پایان نامه رشته حقوق : مسلوب الاراده

دانلود پایان نامه

صادقی معتقدند: (آنچه در ماده 225 آمده است حکم وضعی ثبوت ضمان دیه است بدون آنکه جانی را مکلف به پرداخت آن کرده باشد. بسیاری از مؤلفین اسلامی تصریح کرده اند اصل ثبوت دیه بر عهده خود جانی است لکن یک حکم تکلیفی در جنایات خطای محض عاقله مکلف به پرداخت آن شده است، بدون آنکه بر ذمه آنها دیه ثابت شده است. به نظر می رسد مفاد ماده 323 نیز ناظر به این امر است زیرا با توجه به ماده 225 علیرغم ثبوت ضمان بر عهده جانی بر عاقله تکلیف شده است تا نسبت به پرداخت دیه اقدام نماید.) اما دکتر گلدوزیان اعتقاد دارند: (موضوع ماده 225 قتل شبه عمدی است بنابراین دیه را خود قاتل پرداخت می کند.)
اینکه به چه علتی دکتر گلدوزیان قتل موضوع ماده 225 را شبه عمدی می داند می توانیم این گونه استدلال نماییم که اگرچه مرتکب در حالت خواب شخص دیگری را به قتل رسانیده اما مثالی که برای روشن شدن موضوع می توانیم بیان کنیم این است که فرض کنید شخصی خواب است ولی در حالت خواب راه می رود و چاقو یا وسیله دیگری که می تواند آلت قتاله باشد را گرفته و در همان حالت خواب شخص دیگری را با ضربات چاقو می کشد. در این گونه موارد نوعی عمد در کشتن وجود دارد، اگرچه فرد خواب است اما در حالت خواب قصد استفاده از آلت قتاله را دارد، شاید به همین دلیل است که ایشان این قتل را شبه عمد دانسته و قانونگذار هم به این دلیل پرداخت دیه را بر عهده قاتل قرار داده است. اما در ماده 323 فرد در اثر غلطیدن یا تکان دادن دست که اتفاقاً بر روی صورت کودکی قرار گرفته و موجب مرگ او شده است، به همین جهت قتل را در حکم خطای محض در نظر گرفته است و پرداخت دیه را بر عهده عاقله گذاشته است.
ه: مستی

در برخی از شرایط امکان دارد شخص در اختیار و اراده خود نباشد (مستی حالتی است که شخص در اثر استعمال مواد الکلی و به عبارت قانون سکرآور با میل خود اراده خویش را دچار ضعف یا انهدام می‌کند، بدین لحاظ مستی رافع مسئولیت شناخته نمی شود زیرا فرد از نتایج استعمال الکل آگاه است و با شعور لازم به تصرف آن مبادرت می کند.) طبق ماده 224 ق.م.ا: «قتل در حال مستی موجب قصاص است مگر اینکه ثابت شود که در اثر مستی به کلی مسلوب الاختیار و قصد از او سلب شده است و قبلاً برای چنین عملی خود را مست نکرده باشد» اصل بر این است که شخص بر اثر مستی مسلوب الاراده نیست و این امر باید ثابت شود. مراد از مستی در ماده 224 ق.م.ا کدام است. آیا منظور اتفاقی و غیراختیاری است؟ یا مستی اختیاری و تعمدی مورد نظر مقنن بوده است؟ مشهور فقهای امامیه معتقدند «کسی که بدون داشتن عذر شرعی از روی علم و عمد اقدام شرب مسکر می کند و سپس مرتکب قتل می‌شود همچون غیرمست قصاص بر وی ثابت است زیرا بنا بر قاعده شرب مسکر می کند و سپس مرتکب قتل می شود همچون فقهی ثبوت حکم قصاص بر قاتل مست می باشد جانی به رغم نهی شارع از استعمال مواد مسکر آور آگاهانه اختیار را از خود سلب کرده است.)
اما به نظر می رسد مستی در ماده مزبور مطلق بوده و شامل مستی اختیاری و غیراختیاری می شود و مقید به قید خاصی نیست. علت این مسأله را می توانیم این طور بگوییم که عمدی بودن قتل یکی از شرایط اعمال مجازات قصاص است و از آنجا که شخص مست فاقد قصد است طبیعتاً قتل انجام شده توسط وی فاقد وصف عمد است.
