سایت دانلود پایان نامه های حقوق

عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در فقه امامیه و  حقوق کیفری ایران

مفهوم صحیح آیه 179 سوره بقرهاینگونه شرح داده شده است  :

به نظر مى‏رسد از آیه 179 سوره بقره نمى‏توان تبعیض بین مرد و زن در امر قصاص را استنباط نمود و آیه شریفه مزبور نیز در مقام بیان این مطلب نیست. نسبت ناسخ و منسوخ و یا حتى عام و خاص هم که بعضى از فقها و مفسرین[1] گفته‏اند بین آیه مزبور و آیه 45 سوره مائده وجود ندارد و هر دو آیه در یک جهت و با بیان مختلف و در موقعیت‏بیانى خاص خود در مقام تبیین وجود حکم قصاص در مورد قتل و متعادل بودن آن هستند و با یکدیگر تعارض ندارند. در آیه 45 سوره مائده مطلب به صورت اخبار از حکم موجود در تورات بیان گردیده و در آیه 179 سوره بقره با بیان تفصیلى‏تر بر تشریع حکم قصاص براى مسلمانان تاکید شده است.
تقریبا مى‏توان گفت مفسرین در شان نزول آیه 179 سوره بقره متفق‏القولند که در بین اعراب جاهلى در زمان و محیط نزول قرآن، قصاص و یا به هر تعبیر بهتر انتقام‏گیرى شناخته شده بود و رواج داشت ولى حد و ضابطه مشخصى براى آن وجود نداشت. چگونگى حل موضوع بستگى به میزان قدرت و عصبیت قبیله قاتل یا مقتول داشت، نه قبیله قاتل حاضر بود او را تحویل دهد و به قصاص برساند و نه قبیله مقتول راضى بود که فقط قاتل را قصاص نماید. و گاه در مقابل یک مقتول دهها نفر به قتل مى‏رسیدند و گاهى هم موافقت‏نامه‏اى بین طرفین برقرار مى‏شد قبیله‏اى که قدرت بیشترى داشت مقرر مى‏کرد که در برابر هر برده‏اى که از او کشته مى‏شود، آزادى را بکشد و در برابر زنى که به قتل مى‏رسد، مردى را به قتل برساند. اسلام این طریق ناپسند را منسوخ ساخت و با نزول آیه فوق الذکر خواست این حکم را تشریع نماید که در مقابل مقتول قاتل را باید قصاص کرد و نه کس دیگر را خواه آزاد باشد یا برده مرد باشد یا زن[2].

این آیه چیزى بیش از این را نمى‏رساند و هیچ تعارض و تنافى هم با بیان کلى مذکور در آیه 45 سوره مائده ندارد. از آیات قرآنى هم نمى‏توان پست‏تر بودن و کم ارزشتر بودن جنس زن را نسبت‏به مرد استنباط کرد و آن را به عنوان یک اصل مسلم تلقى کرد و آیه را با این تلقى معنى نمود.

آیه 93 سوره نساء:

خداوند درسوره نساء آیه 93 در مورد قتل عمد می فرماید:

« وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً؛

و هر كسى فرد با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است كه جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏كند و از رحمتش او را دور مى‏سازد و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.»

از امام صادق (ع)سوال شد : ایا برای کسی که موّمنی را  به عمد بکشد توبه ای وجود دارد؟

حضرت فرمود:اگر او (مقتول)را به خاطر ایمانش کشته باشد ؛ توبه ای برای او (قاتل)نیست و اگر او را به سببی از اسباب دنیا مثل غضب و … کشته باشد ؛ توبه او آن است که کشته شود به مثل مقتول (قصاص شود)

مطلب مشابه :  پایان نامه برسی توقیف واهی اموال از طرف دعوی

فی الکافی و العیاشی عن الصادق(ع) : آنه سئل عن الموّمن یقتل المومن متعمداً له توبه؟« فقال: ان کان قتله لایمانه فلا توبه له ف و ان کان قتله لغضب او لسبب شی ء من امر دنیا فان توبته ان یقاد منه»بعد از بیان حكم قتل خطا در این آیه به مجازات كسى كه فرد با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند اشاره مى‏كند. از آنجا كه آدم‏كشى یكى از بزرگترین جنایات و گناهان خطرناك است و اگر با آن مبارزه نشود، امنیت كه یكى از مهمترین شرائط یك اجتماع سالم است به كلى از بین مى‏رود. قرآن در آیات مختلف آن را با اهمیت فوق العاده‏اى ذكر كرده است، تا آنجا كه قتل بى‏دلیل یك انسان را همانند كشتن تمام مردم روى زمین معرفى مى‏كند.

«مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً؛

آن كس كه انسانى را بدون اینكه قاتل باشد و یا در زمین فساد كند بكشد، گویا همه مردم را كشته است»[3]  به همین دلیل در آیه مورد بحث نیز براى كسانى كه فرد با ایمانى را عمدا به قتل برسانند چهار مجازات و كیفر شدید اخروى (علاوه بر مسئله قصاص كه مجازات دنیوى است) ذكر شده است:

1)  خلود یعنى جاودانه در آتش دوزخ ماندن وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها.

2)  خشم و غضب الهىَ و غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ
3)   دورى از رحمت خدا و لعنه                                                                 .
4)     مهیا ساختن عذاب عظیمى براى او و أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً.

