ارکان اصلی سازمان ملل

الف: مجمع عمومی General Assembly

مجمع عمومی سازمان ملل مظهر دیپلماسی پارلمانی در سطح بین‌المللی است اگر ارگان سازمان ملل را با ارکان یک دولت مقایسه کنیم، مجمع عمومی در سازمان ملل حکم پارلمان سازمان را دارد که در آن نمایندگان کلیه کشورهای عضو شرکت دارند.

مجمع عمومی مبتنی بر یکی از اصول اساسی روابط بین‌المللی یعنی اصل برابری کشورها می‌‌باشد، که در منشور سازمان نیز به رسمیت شناخته شده است. تمام اعضای سازمان ملل در مجمع عمومی عضویت دارند و اگر چه می‌توانند تا پنج نماینده به آن بفرستند اما هر کشور اعم از کوچک یا بزرگ، قوی یا ضعیف در آن تنها یک رای دارد.[1]

ورودی تعدادی از کشورهای نو استقلال به سازمان ملل توازن نیروها را در مجمع عمومی تغییری اساسی داد. برتری کشورهای نو استقلال از لحاظ تعداد، اهمیت و نقش قدرتهای بزرگ را در مجمع عمومی کاهش داد.

مجمع عمومی سالی یکبار جلسه عمومی دارد که این جلسه به طور ثابت سومین سه‌شنبه ماه سپتامبر هر سال آغاز می‌گردد و به طور معمول سه یا چهار ماه طول می‌کشد. ولی اگر به طور فوق‌العاده لازم شود به تقاضای شورای امنیت یا اکثریت اعضاء مجمع، جلسه فوق‌العاده تشکیل خواهد شد.

جلسات اضطراری می‌تواند برای بحث درباره هر رویداد خاصی تشکیل شود. تعیین ضوابط و مقررات داخلی مجمع نیز بر عهده خود آن است. رئیس مجمع و دبیر کل امور مجمع را اداره و هدایت می‌کند.

 

ب – شورای امنیت:

شورای امنیت ارگانی است به مراتب کوچکتر از مجمع عمومی که به منزله سلسله اعصاب سازمان ملل می‌باشد، اما برخلاف مجمع عمومی در آن مساوات واقعی بین دول نیست پنج عضو دائمی دارای قدرت فوق‌العاده‌ای می‌باشند. بنابراین موقعیت دول بزرگ در شورای امنیت که دارای امتیازاتی هستند، می‌تواند در صورتی که بین آنان اتحاد و اتفاق نظر نباشد، اساس سازمان را در‌هم‌ریزد. امتیاز دول بزرگ در شورای امنیت در دائمی بودن و داشتن حق وتو است در حالی که اساسنامه سازمان ملل همه جا صحبت از مساوات بین دول می‌کند، در شورای امنیت این امر کاملا نادیده انگاشته شده است و برتری اعضاء دائم بر دیگران محرز و مسلم است.

همانگونه که قبلا اشاره شد مهمترین وظیفه سازمان ملل متحد حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است به موجب ماده 24 منشور، مسئولیت اولیه در زمینه اقدام به این منظور به عهده شورای امنیت واگذار شده است و از همین جا می‌توان به اهمیت و نقش این رکن سازمان پی‌برد. وظیفه اصلی شورای امنیت حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است در مذاکرات دامبارتون اوکس و یالتا شورای امنیت به عنوان پلیس سازمان ملل متحد در نظر گرفته شد. رسیدگی به هر مساله‌ای که صلح و امنیت بین‌المللی را به مخاطره اندازد در مرحله اول بر عهده این شورا است.

در ماده 1 منشور یکی از چهار وظیفه اصلی سازمان ملل، حفظ صلح و امنیت بین‌المللی بیان گردیده که این وظیفه طبق ماده 24 منشور ملل متحد، به عهده شورای امنیت است، تدوین کنندگان منشور با توجه به علل ناتوانی جامعه ملل در مقابله با آفت جنگ، این بار وظیفه خطیر استقرار امنیت را به شورائی واگذار کردند که در آن فاتحان جنگ جهانی (آمریکا، انگلیس، شوروی، فرانسه) و چین از امتیاز خاصی برخوردار بودند. به این ترتیب، بر اساس ماده 24، شورای امنیت با اختیاراتی وسیع مجری نظام امنیت مشترک شد و در مقام رکنی انتظامی مسئول استقرار نظم و امنیت در جهان گردید. برای رسیدن به این هدف والا، شورای امنیت در چارچوب مقررات فصل ششم منشور در مقام میانجی و در چارچوب مقررات فصل هفتم، همچون مجری نظم عمل می‌نماید، شورا زمانی بر اساس فصل هفتم دست به اقدام می‌زند که برایش احراز گردد که، نقض صلح حاصل شده و جهان در معرض خطری جدی قرار گرفته است.

همانگونه که در ماده 24 آمده است، شورای امنیت در مقام پاسدار صلح ابتدا باید مطمئن گردد که صلح مورد تهدید قرار گرفته، موازین آن نقض شده و یا عمل تجاوزکارانه‌ای صورت گرفته است. در صورت تحقق چنین شرایطی می‌تواند چاره‌اندیشی نموده، تدابیر موقت اندیشیده یا به اقدام قهری دست بزند.