مبحث دوم : شناخت ماهیت و انواع سوء نیت خاص در قتل عمدی
هر چند عنصر مادی از نظر تحقق خارجی کشف و دستیابی در مرحله مقدمه است لکن از نظر واقعیت عنصر معنوی اولین جزء تحقق یک جرم است. لذا باید گفت توجه به عنصر معنوی توجهی بنیادی و اساسی است، به طوری که معمولاً جرایم را بر اساس نیت و قصد تقسیم کرده‌اند اعم از سوء نیت عام که همان ارتکاب عمل غیرقانونی و به تعبیر بهتر ارتکاب عمل ممنوع است یا سوء نیت خاص که اضرار به شخص معین است. سوء نیت خاص خود اقسامی دارد. سوء نیت با سبق تصمیم که برنامه ریزی قبلی برای ارتکاب جرم محقق می شود، یا سوء نیت ساده که به طور ناگهانی و اتفاقی ارتکاب جرم مورد قصد واقع می شود، سوء نیت احتمالی که بدون اطمینان به نتیجه ارتکاب جرم اراده می شود، سوء نیت جازم که مرکتب اطمینان عرفی به تحقق مقصود خود دارد، سوء نیت معین که همان قصد شخص معین می باشد و سوء نیت نامعین که ارتکاب جرم بر علیه افراد نامعین از یک جمع معین می باشد و سوء نیت صریح و سوء نیت تبعی در تمام این حالات آنچه که محور اصلی است همان سوء نیت است. لذا جرم قتل نیز بر اساس سوء نیت تقسیم سشده است که در فقه امامیه قتل به عمد و شبه عمد و خطای محض تقسیم شده و در بعضی از مذاهب اهل سنت مانند ابوحنیفه قتل به عمد و شبه عمد و خطای محض و در حکم خطا تقسیم شده. همان گونه که قبلاً توضیح داده شد قصد و عمد و اراده و نیت از نظر مفهومی تقریباً یکسان هستند اما موارد کاربرد آنها متفاوت است. قصد و عمد در مسائل کیفری اراده در مسائل حقوقی و معاملات و نیت در خصوص عبادات به کار می رود. از عمد به قصد بالغ عاقل تعبیر شده است. ضابطه های عمد دو مورد هستند: یکی ضابطه قصد ایجاد علت جنایت است یعنی عمد در وقوع فعلی که به مصرف و عادت منجر به وقوع جنایت گردد و ضابطه ی دوم که مورد بررسی ماست ضابطه‌ی قصد نتیجه یا همان سوء نیت خاص است که به آن عمد در جنایت هم می گویند، یعنی قصد جانی این باشد که جنایت تحقق پذیرد که این خود جهت حصول عمد کفایت می کند و دیگر به آلت جنایت توجه نمی شود، چون در حدیث آمده است که «کل شیء قصدت الیه فاصبته فهو العمد» یعنی هر چه را که شخص قصد کند و به آن برسد عمد محسوب می شود (شهید ثانی نیز ملاک عمد را قصد فعل و قصد نتیجه علیه شخص معین دانسته است و می فرماید قتل در صورتی عمدی است که شخص بالغ قصد کند که به وسیله ای که غالباً کشنده است کسی را بکشد در صورتی که با وسیله‌ای که به طور نادر کشنده است قصد قتل نداشته باشد قصاص نخواهد بود اگرچه اتفاقاً موجب مرگ شود مانند آنکه با چوب نازک با عصای نازک ضربه‌ای بزند اما اگر ضربت را به طور مکرر بر کسی وارد کند که بدن او به خاطر کمی سن و سال و یا بیماری یا زمان او تحمل آن را ندارد و منجر به مرگ او شود قتل او قتل عمد به شمار می رود، همچنین قتل او عمدی است اگر او را کمتر از مقداری که تحمل آن را ندارد بزند و به دنبال آن ضربات مضروب بیمار شود و بمیرد). برای عمدی محسوب شدن جرم قتل مرتکب علاوه بر عمد در فعل باید قصد ایجاد نتیجه را داشته باشد و ناگفته پیداست که اثبات و قصد مرتکب آسان نیست زیرا هیچ کس نمی تواند با تعبیه کنتور بر روی مغز دیگری از آنچه در آن می گذرد یا در زمان ارتکاب رفتار مجرمانه در آن می گذشته است آگاهی یابد، به همین دلیل قصد غیرمستقیم یا تبعی برای احراز مسئولیت مرتکب کافی دانسته شده است، بنابراین منفجر کردن هواپیما و کشتن مسافران آن قتل عمدی محسوب می شود هر چند که مرتکب ادعا یا حتی اثبات کند که قصد اولیه وی از منفجر کردن هواپیما از بین بردن محموله و اخذ خسارت از شرکت بیمه بوده و هیچ تمایلی به مردن مسافران نداشته است. در اینجا همین که مرتکب می داند که در نتیجه فعل او مرگی رخ می دهد، این به معنی خواستن نتیجه حاصله است.
