پایان نامه مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در فقه امامیه

 دانلود متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در فقه امامیه و  حقوق کیفری ایران

قصاص در دوران پس از اسلام:

قتل نفس، اولين جُرمى است كه از ديدگاه قرآن در زمين واقع شده كه از خوى تجاوزگرى و خودمحورى انسان حاكى است و اين عمل در همان زمان هم جرم و گناه بوده است‏[1].بنابراين، اگر از ابتداى حيات انسان، قتل و ضرب و جرح به عنوان يك تهديد جدّى براى زندگى او به حساب آمده، بايد بپذيريم كه انسان‏ها از ابتدا دفاع از خود را يك حق دانسته و در مقابل اين تهديد از خود عكس العمل نشان داده‏اند.                                      صورت طبيعى مورد توجه انسان واقع شد، با اين تفاوت كه اين مقابله، هيچ حدّ و مرزى نداشته است و انسان‏ها به خود اجازه مى‏داده‏اند كه در مقابل كوچك‏ترين تهديد و ضرب و جرح، به شديدترين تهاجمات دست بزنند و در مقابل كشته شدن يك نفر، كشتارهاى دسته جمعى و قبيله‏اى را كه احياناً سال‏ها به طول مى‏انجاميده است انجام دهند.
بدين ترتيب، همان‏گونه كه طبيعت انسان‏[2] و سرگذشت او حكايت از حسّ برترى‏طلبى و خود محورى او دارد؛ به گونه‏اى كه حاضر مى‏شود هم‏نوع خود را از بين ببرد و خون او را بر زمين بريزد، همين انسان در طبيعت خود، حس انتقام‏جويى و مقابله به مثل را دارد و حاضر نيست در مقابل تجاوز و تعدّى ديگران سكوت نمايد و از خود دفاع نكند. شرايع آسمانى نيز، به ويژه اسلام كه دينِ فطرت و منطبق با عالم تكوين است به اين مسئله توجه كرده و بدون هيچ مسامحه‏اى اعلام نموده‏اند:                                                                   
     جزاء سيّئة سيّئة مثله[3]         

و انتقام بدى به مانند آن بدى است.               

ولمن انتصر بعدَ ظلمه فاولئك ماعليهم من سبيل[4]              

و هر كس پس از ظلمى كه بر او رفت يارى طلبد بر او هيچ مؤاخذه‏اى نيست.                                  

البته ترديدى نيست كه اين به عنوان يك حكم اولى و به منظور به رسميّت شناختن اين، طبيعت نوع بشر مى‏باشد و منافات ندارد كه حكم ديگرى متناسب با مراحل بالاتر رشد و كمال انسان وجود داشته باشد و انسان‏ها به سمت آن تشويق و ترغيب شوند، همان‏گونه كه مى‏بينيم به دنبال همين آيات، سخن از عفو، گذشت، صبر و مقاومت است و اين بهتر و والاتر دانسته شده است مانند:

فمن عفى واصلح فأجره على اللَّه[5] باز اگر كسى عفو كرده و بين خود و خصم اصلاح نمود اجر او با خدا است.

ولئن صبرتم لهو خير للصابرين‏[6]

و اگر صبورى كنيد البته براى صابران اجرى بهتر خواهد بود.

بنابراين، در شرايع آسمانى در عين حال كه حق مقابله به مثل در مقابل جنايت و بدى به طور اعم به رسميت شناخته شده است، ولى اين مقدمه‏اى براى رشد و ترقى انسان به مراتب بالاتر انسانيت است و اين از ويژگى‏هاى قوانين الهى است كه در آن‏ها در عين توجه به حيات مادّى انسان، ابعاد ديگر وجود او و رشد معنوى او نيز مورد توجه بوده است.

در اين ميان، اسلام عادلانه ترين راه را پيشنهاد كرد، نه آن را بكلى لغو نمود و نه بدون حد و مرزى اثبات كرد، بلكه قصاص را اثبات كرد، ولى تعيين اعدام قاتل را لغو نمود و در عوض، صاحب خون را مخيّر كرد ميان عفو و گرفتن ديه، آن گاه در قصاص رعايت معادله ميان قاتل و مقتول را هم نموده، فرمود: آزاد در مقابل كشتن آزاد،اعدام شود،وبرده درازاى كشتن برده و زن درمقابل كشتن زن[7].