اقدمات موقت زمانی صورت می‌گیرد که از وخامت اوضاع و احوال جلوگیری به عمل آید و اقدمات قهری برای برپایی صلح جهانی مقرر می‌شود. در فرض نخست، شورای امنیت مصوبات خود را به شکل توصیه نامه و در فرض دوم به شکل احکام لازم‌الاجرا ء صادر می‌نماید، که در اینصورت، کشورها به موجب ماده 25 منشور مکلف به رعایت مقررات آن هستند.

ماده 25 منشور با تصریح به اینکه «اعضای ملل متحد قبول می‌نمایند که تصمیمات شورای امنیت بر طبق منشور لازم‌الاجرا است» کشورها را با این توجیه که احکام این رکن اصلی سازمان را که به نام همه آنها صادر می‌شود، بپذیرد متعهد می‌سازد. بنابراین همه اعضای سازمان ملل متحد، به لحاظ آنکه منشور را تصویب کرده‌اند باید نتایج اجرای مقررات آن را نیز پذیرا باشند و بر احکام شورای امنیت صحه بگذارند.

 دبیر کل و دبیرخانه Secretary and Secretariat

دبیر کل یک شخصیت بسیار مهم و موثر در سازمان ملل است، زیرا اوست که هماهنگی و نظم و ترتیب کلیه امور سازمان را فراهم می‌کند و مصوبات مجمع و شورای امنیت و سایر دستگاها را مستقیما اجرا یا بر اجرای آن نظارت مستقیم دارد، بنابراین نقش دبیرکل به عنوان سرپرست دبیرخانه، چه در زمینه کارهای اداری و روزمره سازمان به عنوان هماهنگ کننده و چه به لحاظ اقدمات سیاسی در روابط بین‌المللی شخصیتی با اهمیت تلقی می‌شود. به موجب ماده 97 منشور دبیرکل به پیشنهاد شورای امنیت و تصویب مجمع عمومی برای مدت پنج سال که یک بار نیز قابل تجدید است انتخاب می شود، انتخاب دبیرکل مستلزم اتفاق آراء میان اعضاء دائم شورای امنیت است. در انتخاب دبیرکل چنین معمول بوده است که انتخاب از میان اعضاء غیر دائم شورای امنیت است. چنانچه اولین دبیرکل سازمان ملل یک نروژی بنام تریگوه‌لی (Trigvelee) بود که در 1946 به این سمت انتخاب شد. پس از خاتمه مدت ماموریت او پیشنهاد شده بود برای یک دوره دیگر انتخاب شود ولی چون ابتکارات سیاسی مهم او مورد قبول دولت شوروی نبود، دولت شوروی با انتخاب وی مخالفت و لذا پیشنهاد را وتو کرد. بعداً بر اثر اصرار دول غربی موافقت کرد که موقتا برای مدت سه سال تا انتخاب دبیرکل دیگر به کار خود ادامه دهد، اما وی پس از مدتی به عنوان عدم همکاری بلوک کمونیست از سمت خود استعفا کرد و در 1953 داگ هامر شولد (Hammershold) از سوئد به این سمت انتخاب شد. هامر شولد در دوران خدمتش منشور سازمان ملل و تصمیمات شورای امنیت را به نحوی تفسیر کرد که بر نقش دبیرکل در دفاع از سازمان ملل متحد و ملتهای کوچکتر در برابر فشارهای قدرتهای بزرگ تاکید بیشتری داشت. در جریان بحران کانال سوئز در 1956 و بحران کنگو در 1960 سه عضو دائم شورای امنیت یعنی انگلیس، فرانسه و شوروی با اقدامات هامر شولد مخالفت کردند. پس از مرگ هامرشولد در 1961 که در وضعیتی تراژدیک در اثر سقوط هواپیما در کنگو رخ داد، مناقشات با دبیرکل موقتا پایان گرفت.

 طرح ترویکا:

در اثر اقدمات تریگوه‌لی و مخصوصا هامر شولد در عرصه بین‌المللی دبیرکل خود بصورت وزنه‌ای در روابط بین‌المللی درآمد در سال 1957 در اثر مساعی هامر شولد 11 نفر پرسنل نیروی هوایی آمریکا که در چین زندانی بودند آزاد شدند همچنین در 1958 در اثر مساعی او قوای پلیس ملل متحد در خاور میانه تشکیل شد به گفته شخص هامر شولد نقش دبیرکل، شکل دیپلماسی ساکت (Quiet Diplomacy) را به خود گرفته بود و دفتر هامر شولد در عمل بصورت یکی از ارکان اساسی و بسیار مهم در آمد بود این خط مشی هامر شولد به خصوص در مورد نحوه کار قوای سازمان در کنگو مورد اعتراض اتحاد جماهیر شوروی واقع گردید و گرچه می‌کوشید در مسائل بین‌المللی بی‌طرفی خود را حفظ کند معذالک از جانب شوروی متهم به طرفداری از غرب  گردید چنانچه کورت والد هایم نیز در دهه 1970 به خاطر اظهاراتش در مورد بمباران سدهای ویتنام شمالی از طرف نیکسون متهم به آلت دست کمونیسم شد.

[1] – شوروی  سابق بر خلاف اصول مندرج در منشور و در سایه تفاهمات بین المللی اوکراین و بلاروس را که دولت مستقل نبودند به سازمان آورده و رأی آنها را همیشه به همراه داشت.

خرید و دانلود متن کامل پایان نامه فوق در این لینک

مطلب مشابه :  هیجانی، رهبران، تحول، اثربخشی، رهبر، اثربخش