاق و….)به وکلای دادگستری ارجاع می شود.

برای بهره مندی از این تأسیس مفید، متقاضی (خواهان یا خوانده) باید درخواست خود را به دبیرخانه مؤسسه معاضدت مستقر در کانون وکلای هر مرکز تقدیم کند و کسانی که دور از مرکز زندگی می کنند می توانند این درخواست را به دفتر دادگستری محل اقامت خود تسلیم نمایند. سپس دفتر دادگستری یا کانون تقاضانامه را به انضمام مستندات و مدارک لازم به دبیرخانه معاضدت می فرستد.اگر موسسه از متقاضی توضیحاتی بخواهد و برای این امر از او دعوت کند.موارد ذیل باید به درخواست معاضدت پیوست شود.

-گواهی از کلانتری یا معتمدین محل اقامت متقاضی که دلالت بر عدم توانایی مالی او دارد.

-رونوشت مدارک دعوی

پذیرش یا رد درخواست با موسسه معاضدت قضائی است و اگر موسسه تشخیص داده که مقصود متقاضی سوء استفاده و شرخری است از تعیین وکیل خودداری و تقاضا را رد می کند.

پس از وصول درخواست، شعبه عرایض آن را بررسی می کند اگر درخواست ناقص باشد نواقص را به دفتر اعلام می کند و اگر کامل باشد عقیده را در پیشرفت دعوی نوشته و در صورتیکه پیشرفت داشته باشد آن را به شعبه قضائی تسلیم می کند و شعبه قضائی وکیلی را برای متقاضی تعیین می نماید.

وکیل منتخب مکلف است قرارداد حق الوکاله تنظیم کند و نسخه دوم قرارداد را با سررسید وکالت نامه به دبیرخانه معاضدت قضائی بفرستد و پس از خاتمه رسیدگی اگر موکل بنده دعوی شود و به اصطلاح محکوم له باشد یک پنجم حق الوکاله را وصول و به صندوق کانون پرداخت کند مگر این که ثابت نماید که دریافت حق الوکاله قانوناً ممکن نبوده است.وکیل معاضدتی باید از جریان کار پرونده و روند رسیدگی ،شعبه قضائی کانون را مطلع سازد.

چنانچه تقاضای انتخاب وکیل معاضدتی رد شود متقاضی می تواند ظرف ده روز این تصمیم به هیئت مدیره کانون شکایت کند.رای این هیئت در خصوص رد یا پذیرش درخواست قطعی است.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

مطلب مشابه :  پایان نامه حدود اعمال قاعده ید در حقوق ایران

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل