مبحث دوم:پیشگیری و تعدیل گرایش های مجرمانه

موضوع پدیده جنایی جرم و انحراف است.هر جا صحبت از پدیده جنایی می شود علاوه بر جرم انحراف هم مورد برسی قرار می گیرد.جرم(crime):در واقع تعریف جامع و کاملی از جرم وجود ندارد اما در یک تعریف کلی جرم را رفتاری در نظر می گیرند که به تخلف از هر قانونی که برای آن عمل مجازات هایی در نظر گرفته است می پردازد.به طور کلی هر رفتار ضد اجتماعی که به افراد ضرر می رساند جرم محسوب می شود.[1]

 در تعریف انحراف(deviance)نیز نظرهای گوناگونی مطرح شده و تعاریف متفاوت آن رسیدن به یک تعریف واحد را ناممکن می سازد.علت آنهم این است که در هر جامعه ای مفهوم انحراف متفاوت با جامعه دیگر می باشد.مثلا در جامعه هایی مثل ما یا کشورهای اسلامی استعمال مشروبات الکلی یک انحراف است ولی در آمریکا این عمل انحراف محسوب نمی شود.البته نکته ای که در انحراف مهم است عدم تعیین شرایط قطعی برای حالت خطرآفرین است بنابراین دارای چهارچوب خاص که قابل انطباق برای همه افراد باشد نیست.[2]

آلکبوم در تعریف پیشگیری از جرم می نویسد:«تلاش هایی است برای کاهش خطر رویدادهای مجرمانه و سوء رفتارهای مرتبط با آن با انجام اقداماتی در مورد علل بروز آنها با هدف ایجاد تغییراتی قابل توجه در وقوع جرائم یا ترس از جرم»[3]

گفتار اول: مفهوم پیشگیری و تعدیل گرایش های مجرمانه

تعدیل در لغت به معنای راست کردن،درست کردن،راست کردن یا درست کردن چیزی،برابری و صحت و عدالت،برابر کردن ترازو و کیل آمده است.[4] پیشگیری به معنای لغوی به معنای جلوگیری از اتفاقات بد و ناخواسته است و فرآیندی عقلانی است که گذشت زمان درستی و نادرستی آن را نشان خواهد داد.”شرمن” عقیده دارد که هر رویدادی که اعمال بشود و نتیجه آن نشان بدهد که از بزهکاری و آمار آن کاسته شده است آن رویداد را می توان عاملی پیشگیرانه دانست.[5] جوامع بشری از همان بدو آغاز خود با مسئله غامض و پیچیده ای با عنوان بزه مواجه بوده اند.اصل بزه به عنوان یک واقعیتی که در همه جوامع وجود داشته انکار ناپذیر است اما در هر دوره به نوعی در برابر آن واکنش نشان داده شده است.فلسفه و نوع پاسخ ها از جامعه ای به جامعه دیگر و از دوره ای به دوره دیگر متفاوت بوده است.ولی به طور کلی پاسخ ها دو نوع بوده اند:«کنشی و واکنشی». بشر از دیرباز پیشگیری از جرم را مد نظر داشته اما به صورت علمی و آکامیک جرم شناسی در قرن نوزدهم پا به عرصه وجود گذاشت و در اوایل دهه 70 میلادی بود که «جرم شناسی پیشگیری» به عنوان رشته ای خاص،درون جرم شناسی نظری مطرح شد.دلیل آنهم عدم کارآمدی دستگاه عدالت کیفری و روشهای سرکوبگر و کنشی در قبال جرائم،آمار رو به افزایش جرائم،و نگرانی های عمومی بوده بود.[6]کلمه پیشگیری شامل دو بعد مضاعف و دارای دو مفهوم موسع و مضیق است که هم شامل پیشگیری کردن و هم شامل جلو رفتن و آگاهی دادن است.در جرم شناسی،پیشگیری به معنای جلوی تبهکاری رفتن و مانعی برای انجام بزه آمده است. مفهوم موسع آن شامل هر اقدامی که بر علیه جرم بوده و آن را کاهش دهد می شود.در این مفهوم چه تدابیر کیفری و چه غیر کیفری،چه قبل از وقوع جرم و چه بعد از وقوع آن پیشگیری محسوب می شود.اما در مفهوم مضیق پیشگیری به مجموعه وسایل و ابزارهایی به منظور حذف و یا محدود کردن و یا مدیریت عوامل جرم زا به کار می رود و شامل عوامل اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و غیره می باشد.به این ترتیب در مفهوم مضیق پیشگیری کیفری از پیشگیری غیر کیفری جدا شده و فقط اقدامات و تدابیر غیر کیفری را شامل می شود.[7]

 به طور کلی وقتی صحبت از پیشگیری می شود منظورکم کردن و به حداقل رساندن وسعت و شدت ارتکاب جرم است خواه این موضوع بوسیله کاهش فرصتها یا موقعیتهای ارتکاب جرم با استفاده از مکانیزم های پیشگیری باشد خواه با تحت تاثیر قرار دادن مجرمان و کسانی که مستعد ارتکاب جرم هستند باشد.از نظر دکتر اردبیلی:«پیشگیری فرآیندی است عقلی که تجربه درستی یا نادرستی آن را عیان می کند.در واقع پیشرفت و کمال سیاست پیشگیری در گرو تجدید نظر شیوه ها و کارهایی است که در تامین هدفهای پیشگیری به کار می رود»[8] مفهوم پیشگیری بر پایه این نکته بنا می شود که در پیدایش و وقوع یک جرم و همینطور بزه عوامل بسیاری دخیل هستند که هر کدام از آنها در بوجود آمدن بزه ارتکابی سهمی را بر عهده دارند.شرایط اقتصادی،اجتماعی،محیطی که فرد در آن رشد می کند،انگیزه های مرتکب،موقعیت ها و فرصت های تسهیل کننده جرم،بیکاری،دسترسی آسان به مواد مخدّر،فقر،سرکوبهای عاطفی و بسیاری دیگر از این عوامل در بوجود آمدن این پدیده ضد اجتماعی موثرند.ما می توانیم پس از تعیین نقش هر یک از این عوامل با انجام راهکارها و اتخّاذ تدابیر مناسب آنها را تغییر داده و از ارتکاب آن پیشگیری یا حداقل وقوع آن را کاهش دهیم.[9] پیشگیری از بزهکاری در قوانین ایران در ماده یک لایحه پیشگیری از وقوع جرم بصورت زیر تعریف شده است:«پیش بینی،شناسایی و ارزیابی خطر وقوع جرم و اتخاذ و اقدامات لازم برای از بین بردن یا کاهش آن»[10] به طور كلي پيشگيري به عنوان يكي از سياست ها و اقدامات اساسي در حوزه كنترل و نظارت اجتماعي محسوب مي شود.اين سياست ها به كليه اقدامات و راهكاري مستقيم و غير مستقيم بازدارنده از وقوع جرم و انحراف و كژ رفتاري معطوف مي باشد و لذا از اين جهت يك((سياست پيشيني))است كه در برابر انواع مجازات ها و اقدامات تأميني و تربيتي كه((سياست پسينی) است قرار مي گيرد و از آن كارآمدتر و مؤثرتر و از نظر هزينه اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي نيز به صرفه تر است.

بند اول: تعریف عام

منظور از پیشگیری در تعریف عام هر عاملی که باعث پیشگیری از وقوع جرم گردد را شامل می شود و در این راه استفاده از هر وسیله ای که مانع جرم گردد مجاز می باشد.از نظر عامه مردم به مسجد رفتن،ورزش کردن،کمک به نیازمندان،شرکت در مراسم عزاداری از موارد مربوط به پیشگیری است.اشتغال،داشتن مسکن و آموزش مناسب هم می تواند جزء عوامل پیشگیر قرار بگیرد.از نظر “شرمن”:«هر رویدادی که اعمال شود و نتیجه آن نشان دهد که از نرخ بزهکاری کاسته شده است آن رویه را می توان پیشگیرانه دانست.»[11]در فرهنگ انگلیسی آکسفورد جرم اینگونه تعریف شده است:«عملی دارای مجازات قانونی که به موجب قانون ممنوع بوده و برای رفاه عمومی مضّر است»[12]به طور کلی تعریف عام پیشگیری،استفاده از تمام ابزارها و امکانات فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی و سیاسی و استفاده از همه ظرفیت ها و همچنین مشارکت دادن عموم مردم در پیشگیری از جرم است.در پیشگیری عام به عمومات علل مربوط به جرم مثل اقتصاد،اجتماع و فرهنگ پرداخته می شود.

ناکارآمدی رویکردهای کیفرگرا طی چند دهه اخیر باعث شد تا حقوقدانان حوزه جرم شناسی به فکر راه هایی برای جلوگیری و کنترل بزهکاری بیفتند.سیاست پیشگیرانه در مقابل یک سیاست کیفری صرف راهی بود که مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفت.سازمان ملل متحد نیز که یکی از وظایفش پیشگیری از وقوع جرم و گسترش جرائم است در کنگره پنج سالانه خود تحت عنوان پیشگیری از جرم و اصلاح بزهکاران اقدام به صدور اسناد و قطعنامه هایی در این زمینه کرده است.[13]

خرید و دانلود متن کامل پایان نامه فوق در این لینک

مطلب مشابه :  عناصر مهارت های اجتماعی و فواید آن