گفتار دوم : تحولات تاریخی دیه

دیه در دوران قبل از اسلام :

همان گونه كه گفته شد، در طول تاريخ برخوردهاى متفاوتى با زن و حقوق وى شده است. مثلا در روم قديم دختران و زنان مانند شيئى مملوك، توسط پدرانشان معامله مى شدند و با اختيار پدر، فروخته شده يا قرض و كرايه داده مى شدند و يا به قتل مى رسيدند. اين حقوق پدر، پس از ازدواج دختر، به شوهرش كه قانوناً مالك زن بود، منتقل مى شد در نظر آنان زنان به علت نداشتن روح انسانى، در معاد قابل حشر نبودند… در نظر روميان زن مظهر تامِ شيطان و انواع ارواح موذيانه بود. بدين روى، آزار دادن زنان را تسلط بر ارواح موذيانه مى دانستند.
در يونان قديم نيز زن موجودى پاك نشدنى و زاده شيطان تلقّى مى گرديد و از هر كارى جز خدمت كارى و ارضاى غرايز جنسى مرد منع مى شد. ازدواج امرى اجبارى بود و زن محروم از ارث و حق طلاق. در يونان باستان زن پس از مرگ شوهر، حق زندگى نداشت. زن نه تنها مخلوقى حقير شناخته مى شد، بلكه حتى به عنوان انسان نيز با وى رفتار نمى شد.

زن نزد ايرانيان قديم به ويژه در عصر هخامنشيان و اشكانيان جزء اموال پدر محسوب مى شد، حق انتخاب شوهر را نداشت و از ارث نيز محروم بود، از هر نظر تحت قيموميت رئيس خانواده قرار داشت و حتى مورد معامله قرار مى گرفت.
وضعيت زنان در قوم يهود و مسيحيت تحريف شده بهتر از اين نبوده است. يهوديان زن را مايه بدبختى و گرفتارى مى دانستند و به هنگام تولد دختر، شمع روشن نمى كردند و در دعاهاى يوميه خويش مى گفتند: خدايا تو را سپاس مى گويم كه مرا كافر و زن نيافريدى! در مسيحيت نيز فرقه اى عقيده داشتند كه زن به خاطر پستى فطرى كه دارد، قابل زناشويى نيست و ذاتاً ناپاك است و حتى مى كوشيدند تا كليسا را وادار به تحريم ازدواج نمايند.امروزه نيز ارباب كليسا و كشيش ها به پيروى از پيشينيان خويش ازدواج نمى كنند; زيرا زن را مانع ترقّى و كمال، و ازدواج را منافى زهد و دورى از دنيا به حساب مى آورند.

در عربستان و دوره جاهليت پيش از اسلام وضعيت زنان بدتر از هر جاى ديگر بوده است. در نظر آنان، زنان ملك پدران و شوهران تلقّى شده و قابل معامله بودند. حتى در ميان عرب جاهلى، سنّت زشت و غير انسانى زنده به گور كردن دختران رايج بوده است. در برخى از قبايل عرب جاهلى (مانند بنى تميم) زنان باردار با شروع درد زايمان، به صحرا رفته و در كنار گودالى كه براى آن ها آماده شده بود زايمان مى كردند. اگر نوزاد پسر بود، زنان قبيله و اطرافيان، نوزاد و مادر را با هلهله و شادى نزد مردان مى بردند، اما اگر نوزاد دختر بود، غبار غم بر چهره همه مى نشست و سكوتى مرگبار بر همگان حكم فرما مى شد و نوزاد بى گناه را در همان گودال زنده به گور مى كردند و با سرافكندگى از اينكه نوزاد دختر به دنيا آمده، به سوى قبيله خويش باز مى گشتند.

شخصى به نام قيس بن عاصم كه سيزده دختر خود را با دستان خويش زنده به گور كرده بود، وقتى به ملاقات پيامبر نايل شد و داستان زنده به گور كردن دخترانش را باز گفت، پيامبر در حالى كه اشك مى ريخت، فرمود: «إنّ هذه لقسوة و إنّ من لا يرحم لا يرحم»; اين عمل، قساوت قلب و سنگدلى است و همانا كسى كه رحم نمى كند مورد رحمت نيز قرار نمى گيرد.