گفتار اول :تعریف سوء نیت خاص قتل عمدی
(بیشتر قوانین جزائی وضعی وجود قصد خاص را در جرم عمد شرط دانسته اند و گروهی به وجود قصد عام حتی در مورد جرائم عمدی اکتفاء کرده‌اند مشروط بر اینکه ابزاری را که جانی برای ارتکاب جرم به کار گرفته است آن چنان باشد که سلامت شخص را در معرض خطر مرگ قرار دهد، اگرچه در حین ارتکاب جرم به خود قتل التفات نداشته باشد).
فقها در حقوق جزای اسلام به این دو نوع قصد توجه کامل داشته اند چرا که در مورد قتل عمد در کتاب های فقهی آمده است که (قتل عمد در یک تقسیم کلی ممکن است به دو صورت محقق شود یکی این که جانی قصد قتل را در حین ارتکاب جرم داشته باشد و این همان قصد خاص است، دیگر این که جانی به فعلی که غالباً کشنده است یا با آلت قتاله مجنی علیه را از قصد مضروب یا مصدوم کند ولو این که قصد قتل نداشته باشد و این همان قصد عام است.)

مطلب مشابه :  منابع مقاله درباره منابع معتبر اسلامی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در برخی جرائم علاوه بر سوء نیست عام، سوء نیت خاص هم لازم است. جرم قتل عمدی از جمله جرائم مقید است که به سوء نیت خاص که همان قصد نتیجه است هم نیازند است و به این معنی است که (علاوه بر قصد عمل مجرمانه باید قصد نتیجه معین یا ضرر خاص هم که از طرف قانونگذار برای تحقق جرم ضروری است مصداق پیدا کند.) (تعریف ذیگری از سوء نیت خاص در قتل عبارت است از این که مرتکب خواهان سلب حیات از دیگری باشد با این وجود در سیستم حقوقی موجود انجام عمل نوعاً کشنده بدون قصد سلب حیات نیز قتل عمدی محسوب می گردد، بنابراین برای تحقق قتل عمدی ممکن است سوء نیت خاص لازم نباشد اما در هر حال وجود سوء نیت عام لازم و ضروری می نماید. بهتر است این چنین عنوان شود که برای تحقق قتل عمدی سوء نیت خاص لازم و ضروری است اما گاه باید چنین سوء نیتی ثابت شود و گاه مفروض تلقی می گردد، یعنی در صورتی که عمل قتاله باشد سوء نیت خاص مفروض بوده و خلاف آن هم قابل اثبات نخواهد بود). به عنوان مثال هر کاری که به قصد کشتن دیگری انجام و موجب قتل وی شود که در این صورت هم عنصر مادی و هم عنصر معنوی و همچنین سوء نیت عام و خاص محقق است و مورد مشمول بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی خواهد بود. اما در خصوص بند ب ماده 206 این گونه تصور می شود که گویی عمل کسی که سوء نیت خاص نیز نداشته باشد هم قتل عمد است. اگر بخواهیم این ماده را با عنصر مادی و معنوی و سوء نیت عام و خاص نیز نداشته باشد هم قتل عمد است اگر بخواهیم این ماده را با عنصر مادی و معنوی و سوء نیت عام و خاص تطبیق دهیم سوء نیت عام کاملاً روشن است (عمداً کاری…) اما قصد نتیجه سوء نیت خاص در نظر گرفته نشده است و کسی که قصد نتیجه نداشته باشد را نیز قاتل عمد محسوب نموده (پزشکی که قصد تجربه آموزی دارد بیماری را تحت عمل جراحی قرار می دهد و برای آنکه بداند آیا ممکن است فردی بدون قلب مدتی زنده بماند و طول این مدت چقدر است قلب بیمار را از قفسه سینه او خارج می‌سازد و موجب مرگ او می شود). در این مثال آیا عامل می تواند به عدم قصد قتل استناد کرده و آن را غیر عمد بداند؟ در اینجا قتل در این مورد عمدی است زیرا نتیجه‌ی منطقی و عقلانی هر دو مشخص است و نمی توان به یقین گفت که نتیجه مرگ است بنابراین عملی را که با اراده و قصد قطعی و به طور کامل انجام شده است و نتیجه قطعی آن نیز چیزی جز مرگ نیست چه چیز می توان محسوب نمود؟ مقنن مسأله سوء نیت خاص را در چنین مواردی اثبات شده می داند یعنی فرض سوء نیت خاص به صرف انجام فعل نوعاً کشنده محقق شده است و در واقع (در این حالت مقنن اماره یا فرض قانونی وجود اراده (قصد) در حصول نتیجه مجرمانه (سوء نیت خاص) را پیش بینی نموده است یعنی همین که شخص در ارتکاب آن عمل اراده داشته باشد مقنن فرض می کند که در حصول نتیجه آن اعمال نیز اراده داشته است). باید بپذیریم که تجربه ثابت نموده که بیشینه مرتکبین فعل نوعاً کشنده قصد نتیجه دارند و یا اینکه نتیجه حاصله هدف غایی و نهایی مرتکب نباشد اما قابل پیش بینی بودن آن و رابطه علّی و معلولی بین عمل و نتیجه همچنین نیاز به رعایت حقوق مجنی علیه و اولیای دم موجب عمد شناختن این نوع قتل گشته است. (قصد قتل باید از سوی مدعی عمدی بودن قتل ثابت شود یا قاتل دلیلی بر فقدان قصد بیاورد اما اگر مدعی نتواند آن را ثابت کند و دلیلی نیز بر فقدان قصد نباشد قاعده احتیاط در خون ها و تفسیر حادثه به نفع متهم و اصل برائت اقتضاء می کند که قصد قتل را منتفی بدانیم. در پرونده‌ای شخصی به اتهام قتل عمدی در اثر شلیک گلوله با اسلحه کمری تحت تعقیب قرار می گیرد و شعبه 149 دادگاه کیفری یک تهران وی را محکوم به قصاص نفس می کند و شعبه بیستم دیوان عالی کشور نیز رأی صادره را ابرام می نماید اما دادخواست اعمال ماده 31 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب دادستان کل کشور استدلال می کند که متهم احتمال قوی می داده که اسلحه خالی از فشنگ است وگرنه شلیک نمی کرد و شعبه دیوان عالی کشور نیز با همین استدلال رأی را نقض می کند. نکته قابل توجه آن است که دیوان عالی شلیک با اسلحه را چون با قصد نبوده است از مصادیق عمل غالباً کشنده ندانسته و چنین استدلال می کند: نظر به این که عمل ارتکابی متهم به عنوان یک عمل فیزیکی و مادی چکانیدن ماشه اسلحه بر تقدیر و تصور خالی بودن توپی اسلحه از فشنگ بوده است که منصرف از موارد مذکور در بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی است. به نظر می رسد این استدلال مخدوش است زیرا بند ب ماده 206 صرفاً به غالباً کشنده بودن عمل توجه دارد و شلیک با اسلحه غالباً کشنده است و عمدی بودن قتل را از این جهت نمی توان منتفی دانست بلکه باید به عنصر معنوی و اشتباه در محاسبه یا عدم احتیاط یا تقصیر توجه داشت.