و به این ترتیب از نظر مجازات اخروى حد اكثر تشدید در مورد قتل عمدى شده است، به طورى كه در هیچ مورد از قرآن اینچنین مجازات شدیدى بیان نگردیده و اما كیفر دنیوى قتل عمد همان قصاص است.

آیه 45 سوره مائده:

«وکتبنا علیهم فیها ان النفس به النفس…و الجروح القصاص»

و بر ایشان حکم کردیم نفس را در مقابل نفس قصاص کنند  و جروح قصاص دارد.

سیاق آیه خصوصاً با توجه به جمله «الجروح قصاص»می رساند که منظور،بیان حکم قصاص ،در اقسام جنایات از قتل و بریدن و جرح می باشد ؛بنابر این مقابله ای که در جمله ی «النفس بالنفس» و سایر جمله ها واقع شده است؛ مقابله ی میان شخص (مقتص له) که به نفع او قصاص می شود و( مقتص به) یعنی چیزی که به عنوان قصاص گرفته  یا انجام می شود ،می باشد.و منظور این است که در باب قصاص جان با جان و چشم با چشم برابر است .بنا بر این «باء»در «بالنفس» و غیره به اصطلاح برای مقابله بوده و مفید . در نتیجه معنای این جمله های پی در پی این میگردد که تنی به سبب تنی کشته می شود و چشم به سبب چشم در آورده و کور می گردد … خلاصه هر یک از جان و اعضای بدن با مثل خود قصاص می شوند.

در فقه القرآن آمده است :

و معنای (النفس بالنفس) این است زمانی که نفسی ، نفس دیگری را از روی عمد بکشد پس آن نفس مستحق قود است یعنی به سبب قتل نفس دیگری کشته می شود و علت این حکم را چنین متذکر میشود[4] .

-1   و جروح قصاص است چرا که اصل قصاص این است که تبعیت شود از فعل قاتل به خودش ،پس درست مثل فعلی که او (قاتل) انجام داده است روی خودش انجام می گیرد .

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه:بررسی حقوقی اعتبارات اسنادی براساس ucpو ucc

2- و جزای گناه و بدی ، بدی است مانند همان گناه… پس کسی که بر او جنایت واقع شده(در اینجا اولیای دم) حق دارد که با جانی عین فعل خودش را انجام دهدبدون زیادتی در آن .

هر چند لحن ظاهرى آیه صورت اخبارى دارد ولى با توجه به آیات بعدى مى‏توان فهمید که این احکام از زمره احکامى است که مورد تصدیق و تایید شریعتهاى بعدى یعنى شریعت مسیحیت و اسلام نیز هست.

موضوعي كه در اين جا لازم است بدان پرداخته شود، ارتباط اين آيه با آيه 178سوره بقره  است تمام مفسران شيعه قائل هستند كه رابطه اين دو آيه عام و خاص است، و مي‏توان يكي را بر ديگري حمل كرد، بدون اينكه تناقضي پيش آيد، اين آيه عام و آيه قبل خاص است و در اصول گفته شده است كه در صورت تنافي عام به خاص حمل مي‏شود. اگرچه اهل تسنن قائل به ناسخ بودن اين آيه هستند.

مرحوم علامه طباطبايي هم مي‏فرمايند: «نسبت اين آيه (بقره 178) با اين سخن خداي تعالي كه مي‏فرمايد: جان در برابر جان، نسبت تفسيري است. پس وجهي براي اين سخن كه اين آيه ناسخ آن آيه است، پس آزاد در برابر بنده و مرد در برابر زن كشته نمي‏شود، باقي نمي‏ماند.»[5] در نظرگاه قطب راوندي نيز آمده است كه: آيه با صراحت بيان مي‏كند كه ما بر يهود چنين حكمي را واجب كرديم در حالي كه شريعت آنان به شريعت اسلام نسخ شده است. و معنا ندارد كه آيه مزبور را ناسخ آيه 178 از سوره بقره بدانيم.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

هدف از تحقیق:

هدف از انتخاب موضوع تحت عنوان بررسی تطبیقی تاثیر جنسیت در میزان دیه و قصاص در فقه شیعه و حقوق کیفری ایران یافتن پاسخ پرسشهایی در این زمینه در جامعه با توجه به اهمیت حضور و زیبندگی خلقت بشری چه مرد و چه زن و تاکید قران کریم مبنی بر عدم تبعیض آفرینش آنان با توجه به اینکه ملاک برتری و فضیلت هر یک در تقوای الهی است،لیکن چرا در نظام فقهی و به تبع ان در نظام حقوقی ایران تفاوتهایی از جهات برخورداری از جایگاه دیه و قصاص محسوس می باشد . لذا با طرح پرسشهایی در این زمینه و یافتن پاسخهایی موجه با رعایت انصاف و پرهیز از پیش داوری آنچه را که فقهاو منابع منتسب بدانان پرداخته اند،جمع آوری و در این پایان نامه و تحقیق گرد آوری شده تا شاید مفید فایده گردد و امید است فعالیت آیندگان به تکامل قصور این تحقیق مدد بخشند که موجب امتنان خواهد بود.

د ) پرسشهای تحقیق:

1-آیا حکمتهای معرفی شده در مقام توجیه تفاوتهای زن و مرد در دیه و قصاص قابل دفاع می باشد؟

2-آیا حکم به تصنیف دیه زن نسبت به مرد از احکام تعبدی و لایتغیر است یا اینکه با توجه به مقتضیات زمان می توان احکام دیگری صادر نمود؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت در قصاص و دیه در فقه امامیه و  حقوق کیفری ایران   با فرمت ورد