همچنين شخصى به نام صعصعة بن ناجية مجاشعى كه جد فرزدق (شاعر معروف) بود، روزى خدمت پيامبر گفت: من 360 دختر را به بهاى هر يك سه شتر از زنده به گور شدن و مرگ نجات داده ام.

گاهى كه برخى از پدران اجازه مى دادند دخترانشان زنده بمانند، در مورد ازدواج آنان ستم فراوان مى كردند; يعنى دختر را ملك شوهر قرار داده، بر سر آن معامله می کردند .

دیه در دوران پس از اسلام:

ديه در قانون مجازات اسلامى، که پیش از اسلام وجود داشته، پیشینه تاریخی دارد و مناسب با احوال و عقلانیت آن منطقه و فلسفه حقوقی مشخص وضع شده است. از این لحاظ فلسفه وضع آن، ناشناخته نبوده و جنبه ماورایی نداشته است. برای این وضع شده تا کسی که اقدام به جنایت خطایی کرده، ضرر و زیان ناشی از فقدان فرد را جبران گردد، و به عنوان جریمه بر مجرم اعمال مى‏شود تا بر شخص مرتكب قتل يا جرح بار ‏شود. البته ميزان و مقدار آن در روایات نبوی و اهل بیت (ع) با اقرار و تأیید از روش گذشته مشخص شده، اما روشن است که این قانون کیفری، همه آن چیزی نبوده که در جزیرة العرب و پیش از اسلام جریان داشته است؛ زیرا احکام کیفری اسلام هر چند از متن واقعیات و نیازهای آن عصر برخاسته، و مسائل و مشکلات آن منطقه را در نظر گرفته، اما این گونه نبوده که همه قوانینی بوده که پیش از آن عمل می شده است. برای نمونه در آنجا ديه رئيس قبيله بيش از ساير افراد بود. ديه فرد عادى از قبيله اى كه قوى تر بود، بيش تر از ديه قبيله ضعيف بود; ديه مرد دو برابر زن بود; ديه فرد آزاد بيش تر از ديه بنده بود; اگر كسى امكان پرداخت بدهى خود را نداشت، بنده طلب كار خود مى شد; خانواده در تحويل جانى به حاكم و رئيس قبيله مسئول بود و چنان چه مجرم فرارى می شد و او را تحويل نمی دادند، اموال آن ها ضبط و تا زمان تحويل جانى، مصادره مى شد[8]. اما قرآن همه آنها را نپذیرفت و تنها یک دسته از این احکام را امضا کرد و برخی دیگر را رد کرد، و برخی دیگر را به سکوت گذراند. مثلا در باب قصاص بر اين نكته تأكيد کرد كه اگر فردی از قصاص گذشت و خواست دیه بگیرد، ديه فرد، به اندازه خودش است و نه بیشتر و یا کمتر وهمه در این پرداخت يكسان می باشند: «وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»[9].  و باز در قصاص هم فرمود: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى»[10].و حتى بیان کرد که اگر قرار است قصاصِ عضو صورت گيرد (هر كسى مى خواهد باشد) شبيه همان عضو بايد باشد، نه غير آن: «وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ ». [11] و در جاى ديگر فرمود: « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ»[12]. در جاى ديگر نیز در تأكيد بر اين مسئله كه اين قانون سابقه طولانى در شريعت موسوى دارد، مى فرمايد: «وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ»[13]. از این رو، قانون جاهلى ياد شده (اگر قبيله اى قوى تر است، پس ديه او بيش تر است) را رد مى كند و مى گويد: «النَّفْسَ بِالنَّفْسِ» و نه بيش تر[14].

در چنين محيطى كه زن از هر سو مورد ستم قرار مى گرفت و به حقوق مسلّم وى تجاوز مى شد، با ظهور اسلام، تمام سنت هاى غلط، باطل اعلام شد و زن از قيد و بندهاى جاهليت آزاد گرديد.

در اسلام، زن مظهر صفا و صداقت، منبع ايثار و كرامت و كانون عاطفه، مهربانى و مايه آرامش است. غالب مردهاى موفق در دامن مادران پرورش يافته و در كنار همسران خويش به قله هاى رفيع علم و دين صعود كرده اند. آنان همه كاميابى هايشان را مديون فداكارى هاى مادران و همسران خويشند. از اين رو، اسلام آداب و رسوم جاهلى را مورد انتقاد قرار داده و زنده به گور كردن دختران را نيز به شدت محكوم كرده است.