گفتار دوم : اقسام سوء نیت خاص
الف : سوء نیت با سبق تصمیم و بدون سبق تصمیم
قتل عمدی با سبق تصمیم: (عبارت است از قتلی که در آن قاتل قبلاً راجع به چگونگی ارتکاب قتل نکرده و با طرح نقشه و تهیه مقدمات و با انگیزه مشخص بدان مبادرت می ورزد) و همچنین در تعریف دیگری از دکتر عباس زراعت آمده است: (قتل با سبق تصمیم در این نوع از قتل تصمیم گیری قبلی وجود دارد یعنی تصمیم قبلی قرار می گیرد که هر دو نوع یک از یک مجازات برخوردار است). دکتر امیرخان پسهوند در تعریف قتل عمدی با سبق تصمیم می گویند: (مرتکب از قبل راجع به نحوه و چگونگی ارتکاب قتل تصمیم می گیرد اقدام به طرح نقشه تهیه وسایل و تعیین زمان و مکان وقوع آن می کند و حتی در مواردی محل اخفای جسد را نیز مشخص می نماید. این نوع قتل ها معمولاً با انگیزه و هدفی مشخص همانند خصومت و کینه شخصی تصاحب مال مسائل ناموسی، خانوادگی و سیاسی ارتکاب می یابند و در مقایسه با قتلهای با سوء نیت ساده از قساوت قلب و زشتی بسیار زیادی برخوردار می باشند). دکتر شامبیاتی این نوع قتل را چنین تعریف می کنند: (سوء نیت با سبق تصمیم زمانی است که بین تفکر مجرمانه و ارتکاب فعل فاصله زمانی طولانی وجود داشته و فاعل در این فاصله به اندیشه و زمینه سازی برای ارتکاب جرم بپردازد.)
قتل عمدی بدون سبق تصمیم یا قتل عمدی ساده: (عبارت است از قتلی که در آن قاتل برای ارتکاب قتل قبلاً هیچ گونه طرح و اندیشه ای نداشته باشد، مانند غالب نزاع های خیابانی منجر به فوت). و دکتر شامبیاتی در تعریف سوء نیت ساده یا بدون سبق تصمیم اظهار داشتند: (عبارت است از خواستن ارتکاب فعل مجرمانه به نحوی که بین تفکر و وقوع جرم فاصله زمانی طولانی وجود نداشته باشد و قبلاً مرتکب برای آن نقشه ای طراحی نکرده باشد، مثل این که دو نفر به دنبال مجادله و رد بدل کردن الفاظ ناموسی با یکدیگر گلاویز شده و ناگهان یکی از آن دو دیگری را به قتل برساند). در قتل با سوء نیت ساده قاتل بدون این که از قبل برای ارتکاب قتل اقدام به طرح نقشه و برنامه کند و یا اینکه مقدماتی فراهم کرده باشد مرتکب آن می گردد، به عنوان مثال اگر پس از وقوع تصادف دو اتومبیل رانندگان آنها با یکدیگر درگیر و یکی بر اثر اصابت ضربه دیگری کشته شود. چنین قتلی با سوء نیت ساده است زیرا از قبل هیچ گونه طرح و نقشه ای را برای ارتکاب قتل پیش بینی نکرده اند. همچنین می توان به قتلهای ناشی از درگیری در کارگاههای ساختمانی مؤسسات صنعتی و کشاورزی درگیریهای خیابانی و نزاع های همسایگی اشاره کرد که در اغلب موارد به طور ناگهانی و اتفاقی پیش می آید و در زمره این گونه قتل ها محسوب می شوند). برای تحقق جرم قتل عمدی بین سوء نیت با سبق تصمیم و بدون سبق تصمیم تفاوتی وجود ندارد. (در حقوق جزای اسلامی مجازات قتل عمد قصاص است و فرق نمی کند مجرم پیش از ارتکاب جرم نقشه قتل آن را کشیده، ابزار آن را آماده کرده و مرتکب قتل شده باشد یا قبلاً چنین قصدی نداشته و در اثر مشاجرات لفظی ناگهان به فکر ارتکاب قتل افتاده چرا که در جرم عمدی مهم قصد مقارن با ارتکاب

Author: 90

دیدگاهتان را بنویسید