اسلام همواره بر حفظ جايگاه زن و احترام به مقام مادر و همسر، تأكيد فراوان نموده است. پيشوايان دينى نيز به نقش و جايگاه زن اشاره كرده و رعايت حقوق آنان را امرى لازم شمرده اند. رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود: بهشت زير پاى مادران است. و هر چه ايمان بندگان خدا فزونى يابد، دوستى و محبت آنان به زنان نيز فزونى مى يابد. و نيز فرمود: گرامى نمى دارند زنان را مگر انسان هاى كريم و بزرگوار و به آنان اهانت نمى كنند و سبك نمى شمارند مگر انسان هاى پست و فرومايه.[15]همچنين امام صادق(عليه السلام) فرمود: از جمله اخلاق پيامبران، دوست داشتن زنان بوده است[16].

سيره پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نيز حكايت از احترام به حقوق زنان و پاسداشت حرمت آنان دارد. در حديثى آمده است كه به پيامبر خبر دادند خداوند به او دخترى داده است. پيامبر(صلى الله عليه وآله) نگاهى به صورت يارانش نمود، ديد آثار ناخشنودى در چهره آنان نمايان گرديد. آن حضرت فرمود: «مالكم! ريحانة أشمها، و رزقها على الله عزّوجلّ!»[17].

 اين چه حالتى است كه در شما مى بينم! خداوند گلى خوشبو به من داده آن را مى بويم، اگر غم روزى او را مى خوريد ،روزيش با خداست.

بنابراين از نظر اسلام، زن در خلقت انسانى، كامل است، زن و مرد در اصل خلقت هيچ گونه تفاوتى با يكديگر ندارند و از نظر ارزشى نيز هيچ يك از ديگرى برتر نيست. اسلام تنها ملاك برترى انسان ها بر يكديگر را داشتن تقواى الهى مى داند[18].

 در نگرش متعالى اسلام، نظام آفرينش مسئوليت هاى متفاوتى را بر عهده زن و مرد نهاده است. طبيعى است كه مسئوليت هاى متفاوت، حقوق و تكاليف متفاوتى را نيز در پى خواهد داشت. و اين تفاوت نه به معناى تبعيض، بلكه به معناى عدالت و بر اساس حكمت است.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

هدف از تحقیق:

هدف از انتخاب موضوع تحت عنوان بررسی تطبیقی تاثیر جنسیت در میزان دیه و قصاص در فقه شیعه و حقوق کیفری ایران یافتن پاسخ پرسشهایی در این زمینه در جامعه با توجه به اهمیت حضور و زیبندگی خلقت بشری چه مرد و چه زن و تاکید قران کریم مبنی بر عدم تبعیض آفرینش آنان با توجه به اینکه ملاک برتری و فضیلت هر یک در تقوای الهی است،لیکن چرا در نظام فقهی و به تبع ان در نظام حقوقی ایران تفاوتهایی از جهات برخورداری از جایگاه دیه و قصاص محسوس می باشد . لذا با طرح پرسشهایی در این زمینه و یافتن پاسخهایی موجه با رعایت انصاف و پرهیز از پیش داوری آنچه را که فقهاو منابع منتسب بدانان پرداخته اند،جمع آوری و در این پایان نامه و تحقیق گرد آوری شده تا شاید مفید فایده گردد و امید است فعالیت آیندگان به تکامل قصور این تحقیق مدد بخشند که موجب امتنان خواهد بود.

د ) پرسشهای تحقیق:

1-آیا حکمتهای معرفی شده در مقام توجیه تفاوتهای زن و مرد در دیه و قصاص قابل دفاع می باشد؟

2-آیا حکم به تصنیف دیه زن نسبت به مرد از احکام تعبدی و لایتغیر است یا اینکه با توجه به مقتضیات زمان می توان احکام دیگری صادر نمود؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در فقه امامیه و  حقوق کیفری ایران   با فرمت ورد

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه : بررسی دیدگاه‌های مرتبط با اصلاح و بازپروري بزهكاران در زندان

Author: 92